برو به محتوا
شیر و خورشید، نشان تاریخی ایران

گاهنامهٔ مشروطه

بنیان قاجار

عهدنامهٔ ترکمانچای

هجری شمسی

شاهنشاهی

۲۳۸۶

میلادی

فوریه ۱۸۲۸

رویداد فرعی و زمینه‌ایبین‌الملل و دیپلماسی

این ورقه بخشی از عهدنامه گلستان است. عهدنامه ترکمانچای پایان جنگ دوم بود و مرز ارس را پس از گلستان تثبیت کرد.

خلاصه

عهدنامهٔ ترکمانچای پیمانی است که عباس‌میرزا نایب‌السلطنه، ولیعهد ایران، و ژنرال ایوان پاسکویچ، فرماندهٔ سپاه روسیه در قفقاز، در شب ۲ اسفند ۱۲۰۶ (۲۳۸۶ شاهنشاهی) در روستای ترکمانچای، در راه تبریز به میانه، امضا کردند. میرزا ابوالحسن‌خان شیرازی، وزیر امور خارجه، نیز پای سند ایران مهر نهاد. این پیمان به دومین جنگ ایران و روسیه پایان داد، جنگی که از تابستان ۱۲۰۵ (۲۳۸۵) آغاز شده بود و با سقوط ایروان و تبریز به دست روس‌ها به اوج رسید. ایران به موجب این عهدنامه خانات ایروان و نخجوان را به روسیه واگذاشت، رود ارس را مرز شناخت، ده کرور تومان غرامت پذیرفت، حق داشتن کشتی جنگی در دریای مازندران را از دست داد و در عهدنامهٔ بازرگانی پیوست آن، به اتباع روسیه امتیاز قضاوت کنسولی و گمرک یکسان پنج درصد داد. در برابر، نیکلای یکم، امپراتور روسیه، ولیعهدی عباس‌میرزا را به رسمیت شناخت. مرزی که این پیمان کشید، با اندکی دگرگونی، هنوز مرز شمال غربی ایران است. الگوی امتیازهای حقوقی و گمرکی آن نیز تا لغو کاپیتولاسیون در ۱۳۰۶ (۲۴۸۶) بر روابط ایران با قدرت‌های اروپایی سایه انداخت.

زمینه

پیمان ترکمانچای دنبالهٔ عهدنامهٔ گلستان بود. ایران در ۲ آبان ۱۱۹۲ (۲۳۷۲) و پس از شکست سپاه عباس‌میرزا در اصلاندوز، به میانجیگری سر گور اوزلی، سفیر بریتانیا، عهدنامهٔ گلستان را پذیرفت و گرجستان، قراباغ، گنجه، شیروان، شکی، باکو، دربند و بخشی از تالش را به روسیه واگذاشت. التون دانیل، تاریخ‌نگار آمریکایی، در مقالهٔ دانشنامهٔ ایرانیکا، ابهام مرزهای آن عهدنامه را «جدی‌ترین عیب فوری» آن می‌داند. عهدنامهٔ گلستان تعیین مرز تالش را به کمیسیونی آینده سپرده بود و حتی مرزهای روشن را نیز به ادعای هر یک از دو طرف تغییرپذیر می‌شمرد. به نوشتهٔ دانیل، بحث بر سر ناحیهٔ میان دریاچهٔ گوگچه و ایروان از همه داغ‌تر بود و روسیه با اشغال گوگچه در ۱۲۰۴ (۲۳۸۴) جرقهٔ جنگ دوم را زد. عباس امانت، تاریخ‌نگار ایرانی‌تبار، در مقالهٔ «فتحعلی‌شاه قاجار» در ایرانیکا می‌نویسد که عهدنامهٔ گلستان افزون بر از دست رفتن سرزمین‌های گران‌بهای قفقاز، ایران را در برابر هوس‌های امپراتوری روسیه و رفتار پنهان‌کارانهٔ بریتانیا آسیب‌پذیرتر کرد. با این همه، امانت فتحعلی شاه قاجار و وزیرانش را به سبب مانورهای دیپلماتیک و گزینش پشتیبانی مالی و نظامی بریتانیا در برابر برتری نظامی روسیه درخور ستایش می‌داند.

محمدتقی لسان‌الملک سپهر، مورخ دربار قاجار، در کتاب تاریخی «ناسخ‌التواریخ» آغاز جنگ دوم را چنین روایت می‌کند. به نوشتهٔ او، گزارش‌هایی از ستم روس‌ها به مسلمانان قفقاز، به دست برخی از نزدیکان نایب‌السلطنه که با صلح ناخشنود بودند، به آقا سید محمد اصفهانی، مجتهد مقیم عتبات، رسید. آقا سید محمد به دربار نوشت که جهاد با روسیه واجب شده است. فتحعلی شاه قاجار در پاسخ آمادگی خود را برای جهاد اعلام کرد. مجتهد در بهار ۱۲۰۵ (۲۳۸۵) به تهران آمد و پادشاه، به روایت سپهر، بیش از سیصد هزار تومان از خزانهٔ خاص برای تجهیز سپاه بیرون آورد.

