پهلوی دوم
حق رأی زنان
شاهنشاهی
۶ بهمن ۲۵۲۱
میلادی
۲۶ ژانویه ۱۹۶۳
خلاصه
زنان ایرانی در ۱۳۴۱ حق رأی دادن و انتخاب شدن را به دست آوردند. محمدرضا شاه پهلوی در کتاب «پاسخ به تاریخ» این حق را اصل پنجم انقلاب سفید میشمارد و مینویسد که این اصل قانون انتخابات را اصلاح کرد و حق رأی را در ایران بهراستی همگانی ساخت. شاهنشاه در ۱۶ دی ۱۳۴۱ برنامهٔ اصلاحات خود را اعلام کرد و در ۱۹ دی برگزاری همهپرسی را در ۶ بهمن ۱۳۴۱ خبر داد. عباس میلانی، تاریخنگار، مینویسد که زنان در همان همهپرسی برای نخستین بار رأی دادند، هرچند آرای آنان شمرده نشد. به نوشتهٔ او، اصلاحات ارضی و حق رأی زنان پرمناقشهترین بخشهای انقلاب سفید شدند و بیشترِ روحانیان با آنها مخالفت کردند.
زمینه
محمدرضا شاه پهلوی در «پاسخ به تاریخ» متن مادهٔ دهم قانون انتخابات پیش از انقلاب سفید را میآورد. این ماده زنان را در کنار محجوران، ورشکستگان، دیوانگان، گدایان و مجرمان از حق رأی محروم میکرد. شاهنشاه مینویسد که عدالت و عقل سلیم ایجاب میکرد زنان از همان حقوق سیاسی مردان برخوردار شوند. به نوشتهٔ او، کسانی که میخواستند ملت را به راه پیشرفت ببرند، نمیتوانستند مادران، خواهران، همسران و دختران خود را همردیف دیوانگان و تبهکاران بگذارند.
میلانی در کتاب «شاه» مینویسد که در ۱۳۳۱، هنگامی که دکتر محمد مصدق قانون تازهٔ انتخابات را تدوین میکرد، گروههای زنان از سراسر کشور به او نامه نوشتند و به حذف حق رأی زنان اعتراض کردند. به نوشتهٔ میلانی، شایعهای در کشور دهانبهدهان گشت که مصدق میخواهد حق رأی زنان را در قانون بگنجاند. در پی آن، شماری از روحانیان بلندپایه به مصدق نامه نوشتند یا فتوا دادند که مشارکت زنان در سیاست خلاف اسلام است و «بیگمان فساد میزاید». میلانی میافزاید که مصدق در برابر بیشترِ خواستههای سید ابوالقاسم کاشانی ایستادگی کرد، اما در موضوع حق رأی زنان کوتاه آمد.
نیره ابتهاج سمیعی، از پیشگامان جنبش زنان که در ۱۲۹۳ در رشت چشم به جهان گشود، در ۱۳۶۳ در گفتوگو با برنامهٔ تاریخ شفاهی بنیاد مطالعات ایران کوشش زنان پیش از انقلاب سفید را بازگو میکند. به روایت او، زنان در آن سالها انجمنهایی چون شورای زنان ایران، به ریاست صفیه فیروز، و انجمنهای دیگری بنیاد نهادند و چندی نگذشت که شمار جمعیتهای زنان به حدود بیستودو رسید. ابتهاج سمیعی هدف این جمعیتها را آن میداند که به مقامهای کشور نشان دهند زنان آمادگی برخورداری از حقوق سیاسی را دارند. او به یاد میآورد که خود به نمایندگی از زنان ایران در کنفرانسی سههفتهای دربارهٔ زنان خاورمیانه در نیویورک شرکت کرد و از اینکه زنان کشورهای دیگر حقوق سیاسی داشتند و زنان ایران هنوز به این آرزو نرسیده بودند، اندوهگین شد. به روایت ابتهاج سمیعی، والاحضرت اشرف پهلوی سپس هزینهٔ کنفرانسی بینالمللی دربارهٔ زنان را در تهران فراهم کرد، و این گردهماییها به گوش مقامهای کشور رساند که زنان برای ورود به زندگی سیاسی آمادگی دارند.
