عصر ناصری
سفر نخست ناصرالدین شاه قاجار به فرنگ
شاهنشاهی
۳۰ فروردین ۲۴۳۲ تا ۱۶ شهریور ۲۴۳۲
میلادی
۱۹ آوریل ۱۸۷۳ تا ۷ سپتامبر ۱۸۷۳
این ورقه بخشی از امتیازنامه انحصاری بارون جولیوس دو رویتر است. سفر نخست فرنگ همان سفری است که در بازگشتش، در انزلی، خبر بست و عزل صدراعظم به ناصرالدین شاه قاجار رسید.
خلاصه
ناصرالدین شاه قاجار روز ۳۰ فروردین ۱۲۵۲ (۲۴۳۲ شاهنشاهی) از تهران به قصد سیاحت فرنگستان بیرون آمد. او نخستین پادشاه ایران بود که با سفری رسمی به اروپا رفت. پادشاه از راه انزلی و دریای خزر به روسیه رفت و سپس از پروس و سرزمینهای آلمانی، بلژیک، انگلستان، فرانسه، سوئیس، ایتالیا، اتریش و عثمانی دیدن کرد. او روز ۱۶ شهریور ۱۲۵۲ پس از توفانی سهروزه در انزلی به خشکی رسید. میرزا حسینخان مشیرالدوله سپهسالار، صدراعظم اصلاحطلب، پادشاه را به این سفر برانگیخته و در همهٔ راه همراه او بود. ناصرالدین شاه قاجار شرح روزبهروز سفر را خود نوشت و سال بعد با نام «روزنامهٔ سفر فرنگستان» منتشر کرد. عباس امانت، تاریخنگار، در «قبلهٔ عالم» سفر را سرمایهگذاری خردمندانهای برای شناسایی جایگاه ایران در اروپا میداند. اما سفر با امتیاز رویتر گره خورده بود. پس از بازگشت پادشاه، شورشی درباری مشیرالدوله را از صدارت برانداخت و راه را برای لغو امتیاز هموار کرد.
زمینه
امانت مینویسد که ناصرالدین شاه قاجار پیش از نخستین سفر نیز دیرزمانی شیفتهٔ اروپا بود، بهویژه شیفتهٔ رمز و راز خوشی، شکوه و زندگی آسودهای که آسانترین جنبههای فرهنگ مادی برای فهم پادشاهی چون او بود. او بسیار دربارهٔ جغرافیا و تاریخ اروپا میخواند. امانت میافزاید که آشنایی پادشاه با جهان اروپایی، بهویژه پیش از سفر، سطحی ماند. جیمز ردهاوس، مترجم انگلیسی سفرنامه، در پیشگفتار خود یادآوری میکند که این نخستین نوشتهٔ پادشاه و نخستین سفرش نبود. ناصرالدین شاه قاجار پیشتر از گیلان و مازندران و عتبات عراق دیدن کرده و شرح هر سفر را برای مردم خود منتشر کرده بود. به نوشتهٔ ردهاوس، این شرحها در بخش رسمی روزنامهٔ دولتی تهران به چاپ میرسید.
امانت صدارت میرزا حسینخان مشیرالدوله را، از ۱۲۵۰ تا ۱۲۵۲ (۲۴۳۰–۲۴۳۲)، از معدود استثناهای دورانی میشمارد که پادشاه، به گفتهٔ خود، «زمام کار را در دست خود» نگاه میداشت. احسان یارشاطر در مقالهٔ «تاریخ ایران در دورهٔ اسلامی» در دانشنامهٔ ایرانیکا مینویسد که در صدارت سپهسالار برخی اصلاحات امیرکبیر را از سر گرفتند. یارشاطر سفر پادشاه به اروپا را نیز به تشویق همین صدراعظم میداند. امانت میافزاید که مشیرالدوله میکوشید منصب صدارت را در چارچوب دیوانسالاری غربی جانی تازه بخشد. به گفتهٔ امانت، او پادشاه را با وجود مخالفت محافظهکارانی که دیدار «پادشاه اسلام» را از سرزمین کافران روا نمیدانستند، به سفر برانگیخت.