پادشاه در بهار همان سال اردوی خود را در چمن سلطانیه برپا کرد. در همین هنگام شاهزاده الکساندر منشیکوف، فرستادهٔ نیکلای یکم، با تختی از بلور به رسم هدیه به اردو رسید تا خبر جلوس امپراتور تازه را بدهد و راهی برای آشتی بجوید. چند روز بعد آقا سید محمد، حاجی ملا احمد نراقی کاشانی و گروهی دیگر از مجتهدان به اردو رسیدند و به اتفاق فتوا دادند که هر کس از جهاد با روس‌ها بازایستد، از فرمان خدا سر پیچیده است. سپهر می‌نویسد که میرزا عبدالوهاب معتمدالدوله و میرزا ابوالحسن‌خان، وزیر امور خارجه، جنگ را نمی‌پسندیدند. به روایت او، مجتهدان آنان را به سستی در عقیده متهم کردند و آن دو خاموش ماندند. منشیکوف کوشید با مجتهدان دیدار کند، اما پاسخی جز رد نشنید. فتحعلی شاه قاجار او را با هدیه‌ای هزار تومانی بازگرداند و دل بر جنگ نهاد.

هریبرت بوسه، ایران‌شناس آلمانی، در مقالهٔ دانشنامهٔ ایرانیکا دربارهٔ عباس‌میرزا، روایتی نزدیک به این را با تأکیدی دیگر عرضه می‌کند. به نوشتهٔ او، نه روسیه و نه عباس‌میرزا آتش جنگ تازه را برنیفروختند. علما جهاد اعلام کردند، احتمالاً محافل درباری تهران و تبریز نیز در این کار نقشی داشتند، و پادشاه و ولیعهد چاره‌ای جز همراهی نیافتند.

چه رخ داد

پیشروی نخستین و شکست گنجه

هركس از جهاد با روسيان بازنشيند از اطاعت يزدان سربرتافته، متابعت شيطان كرده باشد.

مجتهدان گردآمده در اردوی سلطانیه، عالمان شیعهٔ ایران، به رهبری آقا سید محمد اصفهانی و حاجی ملا احمد نراقی
تاریخ رسمی درباری «ناسخ‌التواریخ، سلاطین قاجاریه، جلد ۱، به روایت محمدتقی لسان‌الملک سپهر»، ج ۱، ص ۳۵۸ (چاپ محمدباقر بهبودی، ۱۳۵۱)
تیر ۱۲۰۵ (۲۳۸۵)
مجتهدان در اردوی فتحعلی شاه قاجار در چمن سلطانیه به وجوب جنگ با روسیه فتوا می‌دهند.

شريعت ما با كفّار از در مهر و حفاوت سخن كردن گناهى بزرگ باشد. اگرچه روسيان از حدود ايران بيرون شوند، هم جهاد با ايشان را واجب دانيم.

مجتهدان گردآمده در اردوی سلطانیه، عالمان شیعهٔ ایران
تاریخ رسمی درباری «ناسخ‌التواریخ، سلاطین قاجاریه، جلد ۱، به روایت محمدتقی لسان‌الملک سپهر»، ج ۱، ص ۳۵۸
تیر ۱۲۰۵ (۲۳۸۵)
مجتهدان پیشنهاد آشتی شاهزاده منشیکوف، فرستادهٔ نیکلای یکم امپراتور روسیه، را رد می‌کنند.

اكنون كار برحسب تشييد مبانى شريعت است و ما همواره قوام ملّت را بر صلاح دولت فضيلت نهاده ايم.

فتحعلی شاه قاجار، پادشاه ایران
تاریخ رسمی درباری «ناسخ‌التواریخ، سلاطین قاجاریه، جلد ۱، به روایت محمدتقی لسان‌الملک سپهر»، ج ۱، ص ۳۵۸
تیر ۱۲۰۵ (۲۳۸۵)
پادشاه فرستادهٔ روسیه را بی‌نتیجه بازمی‌گرداند و جنگ را تکلیفی دینی می‌خواند.

اگر 100000 تن از روسيّه يا دول ديگر در بلدان و امصار ايران درآيد، هيچ كس از در مدافعت بيرون نشود، همان اهل صنعت و حرفت از در ديندارى بر خود واجب كنند و يك شب جهان از وجود جمله بپردازند.

