پهلوی دوم
دولت جعفر شریفامامی
شاهنشاهی
۵ شهریور ۲۵۳۷ تا ۱۴ آبان ۲۵۳۷
میلادی
۲۷ اوت ۱۹۷۸ تا ۵ نوامبر ۱۹۷۸
این ورقه بخشی از حکومت نظامی و رویداد میدان ژاله است. دولت شریفامامی همان دولتی است که در دورانش میدان ژاله رخ داد.
خلاصه
محمدرضا شاه پهلوی در ۵ شهریور ۱۳۵۷، پس از آتشسوزی سینما رکس و استعفای جمشید آموزگار، جعفر شریفامامی، رئیس مجلس سنا، را به نخستوزیری گماشت. عباس میلانی، تاریخنگار، مینویسد که شاهنشاه میخواست دولتی برای «آشتی ملی» پدید آورد. دولت شریفامامی تقویم شاهنشاهی را کنار گذاشت، قمارخانهها را بست، حزب رستاخیز را محکوم کرد و محدودیتهای فعالیت سیاسی را برداشت. حکومت نظامی و رویداد میدان ژاله در ۱۷ شهریور در دوران همین دولت روی داد. محمدرضا شاه پهلوی در کتاب «پاسخ به تاریخ» مینویسد که امتیازهای این دولت «اندک و بیشتر نابجا» بود. شریفامامی در ۱۴ آبان ۱۳۵۷، در روزی که تهران در آتش آشوب سوخت، به ویلیام سالیوان، سفیر آمریکا، گفت که به دولت نظامی نیاز است. شاهنشاه روز بعد ارتشبد غلامرضا ازهاری را به نخستوزیری گماشت.
زمینه
اندرو اسکات کوپر، تاریخنگار، در کتاب «سقوط بهشت» مینویسد که سفارت آمریکا از نیمهٔ مرداد ۱۳۵۷ گزارش میداد که میانهروها شریفامامی را برای نخستوزیری میخواهند. به نوشتهٔ سفارت، او «خود مردی مذهبی» بود و پشتوانهٔ سیاسی استواری داشت. میلانی در کتاب «شاه» مینویسد که برخی روحانیان، بهویژه آیتالله شریعتمداری، شریفامامی را پیشنهاد کرده بودند. به نوشتهٔ او، شریعتمداری به سبب فضای تند پدیدآمده به دست روحانیان هوادار خمینی، جرئت نکرد آشکارا از او پشتیبانی کند. میلانی میافزاید که سفیر بریتانیا شریفامامی را «چهرهای محترم، نخستوزیر پیشین و با پیشینهٔ مذهبی بیخدشه» میدانست.
کوپر مینویسد که شریفامامی از ۱۳۳۹ تا ۱۳۴۰ نخستوزیر و از ۱۳۴۳ تا ۱۳۵۷ رئیس مجلس سنا بود. میلانی مینویسد که شریفامامی از هنگام تأسیس بنیاد پهلوی ادارهٔ آن را بر عهده داشت. محمدرضا شاه پهلوی در «پاسخ به تاریخ» مینویسد که شریفامامی در نخستین دورهٔ نخستوزیری خود به او هشدار داده بود که آمریکا پشت ناآرامیهای دانشجویی است و میخواهد علی امینی را به نخستوزیری برساند. شاهنشاه میافزاید که آن هشدار را باور نکرد و در اردیبهشت ۱۳۴۰ امینی را به نخستوزیری گماشت.