جرج ناتانیل کرزن، نمایندهٔ پارلمان بریتانیا، در کتاب «ایران و مسئلهٔ ایران» تاریخ امتیاز رویتر را ۴ مرداد ۱۲۵۱ (۲۴۳۱) مینهد. کرزن در وصف مسجد سپهسالار، میرزا حسینخان را همان وزیری میخواند که این امتیاز را به سرانجام رساند. به گفتهٔ کرزن، بارون جولیوس رویتر انحصار ساختن راهآهن و تراموا را برای هفتاد سال به دست آورد. همچنین بهرهبرداری از همهٔ معدنها، جز طلا و نقره و سنگهای گرانبها، جنگلهای دولتی، و ساختن جاده و تلگراف و کارخانه و کارهای عمومی را گرفت. اجارهٔ گمرکهای سراسر کشور برای بیستوپنج سال نیز در آن بود. کرزن این سند را «سندی شگفت» میخواند که «چون بمبی» درست پیش از نخستین سفر خارجی پادشاه در اروپا فرود آمد. امانت تأکید میکند که امتیاز در همان سفر به سرانجام رسید، و این را به برداشت پادشاه از فناوری غرب چون کالایی خریدنی نسبت میدهد.
چه رخ داد
از تهران تا روسیه
شنبه ۳۰ فروردین ۱۲۵۲ به قصد سیاحت فرنگستان از تهران بیرون آمدیم. اکنون یک سال تمام است که خبر این سفر را دادهاند، و چند روز است که از درد سینه و زکام سخت رنج میبریم، چنان ناخوش و خسته و ناتوان که هرگز مانندش را ندیده بودم.
متن اصلیSaturday, 21st Safar, 1290 (… 19th April, 1873). — We started from Tehran in the intention of prosecuting our tour in Europe. It is now a whole year since information was given of this (intended) tour in Europe; and it is also some days that we have been suffering from a pain in the chest, and a severe cold in the head, so as to be very unwell, with sensations of fatigue and weakness; to so great a degree, that I have never experienced the like before.
آدمی میبیند و درمییابد که اینان مردمی بزرگاند و پروردگار جهان به آنان نیرو و توانایی، خرد و دانش و روشنی بخشیده است. از همین روست که کشوری چون هندوستان را گشودهاند و در امریکا و جاهای دیگر جهان داراییهای مهم دارند.
متن اصلیOne sees and comprehends that they are a great people, and that the Lord of the Universe has bestowed upon them power and might, sense and wisdom, and enlightenment. Thus it is that they have conquered a country like India, and hold important possessions in America and elsewhere in the world.
پیشکار دربار نشان بند جوراب را، گوهرنشان، برای ما آورد که از ارجمندترین نشانهای انگلیسی است. ملکه برخاست و به دست خود نشان را بر ما آویخت و حمایل را بر ما افکند.
متن اصلیThe Lord Chamberlain … brought for us the Insignia of the Order of the Garter set in diamonds; i.e., the Knee-tie, which is one of the most esteemed English Orders. The Sovereign rose, and with her own hand decorated us with the Order, and cast the ribbon upon us.
با آنکه فرمان گردآوری و فرستادن کالا به بازرگانان و دیگران تنها سه ماه پیش صادر گشته بود، که بسیار دیر بود و بیشتر آن هنوز نرسیده بود، باز مقدار خوبی پارچهها و فرآوردههای گرانبها دیدیم.
متن اصلیAlthough it was but three months that an edict had been promulgated that merchants and others should collect commodities and send them — which was much too late, and the greater part had not yet arrived, — still we saw a fair quantity of precious stuffs and productions.
این است پایان سفر ما به فرنگستان! چنین نزدیک به خانه بودن، برج انزلی را در فاصلهای که با گام میتوان پیمود دیدن، و در چنین حالی ماندن!
