برو به محتوا
شیر و خورشید، نشان تاریخی ایران

گاهنامهٔ مشروطه

پهلوی دوم

غائلهٔ آذربایجان و بازگشت آذربایجان به ایران، ۱۳۲۴ تا ۱۳۲۵

هجری شمسی

شاهنشاهی

۲۱ آذر ۲۵۰۴ تا ۲۱ آذر ۲۵۰۵

میلادی

۱۲ دسامبر ۱۹۴۵ تا ۱۲ دسامبر ۱۹۴۶

رویداد اصلی مشروطیتبین‌الملل و دیپلماسی

این ورقه بخشی از ورود ارتش‌های بریتانیا و شوروی به ایران، ۳ شهریور ۱۳۲۰ است. سپاه شوروی که از شهریور ۱۳۲۰ در آذربایجان مانده بود، در ۱۳۲۴ حکومتی خودمختار در تبریز برپا کرد و تا آذر ۱۳۲۵ آنجا ماند.

خلاصه

غائلهٔ آذربایجان نام رایج بحرانی است که از تابستان ۱۳۲۴ خورشیدی (۲۵۰۴ شاهنشاهی، ۱۹۴۵ میلادی) تا آذر ۱۳۲۵ خورشیدی (۲۵۰۵ شاهنشاهی، ۱۹۴۶ میلادی) استان آذربایجان و بخشی از کردستان ایران را از فرمان دولت مرکزی بیرون برد. در این دوره فرقهٔ دموکرات آذربایجان به رهبری سید جعفر پیشه‌وری، روزنامه‌نگار و فعال کمونیست که سال‌ها در اتحاد شوروی زیسته بود، با پشتیبانی سپاه شوروی که از شهریور ۱۳۲۰ در شمال ایران مانده بود، راه‌های استان را گرفت، پادگان‌ها را محاصره کرد، «مجلس ملی» آذربایجان را گشود و حکومتی خودمختار در تبریز برپا ساخت. هم‌زمان قاضی محمد، قاضی موروثی و پیشوای دینی مهاباد، در مهاباد حکومتی کردی پدید آورد.

ماجرا در سه سطح پیش رفت. در سطح نظامی، ارتش سرخ ستون امدادی ارتش ایران را در راه آذربایجان در قزوین و شریف‌آباد بازداشت و پس از گذشت موعد تخلیهٔ ایران در ۱۱ اسفند ۱۳۲۴ خورشیدی (۲ مارس ۱۹۴۶ میلادی) نیز سپاهیانش را بیرون نبرد و حتی نیروی تازه به آذربایجان آورد. در سطح دیپلماتیک، دولت ایران نخستین شکایت تاریخ شورای امنیت سازمان ملل متحد را به ثبت رساند، و احمد قوام (قوام‌السلطنه)، نخست‌وزیر، با سفر به مسکو و امضای موافقت‌نامهٔ ۱۵ فروردین ۱۳۲۵ خورشیدی (۴ آوریل ۱۹۴۶ میلادی) راه خروج سپاه شوروی را گشود. در سطح داخلی، گفت‌وگوهای تهران و تبریز، ورود سه وزیر توده‌ای به کابینه، شورش عشایر جنوب و سرانجام دگرگونی کابینه در مهر ۱۳۲۵ زمینهٔ لشکرکشی آذر ۱۳۲۵ را فراهم آورد.

در ۲۰ و ۲۱ آذر ۱۳۲۵ خورشیدی (۱۱ و ۱۲ دسامبر ۱۹۴۶ میلادی) حکومت خودمختار تبریز بی‌نبرد جدی فروپاشید، پیشه‌وری و گروهی از یارانش به شوروی گریختند و نیروهای ارتش ایران به تبریز و سپس به مهاباد درآمدند. محمدرضا شاه پهلوی، شاهنشاه ایران، که فرماندهی کل نیروها را در دست داشت، این رویداد را در خاطرات خود آغاز جنگ سرد خواند، و ایرانیان سال‌ها روز ۲۱ آذر را به نام روز آذربایجان و روز نجات آذربایجان گرامی داشتند. مجلس پانزدهم در ۲۹ مهر ۱۳۲۶ خورشیدی (۲۲ اکتبر ۱۹۴۷ میلادی) موافقت‌نامهٔ نفتی قوام و سادچیکف را باطل اعلام کرد و فصل دیپلماتیک ماجرا را بست.

داوری دربارهٔ سهم هر بازیگر در این پیروزی، یعنی شاهنشاه، قوام‌السلطنه، حسین علاء در شورای امنیت، دولت ایالات متحده و ملاحظات خود استالین، هنوز میان مورخان و راویان یکسان نیست.

زمینه

اشغال ایران و پیمان سه‌جانبه

در ۳ شهریور ۱۳۲۰ خورشیدی (۲۵۰۰ شاهنشاهی، ۲۵ اوت ۱۹۴۱ میلادی) بریتانیا و اتحاد شوروی ایران را از جنوب و شمال اشغال کردند. بروس کونیهولم، مورخ آمریکایی، در مقالهٔ «آذربایجان: تاریخ از ۱۹۴۱ تا ۱۹۴۷» در دانشنامهٔ ایرانیکا، شمار سربازان شوروی را در آغاز اشغال نزدیک به چهل هزار تن می‌نویسد که آذربایجان و مشهد را گرفتند، و شمار سربازان بریتانیایی را نزدیک به نوزده هزار تن. به گزارش همان مقاله، از ۱۹۴۱ تا ۱۹۴۵ میلادی نزدیک به هفت میلیون و نهصد هزار تن کالا، از جمله یکصد و هشتاد هزار کامیون و چهار هزار و هشتصد و هفتاد و چهار هواپیما، از راه ایران به شوروی رسید؛ همین رقم اهمیت «پل پیروزی» را برای متفقین نشان می‌دهد.

اشغال به استعفای رضا شاه پهلوی، شاهنشاه ایران، و پادشاهی محمدرضا شاه پهلوی انجامید. کونیهولم می‌نویسد پراکندگی ارتش، دستاوردهای رضا شاه را در مهار نیروهای گریز از مرکز سست کرد و دولت مرکزی را در برابر آن‌ها آسیب‌پذیر گذاشت. به نوشتهٔ او، شوروی پس از ورود، پاسگاه‌های مرزی و گمرکی میان دو کشور را برچید و بر مرز جنوبی منطقهٔ اشغالی پاسگاه نظامی گذاشت، چنان‌که مرز شوروی در عمل به درون ایران آمد. فرماندهان شهری شوروی، که به کنسول شوروی در تبریز گزارش می‌دادند، بسیاری از کارهای استان را در دست گرفتند.

در ۹ بهمن ۱۳۲۰ خورشیدی (۲۹ ژانویهٔ ۱۹۴۲ میلادی) ایران، بریتانیا و شوروی پیمان اتحاد سه‌جانبه را امضا کردند. بنابر مادهٔ نخست این پیمان، دو دولت اشغالگر تمامیت ارضی، حاکمیت و استقلال سیاسی ایران را محترم می‌شمردند، و بنابر مادهٔ پنجم تعهد می‌کردند که تا شش ماه پس از پایان جنگ با دولت‌های محور، نیروهایشان را از خاک ایران بیرون ببرند. در ۱۰ آذر ۱۳۲۲ خورشیدی (۲۵۰۲ شاهنشاهی، ۱ دسامبر ۱۹۴۳ میلادی) سران سه دولت بزرگ در پایان کنفرانس تهران اعلامیه‌ای دربارهٔ ایران صادر کردند و بار دیگر بر استقلال و تمامیت ارضی ایران پای فشردند.

محمدرضا شاه پهلوی در کتاب «مأموریت برای وطنم»، خاطرات و اندیشه‌های سیاسی خود، به همین دو سند تکیه می‌کند و می‌فرماید که به گمان او همهٔ ایرانیان می‌پنداشتند استالین به پیمان و اعلامیه پایبند خواهد ماند.

چنانکه در اعلامیه تهران که قسمتی از آن را در فصل پیش نقل کرده‌ام قید شده بود دولتهای کشورهای متحده آمریکا و روسیه و انگلستان ملتزم و متعهد شده بودند که استقلال و حق حاکمیت و تمامیت ارضی ایران را محترم بشمارند. بنظر من تمام ایرانیان نزد خود تصور میکردند که استالین مفاد عهدنامه و اعلامیه را محترم شمرده و بقولی که داده است وفادار خواهد ماند.

محمدرضا شاه پهلوی، شاهنشاه ایران
کتاب خاطرات و اندیشه‌های سیاسی «مأموریت برای وطنم»، ص ۱۴۷
دربارهٔ ۱۳۲۰ تا ۱۳۲۴ خورشیدی؛ انتشار ۱۳۴۰ خورشیدی (۲۵۲۰ شاهنشاهی)، برابر با ۱۹۶۱ میلادی
یادآوری تعهدات پیمان سه‌جانبه و اعلامیهٔ تهران پیش از روایت غائلهٔ آذربایجان.

دیدار استالین و پیشنهاد هنگ تانک

محمدرضا شاه پهلوی در کتاب «پاسخ به تاریخ»، واپسین کتاب خاطرات خود، از دیدارش با یوسف استالین، رهبر اتحاد شوروی، در روزهای کنفرانس تهران یاد می‌کند. به روایت شاهنشاه، استالین در آغاز گفت‌وگو دربارهٔ پنجاه سال آینده به او اطمینان داد و چون شاهنشاه از نیاز ارتش به هواپیما و تانک سخن گفت، یک هنگ تانک و یک اسکادران هواپیما پیشنهاد کرد. چند هفته بعد سفیر شوروی شرایط مسکو را آورد: افسران روس باید فرماندهی هر دو یگان را دست‌کم تا پایان جنگ در دست می‌داشتند، هنگ تانک در قزوین و هواپیماها در مشهد مستقر می‌شدند. شاهنشاه می‌فرماید این شرایط را نپذیرفت و آن را نخستین درس خود در «دوگانگی روسی» شمرد.

چون [نیاز به هواپیما و تانک را] پیش کشیدم، او بی‌درنگ یک هنگ تانک و یک اسکادران هواپیما پیشنهاد کرد و آموزش نیرو و شیوهٔ تحویل را به بعد واگذاشت. من گرم از ابراز پشتیبانی او سپاسگزاری کردم و پنداشتم گامی مهم در راه استقلال و اعتبار کشورم برداشته‌ام. این نخستین درس من در دوگانگی روسی و چانه‌زنی سختی بود که مسکو برای هر امتیاز می‌کرد.

متن اصلیWhen I did, he immediately offered me a tank regiment and a squadron of planes, with troop training and method of delivery to be discussed later. I thanked him warmly for his expression of support, believing that I had taken an important step toward establishing the independence and prestige of my country. It would prove to be my first lesson in Russian duplicity and the hard bargain Moscow drove for every concession.

محمدرضا شاه پهلوی، شاهنشاه ایران
کتاب خاطرات «پاسخ به تاریخ»، ص ۷۳
نگارش ۱۳۵۹ خورشیدی (۲۵۳۹ شاهنشاهی، ۱۹۸۰ میلادی)
دیدار با استالین در روزهای کنفرانس تهران، آذر ۱۳۲۲ خورشیدی (نوامبر و دسامبر ۱۹۴۳ میلادی).

زمین‌شناسان شوروی و درخواست امتیاز نفت شمال

عباس میلانی، مورخ و استاد دانشگاه استنفورد، در کتاب «شاه»، زندگی‌نامهٔ محمدرضا شاه پهلوی، فصل هشتم را «سپیده‌دم جنگ سرد» نام می‌نهد و ریشهٔ بحران را در نفت شمال می‌جوید. به نوشتهٔ میلانی، شوروی در خرداد ۱۳۲۲ خورشیدی (ژوئن ۱۹۴۳ میلادی)، بی‌آگاهی شاهنشاه و دولت ایران، گروهی زمین‌شناس را در جامهٔ مهندسان نظامی به استان‌های شمالی فرستاد و این گروه برآورد کرد که ذخایر نفت و گاز شمال ایران از ذخایری که بریتانیا در جنوب در دست داشت کمتر نیست. میلانی از تلگرام ۲۵ مرداد ۱۳۲۳ خورشیدی (۲۵۰۳ شاهنشاهی، ۱۶ اوت ۱۹۴۴ میلادی) لاورنتی بریا، رئیس دستگاه امنیتی شوروی، یاد می‌کند که گرفتن امتیاز نفت شمال را به استالین سفارش می‌کرد.

در مهر ۱۳۲۳ خورشیدی (اکتبر ۱۹۴۴ میلادی) سرگئی کافتارادزه، معاون کمیسر امور خارجهٔ شوروی، به تهران آمد. به نوشتهٔ کونیهولم در ایرانیکا، او حق انحصاری اکتشاف پنج‌ساله در سراسر کرانهٔ شمالی ایران، از مرز آذربایجان تا خراسان، را خواست. کابینهٔ محمد ساعد مراغه‌ای، نخست‌وزیر، از بیم آنکه این درخواست پوششی برای رخنه در منطقه باشد، در ۱۶ مهر ۱۳۲۳ خورشیدی (۸ اکتبر ۱۹۴۴ میلادی) هرگونه گفت‌وگو دربارهٔ امتیاز نفت را به پس از جنگ واگذاشت. کونیهولم می‌افزاید که شوروی پس از این تصمیم دست به ارعاب زد.

قانون ۱۱ آذر ۱۳۲۳ و موازنهٔ منفی

دکتر محمد مصدق (مصدق‌السلطنه)، نمایندهٔ تهران در مجلس چهاردهم، در ۱۱ آذر ۱۳۲۳ خورشیدی (۲ دسامبر ۱۹۴۴ میلادی) طرحی را به تصویب مجلس رساند که هرگونه مذاکرهٔ نخست‌وزیران و وزیران با بیگانگان دربارهٔ امتیاز نفت را بی‌اجازهٔ مجلس ممنوع می‌کرد و مجازات سنگین برای ناقضان آن می‌گذاشت. میلانی در کتاب «شاه» این قانون را بیان نخستین سیاست خارجی‌ای می‌داند که بعدها نام «موازنهٔ منفی» گرفت، و سخن مصدق را در دفاع از طرح، در برابر سیاست «موازنهٔ مثبت» یعنی دادن امتیاز به شوروی برای هم‌سنگی با امتیاز بریتانیا، نقل می‌کند.

[سیاست موازنهٔ مثبت] دادن امتیازی به شوروی را برای هم‌سنگی با امتیاز بریتانیا سفارش می‌کرد. اگر ایران چنین کند، کارش به کار کسی می‌ماند که یک دستش را بریده‌اند و او برای برقراری توازن، رضا می‌دهد دست راستش را هم ببرند.

متن اصلیIt advocated a concession for the Soviets to balance the British concession. If Iran does so, her action would resemble that of a person with one hand amputated who, in pursuance of balance, would consent to have his right hand amputated.

دکتر محمد مصدق، نمایندهٔ تهران در مجلس چهاردهم شورای ملی
زندگی‌نامه، به نقل از سخنرانی در مجلس «شاه، به نقل عباس میلانی»، فصل هشتم، «سپیده‌دم جنگ سرد»
آذر ۱۳۲۳ خورشیدی (۲۵۰۳ شاهنشاهی، دسامبر ۱۹۴۴ میلادی)
دفاع مصدق از طرح منع مذاکرهٔ نفتی با بیگانگان در برابر درخواست امتیاز نفت شمال از سوی شوروی.

محمدرضا شاه پهلوی در «پاسخ به تاریخ» همین اصل را از زاویه‌ای دیگر می‌نگرد. شاهنشاه می‌فرماید که «موازنهٔ مثبت»، یعنی دادن امتیاز به یک قدرت در برابر امتیاز به قدرت دیگر، پایهٔ روند تاریخ اخیر ایران بود و مصدق می‌خواست آن را وارونه کند؛ ولی به داوری شاهنشاه، این اصل را نمی‌شد با سرسختی بر همهٔ عرصهٔ سیاست روا داشت. میلانی نیز می‌نویسد که مصدق نیت خود را از طرح تا روز طرح آن در مجلس پنهان نگه داشت. هر دو روایت در این نکته هم‌داستان‌اند که قانون آذر ۱۳۲۳ دست دولت‌های بعدی را در برابر درخواست شوروی بست و راه را بر هر قرارداد نفتی بی‌تصویب مجلس گرفت؛ همین نکته دو سال بعد در گفت‌وگوهای قوام و مسکو اهمیتی تعیین‌کننده یافت.

