پهلوی دوم
لایحهٔ مصونیت مستشاران و تبعید خمینی
شاهنشاهی
۲۱ مهر ۲۵۲۳ تا آبان ۲۵۲۳
میلادی
۱۳ اکتبر ۱۹۶۴ تا نوامبر ۱۹۶۴
این ورقه بخشی از آشوبهای ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ است. لایحهٔ مصونیت مستشاران و تبعید خمینی، یک سال پس از آشوب ۱۵ خرداد، کشمکش را به مجلس کشاند.
خلاصه
در ۲۱ مهر ۱۳۴۳ مجلس شورای ملی با ۷۴ رأی موافق در برابر ۶۱ رأی، کنوانسیون وین دربارهٔ روابط دیپلماتیک و لایحهای را تصویب کرد که مصونیتهای آن کنوانسیون را به کارکنان هیئتهای مستشاری نظامی آمریکا در ایران میداد. مخالفان این قانون را «کاپیتولاسیون» نوین خواندند. سید روحالله خمینی در ۵ آبان ۱۳۴۳ در قم به این قانون و به دولت حمله کرد. به گزارش سفارت آمریکا، او ارتش شاهنشاهی را به برانداختن دولت فراخواند. خمینی در ۱۲ آبان ۱۳۴۳ در قم بازداشت و به ترکیه تبعید شد. عباس میلانی، تاریخنگار، مینویسد که وزارت خارجهٔ آمریکا خود از پیش هشدار داده بود که پافشاری بر این قانون احساسات ملیگرایانه را برخواهد انگیخت. سفارت آمریکا پیروزی در تصویب لایحه را بعدها «پیروزی پیروسی» خواند.
زمینه
یک پانویس در مجموعهٔ اسناد سیاست خارجی آمریکا مینویسد که دولت آمریکا در اسفند ۱۳۴۰ یا فروردین ۱۳۴۱ (مارس ۱۹۶۲) پیشنهاد کرد که کارکنان نظامی و کارمندان غیرنظامی وزارت دفاع آمریکا در ایران و خانوادههایشان از امتیازها و مصونیتهای «کارکنان اداری و فنی» در کنوانسیون وین، یعنی مصونیت کامل دیپلماتیک، برخوردار شوند. میلانی در کتاب «شاه» مینویسد که محمدرضا شاه پهلوی میخواست مستشاران آمریکایی ارتش ایران، بهویژه نیروی هوایی، را آموزش دهند. به نوشتهٔ او، وزارت دفاع آمریکا فرستادن مستشاران را به تصویب چنین قانونی مشروط کرده بود. میلانی میافزاید که وزارت خارجهٔ آمریکا با پافشاری بر این قانون مخالف بود و پیشبینی میکرد که مردم ایران آن را بازگشت «حقوق کاپیتولاسیون» بدانند.
میلانی یادآوری میکند که رضا شاه بزرگ در ۲۳ اردیبهشت ۱۳۰۷ همهٔ حقوق کاپیتولاسیون را یکجانبه لغو کرده بود و ایرانیان این کار را نشانهٔ استقلال تازهٔ کشور شمردند. اندرو اسکات کوپر، تاریخنگار، در کتاب «سقوط بهشت» مینویسد که ایرانیان به سبب پیشینهٔ استعمار به هر امتیاز ویژه برای بیگانگان حساس بودند. به نوشتهٔ کوپر، محمدرضا شاه پهلوی و مشاورانش در خلوت نگرانی عمیق خود را از این قانون ابراز کردند.
افشین مرعشی، تاریخنگار، در کتاب «ملی کردن ایران» مینویسد که کاپیتولاسیون از سدهٔ نوزدهم بخشی از حاکمیت حقوقی و سیاسی ایران را به شهروندان کشورهای اروپایی واگذار کرده بود و امتیازهایی ویژه به آنان میداد. به نوشتهٔ مرعشی، دولت رضا شاه بزرگ تا ۱۹۲۷ میلادی (۱۳۰۶) این امتیازها را بازنگری و رد میکرد و بسیاری از مدرسههای مبلغان بیگانه را که بر پایهٔ همان قراردادها پدید آمده بودند، یادگار دوران استعمار میشمرد. مرعشی میافزاید که فرمان آموزشی همان سال همهٔ مدرسههای دارای نام بیگانه را به برگزیدن نام فارسی واداشت و کالج آمریکایی تهران نام البرز گرفت. میلانی نیز یادآوری میکند که سید ضیاءالدین طباطبایی، نخستوزیر پس از کودتای ۱۲۹۹، لغو سرانجام کاپیتولاسیون را در برنامهٔ دولت خود گنجانده بود.
