برو به محتوا
شیر و خورشید، نشان تاریخی ایران

گاهنامهٔ مشروطه

پهلوی دوم

دولت جمشید آموزگار

هجری شمسی

شاهنشاهی

مرداد ۲۵۳۶ تا ۵ شهریور ۲۵۳۷

میلادی

اوت ۱۹۷۷ تا ۲۷ اوت ۱۹۷۸

رویداد فرعی و زمینه‌ایسیاسی

این ورقه بخشی از تأسیس حزب رستاخیز ملت ایران است. دولت جمشید آموزگار پس از سیزده سال نخست‌وزیری هویدا، دوران حزب رستاخیز را عوض کرد.

خلاصه

محمدرضا شاه پهلوی در اوت ۱۹۷۷ امیرعباس هویدا را پس از نزدیک به سیزده سال نخست‌وزیری به وزارت دربار برد و جمشید آموزگار را به نخست‌وزیری برگزید. آموزگار پیش‌تر وزیر دارایی، وزیر کشور، نمایندهٔ ایران در اوپک و دبیرکل حزب رستاخیز بود. عباس میلانی، تاریخ‌نگار، می‌نویسد که آموزگار تورم را از بیش از سی درصد به حدود ده درصد رساند، اما در سیاست ناکام ماند. دولت او سیاست فضای باز سیاسی را ادامه داد و در همین دوران روزنامهٔ اطلاعات مقالهٔ خود را دربارهٔ خمینی منتشر کرد و ناآرامی‌های قم، تبریز و شهرهای دیگر آغاز شد. شاهنشاه پس از آتش‌سوزی سینما رکس استعفای آموزگار را پذیرفت و در ۵ شهریور ۱۳۵۷ جعفر شریف‌امامی را جانشین او کرد. شاهنشاه در «پاسخ به تاریخ» پذیرفتن این استعفا را «خطایی بزرگ» می‌خواند.

زمینه

اندرو اسکات کوپر، تاریخ‌نگار، در کتاب «سقوط بهشت» می‌نویسد که آموزگار از ۱۳۴۴ تا ۱۳۵۳ وزیر دارایی و از ۱۳۵۳ تا ۱۳۵۶ وزیر کشور بود. محمدرضا شاه پهلوی در «پاسخ به تاریخ» دلیل‌های گزینش او را برمی‌شمارد. به نوشتهٔ شاهنشاه، آموزگار سال‌ها نمایندهٔ ایران در اوپک بود، تحصیلات مهندسی خود را در آمریکا گذرانده بود و در ایران به درستکاری شهرت داشت. شاهنشاه می‌افزاید که آموزگار در مقام دبیرکل حزب رستاخیز پایگاه سیاسی ویژهٔ خود را داشت و انتصابش می‌توانست سکوی تازه‌ای برای فضای باز سیاسی باشد.

کوپر می‌نویسد که اسدالله علم، وزیر دربار، انتظار داشت هوشنگ انصاری جانشین هویدا شود. به نوشتهٔ کوپر، شاهنشاه روز بعد به علم خبر داد که آموزگار را برگزیده است و هویدا را به وزارت دربار گماشت. کوپر آموزگار را اقتصاددانی کاردان معرفی می‌کند که در برابر مردم «رسمی، مغرور و بی‌اعتنا» جلوه می‌کرد.

عبدالرضا انصاری، وزیر پیشین کشور، در گفت‌وگو با برنامهٔ تاریخ شفاهی بنیاد مطالعات ایران به یاد می‌آورد که جمشید آموزگار کار دولتی را هم‌زمان با او در برنامهٔ «اصل چهار» آغاز کرد. به گفتهٔ انصاری، آموزگار که در مهندسی بهداشت تخصص داشت، نقطه‌هایی را بررسی می‌کرد که می‌شد در آن‌ها چاه زد و آب آشامیدنی پاکیزه برای مردم فراهم کرد، و برای این کار به محروم‌ترین نقاط ایران سفر کرد. انصاری می‌افزاید که آموزگار در دوران وزارت خود در هیئت دولت کم سخن می‌گفت، اما وزیران دیگر به سبب سابقهٔ بیشترش به سخن او احترام بسیار می‌گذاشتند.