دستور مسکو در تیر ۱۳۲۴

کشف اسناد بایگانی‌های شوروی پس از فروپاشی آن کشور تصویر تازه‌ای از آغاز ماجرا به دست داد. عباس میلانی در کتاب «شاه» به یادداشتی به تاریخ ۱۵ تیر ۱۳۲۴ خورشیدی (۲۵۰۴ شاهنشاهی، ۶ ژوئیهٔ ۱۹۴۵ میلادی) استناد می‌کند که دفتر سیاسی حزب کمونیست شوروی امضا کرده بود و میلانی می‌نویسد گمان می‌رود خود استالین آن را نوشته باشد. بنابر این یادداشت، حزب کمونیست آذربایجان شوروی مأموریت یافت جنبشی جدایی‌خواه در آذربایجان جنوبی و دیگر استان‌های شمال ایران سازمان دهد، آذربایجانی خودمختار «با اختیارات گسترده در درون دولت ایران» پدید آورد و در میان کردهای شمال ایران نیز برای پیوستن به این جنبش کار کند.

در یادداشتی به تاریخ ۶ ژوئیهٔ ۱۹۴۵ که دفتر سیاسی حزب کمونیست امضا کرده بود ولی گمان می‌رود خود استالین نوشته باشد، به حزب کمونیست آذربایجان شوروی دستور رسید که هر اقدام لازم را برای "سازمان دادن جنبشی جدایی‌خواه در آذربایجان جنوبی و دیگر استان‌های شمال ایران" به کار گیرد. استالین فرمان داد "آذربایجانی ملی و خودمختار با اختیارات گسترده در درون دولت ایران" پدید آید.

متن اصلیIn a memorandum dated July 6, 1945, and signed by the Communist Party's Politburo but believed to have been written by Stalin himself, the Communist Party of Soviet Azerbaijan was ordered to take all measures necessary to "organize a Separatist movement in Southern Azerbaijan and other provinces of Northern Iran." Stalin ordered the creation of a "national autonomous Azerbaijan with broad powers within the Iranian state".

عباس میلانی، مورخ، استاد مطالعات ایران در دانشگاه استنفورد
زندگی‌نامه «شاه»، فصل هشتم، «سپیده‌دم جنگ سرد»
انتشار ۱۳۹۰ خورشیدی، برابر با ۲۰۱۱ میلادی؛ دربارهٔ تیر ۱۳۲۴ خورشیدی (۲۵۰۴ شاهنشاهی)
خلاصهٔ میلانی از یادداشت دفتر سیاسی حزب کمونیست شوروی بر پایهٔ اسناد بایگانی‌های شوروی.

میلانی می‌افزاید که دستور مسکو حتی شمار نشریات جنبش را معین می‌کرد، از جمله یک مجلهٔ مصور در باکو برای پخش در ایران و سه روزنامهٔ تازه دربارهٔ آذربایجان جنوبی، و سیاست‌هایی چون اصلاحات ارضی را پیش می‌نهاد. به نوشتهٔ او، استالین یک میلیون روبل ارزی برای تبدیل به تومان و پرداخت هزینه‌های جنبش اختصاص داد. میلانی همچنین از فراخواندن عبدالصمد کامبخش، از رهبران حزب توده، به باکو یاد می‌کند. کمتر از دو ماه پس از این دستور، در مرداد ۱۳۲۴ خورشیدی (اوت ۱۹۴۵ میلادی)، هواداران جنبش نوپا چند ساختمان دولتی را در تبریز گرفتند و بیانیه‌ای انتشار دادند. محمدرضا شاه پهلوی نیز در «مأموریت برای وطنم» به همین رویداد اشاره می‌کند و می‌فرماید که در مرداد آن سال کارگزاران حزب توده چند ساختمان دولتی تبریز را به زور گرفتند و نیروی شوروی سربازان ایرانی را در سربازخانه‌ها نگه داشت.

فرقهٔ دموکرات و حزب توده

حزب تودهٔ ایران از ۱۳۲۰ خورشیدی پدید آمده بود و میلانی می‌نویسد شاخهٔ تبریز آن از ۱۳۲۱ خورشیدی (۱۹۴۲ میلادی) فعالیت داشت. کونیهولم در ایرانیکا می‌نویسد که شوروی در ۱۳۲۴ خورشیدی، برای ساختن پایگاهی گسترده‌تر، از انحلال حزب توده در آذربایجان و برپایی فرقهٔ دموکرات آذربایجان به جای آن پشتیبانی کرد. به نوشتهٔ او، پایگاه اجتماعی، منافع و سیاست‌های این دو سازمان یکسان نبود. سید جعفر پیشه‌وری، بنیان‌گذار فرقه، روشنفکران فارسی‌زبان حزب توده و مارکسیسم اروپایی آنان را خوار می‌شمرد، ولی به داوری کونیهولم فرقهٔ او حتی بیش از حزب توده در برابر دستکاری شوروی آسیب‌پذیر بود.

پیشه‌وری پیش‌تر از تبریز به نمایندگی مجلس چهاردهم رأی آورده بود، ولی مجلس اعتبارنامهٔ او را نپذیرفت. محمدرضا شاه پهلوی در «پاسخ به تاریخ» از همین نکته یاد می‌کند و می‌فرماید که پیشه‌وری را به چهره می‌شناخت و مجلس از پذیرفتنش سر باز زده بود، زیرا او را عامل شوروی می‌دانستند. در ماه‌های بعد، فرقه و هوادارانش ردّ اعتبارنامه را یکی از نشانه‌های بی‌اعتنایی تهران به آذربایجان شمردند.

زمینه‌های درونی و نارضایی منطقه‌ای

کونیهولم در ایرانیکا تأکید می‌کند که جنبش آذربایجان تنها زادهٔ فشار شوروی نبود. به نوشتهٔ او، آذربایجانی‌ها تا اندازه‌ای به تمرکزگرایی دوران رضا شاه و نیز به ناکارآمدی، فساد و تبعیض دولت مرکزی در حق استان واکنش نشان می‌دادند، و کردها با سیاست اسکان عشایر مخالف بودند. همو یادآور می‌شود که آذربایجان در آن زمان تنها دوازده شهر بالای ده هزار نفر داشت و جز تبریز جایی با شمار درخورِ کارگر کارخانه نبود؛ پس حزب توده اختلاف‌های قومی و منطقه‌ای را به زبان طبقاتی بیان می‌کرد. کونیهولم می‌افزاید که از نه وزیر حکومت پیشه‌وری تنها یک تن پیشینهٔ عضویت در حزب توده داشت.

سال‌های جنگ برای مردم آذربایجان سال‌های گرسنگی و ناامنی بود. کونیهولم می‌نویسد شوروی این دشواری‌ها را تشدید کرد و قراردادهای ناسودمندی بر آذربایجانی‌ها تحمیل کرد. در کنار این روایت، گزارش‌های کنسولگری آمریکا در تبریز نیز از دو سوی ماجرا خبر می‌دهند. رابرت راسو، کنسول‌یار آمریکا در تبریز، در تلگرام ۱۹ دی ۱۳۲۴ خورشیدی (۹ ژانویهٔ ۱۹۴۶ میلادی) نوشت که اصلاحات اجتماعی و اقتصادی حکومت تازه در میان مردم یکسره ناپسند نیست، ولی بیشتر مردم با سلطهٔ شوروی مخالف‌اند و تنها ترس و ارعاب آنان را به پشتیبانی وامی‌دارد.

هرچند اصلاحات اجتماعی و اقتصادی در میان مردم این‌جا یکسره ناپسند نیست، بی‌گمان بیشترشان با سلطهٔ شوروی مخالف‌اند و تنها ترس و ارعاب آنان را به تأیید چنین جنبش‌هایی وامی‌دارد. ولی حضور همه‌جایی سربازان سراپا مسلح شوروی، آگاهی همگانی از دستکاری شوروی در شورش اخیر و ترس گسترده از بی‌رحمی مأموران شوروی، فضای رعبی ریشه‌دار پدید آورده است، چندان که دعوتی ساده برای پیوستن به چنین انجمنی خود به منزلهٔ اجبار است.

متن اصلیAlthough the social and economic reforms are not entirely unpopular among the people here, they are assuredly opposed in the majority to Soviet domination, and only fear and intimidation lead them to endorse movements of this sort. However, the omnipresence of heavily armed Soviet troops, the general awareness of Soviet manipulation of recent revolt, and widespread fear of the ruthlessness of Soviet agents, have given rise to a deeply ingrained terrorism, such that a mere invitation to join such a society is tantamount to duress.

رابرت راسو، کنسول‌یار ایالات متحده در تبریز
مجموعهٔ اسناد دیپلماتیک وزارت خارجهٔ آمریکا (تلگرام به وزیر خارجه) «روابط خارجی ایالات متحده، ۱۹۴۶، جلد هفتم»، سند ۲۱۴
۱۹ دی ۱۳۲۴ خورشیدی (۲۵۰۴ شاهنشاهی)، برابر با ۹ ژانویهٔ ۱۹۴۶ میلادی
گزارش دربارهٔ «انجمن دوستان آذربایجان شوروی» که به نوشتهٔ راسو پس از بازگشت رهبرانش از باکو پا گرفته بود و برای عضوگیری فشار می‌آورد.

در همین تلگرام، راسو از محمد بی‌ریا، وزیر فرهنگ حکومت تبریز و بنیان‌گذار این انجمن، نقل می‌کند که در پاسخ به پرسش مستقیم، هدف پیوستن به شوروی را رد کرد، ولی قیدی افزود: «البته به شرط آنکه دولت مرکزی خواسته‌های ما را برآورد». امین عالیمرد، که در آن سال‌ها دانش‌آموز دبیرستانی در تبریز بود، در گفت‌وگو با طرح تاریخ شفاهی بنیاد مطالعات ایران تصویری دوگانه از شهر به دست می‌دهد. به یاد او، بیشتر مردم تبریز از بازگشت روس‌ها سخت نگران بودند، زیرا یاد کشتارهای قزاقان تزاری پس از انقلاب مشروطه و از دست رفتن شهرهای قفقاز هنوز در ذهن‌ها زنده بود؛ با این همه، رفتار سربازان شوروی را آن‌گونه که خود می‌دید بد نمی‌یافت. عالیمرد از دکانی به نام مغازهٔ شکرچی یاد می‌کند که او برای خرید تمبر به آن‌جا می‌رفت و به گفتهٔ او پاتوق نیمه‌سیاسی روشنفکران شهر بود؛ دکتر جاوید، که بعدها وزیر کشور حکومت تبریز شد، و شبستری، که بعدها ریاست مجلس آن را یافت، در آن‌جا می‌نشستند.

اکثریت مردم در شهر تبریز تا آنجائی که نظرم هست شدیدا ناراحت و نگران بودند بدلیل سابقه تاریخی فجایعی که روسهای تزاری بخصوص در تبریز انجام داده بودند... البته نحوه رفتار [سربازان شوروی] لااقل به آن صورتی که من می‌دیدم هیچ بد نبود... دکتر جاوید که وزیر کشور پیشه وری شد وقتی که جمهوری دموکراتیک آذربایجان را پیشه وری درست کرد می آمد آنجا، شبستری که رئیس مجلس [شد] آنجا می‌نشست... آن زمان اصلا این افراد طرفداری از روسیه و فلان برایشان مطرح نبود.

امین عالیمرد، دانش‌آموز تبریزی در سال‌های اشغال، راوی طرح تاریخ شفاهی
مصاحبهٔ تاریخ شفاهی «طرح تاریخ شفاهی بنیاد مطالعات ایران، گفت‌وگو با امین عالیمرد»، ص ۴ متن پیاده‌شده
دربارهٔ ۱۳۲۰ تا ۱۳۲۴ خورشیدی (۲۵۰۰ تا ۲۵۰۴ شاهنشاهی)، برابر با ۱۹۴۱ تا ۱۹۴۵ میلادی
یاد راوی از فضای تبریز پیش از برپایی حکومت خودمختار.

این خاطره‌ها نشان می‌دهند که برخی گردانندگان حکومت تبریز پیش از ۱۳۲۴ از چهره‌های شناختهٔ محافل روشنفکری شهر بودند و به گفتهٔ راوی، هواداری از روسیه در آن هنگام مسئلهٔ آنان نبود.

چه رخ داد

خیزش پاییز ۱۳۲۴

کونیهولم می‌نویسد که پس از تسلیم ژاپن در ۱۱ شهریور ۱۳۲۴ خورشیدی (۲ سپتامبر ۱۹۴۵ میلادی)، دولت ایران بارها به همدلی آشکار شوروی با جنبش آذربایجان و دخالت‌های پیاپی در استان اعتراض کرد و شوروی تنها با تکرار درخواست امتیاز نفت پاسخ داد. به نوشتهٔ او، شوروی در پاییز در نقاط کلیدی سلاح پخش کرد و در مهر و آبان خیزش‌هایی گسترده را در سراسر استان پشتیبانی کرد. کونیهولم از گزارشی یاد می‌کند که بنابر آن، تفنگ‌هایی که ارتش پس از فروپاشی حکومت تبریز از فداییان گرفت، تقریباً در همهٔ موارد با شمارهٔ سریال تفنگ‌هایی برابر بود که بریتانیا در ۱۳۲۰ از قورخانهٔ تهران به ارتش سرخ سپرده بود.

حسن ارفع، که در آن هنگام سرلشکر و رئیس ستاد ارتش بود، در کتاب «زیر فرمان پنج پادشاه»، خاطرات خود به زبان انگلیسی، رویداد دیگری را از همان تابستان روایت می‌کند. به نوشتهٔ ارفع، در شب ۲۵ مرداد ۱۳۲۴ خورشیدی (۱۶ اوت ۱۹۴۵ میلادی) سرهنگ وثوق از مشهد تلگراف زد که هجده افسر با چند سرباز، دو جیپ و سه کامیون سبک پر از سلاح از مشهد گریخته‌اند و پیش از گریز خودروهای لشکر را از کار انداخته‌اند تا کسی دنبالشان نکند. نیروی شوروی گروه تعقیب را در بیرون شهر بازگرداند ولی به گریختگان راه داد تا به سوی قوچان و بجنورد بروند.

در شب ۱۶ اوت تلگرافی از سرهنگ وثوق رسید که هجده افسر با نیم‌دوجین سرباز، با دو جیپ و سه کامیون سبکِ پر از سلاح از مشهد گریخته‌اند و پیش از آن همهٔ خودروهای لشکر را از کار انداخته‌اند تا کسی نتواند دنبالشان کند. وثوق همین که از ماجرا آگاه شد، چند خودرو از گاراژهای شهر گرفت و نیرویی به تعقیب فراریان فرستاد، ولی نیروهای شوروی درست بیرون شهر این دسته را نگه داشتند و بازگرداندند، حال آنکه به افسران گریزان اجازه داده بودند بی‌مزاحمت به سوی قوچان و بجنورد بروند.

متن اصلیOn the night of 16th August I received a telegram from Colonel Vossuq stating that eighteen officers, with half a dozen soldiers, had fled from Mashad with two jeeps and three light lorries loaded with arms, after having disabled all the divisional motor vehicles, to prevent their being pursued. As soon as he had learned what had happened, Vossuq requisitioned several cars from local garages and sent a force in pursuit of the deserters, but just outside the town this detachment was stopped by Soviet forces and turned back, although they had allowed the fleeing officers to proceed unmolested towards Quchan and Bojnurd.

حسن ارفع، سرلشکر، رئیس ستاد ارتش ایران
کتاب خاطرات «زیر فرمان پنج پادشاه»، ص ۳۴۳
دربارهٔ ۲۵ مرداد ۱۳۲۴ خورشیدی (۲۵۰۴ شاهنشاهی)، برابر با ۱۶ اوت ۱۹۴۵ میلادی؛ انتشار ۱۳۴۳ خورشیدی، برابر با ۱۹۶۴ میلادی
گریز گروهی از افسران لشکر خراسان که بعدها بخشی از آنان به نیروهای فرقهٔ دموکرات پیوستند.

بازماندن ستون امدادی در شریف‌آباد، آبان ۱۳۲۴

با گسترش خیزش در آبان ۱۳۲۴ خورشیدی، ژاندارمری ایران کوشید شورشیان تازه‌مسلح را مهار کند، ولی به نوشتهٔ کونیهولم، نیروهای شوروی با ژاندارم‌ها درگیر شدند و آنان را به عقب‌نشینی واداشتند. ابراهیم حکیمی (حکیم‌الملک)، نخست‌وزیر، در ۲۹ آبان ۱۳۲۴ خورشیدی (۲۰ نوامبر ۱۹۴۵ میلادی) در مجلس شورای ملی، بی‌آنکه از دخالت بیگانه نام ببرد، از «حوادث قابل تأسف» در «بعضی از نقاط استان‌های ۳ و ۴» سخن گفت و از نمایندگان مهلت خواست.

