برو به محتوا
شیر و خورشید

گاهنامهٔ مشروطه

جنبش مشروطه

نامه انذارآمیز ناصرالملک به طباطبایی در نفی آمادگی برای مشروطه
هجری شمسی

۱۰ تیر ۱۲۸۵

شاهنشاهی

۱۰ تیر ۲۴۶۵

میلادی

۱ ژوئیه ۱۹۰۶

رویداد فرعی و زمینه‌ایسیاسی

این ورقه بخشی از مهاجرت کبری علمای تهران به قم است. نامهٔ ناصرالملک به طباطبایی همان هشدار رجال فرنگ‌دیده است که ملت را برای مشروطه ناآماده می‌دید؛ هجرت کبری پاسخ عملی علما به این تردید بود.

خلاصه

ابوالقاسم خان ناصرالملک، دولتمرد دانش‌آموخته آکسفورد، به وساطت عین‌الدوله نامه‌ای مفصل به طباطبایی نگاشت و با تمثیل تازیانه زدن به بیمار مشرف به موت، ادعا کرد ایران فاقد رجال دانا و جامعه پذیرای حریت است و مشروطه‌خواهی شتاب‌زده سبب هرج‌ومرج خواهد شد.

زمینه

ابوالقاسم خان قراگوزلو (ناصرالملک)، دولتمرد تحصیل‌کرده آکسفورد و از چهره‌های سرشناس جناح اصلاح‌طلب محافظه‌کار، به خواهش عین‌الدوله و برای جلوگیری از رویارویی خونین میان دولت و مراجع، نامه‌ای مفصل، استدلالی و سرشار از بدبینی فلسفی به آیت‌الله سید محمد طباطبایی نگاشت.

چه رخ داد

۱. کالبدشکافی وضعیت جامعه و تمثیل تازیانه بر پیکر بیمار

ناصرالملک در این نامه طولانی با ستایش از حسن نیت طباطبایی، با زبانی تمثیلی هشدار داد که مطالبه آزادی و پارلمان برای جامعه‌ای که از سواد عمومی و درک قانون بی‌بهره است، جز هرج‌ومرج و تجزیه کشور حاصلی نخواهد داشت:

«امروز تقاضای مجلس مبعوثان و اصرار در ایجاد قانون مساوات و دم زدن از حریت و عدالت کامله... در ایران، همان حکایت تازیانه زدن و ران شتر طپانیدن به دهان مریضی مشرف به موت است. آیا این مسئله یقین و مسلم شد که برای تغییر اوضاع حالیه و اختیار طرز و ترتیبات جدیده آدم عالم لازم داریم؟ یعنی عالم به علوم عصر جدید. والله آدم عالم لازم داریم. بالله عالم لازم داریم. به قرآن عالم لازم داریم. به پیغمبر عالم لازم داریم. به مرتضی علی عالم لازم داریم. به اسلام، به کعبه، به دین، به مذهب عالم لازم داریم، عالم لازم داریم، عالم لازم داریم.»

۲. مقایسه ایران با ژاپن عهد میجی و تقدم تربیت بر دموکراسی

ناصرالملک در بخش دیگری از نامه، به تجربه اصلاحات امپراتوری میجی در ژاپن اشاره کرد و استدلال نمود که ژاپنی‌ها پیش از تأسیس پارلمان، سی سال تمام به تأسیس مدارس، تربیت نسل جدید معلمان و اعزام دانشجو به فرنگ پرداختند؛ در حالی که در ایران بدون وجود کادرهای اداری دانا، سپردن قانون‌گذاری به نمایندگان اصناف به فاجعه خواهد انجامید:

«ژاپن اگر به این پایه از اقتدار رسید، اول مدارس ساخت و آدم تربیت کرد، آنگاه مجلس برپا نمود. ما می‌خواهیم با مردمی که الفبای قانون را نمی‌دانند، پارلمان انگلستان را در تهران پیاده کنیم.»

۳. پاسخ طباطبایی و پافشاری بر ضرورت فوری مهار استبداد

طباطبایی در پاسخ شفاهی و مکتوب خویش استدلال ناصرالملک را رد کرد و خاطرنشان ساخت که در غیاب قانون، دربار حتی اجازه تأسیس همان مدارس نوین را نیز نخواهد داد و تنها راه جلوگیری از تباهی ایران، مقید ساختن اراده شاه به مجلس مبعوثان ملت است، حتی اگر این نهاد در آغاز با نقص و آزمون‌وخطا همراه باشد.

پیامد

این تبادل آرا یکی از عمیق‌ترین مناقشات فکری پیشامشروطه را میان رویکرد «اصلاحات تدریجی از بالا» و «انقلاب قانون‌خواهی از پایین» رقم زد و عزم طباطبایی را برای پیشبرد نهضت استوارتر ساخت.

سال‌شمار

  1. ۱۰ تیر ۱۲۸۵

    شاهنشاهی ۱۰ تیر ۲۴۶۵

    میلادی ۱ ژوئیه ۱۹۰۶

    ارسال نامه انذاری ناصرالملک

    نگارش رساله مفصل ناصرالملک در نفی آمادگی جامعه ایران برای مشروطیت.

داوری منابع

امیر خادم — ماجرای مشروطه
ماجرای مشروطه؛ گفتار بیستم

ناصرالملک به طباطبایی نوشت که تقاضای مشروطه در جامعه بی‌سواد، مانند تازیانه زدن بر تن بیماری مشرف به مرگ است.

ناظم‌الاسلام کرمانی — تاریخ بیداری ایرانیان
مکاتبات ناصرالملک و طباطبایی

ناظم‌الاسلام متن رساله انذاری ناصرالملک و پافشاری طباطبایی بر ضرورت مهار استبداد را آورده است.

دوره

پادشاه

کسان

  • ابوالقاسم‌خان ناصرالملکنایب‌السلطنهٔ احمدشاه؛ متمایل به لندن

    نگارش رساله‌گونه‌ای بدبینانه علیه دموکراسی فوری و درخواست توقف مطالبات رادیکال.

  • سید محمد طباطباییپیشوای روحانی مشروطه در تهران

    رد استدلال‌های بدبینانه ناصرالملک و تأکید بر اینکه تنها درمان بی‌قانونی، خود قانون است.

  • عبدالمجید میرزا عین‌الدولهصدراعظم آغاز جنبش؛ سپس فرماندهٔ سپاه دولتی بر تبریز

    استفاده از ناصرالملک به عنوان واسطه برای منصرف ساختن مجتهد تهران از پافشاری بر عدالتخانه.