شهبانو فرح پهلوی در کتاب خاطرات خود، «کهن دیارا»، مینویسد که محمدرضا شاه پهلوی دربارهٔ گزینش نخستوزیر تازه با او مشورت کرد. به نوشتهٔ شهبانو، نخستوزیر تازه میبایست مردی اهل عمل، نوگرا و بردبار با منش اخلاقی استوار میبود و او هوشنگ نهاوندی، رئیس پیشین دفتر خود و رئیس پیشین دانشگاه تهران، را پیشنهاد کرد. شهبانو میافزاید که نهاوندی اقتصاد را در فرانسه خوانده بود، مردی اهل تصمیم بود و در میان روشنفکران دوستان بسیار داشت، اما شاهنشاه جعفر شریفامامی را برگزید، زیرا او پیشتر نخستوزیر بود و سالها ریاست مجلس سنا را بر عهده داشت. شهبانو فرح پهلوی داوری میکند که تغییر دولت آن تکان روانی را که انتظارش میرفت پدید نیاورد.
عبدالرضا انصاری، وزیر پیشین کشور، در گفتوگو با برنامهٔ تاریخ شفاهی بنیاد مطالعات ایران به یاد میآورد که نخستین بار شریفامامی را هنگامی دید که او رئیس سازمان برنامه بود و پس از آن در دولت دکتر منوچهر اقبال وزیر صنایع شد. انصاری شریفامامی را مدیری کاردان میخواند که کار دولتی را از پایین آغاز کرده بود و از زیردستان خود در برابر دیگران پشتیبانی میکرد. انصاری همچنین تأیید میکند که شریفامامی در فراماسونری ایران جایگاهی بلند داشت، اما میگوید که خود هرگز ندید این پیوند در کار دولتی او اثری بگذارد.
کوپر مینویسد که تیمسار ناصر مقدم، رئیس ساواک، در ۲ شهریور ۱۳۵۷ از شهبانو فرح پهلوی خواست جلوی انتصاب شریفامامی را بگیرد. به نوشتهٔ کوپر، شهبانو با شاهنشاه تلفنی سخن گفت و سپس گفت که کاری از دست او برنمیآید. کوپر میافزاید که شهبانو هوشنگ نهاوندی را برای نخستوزیری مناسبتر میدانست. به نوشتهٔ کوپر، اردشیر زاهدی، سفیر ایران در واشنگتن، و والاحضرت اشرف پهلوی نیز از این گزینش شگفتزده شدند.
چه رخ داد
سیاست آشتی
امامی همچنین کوشید با بازگرداندن تقویم کهن هجری و فرمان بستن همهٔ قمارخانهها و باشگاههای قمار، دل روحانیان شیعه را به دست آورد. این کار نیز بیاثر ماند. آشوبهای خیابانی ادامه یافت.
متن اصلیEmami also tried to curry favor with Shiite clergy, by reintroducing the old Hegira calendar and ordering all casinos and gambling clubs closed. This too proved ineffectual. Street rioting continued.
دولت شریف امامی رو به ضعف نهاد. امتیازهایی که داده بود بسیار اندک و بیشتر نابجا بود. آمریکاییان اندیشهٔ دولت ائتلافی را پیش کشیدند.
متن اصلیSharif Emami's government began to weaken. The concessions it had offered had been too few and mostly ill-chosen. The Americans began to push the idea of a coalition government.
[اصلاحات انقلاب سفید] بیش از اندازه شتابزده و ناهماهنگ بود و به گسترش بیسابقهٔ فساد و دیوانسالاری نامناسب انجامید.
متن اصلیhad been too rapid and uncoordinated, resulting in an unprecedented spread of corruption and unsuitable bureaucracy.
شریفامامی مرد این موقعیت نیست. نه تنها هیچ پیرو مردمی یا غیرمردمی ندارد، بلکه آوازهای نفرتانگیز دارد. انتصاب او به نخستوزیری، و وظیفهٔ من است که این را بگویم، چیزی جز فاجعه نیست.
متن اصلیSharif- Emami is not the man for this situation. Not only does he have no following, popular or otherwise, but he has an abominable reputation. His appointment as prime minister—it is my duty to tell you—is nothing less than catastrophic.
فکر کردم شوخی است. جدیاش نگرفتم. ممکن نبود. نامش "آقای پنج درصد" بود.