بطوری که آقایان نمایندگان محترم اجمالاً استحضار حاصل فرموده‌اند از چند روز قبل به این طرف توسط عده‌ای نادان در بعضی از نقاط استان‌ها ۳ و ۴ حوادث قابل تأسفی پیش آمده که الحق خلاف اصل میهن پرستی و خلاف افکار عموم و هموطنان عزیز مخصوصاً برادران آذربایجانی من می‌باشد. این‌جانب فعلاً نمی‌خواهم قبل از اینکه اطلاعات کامل نسبت به این حوادث به دولت برسد شرح وقایع را بعرض مجلس شورای ملی برسانم.

ابراهیم حکیمی (حکیم‌الملک)، نخست‌وزیر ایران
صورت‌جلسهٔ رسمی مجلس «مذاکرات مجلس شورای ملی، دورهٔ چهاردهم قانون‌گذاری»، نشست ۱۶۲
۲۹ آبان ۱۳۲۴ خورشیدی (۲۵۰۴ شاهنشاهی)، برابر با ۲۰ نوامبر ۱۹۴۵ میلادی
نخستین گزارش نخست‌وزیر به مجلس پس از آغاز خیزش در آذربایجان و کردستان. «استان‌های ۳ و ۴» نام اداری آن روز آذربایجان شرقی و غربی بود.

کونیهولم می‌نویسد که تا ۲۸ آبان ۱۳۲۴ خورشیدی (۱۹ نوامبر ۱۹۴۵ میلادی) فرقهٔ دموکرات همهٔ راه‌های اصلی ورود به استان را گرفته و ارتباطات را بریده بود. دولت ستونی نزدیک به هزار و پانصد سرباز به سوی آذربایجان فرستاد، ولی نیروهای شوروی این ستون را در نزدیکی قزوین، در شریف‌آباد، نگه داشتند. محمدرضا شاه پهلوی در «مأموریت برای وطنم» همین رویداد را چنین روایت می‌فرماید:

وقتی برای ختم این غائله نیروی امدادی بآذربایجان گسیل داشتیم ارتش سرخ در قزوین و چهارصد کیلومتری تبریز نیروی ما را متوقف ساخته و مانع حرکت آنها بطرف تبریز گردید.

محمدرضا شاه پهلوی، شاهنشاه ایران و فرمانده کل نیروهای مسلح
کتاب خاطرات و اندیشه‌های سیاسی «مأموریت برای وطنم»، ص ۱۴۸
دربارهٔ آبان ۱۳۲۴ خورشیدی (۲۵۰۴ شاهنشاهی)؛ انتشار ۱۳۴۰ خورشیدی (۲۵۲۰ شاهنشاهی)، برابر با ۱۹۶۱ میلادی
روایت شاهنشاه از بازداشتن ستون امدادی ارتش.

وزیر کشور در ۴ آذر ۱۳۲۴ خورشیدی (۲۵ نوامبر ۱۹۴۵ میلادی) در مجلس گزارش داد که دولت بیات را به استانداری آذربایجان گماشته و هواپیمایی برای سفرش آماده کرده، ولی هوای نامساعد پرواز را عقب انداخته است. در جلسهٔ ۱۱ آذر، نمایندگان دربارهٔ خاستگاه شتاب‌زدهٔ فرقه پرسش کردند. یکی از سخنرانان آن جلسه، که گردآورندهٔ مذاکرات سخنش را زیر نام دکتر عبده و دکتر اعتبار آورده است، فرقه را سازمانی «خلق‌الساعه» خواند، و سید محمد طباطبائی، که صورت‌جلسه او را بی‌عنوان آورده است، در میان سخن او افزود که این «طفل یکشبه» است.

فرقه‌ای به نام دمکرات در آذربایجان پیدا شده و این فرقه خلق الساعه در ظرف دو سه ماه به اندازه‌ای قدرت پیدا کرده که با دولت مرکزی مقاومت می‌کند همین وضعیت، همین خلق الساعه بودن این حزب، این دسته یک قدری ما را مشکوک می‌کند که چطور ممکن است در یک مملکتی یک حزبی در مدت به این کوتاهی (سید محمد طباطبائی – طفل یکشبه‌است) و به قول آقای طباطبائی این طفل یکشبه ره صد ساله می‌رود منتها ره صد ساله بر خلاف مصالح کشور ایران.

نماینده‌ای در نشست ۱۶۶ مجلس چهاردهم، نمایندهٔ مجلس چهاردهم شورای ملی
صورت‌جلسهٔ رسمی مجلس «مذاکرات مجلس شورای ملی، دورهٔ چهاردهم قانون‌گذاری»، نشست ۱۶۶
۱۱ آذر ۱۳۲۴ خورشیدی (۲۵۰۴ شاهنشاهی)، برابر با ۲ دسامبر ۱۹۴۵ میلادی
سخنان پیش از دستور در نشست ۱۶۶ مجلس چهاردهم دربارهٔ فرقهٔ دموکرات آذربایجان. صورت‌جلسه این سخن را زیر نام دکتر عبده و دکتر اعتبار آورده است.

تشکیل حکومت خودمختار، آذر ۱۳۲۴

کونیهولم می‌نویسد که تا ۱۹ آذر ۱۳۲۴ خورشیدی (۱۰ دسامبر ۱۹۴۵ میلادی) تبریز به دست فرقهٔ دموکرات افتاد و اندکی بعد «مجلس ملی» تازه‌گشوده حکومت خودمختار آذربایجان را با نخست‌وزیری پیشه‌وری اعلام کرد. محمدرضا شاه پهلوی در «مأموریت برای وطنم» روز اعلام را ۲۱ آذر می‌نهد و می‌فرماید که حزب توده با نامی تازه، حزب دموکرات، در آبان سراسر آذربایجان را در دست گرفت، مجلسی قانون‌گذار برپا کرد و این مجلس پیشه‌وری را به نخست‌وزیری برگزید.

حزب توده مجدداً تشکیل یافته بخود نام حزب دموکرات داد و در آبان ماه تمام خطه آذربایجان را تحت اختیار خود در آورده و برای خود مجلس مقننه‌ای ترتیب داد و روز ۲۱ آذرماه جمهوری خود مختار آذربایجان را اعلام نمود. این مجلس شخصی بنام جعفر پیشه‌وری را که یکی از عمال کمونیستها و سالها در کشور اتحاد شوروی بسر برده بود بسمت نخست وزیر دولت جمهوری خود مختار آذربایجان برگزید و این شخص بکمک سربازان و اسلحه و مهمات شوروی حکومت انقلابی که در واقع دستگاه ترور و وحشت محسوب بود تشکیل داد.

محمدرضا شاه پهلوی، شاهنشاه ایران
کتاب خاطرات و اندیشه‌های سیاسی «مأموریت برای وطنم»، ص ۱۴۸
دربارهٔ آبان و آذر ۱۳۲۴ خورشیدی (۲۵۰۴ شاهنشاهی)؛ انتشار ۱۳۴۰ خورشیدی (۲۵۲۰ شاهنشاهی)، برابر با ۱۹۶۱ میلادی
روایت رسمی پهلوی از برپایی حکومت خودمختار تبریز.

کونیهولم دربارهٔ کارنامهٔ داخلی حکومت تبریز می‌نویسد که پیشه‌وری با پشتیبانی شوروی دو اصلاح را به اجرا گذاشت: تقسیم زمین‌های مالکان غیرآذربایجانی، که در ۶۸۷ روستا از بیش از هفت هزار روستای استان اجرا شد، و ملی کردن بانک‌های بزرگ. حکومت او ساختن راه‌ها را آغاز کرد، برای کارگران مستمری گذاشت و ترکی آذربایجانی را زبان رسمی استان کرد. به داوری کونیهولم این اصلاحات، یا دست‌کم انگیزه‌هایشان، در میان مردم هوادار داشت، ولی بدی آب‌وهوا و برداشت ضعیف حکومت را واداشت از کشاورزان و مالکان بیش از گذشته مطالبه کند. کونیهولم می‌افزاید که حکومت پیشه‌وری با شهربانی‌ای به الگوی دستگاه امنیتی شوروی آذربایجان را به «دولتی پلیسی» بدل کرد و حتی دوستان پیشه‌وری نیز از سوءاستفادهٔ او از قدرت گله داشتند. میلانی از چاپ تمبرهایی با نشان «۲۱ آذر» و پذیرفتن ساعت رسمی مسکو در قلمرو حکومت تبریز یاد می‌کند.

جمهوری مهاباد

در غرب استان، به نوشتهٔ کونیهولم، فرماندهٔ شوروی در میاندوآب رؤسای کرد را فراخواند و به باکو برد. در شهریور ۱۳۲۴ خورشیدی (سپتامبر ۱۹۴۵ میلادی) نخست‌وزیر آذربایجان شوروی به آنان گفت که مسکو نه به سازمان ملی‌گرای آنان، کومهٔ ژیانی کردستان، و نه به حزب توده روی خوش دارد، و آنان باید خواسته‌هایشان را در چارچوب خودمختاری آذربایجان دنبال کنند و نام حزب دموکرات کردستان را برگزینند. کونیهولم آغاز جمهوری کردستان را به دست قاضی محمد در مهاباد ۲۴ آذر ۱۳۲۴ خورشیدی (۱۵ دسامبر ۱۹۴۵ میلادی) می‌نویسد.

محمدرضا شاه پهلوی در «مأموریت برای وطنم» می‌فرماید که آنچه را «جمهوری کرد» نامیده بودند از جنبش ملی طوایف کرد سرچشمه می‌گرفت که در جنگ جهانی نخست پدید آمده بود و روس‌ها در جنگ دوم آن را نیرو بخشیدند. شاهنشاه کردها را «از لحاظ نژاد و زبان تماماً ایرانی» می‌خواند و می‌فرماید هدف روسیه آن بود که این دولت را گسترش دهد و کردهای عراق و ترکیه را نیز به آن بپیوندد. به روایت شاهنشاه، بسیاری از افراد طوایف کرد که به حکومت مهاباد بدگمان بودند، دیری نگذشت که برای بازگرداندن فرمان دولت مرکزی به یاری ارتش برخاستند.

مجلس چهاردهم و مسئلهٔ خودمختاری، آذر و دی ۱۳۲۴

در ۲۱ آذر ۱۳۲۴ خورشیدی، همان روزی که «مجلس ملی» تبریز آغاز به کار کرد، حکیمی در مجلس شورای ملی گزارش داد که گردانندگان فرقه با وجود نصیحت مأموران دولت بر کار خود پای فشردند، برخلاف صریح قانون اساسی مجلس ملی برپا کردند، وزیر معرفی کردند و ادارات دولتی را گرفتند. یک هفته بعد، در ۲۸ آذر ۱۳۲۴ خورشیدی (۱۹ دسامبر ۱۹۴۵ میلادی)، دکتر محمد مصدق در مجلس پرسش خودمختاری را از دیدگاه حقوق اساسی پیش کشید.

من عرض نمی‌کنم که دولت خود مختار در بعضی از ممالک مثل دول متحده آمریکای شمالی و سوئیس نیست ولی عرض می‌کنم که دولت خود مختار باید با رفراندوم عمومی تشکیل شود (صحیح است) قانون اساسی ما امروز اجازهٔ تشکیل چنین دولتی نمی‌دهد (صحیح است) ممکن است که ما رفراندوم کنیم، اگر ملت رأی داد مملکت ایران مثل دول متحدهٔ آمریکای شمالی و سوئیس دولت فدرالی شود.

دکتر محمد مصدق، نمایندهٔ تهران در مجلس چهاردهم شورای ملی
صورت‌جلسهٔ رسمی مجلس «مذاکرات مجلس شورای ملی، دورهٔ چهاردهم قانون‌گذاری»، نشست ۱۷۳
۲۸ آذر ۱۳۲۴ خورشیدی (۲۵۰۴ شاهنشاهی)، برابر با ۱۹ دسامبر ۱۹۴۵ میلادی
سخنرانی مصدق دربارهٔ اوضاع کشور پس از اعلام حکومت خودمختار تبریز. در همین سخنرانی مصدق قانون اساسی را «قرارداد اجتماعی» خواند که تنها جامعه می‌تواند آن را اصلاح یا نقض کند.

در ۱۳ دی ۱۳۲۴ خورشیدی (۳ ژانویهٔ ۱۹۴۶ میلادی) کمیسیون عرایض مجلس گزارشی از تلگراف‌های مردم شهرستان‌ها دربارهٔ رویدادهای آذربایجان خواند. این تلگراف‌ها نشان می‌دهند که پرسش آذربایجان در آن ماه‌ها از دغدغه‌ای استانی به مسئله‌ای ملی بدل شده بود.

کنفرانس مسکو و پیشنهاد کمیسیون سه‌دولتی، دی ۱۳۲۴

در آذر ۱۳۲۴ خورشیدی (دسامبر ۱۹۴۵ میلادی) وزیران خارجهٔ ایالات متحده، بریتانیا و شوروی در مسکو گرد آمدند. محمدرضا شاه پهلوی در «پاسخ به تاریخ» می‌فرماید که جیمز برنز، وزیر خارجهٔ آمریکا، و ارنست بوین، وزیر خارجهٔ بریتانیا، در این کنفرانس پیشنهاد کردند آذربایجان، کردستان و خوزستان استان‌هایی خودمختار شوند. به روایت شاهنشاه، استالین نخست پذیرفت ولی ویاچسلاو مولوتف، وزیر خارجهٔ شوروی، به او گفت «یک سال صبر کن تا همهٔ کشور را به دست آوریم» و استالین پیشنهاد غربی را رد کرد.

در واقع استالین و مولوتف چنان مطمئن بودند که ایران به دامان شوروی‌شان خواهد افتاد که پیشنهاد بریتانیا را برای خودمختار کردن آذربایجان، کردستان و خوزستان رد کردند. این پیشنهاد را جیمز برنز، وزیر خارجهٔ آمریکا، و ارنست بوین، وزیر خارجهٔ بریتانیا، در کنفرانس وزیران خارجه در مسکو در دسامبر ۱۹۴۵ مطرح کردند. استالین نخست پیشنهاد را پذیرفت، ولی پس از آنکه مولوتف به او گفت "یک سال صبر کن، همهٔ کشور را خواهیم داشت"، سخن او را باور کرد و پیشنهاد غرب را رد کرد.

متن اصلیIndeed, Stalin and Molotov were so sure that Iran would fall in their Soviet laps that they rejected a British suggestion to make Azerbaijan, Kurdestan, and Khuzestan autonomous provinces. This proposal was made at the Moscow foreign ministers' conference in December 1945 by Secretary of State James Byrnes and British Foreign Secretary, Ernest Bevin. At first Stalin accepted the proposition, but after Molotov told him to "wait one year and we'll have the whole country," Stalin believed him and refused the Western offer.

محمدرضا شاه پهلوی، شاهنشاه ایران
کتاب خاطرات «پاسخ به تاریخ»، ص ۷۴
دربارهٔ آذر ۱۳۲۴ خورشیدی (۲۵۰۴ شاهنشاهی)، برابر با دسامبر ۱۹۴۵ میلادی؛ نگارش ۱۳۵۹ خورشیدی (۲۵۳۹ شاهنشاهی)، برابر با ۱۹۸۰ میلادی
روایت شاهنشاه از پیشنهاد غربی در کنفرانس مسکو.

روایت دولت ایران از همین کنفرانس شکل دیگری دارد. حکیمی در ۲۵ دی ۱۳۲۴ خورشیدی (۱۵ ژانویهٔ ۱۹۴۶ میلادی) به مجلس گزارش داد که دولت از کنفرانس خواسته بود دربارهٔ بیرون بردن نیروهای خارجی تصمیم فوری بگیرد و یادآوری کرده بود که بی‌رایزنی با ایران دربارهٔ امور ایران تصمیمی نمی‌توان گرفت. به گفتهٔ حکیمی، آمریکا و بریتانیا سپس به‌طور شفاهی خبر دادند که سه دولت در مسکو دربارهٔ فرستادن کمیسیونی سه‌دولتی به ایران گفت‌وگو کرده‌اند، و دولت ایران «بدون تأمل و فوری» جواب رد داد.

در این ضمن دولتین آمریکا و انگلیس شفاهاً اطلاع دادند که هر سه دولت در مسکو مذاکره نموده‌اند که هرگاه دولت ایران هم رضایت داشته باشد کمیسیونی از طرف آن‌ها به ایران بیاید شرایط و وظایف کمیسیون را هم به ما گفتند. ما پیشنهاد مزبور به صورتیکه آن‌ها در نظر گرفته بودند بدون تأمل و فوری جواب رد دادیم.

