جنگ و برافتادن قاجار
برکناری سرهنگ استاروسلسکی و افسران روس دیویزیون قزاق
شاهنشاهی
۴ آبان ۲۴۷۹ تا ۱۵ آبان ۲۴۷۹
میلادی
۲۶ اکتبر ۱۹۲۰ تا ۶ نوامبر ۱۹۲۰
این ورقه بخشی از جمهوری شوروی گیلان است. سلطان احمد شاه قاجار پس از پیاده شدن نیرو در انزلی، افسران روسی بریگاد قزاق را در آبان ۱۲۹۹ از فرماندهی برداشت.
خلاصه
سرهنگ وسوولود استاروسلسکی، افسر روس و آخرین فرماندهٔ روس دیویزیون قزاق ایران، در ۴ آبان ۱۲۹۹ خورشیدی (۲۴۷۹ شاهنشاهی) به فرمان سلطان احمد شاه قاجار برکنار شد. همهٔ افسران روس دیویزیون نیز با او کنار رفتند. این برکناری را هرمن نورمن، وزیرمختار بریتانیا، و ژنرال ادموند آیرونساید، فرماندهٔ نیروی بریتانیا در شمال ایران، پس از شکست قزاقها در گیلان از سلطان احمد شاه قاجار خواستند. میرزا حسنخان مشیرالدوله پیرنیا، رئیسالوزرا، با پذیرفتن فرماندهی افسران انگلیسی بر قزاقها مخالف بود و استعفا داد و فتحاللهخان اکبر سپهدار رشتی جای او را گرفت. سلطان احمد شاه قاجار سردار همایون را به فرماندهی دیویزیون گماشت و سرهنگ دوم هنری اسمایت، افسر بریتانیایی، اختیار واقعی آن را در دست گرفت. برکناری استاروسلسکی نفوذ روسیه را در تنها نیروی منظم ایران پس از نیم قرن پایان داد و راه را برای برآمدن میرپنج رضاخان، فرماندهٔ آتریاد همدان، در کودتای ۳ اسفند ۱۲۹۹ گشود.
زمینه
به نوشتهٔ غنی، ناصرالدین شاه قاجار در سفر دوم خود به اروپا در ۱۲۵۷ خورشیدی رژهٔ قزاقها را در روسیه دید و از تزار خواست که نیرویی همانند آن در ایران پدید آید. روسها در ۱۲۵۸ خورشیدی (۲۴۳۸ شاهنشاهی) بر پایهٔ موافقتنامهای چهلساله بریگاد قزاق را با سربازان ایرانی و فرماندهان روس بنیاد نهادند. غنی شمار افراد دیویزیون را در ۱۲۹۵ خورشیدی ۷۸۶۶ تن مینویسد. سرلشکر حسن ارفع در خاطرات خود، «زیر فرمان پنج پادشاه»، مینویسد که روسها در جنگ جهانی نخست بریگاد را به دیویزیون گسترش دادند و شمار افسران و درجهداران روس و توپها و مسلسلهای آن را افزودند.
پس از انقلاب فوریهٔ ۱۹۱۷ روسیه، دولت موقت آلکساندر کرنسکی بارون مایدل، فرماندهٔ تزاری دیویزیون، را فراخواند و سرهنگ کلرژه را به جای او فرستاد. سیروس غنی، تاریخنگار، در «ایران و برآمدن رضاشاه» مینویسد که کلرژه در تفلیس با استاروسلسکی، همکار پیشین خود، دیدار کرد. استاروسلسکی پیشتر در یک هنگ تاتار خدمت کرده بود و آن هنگ تازه منحل شده بود. کلرژه معاونت دیویزیون را به او پیشنهاد کرد و او را با خود به تهران برد. به نوشتهٔ غنی، استاروسلسکی، به انگیزهٔ شخصی یا مسلکی، کلرژه را به هواداری از بلشویکها متهم کرد و از سلطان احمد شاه قاجار برکناری او را خواست. پادشاه دخالت نکرد و استاروسلسکی به افسران ارشد ایرانی روی آورد. ارفع مینویسد که کلرژه به افسران ایرانی میگفت که در کشور خود هستند و دیویزیون از آنِ ایران است و کار مربیان روس تنها آموزش دادن و بازگشتن به روسیه است. به نوشتهٔ ارفع، همین سخنان افسران روس را ناخشنود کرد.