متن اصلیSuch is the end of our tour in Europe! To be so near home — for our tower of Enzeli to be within sight, at a distance to be measured by feet, and for one to be in this condition!
جستن شناسایی بینالمللی سرمایهگذاری خردمندانهای بود که اعتبار واقعی آن از آنِ مشیرالدوله است، که پادشاه را با وجود مخالفت محافظهکاران با دیدار «پادشاه اسلام» از سرزمین کافران، به نخستین سفر برانگیخت.... پس از نخستین دیدار پادشاه با تزار روس یا فرمانروای بریتانیا، دیگر برای قدرتمندان بیگانه آسان نبود ایران را مهرهای دیگر در بازی امپراتوریها بشمارند.
متن اصلیSeeking international recognition was a wise investment, for which the real credit goes to Mushir al-Dawla, who persuaded the shah to take the first journey in the face of a conservative resistance to see the 'king of Islam' in the land of infidels. … After the shah's first visit with the Russian tsar or the British sovereign, it was no longer easy for foreign power holders to write off Iran as yet another pawn in the imperial game.
میوههای درخت ممنوعهٔ اروپا را تنها پادشاه و ملازمانش میتوانستند بخورند، یعنی حلقهٔ کوچک درباریان مورد اعتماد و فرزندانشان که اجازه داشتند مهارتهای لازم برای سروکار داشتن با غرب را بیاموزند.
متن اصلیThe fruits of Europe's forbidden tree could only be consumed by the shah and his retinue, the small circle of trusted courtiers and their children, who were permitted to learn the skills needed to deal with the West.
این امتیاز در نخستین سفر پادشاه به اروپا به سرانجام رسید و بیگمان از برداشت آغازین او از فناوری غرب، چون کالایی خریدنی، اثر پبود.
متن اصلیThe concession was finalized during the shah's first European tour and no doubt was influenced by his early perception of Western technology as a purchasable commodity.
چون به جهانیان عرضه گشت، معلوم شد کاملترین و شگفتترین واگذاری همهٔ منابع صنعتی یک کشور به دست بیگانگان را در بر دارد که شاید در تاریخ هرگز به خواب کسی آمده باشد، تا چه رسد به آنکه انجام پ
متن اصلیWhen published to the world, it was found to contain the most complete and extraordinary surrender of the entire industrial resources of a kingdom into foreign hands that has probably ever been dreamed of, much less accomplished, in history.
در غیاب پادشاه در اروپا، زمان و فرصت برای صفآرایی همهٔ نیروهای واپسگرا یا متعصب، یا به تعبیر یک ایرانی میهندوست، فراهم آمد.... اما ضربهٔ کاری را در واقع در سنپترزبورگ زدند.
متن اصلیIn the Shah's absence in Europe, time and opportunity were given for the marshalling in hostile array of all the reactionary, or fanatical, or, as a Persian might say, patriotic forces in the country. … But the coup de grâce to the project was in reality dealt at St. Petersburg.
ناصرالدین شاه قاجار در سطرهای آغازین سفرنامه مینویسد که از یک سال پیش خبر سفر را داده بودند و خود روز حرکت سخت بیمار بود. او از دروازهٔ شمسالعماره بیرون رفت و در میدان اسبدوانی صبحانه خورد و نمایندگان دولتهای بیگانه را به حضور پذیرفت. سپس به کن رفت و دو روز با مادرش، مهد علیا، دیدار کرد. دکتر طولوزان، پزشک پادشاه، و گروهی از همراهان در کن به او پیوستند. پادشاه از راه کرج و قزوین و رشت به انزلی رفت و از آنجا با کشتی به حاجیطرخان رسید و با کشتی رودخانهای از ولگا بالا رفت. سپس با راهآهن به مسکو رفت و در کاخ کرملین فرود آمد.
