برو به محتوا
شیر و خورشید

گاهنامهٔ مشروطه

جنبش مشروطه

هجرت صغری و تحصن در حرم شاه عبدالعظیم
هجری شمسی

۲۳ آذر ۱۲۸۴ تا ۲۲ دی ۱۲۸۴

شاهنشاهی

۲۳ آذر ۲۴۶۴ تا ۲۲ دی ۲۴۶۴

میلادی

۱۴ دسامبر ۱۹۰۵ تا ۱۲ ژانویه ۱۹۰۶

رویداد اصلی مشروطیتسیاسی

خلاصه

خروج بیش از دو هزار تن از علما، طلاب و سران اصناف از تهران به شهرری و اقامت یک‌ماهه تا اخذ دستخط تأسیس عدالتخانه دولتی.

زمینه

در ۲۳ آذر ۱۲۸۴ دو سید با طلاب و تجار به زاویهٔ عبدالعظیم رفتند. هویت بست هنوز مشروطه نبود. تقاضاها خرد بود: عزل علاءالدوله، دلجویی مجتهد کرمان، عزل نوز، بازگرداندن تولیت مدارس، تنبیه عسکر گاریچی، لغو مالیات تمبر بر مستمری علما. انجمن‌های مخفی آمدند که این فهرست را به حکومت قانون بکشند. گفتار نوزدهم یک ماه بست، دستخط، بازگشت و شکست عدالتخانه را تا جلسهٔ ۸ اردیبهشت می‌برد.

چه رخ داد

۱. تقاضاهای صنفی و ورود انجمن‌ها

عین‌الدوله تولیت مدرسهٔ خان مروی را از خاندان آشتیانی گرفت. عسکر گاریچی امتیاز کالسکهٔ جادهٔ تهران قم داشت و شایعهٔ دست‌درازی به زن مسافر به نامش بود. مالیات ده درصدی نوز بر حقوق دیوانی به علما هم می‌خورد. تا باغ میکده و انجمن مخفی داخل صحن نشدند، سخن از مجلس نبود. ملک‌المتکلمین از سالارالدوله، پسر سوم شاه و حاکم غرب، پول غذا گرفت؛ هوس تاج، نه مشروطه. شیخ مهدی، پسر شیخ فضل‌الله، برخلاف پدر به متحصنین پیوست.

۲. لوایح بی‌نام به دو سید

۵ دی در صحن عریضه‌ای به بهبهانی پخش شد؛ ۸ دی عریضه‌ای به طباطبایی. هر دو در واقعات اتفاقیه است. متن کامل را در ورقهٔ لوایح آورده‌ایم. مضمون اول تهدید محترمانه است: در سرما آمدید، چرا عرایض را اعلام نمی‌کنید؛ صبر ما حد دارد. مضمون دوم این است که سواد مستدعیات را از دست سید عبدالحسین روضه‌خوان و عضدالدوله خوانده‌اند و می‌گویند تعدی حکام و مواجب سرباز در عریضه نیست. دولت‌آبادی‌ها نامهٔ علما برای سفیر عثمانی را دیدند و مأیوس شدند. یحیی پیش از تحویل، سطر «قراردادی در اصلاح کلیه امور با رعایت حقوق علما» را افزود. ملک‌المتکلمین شرح نوشت:

«مراد از قرارداد در اصلاح کلیه امور، تاسیس دیوان عدالتی است بر طبق شرع مقدس اسلام از روی کتاب و تشکیل یک مجلس مشورتخانه ملی برای اجرای قانون مساوات در تمام بلاد ایران که فرق فیمابین وضیع و شریف گذارده نشود و هر ذیحق به حق خود برسد.»

۳. شام ۲۰ دی و دستخط عدالتخانه

عین‌الدوله امیرخان سردار، برادرزاده، را حاکم عبدالعظیم کرد. ۲۰ دی ابوالقاسم طباطبایی، میرزا مصطفی آشتیانی، میرزا محسن و اعتمادالاسلام دامادهای بهبهانی به شام رفتند و با صدراعظم روبه‌رو شدند. علاءالدوله از پیش استعفا داده بود. عین‌الدوله تنبیه گاریچی و لغو مالیات درآمد را وعده داد و گفت دستخط عدالتخانه می‌گیرد. چهار نفر باغ میکده به طباطبایی پیغام دادند به قول قانع نشوید تا متن برسد. دستخط دو پاره است: نامه به علما و فرمان به اتابک. هر دو را در ورقهٔ دستخط جدا آورده‌ایم. ۲۲ دی تحصن تمام شد و مهاجران به شهر برگشتند.