ابراهیم حکیمی (حکیم‌الملک)، نخست‌وزیر ایران
صورت‌جلسهٔ رسمی مجلس «مذاکرات مجلس شورای ملی، دورهٔ چهاردهم قانون‌گذاری»، نشست ۱۸۱
۲۵ دی ۱۳۲۴ خورشیدی (۲۵۰۴ شاهنشاهی)، برابر با ۱۵ ژانویهٔ ۱۹۴۶ میلادی
گزارش نخست‌وزیر دربارهٔ پیشنهاد کمیسیون سه‌دولتی و آمادگی دولت برای شکایت به سازمان ملل متحد.

شکایت به شورای امنیت، دی ۱۳۲۴

دولت حکیمی در ۲۹ دی ۱۳۲۴ خورشیدی (۱۹ ژانویهٔ ۱۹۴۶ میلادی) از شورای امنیت سازمان ملل متحد خواست دخالت شوروی در امور داخلی ایران را بررسی کند. محمدرضا شاه پهلوی در «مأموریت برای وطنم» این را «اولین شکایتی» می‌خواند که به شورای تازه‌بنیاد رسید، و می‌فرماید که روس‌ها اعتراض‌ها را نادیده گرفتند و غافل بودند که دیگران این قضیه را بی‌اهمیت نمی‌نگرند. حسن ارفع در «زیر فرمان پنج پادشاه» می‌نویسد که حکیمی در همان روز استعفا داد و در روزهای بعد رایزنی‌ها در مجلس بر سر جانشین او بالا گرفت.

نخست‌وزیری قوام‌السلطنه، بهمن ۱۳۲۴

احمد قوام (قوام‌السلطنه)، که پیش‌تر چند بار نخست‌وزیر شده بود، نامزد نخست‌وزیری شد. ارفع می‌نویسد که قوام را آشتی‌جو با روس‌ها می‌شناختند و مخالفان دربار گرد او بودند، و از سید ابوالقاسم کاشانی، مجتهد سرشناس، در شمار هواداران پرشور او یاد می‌کند. به نوشتهٔ ارفع، بریتانیا و آمریکا نیز، بی‌آنکه آشکارا بگویند، به قوام نظر مساعد داشتند و او را توانا به نگه داشتن توازن میان منافع خود و شوروی می‌دانستند. در رأی تمایل مجلس، قوام از صد رأی پنجاه و یک رأی آورد و نمایندگان حزب توده و حزب ایران به او رأی دادند.

بریتانیایی‌ها و آمریکایی‌ها، هرچند آشکارا نمی‌گفتند، به قوام نظر مساعد داشتند و او را توانا می‌دانستند که میان منافع آنان و منافع شوروی توازن نگه دارد. این امر بی‌گمان در مجلس بی‌اثر نبود، و هنگامی که شاهنشاه (که بنابر حق قانون اساسی خود نخست‌وزیر را، با رایزنی پیشین با رئیسان مجلس و سنا یا بی آن، خود برمی‌گزیند) از مجلس خواست نظرش را بگوید، قوام از صد رأی پنجاه و یک رأی آورد؛ حزب توده و حزب ایران به قوام رأی دادند.

متن اصلیAlthough not openly saying so, the British and Americans appeared to be favourable to Qavam, whom they considered able to maintain a balance between their interests and those of the U.S.S.R. This act was certainly not without influence on the Majles, and when the Shah (whose Constitutional prerogative is to designate himself the Prime Minister, with or without previous consultation with the Presidents of the Majles and the Senate) asked the Majles to give its opinion, Qavam got 51 votes out of 100; the Tudeh and Iran parties voting for Qavam.

حسن ارفع، سرلشکر، رئیس ستاد ارتش ایران
کتاب خاطرات «زیر فرمان پنج پادشاه»، ص ۳۶۱
دربارهٔ بهمن ۱۳۲۴ خورشیدی (۲۵۰۴ شاهنشاهی)، برابر با ژانویهٔ ۱۹۴۶ میلادی؛ انتشار ۱۳۴۳ خورشیدی، برابر با ۱۹۶۴ میلادی
روایت ارفع از رأی تمایل مجلس به قوام.

تاریخ فرمان نخست‌وزیری قوام در منابع یکسان نیست: میلانی ۶ بهمن ۱۳۲۴ خورشیدی (۲۶ ژانویهٔ ۱۹۴۶ میلادی) و ارفع ۷ بهمن (۲۷ ژانویه) را می‌نویسد. مظفر فیروز، روزنامه‌نگار و سیاستمدار، معاون نخست‌وزیر و سپس وزیر کار و تبلیغات شد. ارفع در همان روزها از ریاست ستاد برکنار شد و اندکی بعد به بازداشت درآمد.

میلانی در کتاب «شاه» دربارهٔ این انتصاب داوری روشنی دارد. به نوشتهٔ او، شاهنشاه با پیشینهٔ جاه‌طلبی‌های قوام آشنا بود و ناچار شد زیر فشار سه قدرت بزرگ، که ناگهان همه شیفتهٔ قوام شده بودند، به این انتصاب تن دهد. میلانی سپس روایت هواداران قوام را، که او را تنها نجات‌دهندهٔ تمامیت ارضی ایران می‌دانند، به چالش می‌کشد.

تا دهه‌ها پس از پایان جنگ، قوام و هوادارانش این افسانه را پروردند که تنها زیرکی، ملی‌گرایی و هوش سیاسی او تمامیت ارضی ایران را نجات داد و استالین را فریفت تا سپاهیان شوروی را از ایران بیرون ببرد. شواهد بایگانی این ادعا را تأیید نمی‌کند. مهر ناگهانی شوروی به قوام تصادفی نبود، بلکه خود قوام با دقت آن را جلب کرده بود.

متن اصلیFor decades after the end of the war, Qavam and his supporters cultivated the myth that only his cunning, nationalism, and political acumen had saved Iran's territorial integrity and fooled Stalin into pulling Soviet troops out of Iran. Archival evidence does not support this claim. The Soviets' sudden affection for Qavam was no accident, but had been carefully solicited by Qavam himself.

عباس میلانی، مورخ، استاد مطالعات ایران در دانشگاه استنفورد
زندگی‌نامه «شاه»، فصل هشتم، «سپیده‌دم جنگ سرد»
انتشار ۱۳۹۰ خورشیدی، برابر با ۲۰۱۱ میلادی؛ دربارهٔ بهمن ۱۳۲۴ خورشیدی (۲۵۰۴ شاهنشاهی)
داوری میلانی دربارهٔ نقش قوام؛ این داوری دیدگاه نویسنده است و هواداران قوام آن را نمی‌پذیرند.

سفر قوام به مسکو، بهمن و اسفند ۱۳۲۴

قوام در ۲۹ بهمن ۱۳۲۴ خورشیدی (۱۸ فوریهٔ ۱۹۴۶ میلادی) با هیئتی رهسپار مسکو شد. او بعدها در گزارش خود به مجلس پانزدهم گفت که روز سه‌شنبه ۳۰ بهمن به مسکو رسید و مولوتف با کمیسرهای ملی و سفیران خارجی در فرودگاه به پیشوازش آمد و موسیقی نظامی سلام شاهنشاهی و سلام شوروی را نواخت. قوام سپس از گفت‌وگوهایش با استالین و مولوتف سخن گفت و به صراحت پذیرفت که دربارهٔ تخلیهٔ ایران پاسخ مساعدی نگرفت.

باید بیدرنگ بگویم که با وجود سوء تفاهمهایی که ریشه آن از گذشته بود رجال خردمند و ورزیده شوروی بخصوص شخص ژنرالیسم استالین نظریات ما را با توجهی خاص و حسن تلقی استماع کردند و در نتیجه یکرشته مذاکرات بعمل آمد که مسائل و مشکلات اساسی مورد بحث واقع گردید که اگر بحل و فصل قطعی نرسیدیم حتما طرفین علاقه خاص در این باب نشان دادند... ژنرالیسم استالین این نظر اصلاحی دولت را تاکید و تصدیق کردند ولی راجع به تخلیه ایران جواب مساعدی ندادند.

احمد قوام (قوام‌السلطنه)، نخست‌وزیر ایران
صورت‌جلسهٔ رسمی مجلس (گزارش نخست‌وزیر) «مذاکرات مجلس شورای ملی، دورهٔ پانزدهم قانون‌گذاری»، نشست ۲۵
۲۹ مهر ۱۳۲۶ خورشیدی (۲۵۰۶ شاهنشاهی)، برابر با ۲۲ اکتبر ۱۹۴۷ میلادی؛ دربارهٔ اسفند ۱۳۲۴ خورشیدی (۲۵۰۴ شاهنشاهی)
گزارش قوام به مجلس پانزدهم دربارهٔ سفر مسکو، در همان نشستی که مجلس موافقت‌نامهٔ نفتی را باطل کرد.

به گزارش قوام، هیئت ایرانی روز پنجشنبه ۱۶ اسفند ۱۳۲۴ خورشیدی (۷ مارس ۱۹۴۶ میلادی) از مسکو به باکو رفت و مولوتف در بدرقه گفت روابط ایران و شوروی خوب خواهد شد. گفت‌وگوهای مسکو به تبادل چند یادداشت انجامید که سرفصل مسائل مورد بحث را در بر داشت، ولی موافقتی دربارهٔ خروج سپاهیان پدید نیاورد. میلانی می‌نویسد که قوام در همان هفته‌ها به سفیر آمریکا پیشنهاد امتیاز نفت بلوچستان را داده بود. والاس موری، سفیر ایالات متحده در تهران، در تلگرام ۴ فروردین ۱۳۲۵ خورشیدی (۲۵ مارس ۱۹۴۶ میلادی) گزارش داد که به قوام گفته است این پیشنهاد از سوی او «داوطلبانه» است و هرگز نباید با مسئلهٔ تخلیهٔ ایران پیوندی داشته باشد، و قوام پذیرفته که پیشنهاد را به ابتکار خود داده است.

موعد ۱۱ اسفند و جنبش نیروهای شوروی

بنابر پیمان سه‌جانبه، همهٔ نیروهای بیگانه باید تا ۱۱ اسفند ۱۳۲۴ خورشیدی (۲ مارس ۱۹۴۶ میلادی) از ایران بیرون می‌رفتند. نیروهای بریتانیا و آمریکا تا این روز رفته بودند، ولی شوروی نه تنها نرفت، بلکه نیروی تازه آورد. محمدرضا شاه پهلوی در «مأموریت برای وطنم» می‌فرماید که نیروی شوروی عصر ۱۳ اسفند از تبریز بیرون آمد ولی به سوی مرز روسیه نرفت.

عصر روز ۱۳ اسفند ۱۳۲۴ نیروی شوروی از تبریز خارج شد. این نیرو بسمت مرز روسیه نرفته بلکه به سه ستون پخش شده و بترتیب بسوی تهران و مرز عراق و سرحد ترکیه روانه گشتند و در ظرف چند هفته صدها تانک با واحدهای کمکی و نیروی پیاده از روسیه بایران سرازیر شده و در سه جهت فوق‌الذکر بدنبال نیروهای پیشین براه افتادند.

محمدرضا شاه پهلوی، شاهنشاه ایران و فرمانده کل نیروهای مسلح
کتاب خاطرات و اندیشه‌های سیاسی «مأموریت برای وطنم»، ص ۱۴۸
دربارهٔ اسفند ۱۳۲۴ خورشیدی (۲۵۰۴ شاهنشاهی)، برابر با مارس ۱۹۴۶ میلادی؛ انتشار ۱۳۴۰ خورشیدی (۲۵۲۰ شاهنشاهی)، برابر با ۱۹۶۱ میلادی
روایت شاهنشاه از جابه‌جایی نیروهای شوروی پس از گذشت موعد تخلیه.

کونیهولم در ایرانیکا می‌نویسد که در سه هفتهٔ پس از ۱۱ اسفند دست‌کم دویست تانک و سه هزار و پانصد کامیون شوروی به تبریز رسید و به سوی قزوین، مرز ترکیه و مرز عراق گسترش یافت. رابرت راسو، کنسول‌یار آمریکا در تبریز، در تلگرام ۱۵ اسفند ۱۳۲۴ خورشیدی (۶ مارس ۱۹۴۶ میلادی) از رسیدن چهل و شش تانک متوسط با راه‌آهن و از آمدن ژنرال باگرامیان، فرماندهٔ شوروی با پیشینهٔ نبردهای نام‌آور، برای فرماندهی نیروهای آذربایجان خبر داد.

همهٔ سپاهیان شوروی که از این‌جا می‌روند برای نبرد آراسته‌اند و در ستون‌های تدارکاتشان کمبود آشکاری از ساز و برگ پادگانی دیده می‌شود. همهٔ مشاهدات و گزارش‌ها ناگزیر نشان می‌دهند که شوروی برای عملیات نظامی بزرگ آماده می‌شود.

متن اصلیAll Soviet troops departing from here are equipped for combat and there seems noticeable lack in their supply trains of garrison types of equipment. All observations and reports indicate inescapably that Soviets are preparing for major military operations.

رابرت راسو، کنسول‌یار ایالات متحده در تبریز
مجموعهٔ اسناد دیپلماتیک وزارت خارجهٔ آمریکا (تلگرام به وزیر خارجه) «روابط خارجی ایالات متحده، ۱۹۴۶، جلد هفتم»، سند ۲۴۹
۱۵ اسفند ۱۳۲۴ خورشیدی (۲۵۰۴ شاهنشاهی)، برابر با ۶ مارس ۱۹۴۶ میلادی
گزارش از تبریز دربارهٔ جابه‌جایی نیروهای شوروی به سوی تهران، مهاباد و مرز ترکیه.

میلانی از تلگرام فوری کنسولگری آمریکا در ۱۳ اسفند (۴ مارس) دربارهٔ حرکت پانصد کامیون مهمات و بیست تانک به سوی تهران یاد می‌کند و می‌نویسد که سفیر آمریکا چند روز بعد به شاهنشاه و قوام هشدار داد که روس‌ها ممکن است تهران را بگیرند. به نقل میلانی، جرج کنان، کاردار آمریکا در مسکو و معمار سیاست مهار، نتیجه گرفت که شوروی به‌زودی خواهد کوشید در ایران حکومتی آماده به پذیرفتن خواسته‌های عمده‌اش بر سر کار آورد. در ۱۴ اسفند (۵ مارس) وینستون چرچیل، نخست‌وزیر پیشین بریتانیا، سخنرانی «پردهٔ آهنین» را در فولتن ایراد کرد، و میلانی از ساتن، کنسول آمریکا در تبریز، نقل می‌کند که جنگ سرد در ۱۳ اسفند ۱۳۲۴ (۴ مارس ۱۹۴۶) آغاز شد.

حسین علاء در شورای امنیت، فروردین ۱۳۲۵

حسین علاء، سفیر ایران در واشینگتن و نمایندهٔ ایران در شورای امنیت، شکایت ایران را در شورا پی گرفت. محمدرضا شاه پهلوی در «مأموریت برای وطنم» می‌فرماید که قوام زیر فشار روس‌ها به علاء دستور داد شکایت را پس بگیرد، ولی علاء از این دستور سر پیچید، و میلانی نیز می‌نویسد که علاء تلگرام دستور پس گرفتن شکایت را نادیده گرفت. به روایت شاهنشاه، قوام به روس‌ها وعده‌هایی داده بود: پیشنهاد شرکت مختلط نفت با پنجاه و یک درصد سهم شوروی به مجلس، ورود سه عضو حزب توده به کابینه، به رسمیت شناختن حکومت تبریز و پس گرفتن شکایت از سازمان ملل.

آقای علاء که اکنون وزیر دربار شاهنشاهی است و در آنزمان سفیر کبیر دولت شاهنشاهی در واشنگتن و نماینده کشور ایران در شورای امنیت سازمان ملل متحد بود مصمم گشت که از دستور نخست وزیر سرپیچی کرده... در اولین جلسه شورای امنیت که روز ۲۵ مارس تشکیل شد آقای علاء شکایت ایران را با بیانی شیوا و مؤثر که بطوریکه گفته‌اند از رشیق‌ترین بیاناتی بوده است که ثبت تاریخ شورای امنیت شده طرح نمود. پنج روز بعد در جلسه دیگر شورای امنیت آقای گرومیکو نماینده شوروی در میان تعجب حضار اعلام داشت که در ظرف پنج یا شش هفته تمام نیروی شوروی مشروط بر اینکه اتفاق غیر مترقبه‌ای رخ ندهد از خاک ایران خارج خواهند شد.