امانت روایت میکند که یکی از کنیزان خوابگاه پادشاه، که در کودکی به او خدمت کرده بود، چنان به او نزدیک بود که در شمار همراهان سفر درآمد. اما پادشاه در مسکو ناچار شد او را بازگرداند تا میزبانان را با شکستن آداب اروپایی شرمسار نکند. امانت در جای دیگر مینویسد که تصمیم بازگرداندن زنان حرم از مسکو، و از جمله انیسالدوله، سوگلی پادشاه، بیش از همه تصمیم خود پادشاه بود. با این همه، انیسالدوله کینهٔ این سفر را از صدراعظم به دل گرفت.
در سنپترزبورگ، الکساندر دوم، امپراتور روسیه، با ولیعهد و برادرانش و فرماندهان سپاه در ایستگاه به پیشواز پادشاه آمد. ناصرالدین شاه قاجار مینویسد که امپراتور او را با «کمال گرمی و دوستی» پذیرفت، پادشاه در کاخ زمستانی فرود آمد و از ارمیتاژ، ضرابخانه، قلعهٔ کرونشتات، پترهوف و تزارسکویهسلو دیدن کرد.
آلمان و بلژیک
پادشاه از روسیه به پروس رفت و در برلین با امپراتور و امپراتریس دیدار کرد و نشان عقاب سیاه را گرفت. سفرنامه از دیدار خانهٔ بیسمارک، آرامگاه فریدریش بزرگ و سان سپاه یاد میکند. پادشاه در راه کلن از کارخانهٔ کروپ دیدن کرد. او نوشت که کروپ خود این کارخانهها را در زمانی کوتاه بنیاد نهاده، پانزده هزار کارگر دارد و توپ همهٔ دولتها را میسازد. او پتکهای بخاری کارخانه را «چون کوه» توصیف کرد که زمین را چنان میلرزانند که گویی زمینلرزه است. کروپ توپی ششپوندی و تهپر به پادشاه پیشکش کرد. پادشاه سپس از کرانههای رود راین، ویسبادن، فرانکفورت، هایدلص و بادنبادن گذشت و از راه اسپا به بروکسل رسید و با پادشاه بلژیک دیدار کرد.
انگلستان
ناصرالدین شاه قاجار از اوستنده با کشتی از تنگهٔ مانش گذشت و در دوور به خشکی رسید. بنا بر سفرنامه، روز ۲۸ خرداد ۱۲۵۲ (۲۴۳۲) با قطار به لندن رسید. او از شکوه و آبادانی لندن، شمار راهآهنها و دود کارخانهها نوشت که وصفش ناممکن است. ولیعهد انگلستان، شاهزادهٔ ولز، و همهٔ وزیران در ایستگاه به پیشواز آمدند. پادشاه نوشت که از چهرهٔ مردان و زنان انگلیسی بزرگی و وقار میتابد، و قدرت آنان را راز گشودن هندوستان دانست.
روز ۳۰ خرداد پادشاه با قطار به قصر ویندزور رفت. ملکه ویکتوریا تا پای پلکان به پیشوازش آمد و به دست خود نشان بند جوراب را، که پادشاه آن را از ارجمندترین نشانهای انگلیسی میخواند، بر او آویخت. ناصرالدین شاه قاجار تاریخچهٔ این نشان را نیز در سفرنامه آورد و نوشت که جز پادشاه انگلستان و شاهزادگان انگلیسی و پادشاهان بیگانه، کسی آن را نمیگیرد. امانت به نقل از منابع بریتانیایی مینویسد که ملکه بیم داشت مهمانش آداب سفرهٔ انگلیسی را نداند، اما با شگفتی دید که تنها رفتار نامعمول پادشاه خوردن میوهٔ بسیار به شیوهٔ ایرانی بود. امانت میافزاید که پادشاه در هر یک از دو سفرش به انگلستان دو بار به ویندزور رفت.