احمد احرار، روزنامه‌نگار اطلاعات و از مشاوران آموزگار، در گفت‌وگو با برنامهٔ تاریخ شفاهی بنیاد مطالعات ایران در ۱۳۶۲ می‌گوید که محمدرضا شاه پهلوی با این جابه‌جایی می‌خواست هم با خواست سیاسی روز همراه شود و هم رشتهٔ کار را از دست ندهد. به روایت احرار، شاهنشاه آموزگار را کاردانی فنی می‌دانست که به او اعتماد داشت، اما او را بازیگر سیاسی نمی‌شمرد، و امیدوار بود که آموزگار به کارهای اقتصادی و عمرانی بپردازد و هویدا از دربار کار سیاسی را اداره کند. احرار نقل می‌کند که آموزگار خود به او گفت شاهنشاه به وی سفارش کرده است که کارهای فنی را سرپرستی کند و کارهای سیاسی را به هویدا بسپارد.

شهبانو فرح پهلوی در کتاب خاطرات خود، «کهن دیارا»، آموزگار را «مردی درستکار، درخشان و بافرهنگ» وصف می‌کند و می‌نویسد که محمدرضا شاه پهلوی او را برگزید تا نشان دهد که دوران دگرگونی فرا رسیده است. شهبانو از خاطرات شاهنشاه نقل می‌کند که برکناری هویدا از ناخرسندی او برنخاست، بلکه هویدا پس از سیزده سال به‌راستی خسته شده بود و خود نیز بی‌میل نبود که اندکی از بار ادارهٔ دولت دور شود.

میلانی می‌نویسد که آموزگار ناگزیر برنامهٔ ریاضت اقتصادی را اجرا کرد. محمدرضا شاه پهلوی در «پاسخ به تاریخ» می‌نویسد که آموزگار در ۱۳۵۶ «به سبب ضرورت‌های اقتصاد» ناچار شد کمک‌های دولت به روحانیان را قطع کند. شاهنشاه می‌افزاید که دولت برای مهار تورم نرخ‌ها را کنترل کرد.

چه رخ داد

فضای باز سیاسی

در اوت ۱۹۷۷ جمشید آموزگار را به نخست‌وزیری گماشتم. در آن زمان مسائل سیاست خارجی بیشتر توجه مرا به خود مشغول می‌کرد و آموزگار را برای رسیدگی به آن‌ها شایسته می‌دانستم.

متن اصلیIn August 1977, I appointed Jamshid Amouzegar Prime Minister. At the time foreign policy issues occupied most of my attention and I thought Amouzegar well suited to handle them.

محمدرضا شاه پهلوی، پادشاه ایران
خاطرات «پاسخ به تاریخ»، ص. ۱۵۰ (چاپی) / ۱۵۴ (نسخهٔ الکترونیکی)
۱۳۵۹ / ۱۹۸۰
شاهنشاه دلیل گزینش آموزگار را بیان می‌کند.

این امکان را با نخست‌وزیر آموزگار در میان گذاشتم و او بی‌درنگ استعفای خود را پیشنهاد کرد. پذیرفتم؛ خطایی بزرگ از سوی من. هرگز نباید اجازه می‌دادم این مشاور خردمند و بی‌طرف کنار برود.

متن اصلیI discussed this possibility with Prime Minister Amouzegar and he promptly offered me his resignation. I accepted a great mistake on my part. I never should have allowed this wise and unbiased counselor to withdraw.

محمدرضا شاه پهلوی، پادشاه ایران
خاطرات «پاسخ به تاریخ»، ص. ۱۶۰ (چاپی) / ۱۶۴ (نسخهٔ الکترونیکی)
۱۳۵۹ / ۱۹۸۰
شاهنشاه استعفای آموزگار را به یاد می‌آورد.