میلانی مینویسد که نخستین مرحلهٔ رویارویی بزرگ با روحانیان تندرو بر سر تغییری بهظاهر کوچک در آییننامهٔ انتخابات انجمنهای محلی رخ داد. به نوشتهٔ او، تا آن زمان قانون ادای سوگند را با قرآن مقرر میکرد. متن تازه، با در نظر گرفتن شمار بزرگ اقلیتهای دینی، سوگند را تنها به «کتاب» مقید کرد. سید روحالله خمینی، به نوشتهٔ میلانی، در نامهای به محمدرضا شاه پهلوی اعتراض کرد که در قانون تازه اسلام شرط نامزدی نیست و به زنان حق رأی میدهد. میلانی مینویسد که شاهنشاه در پاسخ، خمینی را «حجتالاسلام» خطاب کرد و نامهٔ او را به نخستوزیر حواله داد. به نوشتهٔ میلانی، فشار روحانیان سرانجام امیراسدالله علم، نخستوزیر، را واداشت تا در یک کنفرانس خبری پس گرفتن لایحه را اعلام کند. میلانی این عقبنشینی را برای شاهنشاه تنها «عقبنشینی تاکتیکی» میداند.
چه رخ داد
اعلام برنامه و همهپرسی
عدالت و عقل سلیم ایجاب میکرد که زنان از همان حقوق سیاسی مردان برخوردار شوند. از این رو اصل پنجم انقلاب سفید قانون انتخابات را اصلاح کرد و حق رأی را در ایران بهراستی همگانی ساخت.
متن اصلیJustice and common sense required that women enjoy the same political rights as men. Hence Principle 5 of the White Revolution reformed the electoral laws and made suffrage in Iran truly universal.
ما که میخواستیم ملت را در راه پیشرفت بگذاریم، نمیتوانستیم مادران، خواهران، همسران و دختران خود را همردیف دیوانگان و تبهکاران قرار دهیم. این برداشت قرآن مجید نیست!
متن اصلیBut we who wanted to place the nation on the path to progress could not relegate our mothers, sisters, wives and daughters to the same category as the insane and the criminal. This is not the concept of the Holy Koran!
زنان ما امور عمومی را با کامیابی اداره کردهاند. ما وزیران و معاونان زن در کابینه، یک سفیر زن، قاضیان و استادان دانشگاه زن داشتهایم؛ زنان به ریاست انجمنهای شهر، نمایندگی مجلس و سناتوری برگزیده شدهاند.
متن اصلیOur women have successfully administered public affairs. We have had women ministers and secretaries in the cabinet, an ambassadress, female judges and university professors; women have been elected as heads of municipal councils, deputies and senators.
در قانون تازهٔ انتخابات... اسلام شرط نامزدی دانسته نشده و به زنان حق رأی میدهد... خواهشمندم دستور فرمایید همهٔ قوانین مخالف دین مقدس و رسمی کشور از سیاستهای دولت حذف شود.
متن اصلیin the new election law . . . Islam is not indicated as a precondition for standing for office and women are being granted the right to vote. . . . Please order all laws inimical to the sacred and official faith of the country to be eliminated from government policies.
همهپرسی هم بهگونهای کمسابقه دموکراتیک بود و هم، چنانکه انتظار میرفت، نادموکراتیک. دموکراتیک بود از آن رو که زنان برای نخستین بار اجازهٔ رأی دادن یافتند، اما آرای آنان شمرده نمیشد.
متن اصلیThe referendum was at once unusually democratic and expectedly undemocratic. It was democratic in that women were for the first time allowed to vote, but their votes were not going to be counted.
شما با آزاد کردن نیروی دهقانان و کارگران و همچنین زنان ایران، گامی دشوار و شجاعانه برداشتهاید.
متن اصلیIn freeing the energies of Iran's peasantry and laborers, as well as the women, you have taken a difficult and courageous step.