ملکالشعرای بهار در «تاریخ مختصر احزاب سیاسی» یادداشتهای سرهنگ قهرمانی، از افسران قزاق، را آورده است. به روایت قهرمانی، سرهنگ فیلارتوف، فرماندهٔ روس آتریاد همدان و دوست نزدیک استاروسلسکی، رضاخان را که فرماندهٔ گردان پیادهٔ آتریاد بود، به همکاری خواند. گردان پیادهٔ آتریاد همدان در ۲۸ بهمن ۱۲۹۶ (۲۸ دلو؛ ) قزاقخانه را گرفت و کلرژه ناچار استعفای خود را نوشت و استاروسلسکی را جانشین خود کرد. قهرمانی مینویسد که فیلارتوف موضوع را به سفارت بریتانیا خبر داده بود و نمایندگانی از سفارت به قزاقخانه آمده بودند. روایت قهرمانی دربارهٔ تردید رضاخان در آن روز داوری شخصی خود او و فیلارتوف است و با گزارش ارفع، که رضاخان را اجراکنندهٔ مؤدب این کار میداند، ناسازگار است. ارفع مینویسد که رضاخان پس از این کار به سرتیپی رسید و فرماندهی هنگ پیادهٔ گارد قزاق را گرفت. به نوشتهٔ ارفع، استاروسلسکی بعدها رضاخان را، که افسران ایرانی را گرد خود آورده بود و از وضع کشور با آنان سخن میگفت، از فرماندهی هنگ برداشت.
غنی مینویسد که استاروسلسکی تنها از سلطان احمد شاه قاجار فرمان میبرد و به نیرومندترین چهرهٔ نظامی پایتخت بدل شد. سر پرسی کاکس، وزیرمختار بریتانیا، در دی ۱۲۹۷ گزارش داد که استاروسلسکی، که بر پادشاه نفوذ فراوان دارد، «بر ضد ما و وثوقالدوله» تحریک میکند. به نوشتهٔ غنی، سلطان احمد شاه قاجار پیش از سفر اروپا در ۱۲۹۸ به استاروسلسکی دستور داده بود که در غیاب او از هیچ فرمان دولت پیروی نکند. استاروسلسکی نیز از فرمان میرزا حسنخان وثوقالدوله، رئیسالوزرا، سر باز زد. بریتانیا در آذر ۱۲۹۸ ژنرال ویلیام دیکسن را با هیئتی هفتنفره به تهران فرستاد تا قزاقها، ژاندارمری، پلیس جنوب و دیگر واحدها را در ارتشی یکپارچه ادغام کند. استاروسلسکی ادغام دیویزیون را نپذیرفت و گفت که بی تأیید دولت روسیهٔ سفید در تبعید، به ریاست سرگئی سازانوف در پاریس، نمیتواند منافع روسیه را به خطر اندازد. غنی میافزاید که همین ایستادگی آشکار در برابر دیکسن برای استاروسلسکی در میان مخالفان وثوقالدوله و قرارداد ۱۹۱۹ محبوبیتی پدید آورد. وثوقالدوله در آغاز ۱۲۹۹ کوشید او را برکنار کند، اما سلطان احمد شاه قاجار، که قزاقها را پاسدار جان خود میدانست، نپذیرفت.
چه رخ داد
شکست گیلان
سرهنگ کلرژه ناچار استعفای خود را نوشت و سرهنگ ستاروسلسکی را به جای خود معین کرد.
در واقع، کلرژه به ایرانیان میگفت که در کشور خودشان هستند، دیویزیون قزاق از آنِ ایران است و وظیفهٔ مربیان روس تنها آموزش دادن آنان و سپس بازگشتن به روسیه است.
متن اصلیIn reality, Clergé was telling the Iranians that they were in their own country, that the Cossack division belonged to Iran, and that the duty of the Russian instructors was only to train them and afterwards to return to Russia.
شاه پیش از رفتن به اروپا به استاروسلسکی دستور داده بود که "در غیاب شاه از هر فرمانی که دولت ایران به او بدهد، سر باز زند... و اگر دولت ایران بکوشد او را به فرمانبرداری وادارد، با زور ایستادگی کند".
متن اصلیBefore leaving for Europe the Shah had instructed Starosselsky 'to refuse obedience to any order given to him by the Persian Government during the Shah's absence... and if the Persian Government tried to compel him to obey he was to resist by force'.