عباس‌میرزا نایب‌السلطنه، ولیعهد ایران و فرمانروای آذربایجان
پیام شفاهی به دست فرستاده (منقول در تاریخ درباری) «پیام به ژنرال ایوان پاسکویچ، به روایت ناسخ‌التواریخ محمدتقی لسان‌الملک سپهر»، ج ۱، ص ۳۷۸
مهر ۱۲۰۶ (۲۳۸۶)
ولیعهد پس از سقوط ایروان، فتحعلی‌خان رشتی را نزد فرماندهٔ روس می‌فرستد و او را از پیشروی در خاک ایران برحذر می‌دارد.

ما پشت و روى اين كار را ديده ايم و دانسته ايم كه شما بر روسيان غلبه توانيد كرد و آذربايجان را مسترد توانيد ساخت؛ اما تا ممكن است از تعمير بلاد و ترفيۀ عباد چشم نتوان بست ... ما نيز امروز اين زر بدهيم و به اراقۀ دماء عباد و تخريب بلاد راضى نشويم.

فتحعلی شاه قاجار، پادشاه ایران
تاریخ رسمی درباری «ناسخ‌التواریخ، سلاطین قاجاریه، جلد ۱، به روایت محمدتقی لسان‌الملک سپهر»، ج ۱، ص ۳۸۴
آذر یا دی ۱۲۰۶ (۲۳۸۶)
پادشاه در برابر شاهزادگان و سرداران که پرداخت غرامت را ننگ می‌شمردند، پرداخت آن را از خزانه می‌پذیرد.

پادشاه ممالك ايران از جانب خود و وليعهدان، كل الكاى نخجوان و ايروان را خواه اين طرف رود ارس خواه آن طرف به دولت روسيه واگذار مى كند.

عباس‌میرزا نایب‌السلطنه و ایوان پاسکویچ، وکیلان مختار ایران و روسیه
سند رسمی (عهدنامه) «متن فارسی عهدنامهٔ ترکمانچای، فصل سوم، منقول در ناسخ‌التواریخ»، ج ۲، ص ۱
۲ اسفند ۱۲۰۶ (۲۳۸۶)
فصل سوم عهدنامه ایروان و نخجوان را به روسیه وامی‌گذارد.

چون پادشاه ممالك ايران نواب عباس ميرزا را وليعهد دولت قرار داده، ايمپراطور روسيه نيز تصديق بر اين مطلب نموده، تعهد كرد كه نواب معزّى اليه را از نتايج جلوس بر تخت شاهى پادشاه بالاستحقاق آن ملك داند.

عباس‌میرزا نایب‌السلطنه و ایوان پاسکویچ، وکیلان مختار ایران و روسیه
سند رسمی (عهدنامه) «متن فارسی عهدنامهٔ ترکمانچای، فصل هفتم، منقول در ناسخ‌التواریخ»، ج ۲، ص ۳–۴
۲ اسفند ۱۲۰۶ (۲۳۸۶)
روسیه ولیعهدی عباس‌میرزا را به رسمیت می‌شناسد.

گربايدوف مردى جسور و بى آزرم بود و دست به كارى چند در برد كه مسلمانان را طاقت حمل آن نبود. ناچار برشوريدند و بى آنكه كارداران دولت را آگهى دهند يا از ايشان منع پذير شوند او را مقتول ساختند.

فتحعلی شاه قاجار، پادشاه ایران
فرمان پادشاهی (منقول در تاریخ درباری) «فرمان به عباس‌میرزا نایب‌السلطنه، منقول در ناسخ‌التواریخ، جلد ۲»، ج ۲، ص ۲۷
بهمن ۱۲۰۷ (۲۳۸۷)
پادشاه پس از کشته شدن الکساندر گریبایدوف، سفیر روسیه، از ولیعهد می‌خواهد بی‌خبری دولت را به امپراتور روسیه برساند.

با اینکه منش عباس‌میرزا شاید بی‌عیب نبود... او در هر حال تواناترین فرمانروای قاجار بود. او و رایزنان و کارگزارانش پایه‌هایی نهادند که اصلاح‌گران بعدی بر آن بنا کردند.

متن اصلیEven though ʿAbbās Mīrzā’s character may not have been blameless ... he was nonetheless the most capable of the Qajar rulers. He, his advisers, and his officials laid foundations on which the later reformers could build.

هریبرت بوسه، ایران‌شناس آلمانی
مقالهٔ دانشنامه‌ای «دانشنامهٔ ایرانیکا»، بخش منش
۱۳۶۱ (۲۵۴۱)؛ بازبینی ۱۳۹۷
نویسنده جایگاه عباس‌میرزا را در میان فرمانروایان قاجار داوری می‌کند.