محمدرضا شاه پهلوی، شاهنشاه ایران
کتاب خاطرات و اندیشه‌های سیاسی «مأموریت برای وطنم»، ص ۱۴۹
دربارهٔ فروردین ۱۳۲۵ خورشیدی (۲۵۰۵ شاهنشاهی)، برابر با مارس و آوریل ۱۹۴۶ میلادی؛ انتشار ۱۳۴۰ خورشیدی (۲۵۲۰ شاهنشاهی)، برابر با ۱۹۶۱ میلادی
روایت شاهنشاه از ایستادگی علاء در شورای امنیت.

جیمز برنز، وزیر خارجهٔ آمریکا، در این نشست‌ها از ایران پشتیبانی کرد. محمدرضا شاه پهلوی در «پاسخ به تاریخ» از یادداشت‌های هری ترومن، رئیس‌جمهور آمریکا، به استالین در ۱۵ اسفند ۱۳۲۴ خورشیدی (۶ مارس ۱۹۴۶ میلادی) و از اعلام شوروی در ۴ فروردین ۱۳۲۵ خورشیدی (۲۴ مارس ۱۹۴۶ میلادی) دربارهٔ خروج نیروها یاد می‌کند، و می‌فرماید که تا اردیبهشت ارتش سرخ رسماً ایران را ترک کرده بود.

موافقت‌نامهٔ ۱۵ فروردین ۱۳۲۵ و خروج ارتش سرخ

قوام و ایوان سادچیکف، سفیر تازهٔ شوروی در تهران، شب ۱۴ فروردین ۱۳۲۵ خورشیدی متن اعلامیه‌ای مشترک را فراهم کردند. والاس موری، سفیر آمریکا، در تلگرام ۱۵ فروردین ۱۳۲۵ خورشیدی (۴ آوریل ۱۹۴۶ میلادی) چکیدهٔ پیش‌نویس را چنین گزارش داد: گفت‌وگوهایی که در مسکو آغاز شده بود در تهران به موافقت کامل رسید؛ سپاهیان شوروی در پنج یا شش هفته بی‌هیچ شرطی بیرون می‌روند؛ موافقت‌نامهٔ شرکت مختلط نفت ایران و شوروی تا هفت ماه به مجلس می‌رود؛ و آذربایجان مسئله‌ای یکسره داخلی است که دولت ایران مستقیم با مردم آن استان حل می‌کند.

۲. سپاهیان شوروی در پنج یا شش هفته به‌طور کامل از ایران بیرون می‌روند. هیچ شرطی به این خروج پیوسته نیست. ۳. موافقت‌نامه‌ای برای شرکت مختلط نفت ایران و شوروی تا هفت ماه به مجلس تقدیم خواهد شد. ۴. آذربایجان مسئله‌ای یکسره داخلی ایران است و دولت ایران آن را مستقیم با مردم استان حل خواهد کرد.

متن اصلی2. Soviet troops will be entirely withdrawn from Iran in 5 or 6 weeks. No conditions are attached this withdrawal. 3. An agreement for joint Irano-Soviet Oil Company will be submitted to Majlis within 7 months. 4. Azerbaijan is purely internal Iranian problem and will be settled by Iran Govt direct with inhabitants of province.

والاس موری، سفیر ایالات متحده در تهران
مجموعهٔ اسناد دیپلماتیک وزارت خارجهٔ آمریکا (تلگرام به وزیر خارجه) «روابط خارجی ایالات متحده، ۱۹۴۶، جلد هفتم»، سند ۳۰۱
۱۵ فروردین ۱۳۲۵ خورشیدی (۲۵۰۵ شاهنشاهی)، برابر با ۴ آوریل ۱۹۴۶ میلادی
چکیدهٔ پیش‌نویس اعلامیهٔ مشترک قوام و سادچیکف که قوام آن را به سفارت آمریکا نشان داد.

بنابر همین تلگرام، شرکت نفت پنجاه سال عمر داشت؛ در بیست و پنج سال نخست پنجاه و یک درصد مهار آن از آن شوروی و چهل و نه درصد از آن ایران بود و در بیست و پنج سال دوم دو دولت سهم برابر داشتند. قلمرو کار شرکت گیلان، مازندران، گرگان، خراسان شمالی و بخشی از آذربایجان را در بر می‌گرفت. قوام به موری گفت که یادداشت‌های مربوط به آذربایجان را بی‌امضا می‌گذارد تا بهانه‌ای برای دخالت شوروی پدید نیاید. محمدرضا شاه پهلوی، به نوشتهٔ میلانی، با این قرارداد مخالف بود و گفت رها کردن کارشناسان شوروی در استان‌های شمالی در سراسر عمر پنجاه‌سالهٔ قرارداد «اندیشیدنی نیست».

بنابر مادهٔ دوم قانون ۱۱ آذر ۱۳۲۳، هیچ قرارداد نفتی بی‌تصویب مجلس اعتبار نداشت، و مجلس پانزدهم هنوز گشوده نشده بود. محمدرضا شاه پهلوی در «پاسخ به تاریخ» می‌فرماید که همین شرط به ایران امکان داد قرارداد را «به‌طور قانونی» معلق نگه دارد. به روایت «مأموریت برای وطنم»، ارتش شوروی در ۱۵ اردیبهشت ۱۳۲۵ خورشیدی (۵ مه ۱۹۴۶ میلادی) خاک ایران را تخلیه کرد. میلانی از نامهٔ استالین به پیشه‌وری در همین روزها یاد می‌کند که در آن استالین نوشت شوروی دیگر نمی‌توانست سپاهیانش را در ایران نگه دارد، زیرا حضور آنان پایه‌های سیاست «آزادی‌بخش» شوروی را در اروپا و آسیا سست می‌کرد.

ما دیگر نمی‌توانستیم [سپاهیان شوروی را] در ایران نگه داریم، بیش از همه از آن رو که حضور سپاهیان شوروی در ایران پایه‌های سیاست‌های آزادی‌بخش ما را در اروپا و آسیا سست می‌کرد. بریتانیایی‌ها و آمریکایی‌ها به ما گفتند اگر سپاهیان شوروی می‌توانند در ایران بمانند، چرا سپاهیان بریتانیا نتوانند در مصر، سوریه، اندونزی و یونان، و سپاهیان آمریکا در چین... پس تصمیم گرفتیم سپاهیان را از ایران و چین بیرون ببریم تا... جنبش‌های آزادی‌بخش را در مستعمره‌ها رها سازیم.

متن اصلیwe could no longer keep [Soviet troops] in Iran, mainly because the presence of Soviet troops in Iran undercut the foundations of our liberationist policies in Europe and Asia. The British and Americans said to us that if Soviet troops could stay in Iran, then why could not the British troops stay in Egypt, Syria, Indonesia, Greece and also the American troops in China . . . therefore we decided to withdraw troops from Iran and China, in order . . . to unleash the liberation movements in the colonies.

یوسف استالین، رهبر اتحاد شوروی
زندگی‌نامه، به نقل از نامهٔ استالین به پیشه‌وری «شاه، به نقل عباس میلانی»، فصل هشتم، «سپیده‌دم جنگ سرد»
بهار ۱۳۲۵ خورشیدی (۲۵۰۵ شاهنشاهی)، برابر با ۱۹۴۶ میلادی
نامه‌ای که به نوشتهٔ میلانی، پیشه‌وری آن را در روزهای گفت‌وگو در تهران دریافت کرد و استالین در آن تندروی انقلابی او را نکوهش کرد.

گفت‌وگوهای تهران و تبریز، اردیبهشت تا خرداد ۱۳۲۵

با خروج ارتش سرخ، گفت‌وگوی دولت مرکزی و حکومت تبریز آغاز شد. قوام در ۱ اردیبهشت ۱۳۲۵ خورشیدی (۲۱ آوریل ۱۹۴۶ میلادی) اعلامیه‌ای با هفت ماده دربارهٔ اختیارات انجمن‌های ایالتی و ولایتی آذربایجان منتشر کرد. هیئتی از تبریز به ریاست پیشه‌وری به تهران آمد. ارفع در «زیر فرمان پنج پادشاه» می‌نویسد که اعضای این هیئت با جامه‌هایی به سبک روسی به تهران رسیدند. پس از پانزده روز گفت‌وگو، قوام در ۲۳ اردیبهشت ۱۳۲۵ خورشیدی (۱۳ مه ۱۹۴۶ میلادی) اعلامیه‌ای دیگر داد و گفت‌وگوها را معلق کرد.

هرچند به حسن نیت نمایندگان آذربایجان اطمینان داشته‌ام، در نتیجهٔ گفت‌وگوهای پانزده روز گذشته متأسفم که برخی از خواسته‌های آنان از اختیارات قانونی من و از هفت مادهٔ دولت فراتر رفت. ناگزیر گفت‌وگوها تا هنگامی که راهی برای حل مسئله پیدا شود معلق ماند و نمایندگان آذربایجان به تبریز بازگشتند.

متن اصلیAlthough I have had confidence in the goodwill of the representatives of the Azerbaijan representatives, as a result of the negotiations of the past 15 days I am sorry that some of their demands surpassed my legal powers and the Government's seven points. Perforce the negotiations were suspended until such time as a way for the solution of the problem can be found, and the representatives of Azerbaijan left for Tabriz.

احمد قوام (قوام‌السلطنه)، نخست‌وزیر ایران
مجموعهٔ اسناد دیپلماتیک (ترجمهٔ انگلیسی سفارت آمریکا از اعلامیهٔ نخست‌وزیر) «روابط خارجی ایالات متحده، ۱۹۴۶، جلد هفتم»، سند ۳۴۳
۲۳ اردیبهشت ۱۳۲۵ خورشیدی (۲۵۰۵ شاهنشاهی)، برابر با ۱۳ مه ۱۹۴۶ میلادی
اعلامیهٔ قوام پس از شکست دور نخست گفت‌وگو با هیئت تبریز؛ جرج الن، سفیر آمریکا، ترجمهٔ آن را به واشینگتن فرستاد.

دو طرف در خرداد گفت‌وگوها را از سر گرفتند. مظفر فیروز، معاون نخست‌وزیر، به تبریز رفت و میلانی می‌نویسد که موافقت‌نامهٔ دولت و حکومت تبریز در ۲۳ خرداد ۱۳۲۵ خورشیدی (۱۳ ژوئن ۱۹۴۶ میلادی) به دست او اعلام شد. به نوشتهٔ میلانی، با رفتن سپاهیان شوروی، پیشه‌وری خود را آسیب‌پذیرتر می‌یافت و لحنش را نرم‌تر کرد، ولی مسائل دشواری چون حدود اختیارات «ناحیهٔ خودمختار» حل‌نشده ماند. میلانی از دعوت سادچیکف از شاهنشاه به شام در همان ماه و می‌نویسد که به فرمان شاهنشاه، ستوان حسنعلی علوی‌کیا، افسر اطلاعات ارتش که حسن پاکروان او را برگزیده بود، هر هفته با خبرچینی دیدار می‌کرد که از درون حزب توده گزارش می‌داد.

مسئلهٔ افسران فراری و «بریدن دست»

مهم‌ترین گره در گفت‌وگوها سرنوشت افسرانی بود که از ارتش ایران گریخته و به فرقه پیوسته بودند، و سرنوشت نیروهای فدایی. میلانی می‌نویسد که شاهنشاه مخالفت خود را بر بندی متمرکز کرد که «ارتش آذربایجان در ارتش ایران ادغام خواهد شد». محمدرضا شاه پهلوی در «مأموریت برای وطنم» می‌فرماید که قوام می‌خواست افسران فراری را به خدمت بازگرداند و افرادی را که از پیشه‌وری درجهٔ افسری گرفته بودند نیز وارد ارتش کند، و شاهنشاه چنین فرمانی را امضا نکرد.

قوام در نظر داشت افسران خیانتکار را که از ارتش ایران فرار کرده و به پیشه‌وری پیوسته بودند مجدداً بخدمت گماشته و حتی سایر افرادی که از جانب پیشه‌وری به اخذ درجه افسری نائل شده بودند در خدمت ارتش ایران وارد کند. وی روی پای من افتاده و استدعا نمود که بدین امر موافقت نمایم ولی من باو خاطر نشان کردم که من ترجیح میدهم دستم قطع شود و چنین کاری را امضاء نکنم.

محمدرضا شاه پهلوی، شاهنشاه ایران و فرمانده کل نیروهای مسلح
کتاب خاطرات و اندیشه‌های سیاسی «مأموریت برای وطنم»، ص ۱۴۹–۱۵۰
دربارهٔ تابستان ۱۳۲۵ خورشیدی (۲۵۰۵ شاهنشاهی)، برابر با ۱۹۴۶ میلادی؛ انتشار ۱۳۴۰ خورشیدی (۲۵۲۰ شاهنشاهی)، برابر با ۱۹۶۱ میلادی
روایت شاهنشاه از درخواست قوام دربارهٔ افسران فرقه.

شاهنشاه در «پاسخ به تاریخ»، نوزده سال بعد، همین ماجرا را با جزئیاتی دیگر بازگو می‌فرماید: به این روایت، یکی از پیشنهادهای قوام آن بود که هر افسر شورشی دو درجه ترفیع گیرد، برای نمونه ستوان سرگرد شود.

[قوام] اندکی پس از بازگشت، گفت‌وگو با شورشیان آذربایجان را آغاز کرد. یکی از پیشنهادهای او آن بود که هر افسر شورشی، برای نمونه ستوان به سرگرد، دو درجه ترفیع بگیرد و این بهای توافق باشد. گفتم: "ترجیح می‌دهم دستم را ببرند تا چنین فرمانی را امضا کنم."

متن اصلیSoon after his return he began talks with the Azerbaijan rebels. One of his proposals called for the promotion of every rebel officer by two grades — making a lieutenant a major, for example as a price for agreement. "I would prefer," I said, "to have my hand cut off than to sign such a decree."

محمدرضا شاه پهلوی، شاهنشاه ایران
کتاب خاطرات «پاسخ به تاریخ»، ص ۷۶
دربارهٔ ۱۳۲۵ خورشیدی (۲۵۰۵ شاهنشاهی)، برابر با ۱۹۴۶ میلادی؛ نگارش ۱۳۵۹ خورشیدی (۲۵۳۹ شاهنشاهی)، برابر با ۱۹۸۰ میلادی
روایت دوم شاهنشاه از همان رویارویی با قوام بر سر افسران فرقه.

وزیران توده‌ای و شورش عشایر جنوب، مرداد تا مهر ۱۳۲۵

در تابستان ۱۳۲۵ قوام سه عضو حزب توده را به کابینه آورد. محمدرضا شاه پهلوی در «پاسخ به تاریخ» می‌فرماید که دو تن از آنان وزارتخانه‌های کم‌اهمیت گرفتند. جرج الن، سفیر تازهٔ آمریکا، به روایت همان کتاب، به ایشان گفت که ایالات متحده صددرصد با او هم‌رأی است ولی به خاطر ایران با روسیه نخواهد جنگید.

حتی سفیر آمریکا، جرج الن، که دوست من بود، هشدار داد که "ایالات متحده صددرصد با شما موافق است، ولی به خاطر شما با روسیه نخواهیم جنگید." چند ماه طول کشید تا مخالفان را به گرد آمدن پیرامون نقشه‌هایم قانع کنم.

متن اصلیEven the American ambassador, George Allen, who was my friend, warned that "the United States are one hundred percent in agreement with you, but we won't go to war with Russia for your sake." Persuading the opposition to rally round my plans took some months.

محمدرضا شاه پهلوی، شاهنشاه ایران
کتاب خاطرات «پاسخ به تاریخ»، ص ۷۶
دربارهٔ ۱۳۲۵ خورشیدی (۲۵۰۵ شاهنشاهی)، برابر با ۱۹۴۶ میلادی؛ نگارش ۱۳۵۹ خورشیدی (۲۵۳۹ شاهنشاهی)، برابر با ۱۹۸۰ میلادی
شاهنشاه دربارهٔ تصمیمش برای حمله به آذربایجان پیش از آنکه شورشیان با آموزش و تجهیزات شوروی بازگردند؛ به روایت او، دولت و بیشتر فرماندهان نظامی با حمله مخالف بودند.

در شهریور و مهر ۱۳۲۵ عشایر جنوب سر به شورش برداشتند. ارفع می‌نویسد که مظفر فیروز در ۱۷ شهریور ۱۳۲۵ خورشیدی (۸ سپتامبر ۱۹۴۶ میلادی) چند تن از خان‌های بختیاری را بازداشت کرد و در ۱۱ مهر (۳ اکتبر) قبادیان اتحادیه‌ای از عشایر غرب برپا ساخت. کونیهولم در ایرانیکا می‌نویسد که شورش قشقایی و بختیاری به قوام امکان داد اقتدار دولت مرکزی را در سراسر کشور بازگرداند. محمدرضا شاه پهلوی در «مأموریت برای وطنم» می‌فرماید که مردم از سیاست ملایم قوام در برابر کمونیست‌ها راضی نبودند و طوایف جنوب بیرون راندن وزیران توده‌ای را از کابینه خواستار شدند.