در ۱۹۷۷ به سبب ضرورت‌های اقتصادمان، نخست‌وزیر آموزگار ناچار شد این پرداخت‌ها را قطع کند... اکنون که می‌نگرم، از اقدام‌های آموزگار در این زمینه‌ها پشیمانم. اما نمی‌توانم این فرض‌های غربی را بپذیرم که آن‌ها عامل اصلی براندازی دولت من بودند.

متن اصلیIn 1977 due to the exigencies of our economy, Prime Minister Amouzegar was forced to eliminate these payments... In retrospect, I regret Amouzegar's actions in these areas. But I cannot subscribe to these Western postulates that they were prime factors in the overthrow of my government.

محمدرضا شاه پهلوی، پادشاه ایران
خاطرات «پاسخ به تاریخ»، ص. ۱۵۵–۱۵۶ (چاپی) / ۱۵۹–۱۶۰ (نسخهٔ الکترونیکی)
۱۳۵۹ / ۱۹۸۰
شاهنشاه دربارهٔ قطع کمک به روحانیان داوری می‌کند.

آموزگار، که اقتصاددانی کاردان شناخته می‌شد و گفته می‌شد با مقام‌های ارشد آمریکا رابطهٔ گرمی دارد، از آن نرمی مردمی که ایرانیان از سیاستمداران خود انتظار داشتند بی‌بهره بود.

متن اصلیKnown as a talented economist, and reputed to be on warm terms with senior U.S. officials, Amuzegar lacked the common touch that Iranians expected from their politicians.

اندرو اسکات کوپر، تاریخ‌نگار
تاریخ‌نگاری «سقوط بهشت»، ص. ۲۴۶ (نسخهٔ الکترونیکی)
۱۳۹۵ / ۲۰۱۶
کوپر منش آموزگار را وصف می‌کند.

او با این همه در آغاز در مدیریت اقتصادی کشور به‌گونه‌ای چشمگیر کامیاب بود و تورم داخلی را از بیش از سی درصد در سال به حدود ده درصد رساند.

متن اصلیHe was nevertheless initially remarkably successful in the economic management of the country, reducing internal inflation from over 30 percent a year to about 10 percent.

عباس میلانی، تاریخ‌نگار
زندگی‌نامه «شاه: زندگی محمدرضا پهلوی»، ص. ۴۵۷ (نسخهٔ الکترونیکی)
۱۳۹۰ / ۲۰۱۱
میلانی کارنامهٔ اقتصادی آموزگار را می‌سنجد.

دولت اجازه خواهد داد گروه‌های مخالف همچنان گردهمایی عمومی برپا کنند، نامه امضا کنند و از جهات دیگر فعال بمانند.

متن اصلیwould permit dissenting groups to continue having public meetings, signing letters, and otherwise remaining active.

جمشید آموزگار، نخست‌وزیر ایران
تاریخ‌نگاری «سقوط بهشت (نوشتهٔ اندرو اسکات کوپر)»، ص. ۲۵۷ (نسخهٔ الکترونیکی)
آذر ۱۳۵۶ / دسامبر ۱۹۷۷
آموزگار به ویلیام سالیوان، سفیر آمریکا، دربارهٔ رفتار دولت با مخالفان اطمینان می‌دهد.

ریاضت در دوران فضای باز فاجعه بود. کاستن از کسری بودجه فاجعه بود. آموزگار کمک‌ها را قطع کرد، اما مبلغ آن هرگز زیاد نبود... او اعتبار و وام بازاریان را نیز کاهش داد.

متن اصلیAusterity during liberalization was a disaster. Cutting the deficit was a disaster. Amuzegar cut the subsidies but the amount [for each mullah] was never much, around 300 tomens. He also cut credit and loans to the bazaaris.

پرویز ثابتی، از مدیران ساواک
تاریخ‌نگاری (مصاحبه) «سقوط بهشت (نوشتهٔ اندرو اسکات کوپر)»، ص. ۲۸۰ (نسخهٔ الکترونیکی)
پس از ۱۳۵۷
ثابتی سیاست ریاضتی دولت آموزگار را داوری می‌کند.

مشکلات ما از آن‌جا برمی‌خیزد که به سوی فضای باز به‌سرعت پیش رفته‌ایم، بی‌آن‌که نهادهای لازم برای جامعه‌ای دموکراتیک را داشته باشیم.