مرد بیچاره در تنگنا بود. مانند مارماهیای بر سر قلاب روی صندلیاش به خود میپیچید... گفت که اگر نزد شاه برود و برکناری او را بخواهد، سرش را خواهند برید.
متن اصلیThe wretched man was up against it. He wriggled in his chair like an eel at the end of a line... he said that his head would be chopped off if he went to the Shah and asked for his dismissal.
این کار بر افکار عمومی اثری بد میگذارد. همه باور خواهند کرد که بریتانیای کبیر قرارداد ایران و انگلیس را بیرضایت مجلس به اجرا گذاشته و میکوشد ایران را تصاحب کند...
متن اصلیIt would have a bad effect on public opinion. Everyone would believe Great Britain was putting the Anglo-Persian Agreement in force without consent of Medjliss and trying to possess Persia...
باید به یاد داشت که استاروسلسکی پیش از هر چیز روس است و خود را پاسدار منافع روسیه در شمال ایران میداند، هرچند با بلشویکها جنگیده است.
متن اصلیIt must be remembered that Starosselsky is before all else a Russian and considers himself the guardian of Russian interests in Northern Persia although he has been fighting against the Bolsheviks.
در شکل دادن یا بیان نظری دربارهٔ وضعی دشواری دارم که در آن گویا سیاست ایران یکسره چرخیده است و باز بیکمترین هشداری با کاری انجامشده روبهرو شدهام.
متن اصلیI find some difficulty in forming or expressing an opinion on a situation in which there appears to have been a complete volte face in Persian policy, and in which I am again presented in this case without the slightest warning with a fait accompli.
نورمن در ۲۷ خرداد ۱۲۹۹ (۱۷ ژوئن ۱۹۲۰) گزارش داد که استاروسلسکی با افسران بلشویک ارتش شوروی «در ارتباط» است و به افسران روس خود میگوید: «سرانجام همهٔ ما روسیم». سلطان احمد شاه قاجار به نورمن گفت که اگر یکی از افسران روس به بلشویکها بپیوندد، همه را برکنار میکند، اما تا وفادار بمانند، کاری نخواهد کرد. پس از روی کار آمدن مشیرالدوله در تیر ۱۲۹۹، قزاقها به فرماندهی استاروسلسکی به سوی گیلان پیش رفتند، منجیل را بازپس گرفتند و در نیمهٔ مرداد رشت را گرفتند. غنی مینویسد که استاروسلسکی پیروزی خود را بیش از اندازه جدی گرفت و به انزلی تاخت. قزاقها در ۳ شهریور ۱۲۹۹ (۲۵ اوت ۱۹۲۰) در هشت مایلی انزلی با تلفات سنگین عقب رانده شدند و استاروسلسکی ناچار رشت را تخلیه کرد. نورمن در مرداد به جورج کرزن، وزیر خارجهٔ بریتانیا، نوشته بود که دولت ایران قزاقها را تنها نیروی منظم و یگانه سد در برابر شورشیان میداند و برکناری افسران روس ممکن است دیویزیون را از هم بپاشد.
ورود آیرونساید
آیرونساید در ۹ مهر ۱۲۹۹ (۱ اکتبر ۱۹۲۰) فرماندهی نیروی بریتانیا در شمال ایران را بر عهده گرفت. به نوشتهٔ غنی، نورمن به او گفت که بیشتر پولهایی که به قزاقها داده شده بود، به جیب استاروسلسکی و پادشاه رفته است. آیرونساید زمینهٔ برکناری استاروسلسکی را فراهم کرد. او به افسران بریتانیایی در منجیل دستور داد که در عقبنشینی به استاروسلسکی کمک نکنند، زیرا به نوشتهٔ خود او، اگر استاروسلسکی کار را خراب کند، برکنار کردنش آسانتر میشود. قزاقها اندکی بعد رشت را برای بار دوم تخلیه کردند. نورمن در ۳ آبان ۱۲۹۹ (۲۵ اکتبر) به کرزن گزارش داد که این عقبنشینی بیدلیل نظامی بوده است. او استاروسلسکی را «افسری ناشایست و با دلیریای مشکوک» خواند که بخش بزرگی از پولها را برداشته بود.