بازداشت و محاکمهٔ حسن ارفع، ۱۳۲۵

ارفع، رئیس پیشین ستاد ارتش، در این ماه‌ها در بازداشت بود. او می‌نویسد که حزب توده چند اتهام بر او نهاد، از جمله دادن سلاح به عشایر، و دادگاهی ویژه به ریاست تیمسار فضل‌الله زاهدی، که چند ماه پیش‌تر از بازداشت بریتانیا آزاد شده بود، به پرونده‌اش رسیدگی کرد. به روایت ارفع، حکیمی، نخست‌وزیر پیشین، و زند، وزیر جنگ پیشین، گواهی دادند که ارفع سلاح‌ها را با موافقت آنان داده بود. ارفع از سخنی یاد می‌کند که به گفتهٔ او مظفر فیروز به همسر ارفع گفته بود: ارفع خود مقصر است، زیرا فیروز بارها به او هشدار داده بود که به «ریسمان پوسیده» نیاویزد، و ارفع می‌افزاید مقصود فیروز سلطنت پهلوی بود. ارفع می‌نویسد که دادگاه در ۱۲ دی ۱۳۲۵ خورشیدی (۲ ژانویهٔ ۱۹۴۷ میلادی) او را تبرئه کرد.

دگرگونی کابینه، مهر ۱۳۲۵

در میانهٔ مهر ۱۳۲۵ شاهنشاه بر بیرون راندن وزیران توده‌ای پای فشرد. جرج الن، سفیر آمریکا، در تلگرام ۲۸ مهر ۱۳۲۵ خورشیدی (۲۰ اکتبر ۱۹۴۶ میلادی) روایت شاهنشاه را از این دگرگونی گزارش داد. به این گزارش، شاهنشاه پس از گفت‌وگو با الن در ۲۲ مهر (۱۴ اکتبر) تصمیم گرفت قوام را برکنار کند؛ قوام در ۲۵ مهر (۱۷ اکتبر) به حضور رسید و آمادگی خود را برای پیروی از هر دستور اعلام کرد؛ شاهنشاه بیرون رفتن هر دو برادر فیروز و سه وزیر توده‌ای را خواست، و قوام جز دربارهٔ مظفر فیروز همه را پذیرفت.

قوام برای صبح روز بعد (۱۷ اکتبر) درخواست شرفیابی کرد و آمادگی‌اش را برای پیروی از هر دستوری اعلام کرد. شاهنشاه می‌فرماید قوام "از ترس می‌لرزید". شاهنشاه فرمود نخستین خواسته‌اش آن بود که هر دو فیروز و سه عضو توده از کابینه برکنار شوند و حزب قوام در انتخابات پیش رو با همهٔ توان با حزب توده بجنگد.

متن اصلیQavam asked for audience with Shah next morning (Oct 17) and declared his willingness to follow any instructions. Shah says Qavam was "trembling with fright". Shah said his first requirement was that both Firuzes and three Tudeh members must be dismissed from Cabinet and Qavam's party must fight Tudeh with all its strength during coming election.

جرج الن، سفیر ایالات متحده در تهران
مجموعهٔ اسناد دیپلماتیک (تلگرام به وزیر خارجه) «روابط خارجی ایالات متحده، ۱۹۴۶، جلد هفتم»، سند ۴۰۵
۲۸ مهر ۱۳۲۵ خورشیدی (۲۵۰۵ شاهنشاهی)، برابر با ۲۰ اکتبر ۱۹۴۶ میلادی
گزارش الن از روایتی که شاهنشاه شب پیش برای او باز فرموده بود. الن خود یادآوری می‌کند که این روایت با گزارش روز پیش او، که بر پایهٔ سخنان دیگران بود، اندکی تفاوت دارد.

به همین گزارش، قوام راز را با مظفر فیروز در میان نهاد و فیروز سفیر شوروی را آگاه کرد؛ سادچیکف همان شب با زبانی تند نزد قوام رفت و قوام صبح روز بعد با نگرانی به حضور شاهنشاه بازگشت. شاهنشاه، به روایت الن، گفت که باور ندارد شوروی به ایران حمله کند و حتی در آن صورت دگرگونی را پیش می‌برد و از سازمان ملل یاری می‌خواهد. کابینهٔ تازه بی وزیران توده‌ای آغاز به کار کرد و مظفر فیروز به سفارت ایران در مسکو رفت. محمدرضا شاه پهلوی در «مأموریت برای وطنم» می‌فرماید که پس از این دگرگونی فرمان انتخابات تازهٔ سراسر کشور را صادر فرمود، که آذربایجان را نیز در بر می‌گرفت.

میلانی در کتاب «شاه» از دیدار ۲۵ مهر و لرزیدن قوام یاد می‌کند ولی آن را در روایتی می‌آورد که به سال ۱۹۴۷ میلادی نیز اشاره دارد؛ تلگرام الن در «روابط خارجی ایالات متحده» تاریخ مهر ۱۳۲۵ خورشیدی (اکتبر ۱۹۴۶ میلادی) را روشن می‌کند.

فرمان انتخابات و هشدار شوروی، آبان و آذر ۱۳۲۵

قوام اعلام کرد که برای برگزاری انتخابات مجلس پانزدهم در همهٔ کشور، نیروهای دولتی باید در همهٔ استان‌ها، از جمله آذربایجان، حاضر باشند. ارفع می‌نویسد که دولت پس از گرد آوردن نیروی بسنده در قزوین اعلام کرد استان خمسه هرگز بخشی از آذربایجان نبوده و نیروهایش را به زنجان برد؛ ارتش زنجان را بی‌مقاومت گرفت و نیروهای حکومت تبریز در امتداد راه‌آهن به پشت گردنهٔ قافلانکوه، مرز جغرافیایی و اداری آذربایجان، عقب نشستند. به نوشتهٔ ارفع، مردم آن استان واحدهای ارتش شاهنشاهی را با شور پذیرفتند.

سادچیکف، سفیر شوروی، به قوام هشدار داد که فرستادن نیرو به آذربایجان «در آذربایجان و در مرز ایران و شوروی» دشواری پدید می‌آورد. جرج الن در تلگرام ۱۰ آذر ۱۳۲۵ خورشیدی (۱ دسامبر ۱۹۴۶ میلادی) نوشت که شوروی احتمالاً این سخنان را «اندرز دوستانه» خواهد نامید، ولی اندرزی که آمریکا یا بریتانیا می‌توانستند بپذیرند یا نادیده بگیرند، برای ایران امری ناگزیر است. الن نیمروز ۱۲ آذر ۱۳۲۵ خورشیدی (۳ دسامبر ۱۹۴۶ میلادی) پاسخ وزارت خارجهٔ آمریکا را شفاهی به قوام رساند و همان روز گزارش داد که قوام آن را بسیار سودمند دانست و گفت بی‌درنگ به نمایندهٔ خود در سازمان ملل دستور می‌دهد دبیرکل را از وضع آذربایجان آگاه کند. به گزارش الن، قوام افزود که قصد نداشت نظر آمریکا را دربارهٔ فرستادن نیرو جویا شود، زیرا «در هر حال» بر این کار مصمم بود، ولی از هم‌رأیی آمریکا خرسند است.

حسین علاء، نمایندهٔ ایران در سازمان ملل، در ۱۵ آذر ۱۳۲۵ خورشیدی (۶ دسامبر ۱۹۴۶ میلادی) به دستور قوام نامه‌ای به دبیرکل نوشت و شورای امنیت را از هشدار شوروی آگاه کرد. الن در تلگرام ۲۰ آذر ۱۳۲۵ خورشیدی (۱۱ دسامبر ۱۹۴۶ میلادی) گزارش داد که سادچیکف شب پیش با خشم از قوام پرسیده بود چرا «اندرز دوستانه»اش را به شورای امنیت گزارش داده است، و قوام پاسخ داده بود که به سبب لحن تهدیدآمیز سفیر.

سفیر شوروی خواست بداند چرا قوام "اندرز دوستانهٔ" او را به شورای امنیت گزارش داده است. قوام در عمل پاسخ داد که این کار به سبب لحن تهدیدآمیزی بود که سفیر در دادن آن اندرز به کار برده بود. سفیر شوروی سخت خشمگین شد، درشتی کرد و اعلام داشت که دولت شوروی در برابر این آشوب نزدیک مرز شوروی بی‌کار نخواهد ماند.

متن اصلیSoviet Ambassador demanded to know why Qavam had reported his "friendly advice" to Security Council. Qavam replied in effect that it was because of threatening tone Ambassador had used in giving that advice. Soviet Ambassador grew very angry, became rude, and declared that Soviet Government would not remain passive in face of this disturbance near Soviet frontier.

جرج الن، سفیر ایالات متحده در تهران
مجموعهٔ اسناد دیپلماتیک (تلگرام به وزیر خارجه) «روابط خارجی ایالات متحده، ۱۹۴۶، جلد هفتم»، سند ۴۲۳
۲۰ آذر ۱۳۲۵ خورشیدی (۲۵۰۵ شاهنشاهی)، برابر با ۱۱ دسامبر ۱۹۴۶ میلادی
گزارش الن از گفت‌وگوی شب ۱۹ آذر سادچیکف و قوام، بر پایهٔ آنچه قوام صبح روز بعد برای او خواند.

شورای جنگ و پیشروی سه ستون، ۱۸ تا ۲۰ آذر ۱۳۲۵

ارفع می‌نویسد که به او گفته بودند در شورای جنگی که در کاخ تشکیل جلسه داد، شاهنشاه هوادار پیشروی بی‌درنگ به آذربایجان بود، ولی دیگران از خطر واکنش شوروی بیم داشتند. به روایت ارفع، شاهنشاه سرانجام فرمان ورود به آذربایجان و پیشروی به سوی تبریز را داد و سه ستون به راه افتاد: ستون اصلی در امتداد راه میانه، و دو ستون دیگر در امتداد راه‌های بیجار و شاهین‌دژ و مراغه، و سقز و مهاباد. کونیهولم آغاز حرکت نیروها را ۱۸ آذر ۱۳۲۵ خورشیدی (۹ دسامبر ۱۹۴۶ میلادی) می‌نویسد. میلانی فرماندهی عملیات را با شاهنشاه و حاجعلی رزم‌آرا، رئیس ستاد ارتش، می‌داند.

محمدرضا شاه پهلوی در «پاسخ به تاریخ» می‌فرماید که همراه رزم‌آرا بارها بر فراز قلمرو شورشیان پرواز شناسایی کرد، گاهی با هواپیماهای کهنه و گاهی با هواپیمای دوموتورهٔ کوچک، و همیشه بی‌دستگاه بی‌سیم. شاهنشاه در «مأموریت برای وطنم» همین تصمیم را چنین بیان می‌فرماید:

در این موقع به پیروی از ندای وجدان دستور دادم که نیرویی بآذربایجان اعزام شود و شورشیان را بدون درنگ منکوب سازند در همان موقع نیز شخصا برفراز استحکامات شورشیان پرواز نمودم تا میزان نیروی آنها بدست آید. در اینموقع روسها هم بکلی از یاری دولت دست‌نشانده خود دست کشیدند و روز ۲۱ آذر ۱۳۲۵ نیروی ما فاتحانه وارد تبریز شد و حکومت شورشیان سرنگون گردید و سران و گردانندگان آن بساط نیز بکشور روسیه فرار کردند.

محمدرضا شاه پهلوی، شاهنشاه ایران و فرمانده کل نیروهای مسلح
کتاب خاطرات و اندیشه‌های سیاسی «مأموریت برای وطنم»، ص ۱۵۰
دربارهٔ آذر ۱۳۲۵ خورشیدی (۲۵۰۵ شاهنشاهی)، برابر با دسامبر ۱۹۴۶ میلادی؛ انتشار ۱۳۴۰ خورشیدی (۲۵۲۰ شاهنشاهی)، برابر با ۱۹۶۱ میلادی
روایت شاهنشاه از فرمان لشکرکشی و پایان حکومت تبریز.

جرج الن در تلگرام ۲۱ آذر ۱۳۲۵ خورشیدی (۱۲ دسامبر ۱۹۴۶ میلادی) گزارش داد که نبرد چندانی رخ نداد؛ گردنهٔ قافلانکوه به دلیلی ناروشن بی‌دفاع ماند و تنها یک پل در آن منفجر شد، و نیروهای تهران ساعت سه بعدازظهر ۲۰ آذر (۱۱ دسامبر) بی‌مقاومت میانه را گرفتند. پانوشت ویراستاران به تلگرام دیگری از الن اشاره می‌کند که بنابر آن وزیر جنگ ایران تلفنی خبر داد ساعت دو بعدازظهر همان روز تلگراف تسلیم پیشه‌وری و جاوید به دستش رسیده است. به گزارش الن، دکتر جاوید به قوام تلگراف زد و پایان جنگ را خواست، و قوام پس از رایزنی با شاهنشاه پاسخ داد که افسرانش در تبریز با او گفت‌وگو خواهند کرد؛ رئیس ستاد ارتش نیز به ارتش فرمان داد با شتاب به سوی تبریز برود. الن می‌افزاید که در حکومت تبریز میان جاوید و شبستری، که میانه‌روتر بودند و تسلیم را می‌خواستند، و پیشه‌وری و دانشیان، که می‌خواستند بجنگند، شکاف افتاد؛ جاوید پرسش را به شورای آذربایجان برد و اکثریت را به دست آورد و تندروها از تبریز گریختند.

فروپاشی حکومت تبریز، ۲۰ و ۲۱ آذر ۱۳۲۵

میلانی از شعار معروف یاران پیشه‌وری، «مرگ هست، بازگشت نیست»، یاد می‌کند و می‌نویسد که با وجود این سخنان، چون ارتش ایران به حرکت درآمد، مقاومت جدی رخ نداد. ساتن، کنسول آمریکا در تبریز، در تلگرام ۲۱ آذر ۱۳۲۵ خورشیدی (۱۲ دسامبر ۱۹۴۶ میلادی) آنچه را در شهر دید چنین گزارش داد:

درست یک سال و یک روز پس از بنیادش، حکومت دموکرات آذربایجان دیروز در چند ساعت فروریخت. این حکومت در ماه گذشته روزبه‌روز ناتوان‌تر می‌نمود و با بالا گرفتن تنش، روحیه‌ها فرو می‌افتاد. آشکار بود که مردم خواستار جنگ نیستند و رهبران به پشتیبانی چندانی، یا هیچ پشتیبانی، نمی‌توانند تکیه کنند. امروز گویی در شهری دیگر زندگی می‌کنیم. پردهٔ اندوه کنار رفته است. از هنگامی که به آذربایجان آمده‌ام، این‌همه چهرهٔ خندان ندیده بودم. مردم آسوده و شادمان‌اند.

متن اصلیJust a year and a day after it was founded the Democrat regime of Azerbaijan crumbled in a few hours yesterday. It had shown increasing weakness during past month and as tension rose morale declined. It was evident that people had no wish to fight and that leaders could count on little or no support. Today it is as if we live in a different city. The pall is lifted. I have never seen so many smiling faces since I came to Azerbaijan. They are relieved and happy.

ساتن، کنسول ایالات متحده در تبریز
مجموعهٔ اسناد دیپلماتیک (تلگرام به وزیر خارجه) «روابط خارجی ایالات متحده، ۱۹۴۶، جلد هفتم»، سند ۴۲۵
۲۱ آذر ۱۳۲۵ خورشیدی (۲۵۰۵ شاهنشاهی)، برابر با ۱۲ دسامبر ۱۹۴۶ میلادی
گزارش کنسول از تبریز در روز پس از فروپاشی حکومت پیشه‌وری، پیش از رسیدن نیروهای ارتش.

ساتن در همین تلگرام می‌نویسد که بعدازظهر ۲۰ آذر حکومت نظامی و منع آمدوشد از ساعت هشت اعلام شد، ولی اندکی بعد تسلیم به تهران را اعلام کردند؛ از نیمه‌شب صدای تیراندازی از سربازخانه‌ها برخاست و تا سپیده‌دم دموکرات‌ها در گریز بودند. به نوشتهٔ او، بسیاری از مردم مسلح شده و در پی دموکرات‌های پیشین بودند، ولی بی‌نظمی عمومی اندک بود. ساتن در کاخ استانداری جز شبستری، رئیس انجمن ایالتی، کسی را نیافت؛ شبستری می‌کوشید تا رسیدن نیروهای دولتی نشانی از نظم نگه دارد. پانوشت ویراستاران «روابط خارجی ایالات متحده» نخستین ورود نیروی ارتش را به تبریز در اوایل شب ۲۲ آذر (۱۳ دسامبر) می‌نهد.