سپاه ایران در مرداد ۱۲۰۵ (۲۳۸۵) بی‌اعلان جنگ از مرز گذشت. به روایت سپهر، حسین‌خان سردار، فرمانروای ایروان، و برادرش حسن‌خان ساری‌اصلان پادگان‌های روس را در آباران، بالغ‌لو و قره‌کلیسا درهم شکستند. حاجی محمدخان قاجار قلعهٔ لنکران را گشود و میرحسن‌خان تالش فرمانروای تالش شد. مردم گنجه به هواداری اغورلوخان، پسر جوادخان قاجار، فرمانروای پیشین گنجه، بر روس‌ها شوریدند و شهر را به او سپردند. سپهر می‌نویسد که این شهرها همه در کمتر از یک ماه به دست ایرانیان افتاد. عباس‌میرزا سپس قلعهٔ شوشی را در قراباغ محاصره کرد.

ورق به‌زودی برگشت. شاهزاده مدّتوف، سردار روس، با سپاهی آراسته و بیست عراده توپ به سوی گنجه تاخت. محمدمیرزا، پسر عباس‌میرزا و پادشاه آینده، با نیرویی اندک در شمکور به مقابلهٔ او رفت. گلوله‌ای امیرخان سردار را در این نبرد از پای درآورد و سپاه ایران از هم پاشید. نظرعلی‌خان مرندی، فرماندهٔ پادگان گنجه، قلعه را بی‌جنگ رها کرد. عباس‌میرزا محاصرهٔ شوشی را رها کرد و به گنجه شتافت. در همان شب پاسکویچ با چهار هزار سرباز از تفلیس رسید.

نبرد گنجه در مهر ۱۲۰۵ (۲۳۸۵) درگرفت. سپهر شکست را به حادثه‌ای در میدان نسبت می‌دهد. به روایت او، عباس‌میرزا از بیم جان پسران نوجوانش فرمان داد آنان را از قلب سپاه بیرون ببرند. سربازان آذربایجانی این حرکت را نشانهٔ گریز پنداشتند و میدان را رها کردند و دیگر یگان‌ها نیز از پی آنان رفتند. دو هزار و پانصد پیادهٔ عراقی و بختیاری یک شبانه‌روز بر تپه‌ای پایداری کردند و سرانجام اسیر شدند. عباس‌میرزا و اللهیارخان آصف‌الدوله تا کنار ارس عقب نشستند.

دلاوری‌ها و خیانت‌ها

سپهر شکست را یکسره به ناتوانی سپاه ایران نسبت نمی‌دهد. او از نبردی در نزدیکی عباس‌آباد یاد می‌کند که در آن چهار سوار روس به سوی عباس‌میرزا تاختند و ولیعهد خود دو تن را با شمشیر و یکی را با گلوله از پای انداخت. به روایت او، فضلعلی‌خان قوانلو پس از کشته شدن اسبش پیاده جنگید تا از زخم‌ها بر زمین افتاد و فتحعلی شاه قاجار پس از بهبود او، لقب «جان‌نثار دولت» به او داد. سپهر در برابر این دلاوری‌ها، فهرستی از خیانت‌ها نیز می‌آورد: احسان‌خان کنگرلو در عباس‌آباد، برادرش شیخعلی‌خان در اردوباد، و یکی از ارمنیان ایروان که نقشهٔ کمین عباس‌میرزا را شبانه به پاسکویچ رساند. عباس‌میرزا بعدها نظرعلی‌خان مرندی را به سبب رها کردن گنجه به مرگ محکوم کرد.

جنگ سال دوم

نیکلای یکم پس از این پیروزی ژنرال آلکسی یرمولوف، فرماندار گرجستان، را برکنار کرد و پاسکویچ را به جای او گماشت. فتحعلی شاه قاجار در زمستان به تهران بازگشت و در بهار ۱۲۰۶ (۲۳۸۶) بار دیگر به آذربایجان رفت. حسن‌خان ساری‌اصلان چند بار به اردوهای روس شبیخون زد و سپهر سرهای کشتگان را در شمار غنایم این شبیخون‌ها برمی‌شمارد. اما پاسکویچ با تمرکز بر نخجوان پیشروی کرد. احسان‌خان کنگرلو، فرماندار نخجوان و نگهبان قلعهٔ عباس‌آباد، به روایت سپهر پنهانی با پاسکویچ ساخت. او نگهبانان وفادار را به بند کشید و دروازهٔ قلعه را در تیر ۱۲۰۶ (۲۳۸۶) به روی روس‌ها گشود. پاسکویچ در پاداش، فرمانروایی نخجوان را به او سپرد.