متن اصلیI thought it was a joke. I didn’t take it seriously. It wasn’t possible. His name was ‘Mr. Five Percent’
راهبرد شریفامامی به اندازهٔ کافی ساده بود. او به هر خواستهٔ مخالفان امتیاز داد... اما همه بیحاصل بود. از دید مخالفان، امتیازهای شریفامامی چیزی جز نشانهٔ ضعف نبود.
متن اصلیSharif-Emami’s strategy was simple enough. He made concessions to every demand of the opposition... but it was all to no avail. As far as the opposition was concerned, Sharif- Emami’s concessions were nothing but a sign of weakness.
کارزار ارعاب خمینی همراه با امتیازهای شریفامامی به تلاش نیمقرنهٔ دودمان پهلوی برای سازگار کردن سنتهای دینی ایران با حکومت غیردینی و نوسازی به شیوهٔ غربی پایانی ناگهانی و ننگین داد.
متن اصلیKhomeini’s campaign of intimidation combined with Sharif- Emami’s concessions brought a sudden, ignominious end to the Pahlavi Dynasty’s half- century effort to balance Iranian religious traditions with secular government and Western-style modernization.
نظم به سرعت از میان میرود و [من] بر آنم که به دولت نظامی نیاز است.
متن اصلیorder was rapidly evaporating and that he felt a military government was needed.
نخستوزیر جدید باید مردی اهل عمل، متجدد و بردبار باشد و دارای سجایای اخلاقی. من هوشنگ نهاوندی رئیس سابق دفترم را پیشنهاد کردم.
کوپر مینویسد که شریفامامی در روز انتصاب در سخنرانی تلویزیونی پذیرفت که اصلاحات انقلاب سفید شتابزده و ناهماهنگ بوده است. محمدرضا شاه پهلوی در «پاسخ به تاریخ» مینویسد که شریفامامی کوشید دولت خود را از گذشته جدا کند، حزب رستاخیز را محکوم کرد، تقویم هجری را بازگرداند و همهٔ قمارخانهها و باشگاههای قمار را بست. میلانی مینویسد که شریفامامی به هر خواستهٔ مخالفان امتیاز داد و گاه پیش از طرح خواسته، امتیاز را پیشنهاد کرد. به نوشتهٔ او، زندانیان آزاد شدند و انتقاد از دولت نه تنها مجاز شد بلکه تشویق شد.
کوپر مینویسد که شریفامامی برای خشنودی بازاریان ساعتهای منع رفتوآمد را کوتاه کرد. به نوشتهٔ او، دولت محدودیتهای سفر حج را برداشت، بهای برق و آب را ثابت نگاه داشت و بیمهٔ درمانی همگانی را گسترش داد. کوپر میافزاید که دولت تحقیق نظامی دربارهٔ رویداد ژاله را بیسروصدا کنار گذاشت و چند متهم آتشسوزی سینما رکس را به دادگاه نسپرد.
کابینه، مطبوعات و ساواک
احمد احرار، روزنامهنگار و سردبیر پیشین روزنامهٔ اطلاعات، در گفتوگو با برنامهٔ تاریخ شفاهی بنیاد مطالعات ایران در ۱۳۶۲ میگوید که شریفامامی ناچار بود وزیران خود را از همان حلقهٔ مردان حکومت برگزیند و همین کار کابینهٔ او را به ترکیبی ناهمگون بدل کرد. به روایت احرار، منوچهر آزمون در مقام معاون اجرایی نخستوزیر در این کابینه همهکاره شد. احرار میافزاید که شریفامامی به تشویق آزمون با رئیس سندیکای نویسندگان و خبرنگاران مطبوعات پیمانی امضا کرد که در آن نخستوزیر آزادی مطبوعات را در آینده تضمین میکرد. احرار این آزادی را بیشتر پیامد اعتصاب روزنامهنگاران و جریان کلی اوضاع میداند تا خواست خود نخستوزیر.