او، برای نمونه، با آزادی زنان در شرایط کنونی مخالفت کرده و گفته است که آزادی بیآموزش بیمعناست.
متن اصلیHe has opposed, for example, the emancipation of women under present circumstances stating that emancipation without education is meaningless.
زنان حق رأی دادن و انتخاب شدن یافتند. آنان میتوانستند از همسرانشان طلاق بگیرند و با ازدواج دوم آنان مخالفت کنند.
متن اصلیWomen were eligible to vote and stand for election. They could divorce their husbands and veto them taking a second wife.
همهپرسی هم بهگونهای نامعمول دموکراتیک بود و هم، چنانکه انتظار میرفت، غیردموکراتیک. دموکراتیک بود چون زنان برای نخستین بار اجازهٔ رأی دادن یافتند، اما آرای آنان شمرده نمیشد.
متن اصلیThe referendum was at once unusually democratic and expectedly undemocratic. It was democratic in that women were for the first time allowed to vote, but their votes were not going to be counted.
میلانی مینویسد که محمدرضا شاه پهلوی در ۱۶ دی ۱۳۴۱ (۶ ژانویهٔ ۱۹۶۳) برنامهای ششمادهای را اعلام کرد که حق رأی و انتخاب شدن زنان یکی از مواد آن بود. شاهنشاه در ۱۹ دی برگزاری همهپرسی را در ۶ بهمن ۱۳۴۱ (۲۶ ژانویهٔ ۱۹۶۳) اعلام کرد. به نوشتهٔ میلانی، زنان در این همهپرسی برای نخستین بار پای صندوق رفتند، اما آرای آنان شمرده نشد. میلانی هدف این کار را تا اندازهای رویارو کردن زنان با روحانیانی میداند که با حق رأی زنان مخالف بودند. او از سفارت آمریکا نقل میکند که زنان «بعید بود بیجنگ از عرصهٔ سیاست کنار بروند». به نوشتهٔ میلانی، ۹۹٫۵ درصد رأیدهندگان به انقلاب سفید رأی موافق دادند. او میافزاید که رأیگیری در صندوقهای باز و زیر نظر مأموران انتظامی برگزار شد و از این رو نتیجهٔ آن را محل تردید میداند.
مخالفت روحانیان
میلانی مینویسد که سراسر سلسلهمراتب روحانیت برای مخالفت با اصلاحات ارضی و حق رأی زنان به تکاپو افتاد. او از خمینی نقل میکند که با کنایهای آشکار به شاهنشاه گفت: «دربار... تصمیم گرفته است مردان و زنان را برابر کند و احکام قرآن و شریعت را زیر پا بگذارد.» به نوشتهٔ میلانی، دیگر آیتاللهها در مخالفت با حق رأی زنان از این هم تندتر سخن گفتند. سندی از وزارت خارجهٔ آمریکا که در مجموعهٔ اسناد «روابط خارجی ایالات متحده» آمده است، مینویسد که خمینی با آزادی زنان «در شرایط کنونی» مخالفت کرده و گفته است که آزادی بیآموزش بیمعناست.
زنان پای صندوقهای همهپرسی
به روایت ابتهاج سمیعی، جمعیتهای زنان همهٔ زنان ایران را برای شرکت در همهپرسی ۶ بهمن ۱۳۴۱ بسیج کردند، با آنکه دولت اعلام کرده بود آرای زنان شمرده نخواهد شد. به گفتهٔ او، زنان از هر طبقه، حتی زنان خانهدار جنوب شهر تهران، کودک در آغوش پای صندوق رفتند و رأی دادند. ابتهاج سمیعی به یاد میآورد که خانم تربیت ساعتها پشت بلندگو به جنوب شهر و دیگر محلههای تهران میرفت و از زنان میخواست از خانه بیرون بیایند و این فرصت را از دست ندهند. او بر آن است که شاید همین گردهمایی زنان سرانجام به اعطای حقوق سیاسی به آنان انجامید. میلانی نیز مینویسد که همهپرسی از این نظر بهگونهای کمسابقه دموکراتیک بود که زنان برای نخستین بار رأی دادند، اما دولت آرای آنان را نشمرد، و این کار تا اندازهای زنان را در برابر روحانیانی قرار داد که با حق رأی آنان مخالفت کرده بودند.