متن اصلیOur problems stem from the fact that we have been making rapid progress toward liberalization without having the institutions necessary for a democratic society.

جمشید آموزگار، نخست‌وزیر ایران
تاریخ‌نگاری (به نقل از وال‌استریت ژورنال) «سقوط بهشت (نوشتهٔ اندرو اسکات کوپر)»، ص. ۳۴۲ (نسخهٔ الکترونیکی)
مرداد ۱۳۵۷ / اوت ۱۹۷۸
آموزگار در گفت‌وگو با ری ویکر، خبرنگار وال‌استریت ژورنال، ریشهٔ ناآرامی را توضیح می‌دهد.

برای آنکه نشان دهد دوران تغییرات فرا رسیده است، در وسط تابستان... جمشید آموزگار را که مردی درستکار، درخشان و بافرهنگ بود به جای هویدا به نخست‌وزیری برگزید.

شهبانو فرح پهلوی، شهبانوی ایران
خاطرات «کهن دیارا»، ص. ۳۶۰ (نسخهٔ فارسی)
۱۳۸۸ خورشیدی
شهبانو گزینش آموزگار به جای هویدا در تابستان ۱۳۵۶ را بازگو می‌کند.

محمدرضا شاه پهلوی در «پاسخ به تاریخ» از مجلهٔ تایم نقل می‌کند که آموزگار سانسور مطبوعات را برداشت، نظارت‌ها را سست کرد و چند صد زندانی سیاسی را آزاد کرد. کوپر می‌نویسد که ویلیام سالیوان، سفیر آمریکا، در ۱۶ آذر ۱۳۵۶ با آموزگار دیدار کرد. به نوشتهٔ کوپر، آموزگار به سالیوان اطمینان داد که دولت برای سرکوب تظاهرات آرام زور به کار نخواهد برد و گروه‌های مخالف می‌توانند گردهمایی کنند و نامه امضا کنند.

مقالهٔ اطلاعات و ناآرامی‌ها

میلانی می‌نویسد که داریوش همایون، وزیر اطلاعات، مقاله‌ای بر ضد خمینی را از دربار دریافت کرد و روزنامهٔ اطلاعات آن را در ۱۸ دی ۱۳۵۶ منتشر کرد. به نوشتهٔ میلانی، سردبیر و ناشر روزنامه از آموزگار نظر خواستند و او، بی‌آن‌که مقاله را بخواند، به انتشارش فرمان داد. کوپر روایت دیگری می‌آورد و از اردشیر زاهدی، سفیر ایران در واشنگتن، نقل می‌کند که هویدا مقاله را برای اثبات وفاداری نوشت و گناهش را به گردن آموزگار انداخت. کوپر می‌نویسد که آموزگار پس از کشتار قم یک گردهمایی بزرگ هواداران دولت را در حومهٔ قم برپا کرد و این کار را «واکنشی ناشیانه» می‌خواند.

محمدرضا شاه پهلوی در «پاسخ به تاریخ» می‌نویسد که چند هفته پس از سفر او به مشهد، آموزگار به استان‌ها رفت و در تبریز سیصد هزار تن به استقبال او آمدند. کوپر می‌نویسد که پرویز ثابتی، از مدیران ساواک، از آموزگار خواست اجازهٔ بازداشت هزار و پانصد تن را بدهد و آموزگار نپذیرفت. به نوشتهٔ کوپر، ثابتی سپس فهرست را به هویدا داد و هویدا آن را نزد شاهنشاه برد.

آشوب تبریز و درخواست کناره‌گیری

به روایت احرار، آموزگار پس از چند ماه دریافت که اوضاع از توان او بیرون است و از محمدرضا شاه پهلوی خواست که او را از این کار معاف کند، به‌ویژه پس از آشوب تبریز در بهمن ۱۳۵۶. به روایت احرار، در تبریز برخی سربازان از فرمان افسران خود سر باز زدند، زیرا تا آن روز هرگز در برابر روحانیان قرار نگرفته بودند. احرار گفتهٔ وزیر مشاور دولت آموزگار را در مجلس، که آشوب تبریز را کار کسانی از بیرون استان شمرد، خطایی بزرگ می‌داند. احرار به یاد می‌آورد که در همان روزها به آموزگار هشدار داد که کشور به سوی انقلابی خیابانی می‌رود.