به روایت احرار، بررسی دربارهٔ انحلال ساواک در دوران شریفامامی آغاز شد و دولت شریفامامی در همین دوران تیمسار نعمتالله نصیری، رئیس پیشین ساواک، را بازداشت کرد. به روایت احرار، محمدرضا شاه پهلوی هنگامی که حسین نجفی، حقوقدان و وزیر دادگستری دولت شریفامامی و سپس دولت ازهاری، لایحهٔ انحلال ساواک را نزد او برد، با این کار بهسختی مخالفت کرد و هشدار داد که بی ساواک امنیت کشور از هم میپاشد. احرار همچنین روایت میکند که شریفامامی در همان پاییز به او و چند روزنامهنگار دیگر گفت که سه شب پیاپی به کاخ رفته است تا شاهنشاه را از تصمیم به ترک ایران بازدارد. این روایت تنها از گفتوگوی احرار آمده است و منبع دیگری آن را تأیید نمیکند.
سفر شهبانو به طبس
زمینلرزهٔ طبس نیز در دوران همین دولت روی داد. کوپر مینویسد که در شامگاه ۲۵ شهریور ۱۳۵۷ زمینلرزهای به بزرگی ۷٫۷ ریشتر کویر بزرگ نمک را لرزاند و شهر طبس و چهل روستای پیرامون آن را ویران کرد. شهبانو فرح پهلوی در «کهن دیارا» مینویسد که تصمیم گرفت به تنهایی به طبس برود و این کار را با شریفامامی در میان گذاشت. به نوشتهٔ شهبانو، نخستوزیر از او خواست درنگ کند، زیرا مطمئن نبود مردم چگونه از او استقبال خواهند کرد، و شهبانو از همین گفتوگو دریافت که دولت تا چه اندازه اعتماد به نفس خود را از دست داده است. شهبانو میافزاید که روحانیان پیش از او به طبس رسیده بودند و همراه کارکنان جمعیت شیر و خورشید سرخ به آسیبدیدگان یاری میرساندند و او با نارضایی و خشم مردم رنجدیده روبهرو شد. به نوشتهٔ او، شایعهای نادرست زمینلرزه را به آزمایشهای زیرزمینی آمریکاییان در نزدیکی طبس نسبت میداد.
حکومت نظامی
محمدرضا شاه پهلوی مینویسد که آشوب خیابانی تا ۱۷ شهریور چنان گسترش یافت که شریفامامی ناچار در تهران حکومت نظامی برقرار کرد. به نوشتهٔ او، مجلس در ۱۹ شهریور حکومت نظامی را در تهران و یازده شهر دیگر تأیید کرد و به دولت رأی اعتماد داد. شاهنشاه میافزاید که شریفامامی آشکارا مسئولیت کامل پیامدهای حکومت نظامی را پذیرفت.
گسترش اعتصابها
محمدرضا شاه پهلوی در «پاسخ به تاریخ» مینویسد که در پایان نخستین هفتهٔ اکتبر (میانهٔ مهر ۱۳۵۷) اعتصابکنندگان وزارتخانهها، فرودگاهها و مدرسهها را بستند. به نوشتهٔ او، در ۲۴ مهر صدهزار تن در تهران به یاد کشتگان ژاله راهپیمایی کردند. شاهنشاه مینویسد که در آستانهٔ زادروز پنجاهونهم خود در ۴ آبان، ۱۵۰۰ زندانی سیاسی دیگر را آزاد کرد. به نوشتهٔ او، در پایان مهر کارگران نفت دست از کار کشیدند و تولید نفت از بیش از شش میلیون بشکه در روز به حدود یک و نیم میلیون بشکه رسید. شاهنشاه میافزاید که سفیران بریتانیا و آمریکا او را از برگزاری گردهمایی هواداران سلطنت بازداشتند.
