جنبش مشروطه
۸ اردیبهشت ۱۲۸۵
شاهنشاهی
۸ اردیبهشت ۲۴۶۵
میلادی
۲۸ آوریل ۱۹۰۶
این ورقه بخشی از بست شاه عبدالعظیم و خواست عدالتخانه است. کمیسیون درباری عدالتخانه همان وعدهٔ پوچی بود که بست عبدالعظیم گرفت و عینالدوله کشت.
خلاصه
نشست وزرا و رجال دربار به دعوت عینالدوله پیرامون عدالتخانه، که با نطق ساختارشکنانه احتشامالسلطنه در دفاع از تفکیک قوا و سلطنت مشروطه به تشنج کشیده شد.
زمینه
پس از بازگشت از عبدالعظیم، شاه کمیسیون نظامنامه گذاشت و عینالدوله آن را به اتلاف وقت برد. ۸ اردیبهشت ۱۲۸۵ رجال را خواند تا عدالتخانه را به مصلحت ملک رد کنند. احتشامالسلطنه رشته را از دست امیربهادر گرفت. گفتار نوزدهم این مجلس را از خاطرات خود او میخواند؛ دولتآبادی، شریف کاشانی، ناظم و گزارش انگلیس همان محتوا را تأیید میکنند.
چه رخ داد
۱. پرسش صدراعظم و دفاع امیربهادر
احتشام نوشته است:
«در آن جلسه حضرت والا صدراعظم همان ورقه سابقالذکر را از جیب خود درآورده و قرائت کردند و سپس مطالبی را به تفصیل بیان داشتند و در خاتمه گفتند: در موقع تحصن علما و بازاریان در زاویه مقدسه حضرت عبدالعظیم ذات مبارک ملوکانه به متحصنین وعده دادند که عدلیه و عدالتخانه به مردم بدهند و اکنون شما که رجال برگزیده و معتمد شاه و دولت هستید به این مجلس دعوت شدهاید تا عقاید و نظرات خودتان را در این زمینه بیان کنید. که آیا چنانچه به علما و تجار و طلاب و غیره وعده شده باید در تشکیل عدالتخانه اقدام کرد؟ و اصولاً تشکیل این عدالتخانه به مصلحت ملک و ملت و شاه و دولت هست یا خیر؟»
امیربهادر برخاست که حکم قطعی محکمه با شخص پادشاه باشد و برای گوشمال احدی حق چونوچرا نداشته باشد.
۲. پاسخ احتشام و نام مشروطه
احتشام به امیربهادر گفت:
«آقا ایجاد عدالتخانه یا اصلاح عدلیه برای آن است که دیگر احکام دلخواه و کیفی و خارج از مجرای قانون و عدالت از میان برود. چه مناسبتی دارد که شاه در احکام عدلیه و مسائل حقوقی که فقط قضات صالح و مستقل باید حکومت کنند، مداخله بنماید. ابداً چنین امتیازی در هیچ مملکتی به هیچ یک از سلاطین ندادهاند و نمیدهند... تمام این شکایات و هیاهو برای این است که اینگونه احکام کیفی و خودخواهانه دیگر صادر نشود.»
چون گفتند قاجار باید اقتدار شاه را نگاه دارد، پاسخ داد اساس سلطنت بر آب است و میخواهد پادشاه ایران امیر بخارا نباشد، امپراتور آلمان باشد، و این نمیشود مگر حکومت قانون. حاجبالدوله گفت:
«نه نه، این مشروطیت است و ما زیر بار آن نمیرویم.»
ناصرالملک در خلوت هم گفته بود هنوز زود است. امیربهادر و حاجبالدوله با تغیر بیرون رفتند.
۳. هشدار به عینالدوله و تبعید مرزی
عینالدوله گفت احتشام خیلی درست و درشت میگویی. احتشام پرسید فردا که از هر گوشه پنجاه هزار تن با چوب و چماق همین را بخواهند چه میکنید؛ بهتر است امروز به رضا بدهید آنچه را فردا به زور میگیرند. شب باغ شاه شایع شد کار او خراب است. شاه او را رئیس کمیتهٔ تعیین مرز با عثمانی کرد. از پاییز ۱۲۸۴ قشون عثمانی در ساوجبلاغ مکری نشسته بود. احتشام تا پس از فرمان مشروطه در مرز ماند. بهبهانی در همین هفتهها به استفتای مبهم سفارت عثمانی دربارهٔ تحریک کفار فتوا داد؛ دولتآبادی و احتشام جنجال کردند؛ بهبهانی به سفارت رفت و کاغذ را پاره کرد.
پیامد
تابوی واژهٔ مشروطه در دربار شکست. عدالتخانه همچنان بر کاغذ ماند. راه هجرت کبری از همین بنبست باز شد.
سالشمار
۸ اردیبهشت ۱۲۸۵
شاهنشاهی ۸ اردیبهشت ۲۴۶۵
میلادی ۲۸ آوریل ۱۹۰۶
جلسهٔ رجال
نطق احتشامالسلطنه و خروج امیربهادر از مجلس.
داوری منابع
احتشام شرح کامل مجلس رجال و نزاع با امیربهادر را نوشته است.
خادم این جلسه را نخستین نامیدن صریح مشروطه درون دربار میداند.
دوره
پادشاه
کسان
- محمودخان احتشامالسلطنهدیپلمات تجددخواه؛ رئیس مجلس اول شورای ملی
ایراد نطق دفاع از مشروطیت و حاکمیت قانون در برابر مستبدان.
- عبدالمجید میرزا عینالدولهصدراعظم آغاز جنبش؛ سپس فرماندهٔ سپاه دولتی بر تبریز
تلاش برای رد عدالتخانه و تبعید احتشامالسلطنه به مرز عثمانی.
- حسینپاشاخان امیربهادر جنگوزیر دربار و فرماندهٔ قشون ضد مشروطه
دفاع سرسختانه از استبداد نظامی و سرکوب قهرآمیز.