وبا در اردوی روس افتاد. پاسکویچ، به روایت سپهر، خواهرزادهٔ خود الکساندر گریبایدوف را با پیام صلح نزد عباس‌میرزا فرستاد. فتحعلی شاه قاجار این پیام را نیرنگ خواند و نپذیرفت. عباس‌میرزا در اشترک، نزدیک ایروان، سپاهی را که به یاری پادگان اوچ‌کلیسا می‌رفت شکست داد و در نبرد دیگری ژنرال گیورگی ارستوف را به عقب راند. سپهر این پیروزی‌ها را با جزئیات می‌آورد. پادشاه با گماشتن آصف‌الدوله بر تبریز، به پایتخت بازگشت.

سقوط ایروان و تبریز

بازگشت پادشاه، به نوشتهٔ سپهر، سپاه ایران را دلسرد و پاسکویچ را گستاخ‌تر کرد. حسن‌خان ساری‌اصلان دیوار قلعهٔ سردارآباد را شکافت و به ایروان گریخت. ارمنیان سردارآباد دروازه‌ها را گشودند و پاسکویچ در مهر ۱۲۰۶ (۲۳۸۶) به قلعه درآمد. او سپس ایروان را محاصره کرد. جعفرقلی‌خان مقدم و فوج مراغه از قلعه گریختند. پاسکویچ چند روز بعد شهر را گرفت و ساری‌اصلان را، که در مسجدی پناه گرفته بود، با دیگر سرداران در بند به تفلیس فرستاد.

ارستوف در همین هنگام از درهٔ دزکرکر گذشت و به سوی تبریز تاخت. سپهر روایت می‌کند که میرفتاح، پسر حاجی میرزا یوسف مجتهد تبریزی، به منبر رفت، برای امپراتور روسیه دعا کرد و مردم را به اطاعت او خواند. مردم بر نگهبانان برج‌ها شوریدند. علینقی‌میرزا رکن‌الدوله از شهر بیرون رفت و آصف‌الدوله حرم نایب‌السلطنه را به باسمنج فرستاد. میرفتاح با پرچمی به پیشواز روس‌ها رفت و ارستوف در ۱ آبان ۱۲۰۶ (۲۳۸۶) بی‌جنگ به ارگ تبریز درآمد. روس‌ها آصف‌الدوله را دستگیر کردند. بوسه در ایرانیکا همین تاریخ را برای سقوط تبریز می‌آورد. عباس‌میرزا که در دو فرسنگی شهر بود، به سلماس و ارومیه رفت. روس‌ها خوی را نیز بی‌مقاومت گرفتند.

گفت‌وگوهای دهخوارقان

عباس‌میرزا از ارومیه، بیژن‌خان گرجی را نزد پاسکویچ فرستاد و پیشنهاد صلح داد. به روایت سپهر، پاسکویچ دریافت که گشودن شهرها آسان و نگه‌داشتن آن‌ها، به‌ویژه با تفاوت دین، دشوار است. سپهر می‌افزاید که بازاریان تبریز هر سرباز روس را که تنها می‌یافتند، از میان برمی‌داشتند. پاسکویچ دیدار با ولیعهد را در دهخوارقان، هشت فرسنگی مراغه، پذیرفت. او و سرداران روس به رسم خود با کلاه برگرفته به پیشواز ولیعهد رفتند.

پاسکویچ پس از چهار روز گفت‌وگو، پانزده کرور تومان خواست تا آذربایجان را تخلیه کند. فتحعلی شاه قاجار با شنیدن این خبر خشمگین شد و فرمان داد سپاهیان در قزوین گرد آیند. پاسکویچ سپس شاهزاده دالگوروکی را به تهران فرستاد و عباس‌میرزا نیز میرزا ابوالقاسم قائم‌مقام فراهانی را روانه کرد. این دو مبلغ را به ده کرور رساندند. سپهر می‌نویسد که کارگزاران دربار به پادشاه گفتند جنگ برای بازپس‌گیری آذربایجان، بیش از غرامت، جان و مال مردم را بر باد می‌دهد. شاهزادگان و سرداران فریاد برآوردند که پرداخت زر را ننگ می‌شمارند، اما پادشاه، به روایت سپهر، پرداخت را بر عهده گرفت.

