برو به محتوا
شیر و خورشید، نشان تاریخی ایران

گاهنامهٔ مشروطه

جنبش مشروطه

هنگامهٔ مسجد شاه و منبر سید جمال واعظ

هجری شمسی

شاهنشاهی

۲۲ آذر ۲۴۶۴

میلادی

۱۳ دسامبر ۱۹۰۵

رویداد فرعی و زمینه‌ایسیاسی

این ورقه بخشی از فلک کردن تجار قند توسط علاءالدوله در تهران است. هنگامهٔ مسجد شاه فردای فلک تجار است: منبر سید جمال واعظ و فریاد امام‌جمعه، همان شبی که دو سید کوچ به عبدالعظیم را گذاشتند.

خلاصه

فردای فلک تجار قند، بازار به مسجد شاه رفت. سید جمال‌الدین واعظ اصفهانی بر منبر شرط مسلمانی شاه را گفت و حاج میرزا ابوالقاسم امام‌جمعه او را بابی خواند. دو سید همان شب کوچ به عبدالعظیم را گذاشتند.

زمینه

فردای فلک تجار قند، بازار به مسجد شاه رفت. تولیت با حاج میرزا ابوالقاسم امام‌جمعه بود، داماد شاه. کسروی این هنگامه را پل میان چوب و خروج به عبدالعظیم می‌نویسد.

چه رخ داد

۱. منبر سید جمال واعظ و فریاد امام‌جمعه

سید جمال‌الدین واعظ اصفهانی، که با سید جمال اسدآبادی یکی نیست، بر منبر رفت و گفت:

«اعلیحضرت شاهنشاه اگر مسلمان است با علمای اعلام همراهی خواهد فرمود و عرایض بیغرضانه علماء را خواهد شنید... و الا اگر...»

امام‌جمعه برآشفت:

«ای سید بیدین، ای لامذهب، بی‌احترامی بشاه کردی. ای کافر، ای بابی، چرا بشاه بد میگویی؟...»

سید جمال پاسخ داد که بی‌احترامی نکرده و کلمهٔ «اگر» معنا دارد. امام‌جمعه کسان خود را خواند که بزنند. دو سید به همراهان گفتند دستی درنیاورند.

۲. تصمیم کوچ

طباطبایی همان شب گفت اگر در شهر بمانند عین‌الدوله امام‌جمعه را به جنگ حیدری و نعمتی برانگیزد، و اگر به تجار نپیوندند خواهند گفت ملایان قند را گران کردند. پس بهتر است چند روزی در شهر نباشند و به عبدالعظیم بروند.

پیامد

خروج فردا بست صغری شد. کسروی نامهٔ هوادار شیخ فضل‌الله را که کتک دو سید را بزرگ می‌نماید دروغ می‌شمارد.

داوری منابع

احمد کسروی — تاریخ مشروطهٔ ایران
گفتار دوم؛ پیش آمد مسجد شاه

کسروی منبر سید جمال واعظ اصفهانی را در مسجد شاه می‌آورد، و فریاد امام‌جمعه را که او را بی‌دین و بابی خواند. نامه‌ای را که هوادار شیخ فضل‌الله کتک دو سید را بزرگ نموده دروغ می‌شمارد.

دوره

پادشاه

کسان