۴. ابهام عدالتخانه و تهدید خشونت

شاه گفت عدالتخانه در تمام ممالک محروسه دایر شود و کتابچه را خود دولت بنویسد. اگر معنی‌اش عدلیهٔ ولایتی باشد، آن صندوق از قدیم تعارفی بود. انقلابیون حکومت قانون می‌خواستند. خادم می‌گوید بخشی از ابهام از خود بدنه است، بخشی از دربار که نمی‌دانست چه می‌فروشد. در بست خونی نریخت. مساوات و چند تن باغ میکده تهدید کردند اگر دو سید بی‌دستاورد برگردند آن‌ها را می‌کشند؛ ناظم این را نوشته است. روز آخر زنی عریضه به کالسکهٔ شاه داد و در دالان وزیر دربار نامهٔ دوم رسید. ناظم هر دو را تهدید قتل می‌داند: یکی از انجمن مخفی، یکی از ابراهیم صحاف‌باشی باغ میکده. متن نامه‌ها نمانده است.

۵. بازگشت، تبعید سعدالدوله، تبعید سید جمال

مردم چراغانی کردند. عین‌الدوله جواد سعدالدوله وزیر تجارت را که طرف تجار چوب‌خورده بود به یزد فرستاد. سید جمال را خواست به مشهد بفرستد؛ طباطبایی وساطت کرد. سرانجام ۲ اسفند، پیش از محرم، واعظ به قم رفت تا منبر محرم تهران خاموش بماند. محرم و صفر جز منبر شیخ‌الرئیس در اسناد انگلیس جنجال تازه نداشت. علما منتظر عدالتخانه ماندند.

۶. کمیسیون نظامنامه که به جایی نرسید

شاه کمیسیونی برای کتابچهٔ عدالتخانه گذاشت. دولت‌آبادی‌ها آن را بازی وقت می‌دانستند. احتشام‌السلطنه از برلین اواسط دی رسید، درست وقتی برادرش استعفا می‌داد. با صنیع‌الدوله، مخبرالسلطنه، مشیرالملک و موتمن‌الملک هستهٔ جدی کمیسیون شدند. آدمیت از طرح دو مجلس تحقیق و اجرا سخن گفته؛ فرمانش منتشر نشده. شاه ایراد گرفت و طرح مرد. همان چهار تن چند ماه بعد نظامنامهٔ انتخابات مجلس را نوشتند.

۷. جلسهٔ ۸ اردیبهشت در دربار

احتشام طباطبایی را با متن تمرین‌شده نزد عین‌الدوله برد تا عدالتخانه فراموش نشود. صدراعظم دعوت علما را پس گرفت و ۸ اردیبهشت رجال را خواند که بگویند عدالتخانه به مصلحت هست یا نه. امیربهادر گفت حکم آخر با شاه است و گوشمال بی‌چون‌وچرا. احتشام مشروطه را به نام خواند. حاجب‌الدوله گفت زیر بار مشروطیت نمی‌رویم. ناصرالملک گفت هنوز زود است. متن خاطرات در ورقهٔ کمیسیون است. فردا شاه احتشام را رئیس کمیتهٔ مرز عثمانی کرد: تبعید محترمانه. ۲۴ اردیبهشت شاه سکته کرد و نیمهٔ چپ فلج شد.

ورقهٔ وابسته

لوایح بی‌نام خطاب به بهبهانی و طباطبایی در صحن عبدالعظیم

لوایح بی‌نام در صحن حرم دو سید را ترساند که فهرست خرد را رها کنند و عدالتخانه را نگاه دارند.