برنامهٔ هجدهروزهٔ انگلستان، چنانکه فهرست سفرنامه نشان میدهد، ضیافت شهردار لندن در گیلدهال، زرادخانهٔ وولویچ، سان نیروی دریایی در پورتسموث، کنسرت تالار آلبرت، سان سپاه در ویندزور، برج لندن، بارانداز تیمز، بیمارستان گرینویچ، پارلمان و کلیسای وستمینستر را دربرمیگرفت. پادشاه از لیورپول و منچستر و کارخانههای کرو نیز دیدن کرد. امانت مینویسد که پادشاه در پاسخ فرانسوی خود به شهردار لندن در ضیافت گیلدهال درمانده ماند، و عموهای پادشاه در پردهٔ پایانی نمایشی در کاونت گاردن به خواب رفتند. با این همه، مهمانان ایرانی شیفتهٔ شکوه تالار آلبرت شدند. به گفتهٔ امانت، در همانجا سرود ملی ایران، ساختهٔ یوهان اشتراوس دوم برای سفر وین، زیر نور نورافکنهای برقی برای نخستین بار طنین افکند.
فرانسه، سوئیس و ایتالیا
پادشاه از پورتسموث به شربورگ رفت و از راه کان به پاریس رسید. او در سفرنامه از پیشواز فرماندار پاریس در زیر طاق پیروزی و سخنرانی نمایندگان شهر یاد میکند. سپس از خیابان شانزهلیزه گذشت و در میدان کنکورد ستون مصری را دید. امانت مینویسد که جشن پرشکوه پیشواز پاریس، با دستهای از فیلها در برابر موکب پادشاه در شانزهلیزه، شاید نشان دلتنگی برای شکوه از دسترفتهٔ سلطنت فرانسه پس از فروپاشی امپراتوری دوم نیز بود. پادشاه از ورسای، انوالید، لوور و نوتردام دیدن کرد و با فردیناند دولسپس و روچیلد دیدار داشت. او در مجلس ملی فرانسه نیز حضور یافت. فهرست سفرنامه پس از آن از ژنو و دریاچهٔ آن، تونل مونسنی، تورین و میلان یاد میکند. پادشاه ایتالیا در تورین پادشاه ایران را به ضیافت پذیرفت.
اتریش و نمایشگاه جهانی وین
ناصرالدین شاه قاجار از راه اینسبروک و سالزبورگ به وین رسید و فرانتس یوزف، امپراتور اتریش، او را پذیرفت. پادشاه با امپراتور از نمایشگاه جهانی وین دیدن کرد. او نوشت که به سبب آوازهٔ وبا و ناسالمی هوای شهر، بیشتر بزرگان وین به ییلاق رفته بودند. او ساختمان نمایشگاه را بازاری شرقی با گنبدی بزرگ از آهن و شیشه وصف کرد و از غرفههای فرانسه، روسیه، انگلستان، آلمان، عثمانی، مصر، ژاپن و چین یاد کرد. سپس به بخش ایران رسید. پادشاه با صراحت نوشت که فرمان گردآوری کالاها تنها سه ماه پیش صادر گشته و بیشتر کالاها هنوز نرسیده بود. امانت یادآوری میکند که پادشاه در هر سه سفرش به اروپا از دو نمایشگاه جهانی، در وین و پاریس، دیدن کرد. به گفتهٔ امانت، سفارش ساختن سرودی ملی برای ایران به یوهان اشتراوس دوم کوششی برای پوشاندن جامهای «متمدن» از موسیقی بر پیکر سلطنت ایران بود.
عثمانی و بازگشت
پادشاه از راه بولونیا و بریندیزی با کشتی به استانبول رفت. در سفرنامه از کاخ دلمهباغچه، ضیافت سلطان عثمانی در کاخ بشیکتاش و پیام خوشامد والدهسلطان یاد میکند. سپس با کشتی از دریای سیاه به پوتی رفت و از راه تفلیس، گنجه، آرامگاه نظامی گنجوی و شماخی به باکو رسید. در دریای خزر، توفانی سهروزه کشتی را در برابر انزلی نگاه داشت. پادشاه نوشت که برج انزلی را از کشتی میدید و نمیتوانست به خشکی برسد،. او روز ۱۶ شهریور ۱۲۵۲ با قایقی به کشتی بخار کوچک خود رفت و به انزلی رسید.