پیمان یک بار دیگر از هم گسست. به نوشتهٔ سپهر، حسنعلی‌میرزا شجاع‌السلطنه، فرمانروای خراسان، با سپاهی بزرگ به تهران آمد و بر ادامهٔ جهاد پای فشرد. در پایتخت شایع شد که پادشاه او را به جای عباس‌میرزا ولیعهد خواهد کرد. دالگوروکی این شایعه را باور کرد و به پاسکویچ نوشت که پیمان بستن با ولیعهدی برکنارشده بیهوده است. پاسکویچ آصف‌الدوله را برداشت و به تبریز بازگشت، و میرزا ابوالحسن‌خان که برای امضا می‌آمد، در زنجان ماند.

میانجیگری بریتانیا و امضا

سپهر نقشی بزرگ به جان مکدونالد کینیر، سفیر بریتانیا در تبریز، می‌دهد. به روایت او، مکدونالد به پاسکویچ هشدار داد که دولت‌های اروپا پس از شکست ناپلئون پیمان بسته‌اند تا در برابر هر دولت پیشروی متحد شوند. سپس به تهران رفت و به پادشاه گفت که پرداخت غرامت برای بازپس‌گیری سرزمین، در اروپا ننگ شمرده نمی‌شود. فتحعلی شاه قاجار پذیرفت و منوچهرخان ایچ‌آقاسی را با هشت کرور تومان زر سکه‌زده به ترکمانچای فرستاد.

پاسکویچ، آصف‌الدوله، عباس‌میرزا و میرزا ابوالحسن‌خان در ترکمانچای گرد آمدند. نایب‌السلطنه و پاسکویچ اختیارنامه‌های خود را مبادله کردند و در شب ۲ اسفند ۱۲۰۶ (۲۳۸۶) عهدنامه را امضا کردند. متن فارسی، که سپهر آن را «لفظاً به لفظ» نقل می‌کند، تاریخ را «دهم شهر فیورال سنهٔ ۱۸۲۸» به گاه‌شماری کهن روسی می‌نویسد. پاسکویچ نسخهٔ مهرشده به مهر نایب‌السلطنه و وزیر امور خارجه را گرفت و نسخهٔ خود را به ولیعهد سپرد. سپس به تبریز رفت تا سپاه خود را بیرون ببرد و ژنرال رازن را همراه میرزا ابوالحسن‌خان به تهران فرستاد تا متن را به نظر پادشاه برساند.

مفاد عهدنامهٔ سیاسی

عهدنامه شانزده فصل داشت. فصل دوم عهدنامهٔ گلستان را منسوخ کرد. فصل سوم خانات ایروان و نخجوان را، در دو سوی ارس، به روسیه واگذاشت. فصل چهارم مرز را از نزدیکی آرارات کوچک، در امتداد قره‌سو و ارس تا نزدیک عباس‌آباد، و از آنجا با گذر از دشت مغان و ستیغ‌های تالش تا دهانهٔ رود آستارا در دریای مازندران کشید. گردی به شعاع نیم فرسخ دور قلعهٔ عباس‌آباد نیز به روسیه رسید. فصل پنجم همهٔ سرزمین‌های میان این خط و قله‌های قفقاز را برای همیشه از آن روسیه دانست.

فصل ششم ده کرور تومان غرامت، برابر بیست میلیون منات نقره، مقرر کرد. فصل هفتم ولیعهدی عباس‌میرزا را تضمین کرد. فصل هشتم کشتیرانی بازرگانی را برای هر دو کشور آزاد گذاشت، اما داشتن کشتی جنگی در دریای مازندران را تنها حق روسیه دانست. فصل دهم به روسیه اجازه داد هر جا که مصلحت بداند کنسول بگمارد. فصل دوازدهم به مالکانی که در دو سوی ارس ملک داشتند، سه سال مهلت داد تا املاک خود را بفروشند یا معاوضه کنند. این فصل حسین‌خان سردار ایروان، برادرش حسن‌خان و کریم‌خان، حاکم پیشین نخجوان، را از این حق محروم کرد. فصل سیزدهم مبادلهٔ اسیران را در چهار ماه مقرر کرد. فصل چهاردهم دو طرف را از نگه‌داشتن بزرگانی که در خاک دیگری دسیسه کنند، بازداشت. فصل پانزدهم پادشاه ایران را به بخشودن آذربایجانیانی که در دوران اشغال با روس‌ها همکاری کرده بودند، و دادن یک سال مهلت برای کوچ به آنان، متعهد کرد.