محمدرضا شاه پهلوی در «مأموریت برای وطنم» می‌فرماید که مردم تبریز و رضائیه در برانداختن حکومت پیشه‌وری پیشقدم بودند، بسیاری از سربازان کمونیست را از میان بردند و اگر ارتش مانع نمی‌شد به زندان‌ها می‌ریختند. کونیهولم در ایرانیکا از کشته شدن چند صد تن از شورشیان و از ردیف اجساد بر چوبه‌های دار در میدان‌های آذربایجان و کردستان شمالی تا ماه‌ها پس از آن یاد می‌کند. میلانی، با استناد به برآوردی، شمار کشته‌شدگان دو سو را در مرحلهٔ نخست عملیات نزدیک به پانصد تن می‌نویسد و می‌افزاید که فرقهٔ دموکرات کمتر از بیست‌وچهار ساعت پس از آغاز عملیات شکست را پذیرفت. کونیهولم شمار گریختگان به شوروی را نزدیک به هزار آذربایجانی و تا ده هزار کرد به رهبری ملا مصطفی بارزانی می‌نویسد.

دیدار سفیر شوروی با شاهنشاه، ۲۰ آذر ۱۳۲۵

الن در تلگرام ۲۱ آذر گزارش داد که سفیر شوروی ساعت شش بعدازظهر ۲۰ آذر به حضور شاهنشاه رسید و شاهنشاه چند دقیقه پیش از آن به الن اطمینان داده بود که اجازه نمی‌دهد سفیر او را بترساند. محمدرضا شاه پهلوی در هر دو کتاب خاطرات خود این دیدار را روایت می‌فرماید. در «پاسخ به تاریخ» می‌فرماید که سفیر «برافروخته و خشمگین» آمد و توقف فوری پیشروی را خواست و آن را «تهدید صلح جهانی» خواند.

نپذیرفتم و یادآور شدم که ارتش ما نه چیزی را تهدید می‌کند و نه کسی را. ما تنها وضع پیشین را بازمی‌گرداندیم و در سرزمینی که از آن ما بود انتخابات همگانی را آماده می‌کردیم. سپس به سادگی افزودم: "به‌علاوه، باید بدانید که شورشیان همین حالا تسلیم شده‌اند."

متن اصلیI refused, pointing out that our army threatened nothing and no one. We were merely reestablishing the status quo and preparing general elections in territory that belonged to us. Then I simply added, "Besides, you must know that the rebels have just surrendered."

محمدرضا شاه پهلوی، شاهنشاه ایران و فرمانده کل نیروهای مسلح
کتاب خاطرات «پاسخ به تاریخ»، ص ۷۷
دربارهٔ ۲۰ آذر ۱۳۲۵ خورشیدی (۲۵۰۵ شاهنشاهی)، برابر با ۱۱ دسامبر ۱۹۴۶ میلادی؛ نگارش ۱۳۵۹ خورشیدی (۲۵۳۹ شاهنشاهی)، برابر با ۱۹۸۰ میلادی
پاسخ شاهنشاه به اعتراض سفیر شوروی به پیشروی ارتش در آذربایجان.

در «مأموریت برای وطنم» شاهنشاه همین دیدار را با یک جزء افزون روایت می‌فرماید: تلگرافی را که همان ساعت از استاندار حکومت تبریز رسیده بود و آمادگی شورشیان را برای تسلیم بی‌قیدوشرط خبر می‌داد به سفیر نشان داد، و سفیر که دیگر سخنی نداشت اجازهٔ مرخصی خواست.

روزی سفیر کبیر شوروی در تهران تقاضای شرفیابی فوری نمود و من باو بار دادم هنگامیکه باریافت نسبت باعزام نیروی نظامی به آذربایجان بالحن تهدید آمیزی اعتراض نمود و اظهار داشت که ما با این عمل صلح جهان را بخطر انداخته ایم... من باو گفتم مسئله برعکس است و اوضاعی که تا حال در آذربایجان حکمفرما بوده صلح جهان را بخطر انداخته است. آنگاه از قبول تقاضای او امتناع کردم و تلگرافی را که همان ساعت از طرف استاندار حکومت پوشالی آذربایجان رسیده و حاضر بودن شورشیان را برای تسلیم بلاشرط اطلاع میداد باو ارائه دادم.

محمدرضا شاه پهلوی، شاهنشاه ایران و فرمانده کل نیروهای مسلح
کتاب خاطرات و اندیشه‌های سیاسی «مأموریت برای وطنم»، ص ۱۵۱
دربارهٔ ۲۰ آذر ۱۳۲۵ خورشیدی (۲۵۰۵ شاهنشاهی)، برابر با ۱۱ دسامبر ۱۹۴۶ میلادی؛ انتشار ۱۳۴۰ خورشیدی (۲۵۲۰ شاهنشاهی)، برابر با ۱۹۶۱ میلادی
روایت نخست شاهنشاه از دیدار با سفیر شوروی.

پایان جمهوری مهاباد، ۲۴ آذر ۱۳۲۵

کونیهولم می‌نویسد که دو روز پس از ورود ارتش به تبریز، در ۲۴ آذر ۱۳۲۵ خورشیدی (۱۵ دسامبر ۱۹۴۶ میلادی)، قاضی محمد تسلیم مهاباد را اعلام کرد. محمدرضا شاه پهلوی در «مأموریت برای وطنم» می‌فرماید که ارتش ایران با یاری افراد طوایف کرد و ساکنان محلی کردستان حکومت مهاباد را نیز برانداخت. کونیهولم جمع‌بندی می‌کند که دو جمهوری تقریباً یک سال پس از بنیادشان، روزبه‌روز، فروپاشیدند. ارتشبد رضا عظیمی، که بعدها وزیر جنگ شد، در گفت‌وگو با طرح تاریخ شفاهی بنیاد مطالعات ایران به یاد می‌آورد که پس از ۱۳۲۵ فرماندهی ستونی را در آذربایجان غربی بر عهده داشت.

دیدگاه‌ها

روایت رسمی پهلوی: آغاز جنگ سرد از ایران

محمدرضا شاه پهلوی در هر دو کتاب خاطرات خود غائلهٔ آذربایجان را نقطهٔ عطفی در تاریخ معاصر خاورمیانه می‌خواند. شاهنشاه در «مأموریت برای وطنم» می‌فرماید که مقاصد روسیهٔ استالینی پس از جنگ نخستین بار در آذربایجان آشکار شد، گفت‌وگوهای شورای امنیت جهان آزاد را تکان داد، و دولت آمریکا نخستین بار در تاریخ شیوهٔ رهبری را در خاورمیانه به کار برد، چنان‌که راه اصول ترومن و سپس نظریهٔ آیزنهاور هموار شد.

تصور میکنم مورخان آینده گیتی تصدیق کنند که جنگ سرد در واقع و نفس الامر از ایران آغاز شد و اگر چه علائم آن در نقاط دیگر گیتی نیز بچشم میخورد نخستین بار آثار این طرز جنگ بطور آشکار در کشور ایران نمایان گردید در خلال قضایای آذربایجان دولت امریکا نیز اولین بار در تاریخ شیوه رهبری را در خاور میانه بکار برد.

محمدرضا شاه پهلوی، شاهنشاه ایران
کتاب خاطرات و اندیشه‌های سیاسی «مأموریت برای وطنم»، ص ۱۵۱
انتشار ۱۳۴۰ خورشیدی (۲۵۲۰ شاهنشاهی)، برابر با ۱۹۶۱ میلادی
جمع‌بندی شاهنشاه از اهمیت جهانی غائلهٔ آذربایجان.

شاهنشاه در «پاسخ به تاریخ» همین داوری را تکرار می‌فرماید و می‌افزاید که مرزبندی‌ها نخستین بار در ایران آشکار گردید.

آن هنگام بود که آزادمردان همه‌جا نخستین بار به خطر امپریالیسم کمونیستی بیدار شدند. گمان می‌کنم انصاف است بگوییم جنگ سرد در واقع از ایران آغاز شد. البته نشانه‌هایش جاهای دیگر هم بود، ولی خط‌ها نخستین بار این‌جا به روشنی کشیده شد. در جریان ماجرای آذربایجان بود که آمریکا برای نخستین بار در تاریخ نقشی رهبرانه در خاورمیانه بر عهده گرفت.

متن اصلیIt was then that free men everywhere first began to awake to the threat of Communist imperialism. I think it is fair to say that the cold war really began in Iran. There were of course signs of it elsewhere as well, but the lines were first clearly drawn here. It was in the course of the Azerbaijan affair that America for the first time in history began to play a leading role in the Middle East.

محمدرضا شاه پهلوی، شاهنشاه ایران
کتاب خاطرات «پاسخ به تاریخ»، ص ۷۹
نگارش ۱۳۵۹ خورشیدی (۲۵۳۹ شاهنشاهی)، برابر با ۱۹۸۰ میلادی
جمع‌بندی شاهنشاه از غائلهٔ آذربایجان در واپسین کتاب خاطراتش.

در روایت رسمی پهلوی، نقش اصلی از آنِ شاهنشاه، ارتش و مردم آذربایجان است. در «مأموریت برای وطنم»، به نقل از حسین علاء، قوام «در اثر فشار روسها» به پس گرفتن شکایت ایران دست زد، و به داوری خود شاهنشاه «در کمال ساده‌لوحی» می‌پنداشت با روش مسالمت می‌تواند هم مقام خود و هم تمامیت ایران را نگه دارد. به نوشتهٔ میلانی، شاهنشاه به یکی از زندگی‌نامه‌نویسان مجاز خود فرموده بود که سیاستش در بحران آذربایجان، مانند دیگر تصمیم‌هایش، بخشی از «زندگی عرفانی» او و مأموریتی بود که «نیروهای برتر» برایش مقرر کرده بودند. میلانی همچنین می‌نویسد که شاهنشاه بیرون رفتن ارتش سرخ را، که به گفتهٔ میلانی تنها نمونهٔ واگذاری سرزمینی اشغال‌شده از سوی شوروی بود، دست‌کم تا اندازه‌ای مرهون یادداشت‌های «صریح» و «سخت» ترومن به استالین می‌دانست.

دیدگاه هواداران قوام و داوری میلانی

در برابر روایت رسمی، هواداران قوام او را معمار اصلی بازگشت آذربایجان می‌دانند: به این روایت، قوام با سفر به مسکو، پذیرفتن وزیران توده‌ای و وعدهٔ نفت شمال، استالین را به بیرون بردن سپاهیانش راضی کرد و سپس با تکیه بر قانون ۱۱ آذر ۱۳۲۳ قرارداد نفت را به مجلسی سپرد که آن را رد کرد. کونیهولم در ایرانیکا، بی‌آنکه نام کسی را بیاورد، از «دیپلماسی استادانهٔ ایرانی» و پشتیبانی استوار آمریکا در سازمان ملل به عنوان عامل ناکامی شوروی سخن می‌گوید و نقش قوام و شاهنشاه را در حل مسئلهٔ آذربایجان «تعیین‌کننده» می‌خواند.

نفوذ قوام و شاهنشاه هر دو در حل وضعیت آذربایجان تعیین‌کننده بود و می‌توان آن را به کوتاهی برشمرد: رفتن شوروی به ارتش امکان داد مخالفان حکومت تبریز را مسلح کند؛ شورش عشایر قشقایی و بختیاری در جنوب به قوام امکان داد اقتدار دولت مرکزی را در سراسر ایران برقرار کند و برای نگه داشتن نظم در انتخابات، که تنها با حضور نیروهای امنیتی برگزارشدنی بود، ارتش را به آذربایجان بفرستد.

متن اصلیThe influence of both Qawām and the Shah in resolving the situation in Azarbaijan was crucial and can be quickly summarized: Departure of the Soviets made it possible for the military to arm opponents of the Tabrīz regime; a revolt by the Qašqāʾī and Baḵtīārī tribes in the South made it possible for Qawām to assert the central government's authority throughout Iran and to order the military into Azarbaijan to maintain order during elections (which could be held only with security forces present).

بروس کونیهولم، مورخ آمریکایی، پژوهشگر تاریخ دیپلماسی خاورمیانه
مقالهٔ دانشنامه «دانشنامهٔ ایرانیکا، مقالهٔ «آذربایجان: تاریخ از ۱۹۴۱ تا ۱۹۴۷»»، جلد سوم، دفتر سوم، ص ۲۳۱–۲۳۴
انتشار ۱۳۶۷ خورشیدی، برابر با ۱۹۸۸ میلادی
جمع‌بندی کونیهولم از نقش دو بازیگر اصلی داخلی پس از خروج شوروی.

میلانی، چنان‌که در بخش نخست‌وزیری قوام آمد، روایت نجات‌دهندگی قوام را «افسانه» می‌خواند و می‌نویسد که شواهد بایگانی آن را تأیید نمی‌کند. به نوشتهٔ میلانی، قوام پیش از رسیدن به قدرت پنهانی با اعضای کمیسیون روسی دیدار کرده و به آنان گفته بود که اگر نخست‌وزیر بود، با خواسته‌هایشان همراهی می‌کرد. با این همه، میلانی نیز می‌نویسد که در برابر تهدید سفارت شوروی، تبلیغات فرقه و پشتیبانی حزب توده در آذر ۱۳۲۵، شاهنشاه و قوام هر دو، «هرچند به دلایل گوناگون»، استوار ماندند.

نقش ایالات متحده و ادعای اولتیماتوم ترومن

پرسش نقش آمریکا دیدگاه‌های گوناگونی دارد. به گزارش جرج الن، شاهنشاه سه دلیل برای فروپاشی ناگهانی جنبش آذربایجان برشمرد: ناتوانی حیرت‌آور سازمان نظامی تبریز، روحیه و عزم بالای نیروهای تهران، و مهم‌تر از همه، باور همهٔ طرف‌ها به اینکه ایالات متحده استوار پشتیبان حاکمیت ایران است.

به نظر شاهنشاه، دلیل اصلی فروپاشی ناگهانی جنبش آذربایجان این‌ها بود: (۱) ناتوانی حیرت‌آور سازمان نظامی تبریز، (۲) روحیه و عزم بالای نیروهای تهران، و (۳) مهم‌تر از همه، باور همهٔ طرف‌ها (شوروی، ایرانیان و آذربایجانی‌ها) به اینکه ایالات متحده استوار از حاکمیت ایران پشتیبانی می‌کند.

متن اصلیPrincipal reason for sudden collapse of Azerbaijan movement, in Shah's opinion, was (1) surprising weakness of Tabriz military organization, (2) high morale and determination of Tehran forces, and (3) most important, conviction by all concerned (Soviets, Iranians and Azerbaijanis) that United States was solidly supporting Iranian sovereignty.

جرج الن، سفیر ایالات متحده در تهران
مجموعهٔ اسناد دیپلماتیک (تلگرام به وزیر خارجه) «روابط خارجی ایالات متحده، ۱۹۴۶، جلد هفتم»، سند ۴۲۶
۲۶ آذر ۱۳۲۵ خورشیدی (۲۵۰۵ شاهنشاهی)، برابر با ۱۷ دسامبر ۱۹۴۶ میلادی
گزارش الن از داوری شاهنشاه پنج روز پس از فروپاشی حکومت تبریز.

در همین تلگرام الن می‌نویسد که در یک مهمانی، برخی حاضران آذربایجان را «استالینگراد دموکراسی‌های غربی» خواندند. الن خود به آنان یادآور شد که ایرانیان خودشان آذربایجان را بازپس گرفتند و هر اعتباری برای آنکه ایران بی‌دخالت بیرونی چنین کند، از آنِ سازمانی جهانی است که می‌تواند افکار را در برابر چنین دخالتی بسیج کند. جیمز برنز، وزیر خارجهٔ آمریکا، نیز در پیامی شخصی به الن همین برداشت را بیان کرد.

دوست دارم دستیابی ایران به یکپارچگی را نه پیروزی یا شکست هیچ ملت بیرونی، بلکه گواه توان و کارایی سازمان ملل متحد در یاری به کشورهایی بدانم که به‌راستی استقلال می‌خواهند.

متن اصلیI like to think of the achievement of Iranian unity not in terms of victory or defeat for any outside nation, but rather as proof of the strength and effectiveness of the United Nations in helping those countries which truly desire independence.

جیمز برنز، وزیر خارجهٔ ایالات متحده
مجموعهٔ اسناد دیپلماتیک (پیام شخصی به سفیر) «روابط خارجی ایالات متحده، ۱۹۴۶، جلد هفتم»، سند ۴۲۷
۲۹ آذر ۱۳۲۵ خورشیدی (۲۵۰۵ شاهنشاهی)، برابر با ۲۰ دسامبر ۱۹۴۶ میلادی
پیام سپاس برنز به الن پس از بازگشت آذربایجان.