نخستین انتخابات و نخستین نمایندگان زن
به روایت ابتهاج سمیعی، پیش از اعطای حقوق سیاسی به زنان، حسنعلی منصور گروهی از جوانان و روشنفکران را با نام «کانون مترقی» گرد آورد و او را نیز به عضویت فراخواند. به گفتهٔ او، زنانی چون دکتر مهرانگیز دولتشاهی، خانم تربیت و خانم جهانبانی نیز در این گروه کار خود را آغاز کردند. ابتهاج سمیعی نقل میکند که منصور به او خبر داد که کانون مترقی پس از بررسی، او را برای نمایندگی رشت در دورهٔ بیستویکم مجلس شورای ملی نامزد میکند. او به منصور گفت که گمان میکند در این دوره تنها رأی دادن زنان آزموده میشود، نه انتخاب شدن آنان، و منصور پاسخ داد که کانون از نامزدهای خود پشتیبانی خواهد کرد. به روایت ابتهاج سمیعی، احمد نفیسی، شهردار تهران، کنگرهٔ «آزادزنان و آزادمردان» را گرداند که در آن نمایندگان استانها با فهرست نامزدهای هر حوزه به تهران آمدند و رادیو و تلویزیون گفتوگوهای آن را پخش کردند.
به روایت ابتهاج سمیعی، در آن روزگار هنوز روا نبود که زنی برای نخستین بار در میدان شهر سخنرانی کند، پس هر روز گروههایی از طبقههای گوناگون مردم رشت را به خانه میخواند و دربارهٔ زندگی، برنامهها و خواستهای آنان سخن میگفت. به گفتهٔ او، مردم رشت او را نمایندهٔ نخست شهر برگزیدند و شش زن به مجلس بیستویکم راه یافتند که به گفتهٔ او پنج تن از آنان سالها در جمعیتهای زنان کوشیده بودند. ابتهاج سمیعی روز گشایش مجلس را هرگز فراموش نمیکند و میگوید که در آن روز همهٔ زندگی گذشتهاش، و آرزوی زن ایرانی برای شنیده شدن صدایش، پیش چشمش آمد. به گفتهٔ زندگینامهٔ کوتاهی که بنیاد مطالعات ایران همراه گفتوگو آورده است، او چهار دوره نمایندهٔ رشت بود، در هیئت رئیسهٔ مجلس نشست و از بنیادگذاران حزب ایران نوین بود. ابتهاج سمیعی میافزاید که در آن روزها با روحانیان هیچ درگیری نداشتند.
محمدرضا شاه پهلوی
محمدرضا شاه پهلوی در «پاسخ به تاریخ» حق رأی زنان را با سنت ایرانی و روح اسلام سازگار میداند. او مینویسد که حقوق زنان در اسلام بسیار بیش از آن است که معمولاً گمان میرود و زنان همواره حق ادارهٔ دارایی خود را داشتهاند. شاهنشاه همچنین به کتاب «دینکرد» استناد میکند و مینویسد که بر پایهٔ آن، زنان حق داوری و نمایندگی همسر خود در دادگاه را داشتند. او یادآوری میکند که پس از انقلاب سفید، ایران وزیران، معاونان وزیر، سفیر، قاضیان و استادان دانشگاه زن داشت و زنان به ریاست انجمنهای شهر، نمایندگی مجلس و سناتوری رسیدند.