فاطمه قاضیها، پژوهشگر سفرنامههای ناصری، در مقالهای برای مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی مینویسد که پادشاه در یادداشتهای راه انزلی تا تهران دو خبر مهم را ثبت کرد: برکناری میرزا حسینخان سپهسالار و مرگ مادرش، مهد علیا. به نوشتهٔ او، سفیران و نمایندگان بیگانه نزدیک تهران به پیشواز آمدند، و سفرنامه با شرح تشییع جنازهٔ مهد علیا پایان مییابد.
میزبانی و تشریفات
امانت در توضیح تصویری از سفر یادآوری میکند که سر هنری رالینسون میزبان رسمی پادشاه در انگلستان بود. ناصرالدین شاه قاجار در سفرنامه نوشت که در ضیافت گیلدهال نزدیک سه هزار مهمان گرد آمده بودند. او در پاریس دید که طاق پیروزی در جنگ پروس آسیب دیده است، و از سخنرانیهای پیشواز در زیر همان طاق یاد کرد. کرزن یادآوری میکند که پادشاه برای سامان دادن نخستین سفرش به اروپا ناچار بود با موانع بسیار دستوپنجه نرم کند. فهرست سفرنامه نشان میدهد که پادشاه چهارده روز در روسیه، بیست روز در پروس و آلمان و بلژیک، هجده روز در انگلستان، نوزده روز در فرانسه و سوئیس، نوزده روز در ایتالیا و اتریش و یازده روز در عثمانی گذراند.
واکنش روسیه در غیاب پادشاه
کرزن مینویسد که در غیاب پادشاه، همهٔ نیروهای واپسگرا و متعصب، یا به تعبیر یک ایرانی، میهندوست، فرصت یافتند در برابر امتیاز صف بیارایند. به گفتهٔ او، خشم روسیه با تهدید درآمیخت. روسیه این امتیاز را گام نخست برای چیرگی بریتانیا بر سراسر اقتصاد ایران میانگاشت. کرزن خود باور روسیه به پشتیبانی دولت بریتانیا از رویتر را بیپایه میداند، اما همین باور را عامل اصلی شکست طرح میشمارد.
دیدگاهها
سفرنامهٔ ناصرالدین شاه قاجار روایت روزانهٔ پیشوازها، ضیافتها، سانها، موزهها و کارخانههاست. ردهاوس یادآوری میکند که شرح سفرهای پیشین پادشاه در بخش رسمی روزنامهٔ دولتی تهران به چاپ میرسید و از این رو کمابیش از جنس اخبار رسمی دربار بود. قاضیها مینویسد که متن چاپ سنگی همان دوره با دستخط پادشاه تفاوت دارد و دستخوش سانسور است. این مدخل بر ترجمهٔ انگلیسی ردهاوس از متن چاپی تکیه دارد.
ردهاوس در پیشگفتار ترجمه، نگاهی همدلانهتر به پادشاه دارد. او مینویسد که یادداشتهای پادشاه دربارهٔ باغهای جانورشناسی و گیاهشناسی و موزهها، و دربارهٔ جانوران وحشی پارکها و جنگلها و اسبهای میدان مسابقه، از استعدادی تیز در مشاهده و شناختی سنجیده از طبیعت جاندار و بیجان خبر میدهد. به گفتهٔ ردهاوس، پایبندی موشکافانهٔ پادشاه به آداب میزبانی و مهمانی شاهانه، او را درباری کارآزموده نشان میدهد. شکیبایی و خوشخلقی او در برابر ابراز احترام همهٔ طبقات مردم نیز، به تعبیر ردهاوس، گواه «سازگاری کمیاب» اوست. ردهاوس دلبستگی پادشاه به سپاه و نیروی دریایی را انگیزهای طبیعی در هر فرمانروا میداند، اما دیدار او از کارخانهها، مدرسهها و بیمارستانها را نشان اشتیاقی جدی به دانستن میشمارد. او میافزاید که برخی رویدادهای سفر همدردی بیپیرایهٔ پادشاه را برانگیخت و این خود نشان سرشتی انساندوست است. ردهاوس نتیجه میگیرد که کتابی جذابتر از این در نوع خود به دشواری میتوان تصور کرد.