میلانی از ادعای دیرتر هری ترومن، رئیس‌جمهور آمریکا، یاد می‌کند. ترومن در کنفرانس مطبوعاتی ۴ اردیبهشت ۱۳۳۱ خورشیدی (۲۴ آوریل ۱۹۵۲ میلادی) گفت که برای بیرون بردن سپاهیان شوروی از ایران «ناچار شد اولتیماتومی» برای استالین بفرستد. به نوشتهٔ میلانی، سخنگوی کاخ سفید همان روز توضیح داد که رئیس‌جمهور واژهٔ اولتیماتوم را «به معنای غیرفنی» به کار برده است. ترومن افزوده بود که پیام آمریکا به شوروی «عامل اصلی» خروج شوروی از ایران بود. میلانی در برابر، می‌نویسد که اسناد تازهٔ بایگانی شوروی نشان می‌دهد استالین در تصمیم به بیرون بردن سپاهیانش عوامل بسیاری را سنجید، نه تنها فشار آمریکا یا وعده‌های قوام را.

دیدگاه هواداران فرقه و حزب توده

برای بسیاری از اعضای حزب توده، ۲۱ آذر ۱۳۲۵ روزی دشوار بود. اکبر اعتماد، که در آن سال‌ها عضو حزب توده بود و بعدها ریاست سازمان انرژی اتمی ایران را یافت، در گفت‌وگو با طرح تاریخ شفاهی بنیاد مطالعات ایران از احساسی آمیخته در آن روز سخن می‌گوید.

یکی روز ۲۱ آذر بود که به غائله آذربایجان خاتمه داده شد. من آنروز را خیلی خوب یادم هست و آنروز واقعا هر فکر میکنم که آن احساس درونی من که بخواهم بیرون بیآورم که چه بود، خیلی مشکل است برای اینکه احساس مخلوطی بود زیرا بهرصورت از یکطرف یک تصویری از ایران و اینکه مجددا تجزیه ایران از بین رفته است و ارتش ایران شکل گرفته است... یک چیزهائی بود که شاید در گوشه‌های مغز و احساس من هنوز مانده بود که یک ذره خوشم میامد و از آنطرف چون توده‌ای بودم و شکست فرقه دمکرات آذربایجان را نمیتوانستم ببینم ناراحت بودم.

اکبر اعتماد، عضو حزب توده در آن سال‌ها، بعدها رئیس سازمان انرژی اتمی ایران
مصاحبهٔ تاریخ شفاهی «طرح تاریخ شفاهی بنیاد مطالعات ایران، گفت‌وگو با اکبر اعتماد»، ص ۸ متن پیاده‌شده
دربارهٔ ۲۱ آذر ۱۳۲۵ خورشیدی (۲۵۰۵ شاهنشاهی)، برابر با ۱۲ دسامبر ۱۹۴۶ میلادی
یاد راوی از واکنش درونی خود به پایان حکومت تبریز، در پاسخ به پرسشی دربارهٔ تعارض فعالیت حزبی با احساسات ملی.

دیدگاه تاریخ‌نگاری دانشگاهی دربارهٔ اهداف شوروی

کونیهولم در ایرانیکا انگیزه‌های استالین را چند لایه می‌داند. به نوشتهٔ او، استالین دلیل نگه داشتن نزدیک به سی هزار سرباز در آذربایجان را پیشگیری از خرابکاری و اقدامات «خصمانه» اعلام کرد، ولی به احتمال بیشتر از منافع امنیتی جناح جنوبی خود پاسداری می‌کرد، از نفوذ آمریکا و بریتانیا در آنچه حوزهٔ نفوذ خود می‌دانست جلو می‌گرفت، می‌کوشید از فرصت اشغال برای چیرگی بر دولت تهران بهره ببرد و شاید شرایطی برای دسترسی دیرپا به آب‌های گرم فراهم می‌آورد. کونیهولم حکومتی دوست در آذربایجان و امتیاز نفت را دو وسیله برای یک هدف می‌شمارد و می‌افزاید که جابه‌جایی‌های نیروهای شوروی در اسفند ۱۳۲۴ احتمال کودتا را به ذهن می‌آورد و رویدادهای پس از آن تفسیرهای گوناگون دارد. میلانی با تکیه بر اسناد بایگانی شوروی بر وزن نفت شمال و بر طرح جدایی‌خواهانهٔ تیر ۱۳۲۴ تأکید می‌کند.

پیامدها

ابطال موافقت‌نامهٔ نفت شمال، ۲۹ مهر ۱۳۲۶

انتخابات مجلس پانزدهم، به نوشتهٔ کونیهولم، از دی ۱۳۲۵ آغاز شد و تا خرداد ۱۳۲۶ ادامه یافت، و مجلس در تیر ۱۳۲۶ گشایش یافت. محمدرضا شاه پهلوی در «پاسخ به تاریخ» می‌فرماید که انتخابات اکثریتی استوار به قوام داد. در ۲۹ مهر ۱۳۲۶ خورشیدی (۲۵۰۶ شاهنشاهی، ۲۲ اکتبر ۱۹۴۷ میلادی) قوام گزارش گفت‌وگوهایش را با شوروی به مجلس داد، و گروهی از نمایندگان ماده‌ای واحده با قید دو فوریت پیشنهاد کردند که مجلس همان روز تصویب کرد.

الف – نظر باینکه آقای نخست وزیر با حسن نیت و در نتیجه استنباط از مفاد ماده دوم قانون یازدهم آذر ماه ۱۳۲۳ اقدام بمذاکره و تنظیم موافقتنامه مورخ پانزدهم فروردین ماه ۱۳۲۵ در باب ایجاد شرکت مختلط نفت ایران وشوروی نموده‌اند و نظر باینکه مجلس شورای ملی ایران استنباط مزبور را منطبق با مدلول و مفهوم واقعی قانون سابق الذکر تشخیص نمی‌دهد مذاکرات و موافقت نامه فوق را بلااثر و کان لم یکن میداند... ج- واگذاری هر گونه امتیاز استخراج نفت کشور و مشتقات آن بخارجیها و ایجاد هر نوع شرکت برای این منظور که خارجیها در آن بوجهی از وجوه سهیم باشند مطلقا ممنوع است.

نمایندگان امضاکنندهٔ طرح، نمایندگان مجلس پانزدهم شورای ملی
متن مادهٔ واحده در صورت‌جلسهٔ رسمی مجلس «مذاکرات مجلس شورای ملی، دورهٔ پانزدهم قانون‌گذاری»، نشست ۲۵
۲۹ مهر ۱۳۲۶ خورشیدی (۲۵۰۶ شاهنشاهی)، برابر با ۲۲ اکتبر ۱۹۴۷ میلادی
بندهای الف و ج از مادهٔ واحده‌ای که موافقت‌نامهٔ نفتی قوام و سادچیکف را باطل کرد؛ بند ب پنج سال برای تهیهٔ نقشهٔ مناطق نفت‌خیز مهلت می‌داد، بند د فروش نفت شمال به شوروی را در صورت کشف مجاز می‌شمرد، و بند ه دولت را به استیفای حقوق ملت، به‌ویژه دربارهٔ نفت جنوب، موظف می‌کرد.

بنابر صورت‌جلسه، رأی‌گیری با ورقه انجام گرفت و از ۱۰۴ نمایندهٔ حاضر ۱۰۲ تن موافق رأی دادند و دو تن با ورقهٔ سفید امتناع کردند؛ کونیهولم نیز همین شمار ۱۰۲ به ۲ را می‌نویسد. محمدرضا شاه پهلوی در «پاسخ به تاریخ» شمار آرا را «۱۰۹ به ۲۷» می‌نویسد و می‌فرماید محمد مصدق رهبری مخالفان را داشت؛ در صورت‌جلسهٔ آن نشست نام محمد مصدق نیست. در «مأموریت برای وطنم» شاهنشاه می‌فرماید که مجلس قرارداد را «باتفاق آراء» رد کرد، که با فریاد نمایندگان در صورت‌جلسه پس از اعلام نتیجه هم‌خوان است.

راه به ملی شدن صنعت نفت

بند ه مادهٔ واحدهٔ مهر ۱۳۲۶ دولت را مکلف کرد در همهٔ مواردی که حقوق ملت ایران در منابع ثروت کشور، «بخصوص راجع به نفت جنوب»، پایمال شده بود، برای استیفای حقوق ملی گفت‌وگو و اقدام کند. دولت‌های بعدی بر پایهٔ همین بند با شرکت نفت انگلیس و ایران به گفت‌وگو نشستند و حاصل آن، لایحهٔ قرارداد الحاقی گس و گلشائیان، در مجلس شانزدهم به بحثی انجامید که به جنبش ملی شدن صنعت نفت در ۱۳۲۹ و ۱۳۳۰ پیوست. مدخل «ملی شدن صنعت نفت» این دنباله را بازمی‌گوید.

آغاز جنگ سرد و آموزهٔ ترومن

بسیاری از ناظران غائلهٔ آذربایجان را از نخستین رویارویی‌های جنگ سرد می‌دانند. میلانی از گفتهٔ ساتن، کنسول آمریکا، یاد می‌کند که جنگ سرد در ۱۳ اسفند ۱۳۲۴ آغاز شد، و شاهنشاه در هر دو کتاب خود از آغاز جنگ سرد در ایران سخن می‌فرماید و آذربایجان را راه‌گشای آموزهٔ ترومن می‌خواند که در اسفند ۱۳۲۵ خورشیدی (مارس ۱۹۴۷ میلادی) برای یونان و ترکیه اعلام شد. نخستین شکایت تاریخ شورای امنیت نیز از آن ایران بود.

روز آذربایجان و سفر شاهنشاه

ایران روز ۲۱ آذر را روز آذربایجان و جشن ملی اعلام کرد. محمدرضا شاه پهلوی در «مأموریت برای وطنم» می‌فرماید که از ۱۳۲۵ به این سو مردم ایران هر سال در آن روز به یاد نجات آذربایجان جشن می‌گیرند و همهٔ ملل آزاد نیز باید این رویداد را به خاطر بسپارند.

اهمیت وقایع مزبور بقدری آشکار است که ملت ایران روزی را که مصادف باختم این غائله عظیم است نام روز آذربایجان عید ملی اعلام نموده و از سال ۱۳۲۵ باین طرف همه ساله در آن روز بیاد نجات آذربایجان و اعاده حق حاکمیت ما بر آن خطه جشن میگیرد و عقیده من نه تنها ایرانیان باید پیوسته بیاد این روز باشند بلکه تمام ملل آزاد جهان نیز بایستی این واقعه تاریخی را بخاطر سپرده و فراموش ننمایند.

محمدرضا شاه پهلوی، شاهنشاه ایران
کتاب خاطرات و اندیشه‌های سیاسی «مأموریت برای وطنم»، ص ۱۵۲
انتشار ۱۳۴۰ خورشیدی (۲۵۲۰ شاهنشاهی)، برابر با ۱۹۶۱ میلادی
یادکرد شاهنشاه از روز ۲۱ آذر به عنوان روز آذربایجان.

شاهنشاه در «پاسخ به تاریخ» از سفرش به آذربایجان در ۱۳۲۶ خورشیدی (۱۹۴۷ میلادی) یاد می‌فرماید و می‌گوید پذیرایی مردم در استان بازپیوسته و هنگام بازگشت به تهران به هیجانی بی‌مانند رسید، چندان که در تهران پیمودن سه کیلومتر چهار ساعت به درازا کشید. به داوری شاهنشاه، این رویداد پایان دوره‌ای دفاعی در تاریخ ایران و آغاز دوره‌ای سازنده بود. در سوی دیگر، کونیهولم از اعدام‌ها و چوبه‌های دار در میدان‌های آذربایجان و از گریز هزاران تن به شوروی یاد می‌کند، و پرسش هویت و حقوق فرهنگی آذربایجان در دهه‌های بعد همچنان موضوع بحث ماند.

داوری منابع

محمدرضا شاه پهلوی — مأموریت برای وطنم
ص ۱۴۶ تا ۱۵۲

محمدرضا شاه پهلوی در «مأموریت برای وطنم» از اعلامیهٔ تهران، تشکیل حکومت پیشه‌وری، بازماندن ستون امدادی، جنبش نیروهای شوروی در ۱۳ اسفند، سخنان علاء در شورای امنیت، مسئلهٔ افسران فراری، فرمان لشکرکشی، دیدار سفیر شوروی، رد قرارداد نفت، آغاز جنگ سرد و روز آذربایجان سخن می‌گوید.

محمدرضا شاه پهلوی — پاسخ به تاریخ
ص ۷۳ تا ۸۰

محمدرضا شاه پهلوی در «پاسخ به تاریخ» از دیدار استالین، کنفرانس مسکو، مسئلهٔ افسران فراری، سخن الن، پروازهای شناسایی، دیدار سفیر شوروی، آغاز جنگ سرد، سفر ۱۳۲۶ و رد قرارداد نفت سخن می‌گوید.

عباس میلانی — شاه
فصل هشتم، «سپیده‌دم جنگ سرد»

عباس میلانی در «شاه» از امتیاز نفت شمال، دستور دفتر سیاسی شوروی، نخست‌وزیری قوام، نامهٔ استالین به پیشه‌وری، گفت‌وگوهای تهران و تبریز، لشکرکشی آذر ۱۳۲۵ و ادعای اولتیماتوم ترومن سخن می‌گوید.

حسن ارفع — زیر سایهٔ پنج شاه
ص ۳۴۳ تا ۳۷۸

حسن ارفع در «زیر فرمان پنج پادشاه» از فرار افسران مشهد، رأی‌گیری مجلس برای قوام، محاکمهٔ ارفع، پیشروی به زنجان، شورای جنگ و سه ستون لشکرکشی سخن می‌گوید.

وزارت خارجهٔ آمریکا — روابط خارجی ایالات متحده، ۱۹۴۶، جلد هفتم: خاور نزدیک و آفریقا
سندهای ۲۱۴، ۲۴۹، ۲۸۴، ۳۰۱، ۳۴۳، ۴۰۵، ۴۱۶، ۴۱۸، ۴۲۳ تا ۴۲۷

وزارت خارجهٔ ایالات متحده، «روابط خارجی ایالات متحده، ۱۹۴۶، جلد هفتم: خاور نزدیک و آفریقا»، تلگرام‌های رابرت راسو، والاس موری، جرج الن، ساتن و جیمز برنز دربارهٔ آذربایجان.

دانشنامهٔ ایرانیکا — آذربایجان، بخش پنجم: تاریخ از ۱۹۴۱ تا ۱۹۴۷
مقالهٔ «آذربایجان: تاریخ از ۱۹۴۱ تا ۱۹۴۷»، جلد سوم، دفتر سوم، ص ۲۳۱ تا ۲۳۴

بروس کونیهولم در دانشنامهٔ ایرانیکا از اشغال، اصلاحات حکومت تبریز، اهداف استالین، بحران اسفند ۱۳۲۴، لشکرکشی، گریختگان و رأی مجلس پانزدهم سخن می‌گوید.

مجلس شورای ملی — مشروح مذاکرات مجلس شورای ملی
دورهٔ چهاردهم، نشست‌های ۱۶۲، ۱۶۶، ۱۷۳ و ۱۸۱؛ دورهٔ پانزدهم، نشست ۲۵ (۲۹ مهر ۱۳۲۶)

مذاکرات مجلس شورای ملی، دربارهٔ گزارش‌های حکیمی، سخنان مصدق دربارهٔ خودمختاری، گزارش قوام از سفر مسکو و مادهٔ واحدهٔ ابطال موافقت‌نامهٔ نفت.

امین عالیمرد — مصاحبه با امین عالیمرد
ص ۴ متن پیاده‌شده

طرح تاریخ شفاهی بنیاد مطالعات ایران در گفت‌وگو با امیر علیمرد از تبریز در سال‌های اشغال سخن می‌گوید.

اکبر اعتماد — مصاحبه با اکبر اعتماد
ص ۸ متن پیاده‌شده

طرح تاریخ شفاهی بنیاد مطالعات ایران در گفت‌وگو با اکبر اعتماد از احساس یک عضو حزب توده در ۲۱ آذر ۱۳۲۵ سخن می‌گوید.

رضا عظیمی — مصاحبه با رضا عظیمی
ص ۳ متن پیاده‌شده

طرح تاریخ شفاهی بنیاد مطالعات ایران در گفت‌وگو با ارتشبد رضا عظیمی از مأموریت ستون او در آذربایجان غربی پس از ۱۳۲۵ سخن می‌گوید.

دوره

پادشاه