اولتیماتوم به مشیرالدوله
نورمن و آیرونساید در همان روز از مشیرالدوله خواستند که استاروسلسکی را برکنار کند و افسری ایرانی را با دستیاران بریتانیایی به فرماندهی دیویزیون بگمارد. به گزارش نورمن، مشیرالدوله پذیرفت که زمان برکناری فرارسیده است، اما با گماشتن افسران بریتانیایی مخالفت کرد، زیرا آن را مایهٔ تضعیف دولت میدانست. مشیرالدوله پیشنهاد کرد که افسری روس از درون دیویزیون یا افسری از کشوری بیطرف فرمانده شود. نورمن هر دو پیشنهاد را رد کرد و مشیرالدوله گفت که اگر نورمن پافشاری کند، استعفا میدهد. غنی توضیح میدهد که پذیرفتن افسران بریتانیایی بر رأس قزاقها به معنای پذیرفتن ضمنی بند نظامی قرارداد ۱۹۱۹ بود. مشیرالدوله نمیخواست پیش از رأی مجلس هیچ بخشی از آن قرارداد را اجرا کند. به گزارش نورمن، مشیرالدوله بیم داشت که مردم گمان کنند بریتانیا قرارداد را بیرضایت مجلس به اجرا گذاشته است و هواداری از بلشویسم دوباره بالا بگیرد.
تصمیم سلطان احمد شاه قاجار
نورمن روز بعد به دیدار سلطان احمد شاه قاجار رفت و افسران روس را به «بیکفایتی، فساد و تبلیغ ضدانگلیسی» متهم کرد. به نوشتهٔ غنی، نورمن تهدید کرد که اگر استاروسلسکی بماند، کمک مالی بریتانیا قطع میشود و سپاه بریتانیا از ایران بیرون میرود. این دو تهدید پادشاه را به پذیرش واداشت. سلطان احمد شاه قاجار پرسید که اگر مشیرالدوله استعفا دهد، چه کسی را برای ریاست وزرا پیشنهاد میکند و نورمن نام سپهدار رشتی را برد. پادشاه در ۴ آبان ۱۲۹۹ (۲۶ اکتبر) به مشیرالدوله گفت که برکناری استاروسلسکی را مصمم است. مشیرالدوله پاسخ داد که در این صورت چارهای جز استعفا ندارد. پادشاه سپهدار را به تشکیل دولت فراخواند. ارفع نیز مینویسد که سلطان احمد شاه قاجار «برخلاف میل خود» برکناری را پذیرفت، زیرا بریتانیا به قطع کمک مالی تهدید کرده بود.
غنی بر پایهٔ گزارشهای نورمن مینویسد که سلطان احمد شاه قاجار پس از این تصمیم خواست مقرری ماهانهٔ پانزده هزار تومانی او از سر گرفته شود و اجازهٔ سفر به اروپا یابد. پادشاه همچنین با خواست نورمن برای پس گرفتن پولها از استاروسلسکی مخالفت کرد. به گفتهٔ او، چنین درخواستی از کسی که خدمات ارزندهای به ایران کرده بود، «ناسپاسی» شمرده میشد. نورمن در گزارش خود ادعا کرد که پادشاه از پولهای استاروسلسکی سهم برده است. این ادعا از آنِ نورمن است و غنی آن را از گزارش او نقل میکند.
خروج استاروسلسکی
استاروسلسکی، برخلاف خواست سفارت بریتانیا، در ۷ آبان ۱۲۹۹ (۲۹ اکتبر) به تهران آمد تا با سلطان احمد شاه قاجار خداحافظی کند. غنی گمان میبرد که او امید داشت پادشاه را به بازگرداندن خود قانع کند. نورمن بیم داشت که او قزاقهای تهران را به شورش وادارد و از پادشاه خواست که او را به قزوین بازگرداند. با میانجیگری وزیرمختار پیشین روسیهٔ تزاری، که پس از انقلاب در تهران مانده بود، استاروسلسکی همان شب به قزوین بازگشت. سفارت بریتانیا نیز ضمانتنامهای کتبی به او داد که او و خانوادهاش آزادانه از راه بینالنهرین به پاریس بروند. به گفتهٔ وزیرمختار تزاری، استاروسلسکی بیم داشت که نورمن او را به قتل برساند. استاروسلسکی در ۱۵ آبان ۱۲۹۹ (۶ نوامبر ۱۹۲۰) ایران را ترک کرد. به نوشتهٔ غنی، او پس از مدتی کوتاه در پاریس به ایالات متحده رفت و هیچ یادداشت یا خاطرهای از خود به جا نگذاشت.