کناره‌گیری

کوپر می‌نویسد که آموزگار در اواخر مرداد ۱۳۵۷ به تیمسار ناصر مقدم، رئیس ساواک، گفت: «اگر مردم این‌قدر ناسپاس‌اند، اعلیحضرت ممکن است برود.» محمدرضا شاه پهلوی در «پاسخ به تاریخ» می‌نویسد که پس از آتش‌سوزی سینما رکس امکان تشکیل دولتی تازه را با آموزگار در میان گذاشت و آموزگار بی‌درنگ استعفا داد. کوپر می‌نویسد که کاخ در ۵ شهریور ۱۳۵۷ جانشینی شریف‌امامی را اعلام کرد.

روایت رسمی

محمدرضا شاه پهلوی در «پاسخ به تاریخ» آموزگار را «مشاوری خردمند و بی‌طرف» می‌خواند و پذیرفتن استعفای او را خطا می‌داند. شاهنشاه دربارهٔ قطع کمک به روحانیان و کنترل نرخ‌ها می‌نویسد که از این اقدام‌ها پشیمان است، اما نظریه‌های غربی را که این اقدام‌ها را عامل اصلی سقوط می‌دانند نمی‌پذیرد. به نوشتهٔ شاهنشاه، آموزگار پس از کناره‌گیری نیز مشاور مورد اعتماد او ماند و دیدار با شاپور بختیار را فراهم کرد.

تاریخ‌نگاران

میلانی از گزارش‌های بریتانیایی نقل می‌کند که آموزگار «تک‌رو» بود و هرگز رابطهٔ کاری آسانی با شاهنشاه برقرار نکرد. به نوشتهٔ این گزارش‌ها، برخورد او با رهبران مذهبی «کمتر از فاجعه نبود». میلانی می‌نویسد که آموزگار در ۱۳۷۳ در نامه‌ای در مجلهٔ ره‌آورد گفت که پول از ۱۳۳۲ مستقیماً از کاخ سفید به روحانیان پرداخت می‌شد و کارتر، نه او، آن را قطع کرد. میلانی خود می‌نویسد که این کمک‌ها ناچیز بود و بیشتر از راه دربار یا ساواک پرداخت می‌شد.

کوپر از ثابتی نقل می‌کند که «ریاضت در دوران فضای باز فاجعه بود». به نوشتهٔ کوپر، کمک سالانه به روحانیان حدود سی‌وپنج میلیون دلار برآورد می‌شد.

دولتمردان هم‌روزگار

شهبانو فرح پهلوی در «کهن دیارا» می‌نویسد که بازاریان از بالا رفتن بهای نفت و رشد اقتصادی کشور سود بسیار برده بودند، اما پس از آن‌که دولت آموزگار سخت‌گیری اقتصادی و مبارزه با رشوه را در پیش گرفت، به هواداران خمینی پیوستند و برخی از آنان با کمک مالی چشمگیر او را یاری دادند. دکتر غلامرضا افخمی، معاون پیشین وزارت کشور، در گفت‌وگو با برنامهٔ تاریخ شفاهی بنیاد مطالعات ایران می‌گوید که در میان وزیران دولت آموزگار کسی را نمی‌یافت که بتوان او را فاسد خواند. مهشید امیرشاهی، نویسنده، در گفت‌وگو با همین برنامه داوری می‌کند که آموزگار حسن نیت و گشاده‌دلی داشت، اما به تنهایی از پس آن همه دشواری برنمی‌آمد. علی امینی، نخست‌وزیر پیشین، در گفت‌وگو با همین برنامه آموزگار را شاید مردی نیک، اما نه درخور نخست‌وزیری می‌خواند.