پایان دولت
محمدرضا شاه پهلوی مینویسد که در ۱۴ آبان آشوبهای بیشتری پایتخت را فرا گرفت. به نوشتهٔ او، آشوبگران بانکها، سینماها، ساختمانهای دولتی و هتلهای بخشهای غربی و مرکزی تهران را غارت کردند و به آتش کشیدند و بخشی از سفارت بریتانیا سوخت. کوپر مینویسد که شریفامامی در بامداد همان روز به سالیوان گفت که «نظم به سرعت از میان میرود» و به دولت نظامی نیاز است. به نوشتهٔ کوپر، شاهنشاه در شامگاه همان روز سفیران آمریکا و بریتانیا را به کاخ نیاوران خواند تا تصمیم خود را به تعلیق دولت غیرنظامی توضیح دهد. گاهشمار کوپر مینویسد که دولت نظامی ازهاری در ۱۵ آبان ۱۳۵۷ بر سر کار آمد.
محمدرضا شاه پهلوی
محمدرضا شاه پهلوی در «پاسخ به تاریخ» مینویسد که پذیرفتن استعفای آموزگار «اشتباهی بزرگ» بود. به نوشتهٔ او، دولت شریفامامی رو به ضعف نهاد، چون امتیازهایش اندک و بیشتر نابجا بود.
دولتمردان و درباریان
کوپر از تیمسار مقدم نقل میکند که انتصاب شریفامامی «فاجعهبار» خواهد بود و ظرف دو ماه به شورش همگانی خواهد انجامید. کوپر از اردشیر زاهدی نقل میکند که شریفامامی را «آقای پنج درصد» میخواندند.
تاریخنگاران
میلانی مینویسد که دشوار بتوان چهرهای را ناسازگارتر از شریفامامی برای تشکیل دولت آشتی ملی تصور کرد. به نوشتهٔ او، در نظر مخالفان امتیازهای شریفامامی چیزی جز نشانهٔ ضعف نبود. کوپر مینویسد که سخنرانی تلویزیونی شریفامامی نشان داد که دولت پهلوی در برابر یورش اسلامگرایان بهکلی عقب نشسته است. به نوشتهٔ کوپر، تصمیم شریفامامی به برداشتن محدودیت فعالیت سیاسی، میانهروهای چپ را غافلگیر کرد و میدان را به گروههای تندرو سپرد.
پیامد
میلانی مینویسد که تصمیم شریفامامی به بازداشت رهبران پیشین نتیجهٔ معکوس داد و مایهٔ ریشخند مخالفان و سستی هواداران سلطنت شد. به نوشتهٔ میلانی، شاهنشاه پس از چند دیدار با مقامهای بریتانیایی و آمریکایی پذیرفت که آزمون شریفامامی شکست خورده است. او در ۱۴ آبان گفت که اکنون چارهای جز برقراری دولت نظامی نیست. کوپر از جان استمپل، دیپلمات آمریکایی، نقل میکند که سفارت آمریکا پس از ژاله و ۱۴ آبان نتیجه گرفت که کار شاهنشاه پایان یافته است.
داوری منابع
محمدرضا شاه پهلوی در این اثر از هشدار ۱۳۴۰، انتصاب، تقویم و قمارخانه، حکومت نظامی، اعتصابها، ضعف دولت، ۱۴ آبان سخن میگوید.
عباس میلانی در این اثر از آشتی ملی، بنیاد پهلوی، شریعتمداری، سفیر بریتانیا، راهبرد امتیاز، شکست آزمون سخن میگوید.
کارنامه، گزارش سفارت، مقدم و شهبانو، زاهدی، سخنرانی تلویزیونی، امتیازها، ۱۴ آبان، استمپل.
فرح پهلوی در این اثر از پیشنهاد نهاوندی، گزینش شریفامامی، سفر شهبانو به طبس سخن میگوید.
احمد احرار ترکیب کابینه، نقش آزمون، پیمان مطبوعات، بررسی انحلال ساواک و بازداشت نصیری را بازگو میکند.
عبدالرضا انصاری کارنامهٔ اداری شریفامامی را وصف میکند.
اندرو اسکات کوپر در این اثر از زمینلرزهٔ طبس سخن میگوید.