دولت آمریکا
لیندن جانسون، رئیسجمهور آمریکا، در نامهای به تاریخ ۱۲ دی ۱۳۴۲ (۲ ژانویهٔ ۱۹۶۴) به محمدرضا شاه پهلوی نوشت که شاهنشاه با آزاد کردن نیروی دهقانان، کارگران و زنان «گامی دشوار و شجاعانه» برداشته است. یک یادداشت اطلاعاتی آمریکایی در ۳ اردیبهشت ۱۳۴۴ (۲۳ آوریل ۱۹۶۵) گزارش داد که بخش بزرگی از روحانیان با برنامهٔ اصلاحات مخالفاند، زیرا این برنامه زمینهایی را که روحانیان به آنها متکی بودند تقسیم میکند و به زنان حق رأی میدهد. یادداشت اطلاعاتی دیگری در ۱۵ خرداد ۱۳۴۶ (۵ ژوئن ۱۹۶۷) نوشت که رهبران مذهبی محافظهکار همچنان با بخشهایی از اصلاحات، مانند افزایش حقوق زنان، مخالفاند، اما ظاهراً این مخالفت تأثیر چندانی بر مردم ندارد.
تاریخنگاران
اندرو اسکات کوپر، تاریخنگار، در کتاب «سقوط بهشت» مینویسد که زنان حق رأی دادن و انتخاب شدن یافتند و میتوانستند از همسر خود طلاق بگیرند و با ازدواج دوم او مخالفت کنند. میلانی مینویسد که حتی مخالفان ایرانی، از جمله فمینیستها، هرگز از این اصلاحات پشتیبانی نکردند و آنها را «ظاهری» و سطحی شمردند.
مخالفان انقلابی
کوپر از علی حسین، یکی از هواداران جوان خمینی در سالهای پیش از انقلاب، نقل میکند که سخن خمینی را تکرار میکرد: شاهنشاه حق رأی را به زنان «داد»، اما او که بود که به کسی چیزی «بدهد»؟ به روایت کوپر، این هوادار میگفت که اگر مردان ایران آزاد نیستند به دلخواه رأی دهند، شاهنشاه چگونه ادعا میکند که به زنان آزادی میدهد. کوپر یادآوری میکند که این هواداران دشمن اصلی را نه شاهنشاه، بلکه آمریکا میدانستند.
پیامد
میلانی مینویسد که خمینی تا آن زمان بیرون از محافل دینی چهرهای کمتر شناخته بود و پیروزی در ماجرای لایحهٔ انجمنها جایگاه او را بالا برد. به نوشتهٔ میلانی، خمینی در ۱۳۵۷، در ماههای پیش از انقلاب، از مخالفت پیشین خود با اصلاحات ارضی و حق رأی زنان سخنی به میان نیاورد. در سالهای بعد، به نوشتهٔ میلانی، فرخرو پارسا، آموزگاری نامدار، نخستین وزیر زن ایران شد. میلانی میافزاید که سازمان زنان ایران، به رهبری والاحضرت اشرف پهلوی، با زبانی هر روز صریحتر حقوق بیشتری برای زنان خواست. به نوشتهٔ او، لایحهٔ تازهٔ خانواده در نیمهٔ دههٔ ۱۳۵۰ زنان را تا اندازهٔ زیادی به حقوق برابر نزدیک کرد. کوپر نیز در ترازنامهٔ ده سال نخست انقلاب سفید مینویسد که تا آغاز دههٔ ۱۳۵۰ زنان ایران از حق رأی، طلاق، کار، آموزش و سقط جنین برخوردار بودند. او در همان حال یادآوری میکند که شتاب این دگرگونیها بسیاری از ایرانیان را سردرگم کرد و رفاه تازه، دشواریها و چالشهای تازهای هم با خود آورد.
داوری منابع
محمدرضا شاه پهلوی در این اثر از اصل پنجم، مادهٔ دهم قانون انتخابات، استدلال دینی و تاریخی، دستاوردها سخن میگوید.
عباس میلانی در این اثر از دوران مصدق، لایحهٔ انجمنها، نامهها، همهپرسی، مخالفت روحانیان، پارسا، سازمان زنان سخن میگوید.
نامهٔ جانسون، برآورد اطلاعاتی، تحلیل خمینی، مخالفت روحانیان.
اندرو اسکات کوپر در این اثر از مواد انقلاب سفید، حقوق زنان، سخن هوادار خمینی سخن میگوید.
نویسنده در این اثر از جمعیتهای زنان، کنفرانسها، همهپرسی، کانون مترقی، انتخابات رشت، مجلس بیستویکم سخن میگوید.