ورقهٔ وابسته

مقالهٔ اطلاعات و آشوب قم

مقالهٔ اطلاعات و آشوب قم در دی ۱۳۵۶، هنوز در دولت آموزگار، رخ داد.

تردید اندکی در ذهن من نیست که عناصر کمونیست در میان ۴۰۰۰ طلبه و هوادارانشان که در اعتراض شرکت کردند، نفوذ کرده بودند. به همان اندازه یقین دارم که ملایان سرکش و ناراضی در کانون آشوب بودند.

متن اصلیThere is little doubt in my mind that communist elements had infiltrated the 4,000 religious students and their supporters who took part in the protest. I am equally certain that rebellious and dissatisfied mullahs were at the center of the unrest.

محمدرضا شاه پهلوی، پادشاه ایران
خاطرات سیاسی «پاسخ به تاریخ»، ص. ۱۵۳
۱۳۵۹ / ۱۹۸۰
شاهنشاه آشوب قم را شرح می‌دهد.
متن کامل این ورقه

پیامد

کوپر می‌نویسد که پایان کمک‌ها و کاهش اعتبار بازاریان، روحانیان و بازار را در یک گلایه شریک کرد. میلانی می‌نویسد که برکناری هویدا در ۱۳۵۶ برای مخالفان نشانهٔ پایان یک دوران بود. شریف‌امامی، جانشین آموزگار، دولت «آشتی ملی» را تشکیل داد (← دولت شریف‌امامی).

داوری منابع

محمدرضا شاه پهلوی — پاسخ به تاریخ
ص ۱۵۴، ۱۵۶، ۱۵۹–۱۶۰، ۱۶۴، ۱۷۵ (نسخهٔ الکترونیکی)

گزینش آموزگار، گزارش تایم، تبریز، قطع کمک‌ها، استعفا، نقش در دیدار بختیار.

عباس میلانی — شاه
ص ۴۵۷–۴۵۸، ۴۶۱، ۴۶۴ (نسخهٔ الکترونیکی)

تورم، داوری بریتانیایی، نامهٔ ره‌آورد، مقالهٔ اطلاعات.

اندرو اسکات کوپر — سقوط بهشت
ص ۷، ۱۱، ۲۴۶، ۲۵۶–۲۵۷، ۲۷۶، ۲۷۸، ۲۸۰، ۳۱۱–۳۱۲، ۳۴۲، ۳۶۲–۳۶۵ (نسخهٔ الکترونیکی)

اندرو اسکات کوپر در این اثر از سمت‌ها، گزینش، دیدار سالیوان، زاهدی، گردهمایی قم، ثابتی، ویکر، مقدم، جانشینی سخن می‌گوید.

فرح پهلوی — کهن دیارا
ص ۳۶۰ تا ۳۶۱، ۳۶۸

فرح پهلوی در این اثر از گزینش آموزگار، خستگی هویدا، پیوستن بازاریان به مخالفان سخن می‌گوید.

احمد احرار — مصاحبه با احمد احرار
بخش نخست، ص ۵، ۴۱؛ بخش دوم، ص ۳ تا ۴، ۹

نویسنده در این اثر از هدف شاهنشاه از جابه‌جایی، سفارش به آموزگار، درخواست کناره‌گیری پس از تبریز، هشدار احرار سخن می‌گوید.

عبدالرضا انصاری — مصاحبه با عبدالرضا انصاری
بخش نخست، ص ۳۲ تا ۳۳؛ بخش چهارم، ص ۴۸

نویسنده در این اثر از کار آموزگار در اصل چهار و جایگاه او در هیئت دولت سخن می‌گوید.

غلامرضا افخمی — مصاحبه با غلامرضا افخمی
بخش دوم، ص ۴

داوری دربارهٔ پاکدامنی وزیران دولت آموزگار.

مهشید امیرشاهی — مصاحبه با مهشید امیرشاهی
بخش سوم، ص ۲۳

داوری دربارهٔ آموزگار.

علی امینی — مصاحبه با علی امینی
بخش سوم، ص ۵

داوری علی امینی دربارهٔ آموزگار.

دوره

پادشاه