«له الحمد و له الشکر که امروزه علمای حقه‌ی اسلام به جهت رفع ظلم و طریقه حقه، عدالتخواهی را موفق شده‌اند که به تکالیف خود رفتار نمایند. و از شئونات ظاهری خود صرفنظر کرده با علیلی مزاج و پیری و شکستگی در این هوای سرد زمستان از خانه و عیال و آسایش خود کناره کرده... خودشان لیلاً به زاویه مقدسه متحصن شده، حرمت امامزاده محترم را در پیش شاه شفیع کرده که عرایض حقه آنها را بشنوند. و تاکنون معلوم نشده که عرایض این آقایان چیست. هرکس به خیال خود کلامی می‌گوید... از اول دولت قاجاریه تا آخر سلطنت شاه شهید که مالیات ایران نصف حالیه نبود، دولت سرباز و سوار و توپ داشته... در عصر این پادشاه مالیات ایران دو مقابل متجاوز است. کارخانجاتی یا راه‌آهنی یا شهری یا سدی یا امور خیری احداث شده؟ نشده. این قروض چندین ساله پی‌درپی برای چه بود؟ چون مالیات حقوق رعیت است که به جهت ثروت دولت و آسایش خود و آبادی مملکت می‌دهد، پس حق دارند که بفهمند این پولها به کجا خرج می‌شود. ما که از حیوان پست‌تر نیستیم... منتهی ما مسلمانها هم به جهت خونریزی تاکنون ملاحظه کرده‌ایم، هم به ملاحظه شاهدوستی. و الا از هیچ قومی ضعیفتر نیستیم.»
متن کامل این ورقه

ورقهٔ وابسته

دستخط مظفرالدین‌شاه در تأسیس عدالتخانهٔ دولتی

دستخط شاه همان کاغذی است که بست صغری را بست و عدالتخانه را به عدلیهٔ ولایات فروکاست.

«جنابان مستطابان شریعتمداران، علمای عظام سلمهم الله تعالی. جنابان آقا میرزا مصطفی و آقا میرزا ابوالقاسم و آقا میرزا محسن و اعتمادالاسلام را که برای اظهار مطالب خودتان نزد جناب اشرف اتابک اعظم فرستاده بودید، از شرح پیغامات شما مطلع شدیم. این مسئله را باید عموم علمای عظام بدانند که رأفت و معدلت ما همیشه به افراد رعیت شامل بوده، خصوصاً نسبت به علمای اعلام که دعاگوی دولت و خیرخواه شخص سلطنت هستند کمال اعتقاد و التفات داشته، در مقاصد حقه آنها همیشه نهایت توجه کرده‌ایم. حالا هم که شرح اظهارات شما را جناب اشرف اتابک اعظم عرض کرد، در صدر عریضه او دستخطی صادر شده است که برای شما خواهند فرستاد. با کمال امیدواری به شهر آمده، به اتفاق جناب اشرف اتابک اعظم شرفیاب شوید که حسن ظن و کمال رأفت و عقیدت خودمان را مشافهتاً نیز به آن جنابان انحاء و اظهار کنیم و با نهایت آسودگی و امیدواری به دعای دولت و مزید تأییدات و توفیقات ما اشتغال ورزید.»
متن کامل این ورقه

پیامد

دستخط آمد و نهاد نیامد. بست صغری عدالتخانه را بر کاغذ نشاند. نامهٔ طباطبایی، تبعید رشدیه و هجرت کبری ادامهٔ همین شکست است.

سال‌شمار

  1. ۲۳ آذر ۱۲۸۴

    شاهنشاهی ۲۳ آذر ۲۴۶۴

    میلادی ۱۴ دسامبر ۱۹۰۵

    شروع بست

    خروج علما و اصناف به شاه‌عبدالعظیم.

  2. ۵ دی ۱۲۸۴

    شاهنشاهی ۵ دی ۲۴۶۴

    میلادی ۲۶ دسامبر ۱۹۰۵

    لایحه به بهبهانی

    اعلامیهٔ بی‌نام در صحن حرم.

  3. ۲۲ دی ۱۲۸۴

    شاهنشاهی ۲۲ دی ۲۴۶۴

    میلادی ۱۲ ژانویه ۱۹۰۶

    دستخط و بازگشت

    پایان هجرت صغری پس از صدور فرمان عدالتخانه.

  4. ۸ اردیبهشت ۱۲۸۵

    شاهنشاهی ۸ اردیبهشت ۲۴۶۵

    میلادی ۲۸ آوریل ۱۹۰۶

    نطق احتشام در دربار

    نامیدن مشروطه در جمع رجال.

داوری منابع

ناظم‌الاسلام کرمانی — تاریخ بیداری ایرانیان
بست عبدالعظیم

ناظم‌الاسلام روزشمار بست‌نشینی و فرآیند تغییر تقاضاها به سمت عدالتخانه را ثبت کرده است.

دوره

پادشاه

کسان