عهدنامهٔ بازرگانی

دو طرف همزمان عهدنامه‌ای بازرگانی در نُه فصل امضا کردند. این سند به بازرگانان روس اجازه داد با تذکرهٔ معمول در همهٔ ایران داد و ستد کنند. فصل دوم مقرر کرد که قراردادها و برات‌های میان اتباع دو کشور نزد کنسول روس و حاکم ولایت ثبت شود. دعوایی که تنها بر گواهی شاهدان تکیه داشت، پذیرفته نمی‌شد. فصل سوم گمرک یکبارهٔ پنج درصد را بر کالاهای ورودی و صادراتی ثابت کرد و دولت روسیه را از افزودن بر آن بازداشت. فصل‌های بعدی دعاوی اتباع روس را از دادگاه‌های عادی ایران بیرون بردند. مقالهٔ «کارگزار» در دانشنامهٔ ایرانیکا توضیح می‌دهد که این مقررات دادگاه‌های شرع را، که گواهی شاهد را مبنای حکم می‌دانستند، از رسیدگی به دعاوی روسیان کنار گذاشت. همین نیاز به پیدایش نهاد «کارگزاری» در وزارت امور خارجه انجامید.

دیدگاه‌ها

سپهر عهدنامه را از دید دربار قاجار روایت می‌کند. او شکست را بیشتر به خیانت فرماندهان محلی، چون احسان‌خان کنگرلو و نظرعلی‌خان مرندی، و به حادثهٔ میدان گنجه نسبت می‌دهد. در روایت او، پادشاه با پذیرفتن غرامت نه از سر ناتوانی، که از سر خردمندی و دلسوزی برای مردم تصمیم گرفت. سپهر تأکید می‌کند که فتحعلی شاه قاجار «آتش غضب را به زلال عقل و رؤیت فرونشاند». او جان دادن سربازان آذربایجانی و همراهی مردم تبریز با میرفتاح را نیز بی‌پرده می‌آورد.

دو منبع نقش بریتانیا را از دو زاویه می‌نگرند. دانیل در ایرانیکا نشان می‌دهد که ایران در جنگ نخست بیش از اندازه به وعده‌های بریتانیا تکیه کرده بود. پیمان قطعی دوستی و اتحاد ۱۱۹۱ (۲۳۷۱) بریتانیا را متعهد می‌کرد که اگر دولتی اروپایی به ایران بتازد، به ایران کمک‌هزینه بپردازد. اما بریتانیا پس از هم‌پیمانی با روسیه در برابر ناپلئون، اوزلی را واداشت ایران را به پذیرش عهدنامهٔ گلستان بکشاند. به نوشتهٔ دانیل، دگرگونی مکرر وعده‌های کمک‌هزینه و پشتیبانی بریتانیا روابط دو کشور را تیره کرد. سپهر، در مقابل، مکدونالد را میانجی‌ای می‌نمایاند که پاسکویچ را از تندی بازداشت و پادشاه را به پذیرش صلح قانع کرد.

نقش مجتهدان در آغاز جنگ از بحث‌انگیزترین بخش‌های این رویداد است. سپهر، که خود در دربار نوشت، مجتهدان را پیشگام فتوای جهاد می‌شمارد و می‌نویسد که آنان مخالفان دیوانی جنگ را خاموش کردند. بوسه در ایرانیکا علما را آغازگر جهاد می‌داند، اما احتمال نقش محافل درباری را نیز می‌دهد. دانیل در مقالهٔ عهدنامهٔ گلستان یادآوری می‌کند که خود قاجارها در جنگ نخست، علما را به اعلام جهاد تشویق کرده بودند، و همین شور دینی پذیرش شکست را برای آنان دشوار کرد. این سه روایت بر یک نکته هم‌داستان‌اند: تصمیم به جنگ از ارزیابی واقع‌بینانهٔ توان روسیه سرچشمه نگرفت.

عباس‌میرزا فرماندهٔ شکست‌خورده بود، اما تاریخ‌نگاران جدید او را بیشتر اصلاح‌گر می‌شناسند. بوسه او را «تواناترین فرمانروای قاجار» می‌خواند و یادآوری می‌کند که او و رایزنانش، از جمله میرزا بزرگ و پسرش میرزا ابوالقاسم قائم‌مقام فراهانی، برای اصلاح‌گران بعدی پایه نهادند. به نوشتهٔ بوسه، ولیعهد پس از شکست مهارت دیپلماتیک خود را بیش از پیش نشان داد. در تهران، اما، محافل درباری او را هوادار روسیه می‌دانستند.

پیامد

نیکلای یکم گریبایدوف را، که خود در ترکمانچای حاضر بود، به سفارت تهران گماشت. به روایت سپهر، گریبایدوف در دربار فروتنی رسمی را رعایت نکرد و بر بازگرداندن همهٔ اسیران ارمنی پای فشرد. او دو زن گرجی‌تبار را از خانهٔ آصف‌الدوله بیرون آورد و آقایعقوب، خواجهٔ ارمنی‌تبار حرم که از خزانه بدهکار بود، به سفارت پناه برد. علمای تهران خواستار بازگرداندن زنان مسلمان شدند. سپهر می‌نویسد که علما قصد کشتن سفیر را نداشتند، اما عوام از فرمان آنان سر پیچیدند. انبوه مردم در ۲۲ بهمن ۱۲۰۷ (۲۳۸۷) به سفارت ریختند و گریبایدوف و سی و هفت تن از همراهانش را کشتند.