جانشینی سردار همایون
نورمن به سلطان احمد شاه قاجار پیشنهاد کرده بود که عموی خود، نصرتالسلطنه، را به فرماندهی قزاقها بگمارد. پادشاه، به نوشتهٔ غنی، سردار همایون (قاسمخان والی) را برگزید که درباری کمشناخته و بیتجربهٔ جنگی بود و تنها همراهان تشریفاتی پادشاه را فرماندهی کرده بود. سردار همایون در نخستین دیدار به آیرونساید گفت که «سرباز نیست». آیرونساید و نورمن اختیار فرماندهی را با رضایت ضمنی پادشاه و رئیسالوزرا به سرهنگ دوم اسمایت سپردند. غنی میافزاید که آیرونساید در این کار ژنرال دیکسن را یکسره نادیده گرفت.
دیدگاهها
سیروس غنی برکناری استاروسلسکی را حلقهای از نقشهٔ آیرونساید میداند. به داوری او، نورمن مشیرالدوله را، که سیاستمداری «اصولی» بود و «به کشورش خوب خدمت کرد»، قربانی کرد. غنی دربارهٔ اتهام اختلاس داوری قطعی نمیکند. او از یک سو گزارش اسمایت را میآورد که شمار قزاقهای اردوی قزوین را سه هزار تن و شمار ثبتشده در دفتر استاروسلسکی را ۴۵۰۰ تن یافته بود. از سوی دیگر، گزارش جان کالدول، وزیرمختار آمریکا، را نقل میکند که مینوشت باور نمیکند مردی با منش مشیرالدوله در کاری نادرست همراهی کند و افزود که اتهام هرگز ثابت نشده است.
سرلشکر حسن ارفع، که خود در ژاندارمری خدمت میکرد، استاروسلسکی را دسیسهگر میداند. به روایت او، استاروسلسکی به ارفع پیشنهاد کرده بود که به قزاقها بپیوندد، اما ارفع ژاندارمری را به عنوان «نیرویی ملی» برگزید. ارفع شکست گیلان را مایهٔ برکناری افسران روس میشمارد.
هرمن نورمن و آیرونساید استاروسلسکی را افسری ناشایست، فاسد و دشمن بریتانیا میدانستند. وزارت جنگ بریتانیا در دستورالعمل خود به آیرونساید یادآوری کرد که استاروسلسکی «پیش از هر چیز روس است» و خود را پاسدار منافع روسیه در شمال ایران میداند.
جورج کرزن با برکناری استاروسلسکی و استعفای مشیرالدوله غافلگیر شد و از «چرخش کامل» سیاست ایران شکایت کرد. او مسئولیت پیامدها را بر دوش نورمن و آیرونساید گذاشت.
پیامد
برکناری استاروسلسکی پایان سلطهٔ روسیه بر دیویزیون قزاق بود که از دورهٔ ناصرالدین شاه قاجار برقرار مانده بود. به نوشتهٔ غنی، آیرونساید به زودی دریافت که دیویزیون به فرماندهی ایرانی توانا نیاز دارد. او در ۱۷ آذر ۱۲۹۹ (۸ دسامبر ۱۹۲۰) به وزارت جنگ نوشت که افسری ایرانی و کاردان باید فرماندهی قزاقها را بر عهده گیرد. جستوجوی او برای چنین افسری به میرپنج رضاخان رسید که در ۳ اسفند ۱۲۹۹ با قزاقهای همدان و قزوین به تهران آمد. سپهدار رشتی نیز نتوانست مجلس را برای تصویب قرارداد ۱۹۱۹ گرد آورد. نورمن میپنداشت که برکناری استاروسلسکی اجرای قرارداد را آسانتر میکند، اما به نوشتهٔ غنی، این امید «بهسختی» بر باد رفت.
داوری منابع
غنی بر پایهٔ اسناد بریتانیایی برآمدن استاروسلسکی، ایستادگی او در برابر قرارداد ۱۹۱۹، شکست گیلان، برکناری او، خروجش از ایران و جانشینی سردار همایون را روایت میکند.
ارفع گسترش بریگاد قزاق به لشکر، نقش استاروسلسکی و برکناری افسران روس پس از شکست گیلان را روایت میکند.
بهار یادداشتهای سرهنگ قهرمانی را دربارهٔ کودتای قزاقخانه در بهمن ۱۲۹۶ نقل میکند.