عصر ناصری
۱۲۶۷
شاهنشاهی
۲۴۴۷
میلادی
۱۸۸۸
خلاصه
پایهگذاری نخستین مدرسه ابتدایی با متد صوتی آموزش الفبا در تبریز توسط میرزا حسن رشدیه؛ تقلیل زمان سوادآموزی از سه سال به چند ماه و تخریبهای مکرر مدارس توسط ملایان سنتی.
زمینه
مکتبخانه ارگان واحدی نبود: حجره مسجد یا اتاق خانه، بیسرفصل و بیتقویم مهر. معلم از آخوندهای متوسط بود که وجوهات مجتهد را نداشت و نانش از تدریس کودک میآمد. هجا این بود که بچه «سین زبر لام الف» را ده بار بگوید و کلمه را نشناسد. دو سه سال تا سادهترین خواندن. دختر مکتب نداشت. مدارس مبلغ مسیحی از عهد محمدشاه اندک بودند. دارالفنون دانشکده فنون بود نه دبستان، و در سالهای آخر ناصری بیبرنامه شده بود.
چه رخ داد
۱. بیروت، ایروان، روش صوتی
میرزا حسن تبریزی در ۱۲۳۹ زاده شد، پسر آخوند معتبر تبریز. به جای عتبات در بیستویکسالگی به دارالمعلمین بیروت رفت و مدارس رشدیه عثمانی را دید. در ایروان چهار سال دبستان پسران مسلمان گشود. دستاورد بزرگ او مدرسه نبود؛ شیوه آموزش حرف به حرف و شکل چسبیده و جدا بود، همان بنیانی که بعد در دبستان ایران ماند. حاج زینالعابدین تقیاف و عبدالرحیم طالبوف هزینه را رساندند. مدرسه ایروان به دخالت ناصرالدینشاه بسته شد.
۲. تبریز ۱۲۶۵ و بازی موش و گربه
در ۱۲۶۵ به تبریز برگشت و مدرسه رشدیه را نام نهاد؛ خودش هم به رشدیه معروف شد. نزدیک یک سال دوام آورد. رئیسالسادات طلاب را ریخت و ویران کرد. رشدیه گریخت و بازگشت و دوباره ساخت. مخالفت منبر اغلب به الحاد آویخت؛ سفره اقتصادی مکتب در خطر بود. کودک در چند ماه الفبا میآموخت و خانواده مکتب سهساله را گران میدید.
۳. امیرنظام گروسی و امینالدوله
رشدیه از راه حسنعلیخان امیرنظام گروسی رضایت مظفرالدین میرزا حاکم آذربایجان را گرفت. حملات کم شد. علیخان امینالدوله کارگزار آذربایجان حمایت را از خاموشی به دفاع علنی برد. وقتی امینالدوله در بهمن ۱۲۷۵ صدراعظم مظفر شد، رشدیه را به تهران خواند.
۴. دبستان تهران ۱۲۷۶
مدرسه در ملک صدراعظم گشوده شد. سال اول نزدیک سیصد شاگرد، حدود دویست و پنجاه از اعیان با شهریه، باقی فقیر و رایگان. ناهار روزانه برای همه، خرجی که بعد با احتشامالسلطنه در انجمن معارف به نزاع رسید. منبع اصلی کمک شخصی امینالدوله بود. یک مدرسه پایتخت را عوض نکرد؛ انجمن معارف از روی همین سقف برخاست.
۵. کفایة التعلیم و تبعید ۱۲۸۵
رشدیه در متمم کتاب املا معاهدهای با اجزای مکتب نوشت و سیاست را به درس کودک برد.
«معاهدهایست فیمابین من و اجزای مکتب رشدیه که به حول و قوه الهی انجام دقایق آن را متعهد میشوم. اقل خلقالله، میرزا حسن رشدیه.»
کتاب به تنهایی کار دستش نداد. در تابستان ۱۲۸۵ با مجدالاسلام و میرزا آقا اصفهانی دستگیر و به کلات فرستاده شد. ایستادگی او پیشاهنگ سواد توده ماند.
ورقهٔ وابسته
تشکیل انجمن معارف در تهرانانجمن معارف تهران همان روش رشدیه را از تبریز به مدارس ملی پایتخت برد.
«هر روز تلگراف و مکاتیب متعدد از ولایات به انجمن میرسید و درخواست الحاق و قبول عضویت انجمن و تاسیس مدارس مینمودند. اسهام شرکت به طبع رسید و برای فروش آماده بود. خوشحال بودم که چند سال نمیگذرد که ملت با مشارکت در اداره شرکت ملی معارف طعم و لذت دخالت در تعیین سرنوشت خود را خواهند چشید، و با یک جهش عمومی نظام پوسیده و فاسد حکومت فعلی را سرنگون خواهند ساخت. این افکار و آرزوهای طلایی مربوط به هشت تا نه سال قبل از صدور فرمان مشروطیت بود.»متن کامل این ورقه
پیامد
مدارس رشدیه تبریز بارها خراب شد و برخاست. حمایت امیرنظام و امینالدوله تجربه را به تهران برد. شاگردان اعیان پس از چند سال تکفیر دبستان را بیاثر کردند: پسر وزیر و تاجر در همان نیمکت نشسته بود.
سالشمار
۱۲۶۵
شاهنشاهی ۲۴۴۵
میلادی ۱۸۸۶
اولین رشدیه تبریز
بازگشت از ایروان و نامگذاری مدرسه و لقب.
۱۲۶۷
شاهنشاهی ۲۴۴۷
میلادی ۱۸۸۸
تثبیت نسبی تبریز
حمایت گروسی و سپس امینالدوله.
۱۲۷۶
شاهنشاهی ۲۴۵۶
میلادی ۱۸۹۷
مدرسه تهران
سیصد شاگرد در ملک صدراعظم.
داوری منابع
کسروی رشدیه را پیشاهنگ سوادآموزی و بیداری توده میستاید و ایستادگی او را ارج مینهد.
دوره
پادشاه
کسان
- میرزا حسن رشدیهبنیانگذار دبستان نو و الفبای صوتی
ابداع الفبای صوتی و مقاومت در برابر ویرانی پیاپی مدارس تبریز.
- عبدالرحیم طالبوف تبریزینظریهپرداز مشروطه و آموزش عمومی؛ وکیل دورهٔ اول مجلس
پشتیبانی مالی و فکری از نظام آموزش نوین رشدیه.