فتحعلی شاه قاجار به عباس‌میرزا فرمان داد که بی‌خبری دولت را به امپراتور برساند. ولیعهد، به نوشتهٔ سپهر و بوسه، سه روز سوگ رسمی اعلام کرد و پسرش خسرومیرزا را برای پوزش به سن‌پترزبورگ فرستاد. روسیه در آن هنگام با عثمانی در جنگ بود. بوسه می‌افزاید که عباس‌میرزا پیشنهاد پاسکویچ را برای همراهی ایران در جنگ با عثمانی رد کرد.

فصل هفتم عهدنامه پیامدی دیرپا داشت. عباس‌میرزا پیش از پدر، در آبان ۱۲۱۲ (۲۳۹۲)، در مشهد درگذشت. اما تضمین روسیه به پسرش محمدمیرزا منتقل شد و او در ۱۲۱۳ (۲۳۹۳) با پشتیبانی روسیه و بریتانیا بر تخت نشست. دانیل یادآوری می‌کند که بند همانندی در عهدنامهٔ گلستان راه را برای روسیه باز کرده بود تا عملاً بر تعیین ولیعهد ایران نظر دهد. ترکمانچای این روند را رسمی‌تر کرد.

عهدنامهٔ بازرگانی ترکمانچای نمونه‌ای شد که دیگر دولت‌ها نیز خواستار آن شدند. مقالهٔ «امتیازات» در ایرانیکا یادآوری می‌کند که ایران در پیمان‌های بعدی با بریتانیا، بلژیک، فرانسه و آلمان نیز امتیاز «دولت کاملة‌الوداد»، قضاوت کنسولی و گمرک یکسان پنج درصد را پذیرفت، و این امتیازها ایران را به وضعی نیمه‌مستعمره کشاند. امتیاز قضاوت کنسولی تا دوران رضاشاه پهلوی پابرجا ماند. به نوشتهٔ مقالهٔ «کارگزار» در ایرانیکا، ایران این امتیاز را در ۱۳۰۶ (۲۴۸۶) لغو کرد. مقالهٔ «مرزها» در ایرانیکا یادآوری می‌کند که بخش غربی این مرز خطی نظامی و ساختگی بود، اما در بیشتر طول خود بر ارس و ستیغ‌های تالش منطبق شد. همین خط، با اصلاحات جزئی، مرز امروز ایران با جمهوری‌های ارمنستان و آذربایجان است.

داوری منابع

محمدتقی لسان‌الملک سپهر — ناسخ‌التواریخ: تاریخ قاجاریه
ج ۱، ص ۳۵۶ تا ۳۸۶؛ ج ۲، ص ۱ تا ۸ و ۲۵ تا ۲۸

محمدتقی لسان‌الملک سپهر در ناسخ‌التواریخ متن عهدنامه و کشته شدن گریبایدوف را آورده است.

التون ال. دانیل — عهدنامهٔ گلستان
مدخل

التون دانیل پیشینهٔ عهدنامهٔ گلستان و اشغال گوگچه را شرح می‌دهد.

هریبرت بوسه — عباس‌میرزا قاجار
مدخل

هریبرت بوسه در دانشنامهٔ ایرانیکا داوری خود را دربارهٔ عباس‌میرزا نوشته است.

دانشنامهٔ ایرانیکا — کارگزار
مدخل

دانشنامهٔ ایرانیکا می‌نویسد ایران امتیاز قضاوت کنسولی را در ۱۳۰۶ (۲۴۸۶ شاهنشاهی) لغو کرد.

دانشنامهٔ ایرانیکا — مرزها، بخش دوم: با روسیه
مدخل

دانشنامهٔ ایرانیکا خط مرز ترکمانچای و ماندگاری آن را شرح می‌دهد.

عباس امانت — فتحعلی شاه قاجار
مدخل

عباس امانت در مدخل فتحعلی شاه قاجار جنگ دوم و عهدنامه را در کارنامهٔ پادشاه جای می‌دهد.

دانشنامهٔ ایرانیکا — امتیازات، بخش دوم: دورهٔ قاجار
دورهٔ قاجار

دانشنامهٔ ایرانیکا می‌نویسد پیمان‌های بعدی ایران امتیاز قضاوت کنسولی و گمرک پنج درصد ترکمانچای را الگو کردند.

دوره

پادشاه