امانت سفرنامهها را «پیشپاافتاده و غیرشخصی» میخواند. با این همه، او میپذیرد که پادشاه با پایداری شگفتی از نمایشگاهها، باغها، موزهها، تماشاخانهها و کارخانهها گزارش داد. به گفتهٔ امانت، پادشاه نظم زندگی روزانه، پاکیزگی خیابانها، پایداری بناها و شتاب قطارها را میستود. اما با وجود پافشاری مشاورانش، پیچیدگی علمی و فکری پشت این دستاوردها را درنیافت. امانت مینویسد که پادشاه آموختههایش از غرب را از مردم خود دور نگاه داشت و تنها حلقهٔ کوچک درباریان از «درخت ممنوعهٔ اروپا» بهره بردند. او پادشاه را مهمانی مؤدب، زیرک، در برابر بانوان فروتن، درسترفتار بر سر سفره و دلیر بر پشت اسب وصف میکند که با وقار نقشی را که اروپا به او سپرده بود، بازی کرد. به گفتهٔ امانت، این وقار با رفتار ناهنجار برخی همراهانش در تضاد بود.
امانت مینویسد که اروپاییان، از دربار تا مطبوعات و مردم، پادشاه را با شکوه بسیار پذیرفتند. اما این پذیرایی با «سرگرمی و فرودستینگری» اروپای پیشرفتهٔ آن روزگار در برابر «پادشاه شرقی» همراه بود. او نتیجه میگیرد که پادشاه با سفر، اعتبار بینالمللی فراوانی برای خود و کشورش به دست آورد و حاکمیت ایران را در چشم قدرتهای اروپایی برجسته کرد. پادشاه، به گفتهٔ امانت، با این آگاهی به اروپا رفت که ایران را سرزمینی نشان دهد که همسایگان نیرومندش در آستانهٔ بلعیدنش نیستند.
کرزن امتیاز رویتر را، با همهٔ همدلیاش با سیاست بریتانیا، از آغاز محکوم به شکست میداند. به گفتهٔ او، هیچ فرد یا شرکتی توان اجرای حتی نیمی از آن را نداشت، و رویتر بیضمانت دولت نمیتوانست وام لازم را در بازار لندن فراهم کند. کرزن مینویسد که پادشاه در انگلستان دریافت دولت و افکار عمومی بریتانیا از این طرح استقبالی سرد کردهاند. او ضربهٔ کاری را از سنپترزبورگ میداند. به گفتهٔ کرزن، روسیه یقین داشت دولت بریتانیا پشت رویتر است. کرزن خود این یقین را بیپایه میشمارد، اما مینویسد که خشم و تهدید روسیه پادشاه را ترساند. کرزن خود داوری میکند که هر منتقد بیطرفی درمییابد که هم طرح رویتر از آغاز ناشدنی بود و هم بارون رویتر حق داشت از رفتار دولت ایران گله کند.
پیامد
امانت مینویسد که در ۱۲۵۲ (۲۴۳۲)، شورشی درباری به رهبری اشراف محافظهکار قاجار و همپیمانان دیوانی و روحانی آنان، همراه با حرم، لغو امتیاز رویتر را شتاب بخشید. این شورش پادشاه را زیر فشار وادار کرد صدراعظم اصلاحطلب خود را برکنار کند. به گفتهٔ امانت، انیسالدوله، سوگلی و سرپرست حرم، بیدرنگ پس از مرگ مهد علیا با شاهزادگان قاجار و برخی علما در این توطئه همکاری کرد. انگیزهٔ او، به نوشتهٔ امانت، نمایش برتری خود در حرم و کینهٔ صدراعظم از بابت سفر اروپا بود. کرزن مینویسد که پس از بازگشت پادشاه، دولت ایران بهانهای «ساختگی» یافت و امتیاز را لغو کرد. دولت ایران چهل هزار لیرهٔ ودیعهٔ رویتر را نیز به این بهانه گرفت که کار در پانزده ماه مقرر آغاز نشده است. به گفتهٔ کرزن، دولت ایران این ودیعه را بهطور غیرقانونی ضبط کرد، و غرامت آن تنها شانزده سال بعد در امتیاز بانک شاهنشاهی پرداخت گشت.
