برو به محتوا
شیر و خورشید

گاهنامهٔ مشروطه

جنبش مشروطه

فلک حاج میرزا محمدرضای کرمانی و اعتراض علمای تهران
هجری شمسی

مهر ۱۲۸۴

شاهنشاهی

مهر ۲۴۶۴

میلادی

اکتبر ۱۹۰۵

رویداد فرعی و زمینه‌ایسیاسی

این ورقه بخشی از فلک کردن تجار قند توسط علاءالدوله در تهران است. فلک مجتهد کرمان بهانهٔ رمضان تهران شد تا دو سید پیش از چوب قند یکصدا شوند.

خلاصه

ظفرالسلطنه مجتهد کرمان را فلک کرد و به رفسنجان تبعید نمود. طباطبایی و بهبهانی اعتراض کردند؛ شیخ فضل‌الله خلعت وعده داد و همراهی نکرد.

زمینه

آشوب کرمان دعوای شیخی و بالاسری بود، نه برنامهٔ مشروطه. پس‌لرزه‌اش در تهران بهانهٔ موج تازه شد، چون عکس نوز خوابیده بود. گفتار هجدهم این حلقه را به فلک تجار می‌دوزد.

چه رخ داد

۱. فلک حاج میرزا محمدرضا

رکن‌الدوله مالیات کرمان را سر موعد به صندوق جدید دولت نداد. مباشری شیخی گماشت. بالاسری‌ها مسجد موقوفهٔ شیخی را گرفتند. دولت در غیاب شاه، به دست محمدعلی میرزا ولیعهد، رکن‌الدوله را برداشت و ظفرالسلطنه را فرستاد. حاکم جدید آخوندهای فتنه را فلک کرد و حاج میرزا محمدرضا را، مجتهد برگشته از نجف و شاگرد آخوند خراسانی، به رفسنجان تبعید نمود. تلگراف به تهران در رمضان رسید.

۲. رد شیخ فضل‌الله

ناظم‌الاسلام و مجدالاسلام به امر طباطبایی نزد شیخ فضل‌الله رفتند. ناظم گفت:

«حاج میرزا محمدرضا باعث فتنه و شرارت بود، او را تنبیه نمودند. شما هم اگر اقدامی بر ضد دولت کنید تبعید و منفی خواهید گردید.»

مجدالاسلام ریاست کرمان را از ریاست شیخ در تهران بالاتر خواند و گفت امروز ظفرالسلطنه او را چوب زد، فردا عین‌الدوله شما را طناب می‌اندازد. شیخ خلعت وعده داد. مجدالاسلام گفت طباطبایی عزل ظفرالسلطنه را وعده کرده است. شیخ گفت:

«ما اهالی ایران شاه لازم داریم، عین‌الدوله لازم داریم. چوب و فلک و میرغضب لازم داریم. ملا و غیرملا، سید و غیرسید، باید در اطاعت حاکم و شاه باشند. برای یک نفر آخوند که چوب خورده است نمی‌توان مملکتی را به هم انداخت... ناظم‌الاسلام تو را به حقیقت اسلام قسم می‌دهم آیا این مدارس جدیده خلاف شرع نیست؟»

مجدالاسلام مشروطه را مشروعه خواند. شیخ ابراهیم عینکی گفت امشب آمدند بپرسند همراهی هست یا نه. شیخ گفت مزاح بود. همراهی نکرد. امام جمعه با او در صف عین‌الدوله ماند؛ خطبهٔ عقد دختر مطلقهٔ شاه را شیخ خواند و امام جمعه داماد شد.

پیامد

طباطبایی و بهبهانی بر سر مجتهد کرمان یکصدا شدند. دلجویی از میرزا محمدرضا یکی از شش تقاضای بست عبدالعظیم شد.

سال‌شمار

  1. مهر ۱۲۸۴

    شاهنشاهی مهر ۲۴۶۴

    میلادی اکتبر ۱۹۰۵

    فلک و تبعید مجتهد کرمان

    ظفرالسلطنه حاج میرزا محمدرضا را از شهر بیرون کرد؛ اعتراض دو سید در رمضان تهران.

داوری منابع

امیر خادم — ماجرای مشروطه
ماجرای مشروطه؛ گفتار هجدهم

خادم آشوب شیخی و بالاسری کرمان را بهانهٔ موج تازه در رمضان تهران می‌داند.

ناظم‌الاسلام کرمانی — تاریخ بیداری ایرانیان
دیدار با شیخ فضل‌الله نوری

ناظم گفتگوی رد مدارس و ضرورت چوب و فلک را از زبان شیخ ثبت کرده است.

دوره

پادشاه

کسان

  • سید محمد طباطباییپیشوای روحانی مشروطه در تهران

    عزل ظفرالسلطنه و دلجویی از مجتهد کرمان را وعده داد و ناظم را نزد شیخ فرستاد.

  • سید عبدالله بهبهانیپیشوای سیاسی‌تر روحانیان مشروطه‌خواه تهران

    به اعتراض رمضان پیوست و بعد دلجویی میرزا محمدرضا را در فهرست بست نشاند.

  • شیخ فضل‌الله نوریپیشوای شرعی مخالف مشروطهٔ عرفی

    همراهی را به خلعت فروکاست و گفت برای یک آخوند چوب‌خورده مملکت را به هم نیندازید.