امانت میافزاید که پادشاه در سالهای بعد رفتهرفته جایگاه از دسترفته را بازیافت، ائتلاف محافظهکار را از هم پاشید و مشیرالدوله را در مقام وزیر بازگرداند. اما مشیرالدوله دیگر هرگز صدراعظم نشد، و جناح محافظهکار به رهبری مستوفیالممالک اصلاحات او را بیاثر کرد. امانت مینویسد که پادشاه با این همه از اصلاحات مشیرالدوله بهرهای گزینشی برد.
امانت سفرهای اروپا را بخشی از روندی گستردهتر در جهتگیری فکری ناصرالدین شاه قاجار میداند. شیفتگی آغازین او به ابزارها، جامهها، نقاشیها و جنگافزارهای فرنگی رفتهرفته جدیتر شد و به آرزوی ساختن تلگرافی مستقل و شبکهٔ راهآهن انجامید. امانت مینویسد که پادشاه پیشرفت را کالایی میدانست که میتوان خرید و به ایران آورد، همانگونه که بلورآلات، اثاثیهٔ آراسته، تفنگهای شکاری و چاقوهای شفیلد را خرید و به ایران فرستاد. یارشاطر در ایرانیکا پیامد سفرها را آشنایی با شیوهها و روشهای غربی و برخی خریدها، از جمله دستگاه چاپ، میداند. اما به گفتهٔ یارشاطر، مسائل بنیادی کشور حلناشده ماند و مخالفت با وضع موجود فزونی گرفت.
به گفتهٔ امانت، پادشاه در سالهای پایانی به این باور رسید که پیشرفت علم و فناوری برای اروپا مقدر است و برای کشور او نه انتقالپذیر است و نه شایسته. او دودکشهای کارخانههای فولاد ویکتوریایی، هیاهوی کارخانههای بافندگی و چهرهٔ دلگیر کارگاههای کشتیسازی را نمیپسندید. پادشاه نمیخواست مردمش در شهرهای صنعتی افسردهای مانند آنچه در انگلستان و آلمان دیده بود به کارگر بدل شوند، و بیگمان از پیامدهای سیاسی صنعتی شدن نیز نگران بود.
ناصرالدین شاه قاجار پس از این سفر دو بار دیگر به اروپا رفت. به نوشتهٔ قاضیها، او شرح هر سه سفر را خود نوشت. سفرنامه سال بعد در تهران به چاپ سنگی رسید و ردهاوس آن را در ۱۲۵۳ (۲۴۳۳) در لندن به انگلیسی منتشر کرد. قاضیها از چاپهای بعدی در بمبئی و اصفهان و از تصحیحی تازه بر پایهٔ دستخط پادشاه یاد میکند.
داوری منابع
ناصرالدین شاه قاجار شرح روزبهروز سفر را نوشت و جیمز ردهاوس آن را به انگلیسی ترجمه کرد.
عباس امانت در قبلهٔ عالم سفر فرنگ و پیوند آن با امتیاز رویتر را میسنجد.
جرج کرزن در ایران و مسئلهٔ ایران امتیاز رویتر و سفر پادشاه را شرح میدهد.
احسان یارشاطر در دانشنامهٔ ایرانیکا این سفر را در تاریخ دورهٔ اسلامی ایران جای میدهد.
فاطمه قاضیها در مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی سفرها و سفرنامههای فرنگستان ناصرالدین شاه قاجار را شرح میدهد.