دکتر محمد باهری، معاون پیشین نخستوزیر و وزیر پیشین دادگستری، در گفتوگو با برنامهٔ تاریخ شفاهی بنیاد مطالعات ایران میگوید که بیگانگان تنها هنگامی از کاپیتولاسیون دست میکشیدند که ایران دستگاه دادگستری استوار و منضبطی داشته باشد. به روایت باهری، رضا شاه بزرگ برای تحمیل لغو کاپیتولاسیون نخست به قانون مدنی و قاضیانی آموزشدیده نیاز داشت. علیاکبر داور، وزیر دادگستری، دادگستری کهنه را تعطیل کرد و آن را با قاضیان پیشین و تازه از نو بنیاد نهاد، و پس از تدوین قانون مدنی، دولت لغو کاپیتولاسیون را اعلام کرد. باهری میافزاید که بیگانگان در برابر این لغو اعتراضی نکردند، زیرا دولتی تازه را در افق ایران میدیدند. این پیشینه روشن میکند که چرا واگذاری مصونیت به نظامیان آمریکایی، سیوشش سال پس از لغو کاپیتولاسیون، در افکار عمومی ایران چنین واکنشی برانگیخت.
چه رخ داد
رأیگیری در مجلس
مجلس دیروز کنوانسیون وین و لایحهٔ وضعیت کارکنان نظامی آمریکا را با ۷۴ رأی در برابر ۶۱ رأی تصویب کرد. این اکثریت ناامیدکنندهٔ اندک عوامل گوناگونی داشت... اما آنچه برجسته است این است که رهبری حزب ایران نوین مهار شمار درخور توجهی از پیروان خود را از دست داد.
متن اصلیMajlis yesterday passed Vienna Convention and status bill re U.S. military personnel, by vote 74 to 61. Disappointingly, slim margin was due to number of factors as analyzed below, but what stands out is that New Iran Party leadership lost control over substantial number of its own followers.
نه تنها منصور بلکه تا اندازهای رژیم شاه نیز برای انجام این کار بهایی بهگونهای غیرمنتظره سنگین پرداخته است.
متن اصلیnot only Mansur but to some extent also the Shah's regime has paid an unexpectedly high price in getting this done.
به گزارش موثق، آیتالله خمینی، رهبر مذهبی مخالف، دیروز در قم بازداشت، به تهران آورده و از مرز به تبعید در ترکیه برده شد.
متن اصلیReliably reported that Ayatollah Khomeini, dissident religious leader, was arrested in Qom yesterday, brought to Tehran, and taken across the border to exile in Turkey.
خمینی آشکارا از حد گذشت، هنگامی که در انتقاد از لایحهٔ وضعیت که به مستشاران نظامی آمریکا مصونیت میدهد، نه تنها تصویب لایحه در مجلس را ننگین، غیرقانونی و "ضد اسلام و قرآن" خواند، بلکه ارتش شاهنشاهی ایران را به برانداختن دولت فراخواند.
متن اصلیKhomeini clearly over-stepped bounds when, in connection with criticism of the Status Bill according immunities to U.S. military advisors, he not only attacked approval of bill by Majlis as disgraceful, illegal, and “against Islam and the Koran” but also called for overthrow of the govt by the Imperial Iranian Army.
مردم ایران را از سگ آمریکایی پستتر کردهاند. اگر کسی سگ آمریکایی را زیر بگیرد، تعقیب میشود... اما اگر یک آشپز آمریکایی شاه، رئیس مملکت، را زیر بگیرد، هیچکس حق تعرض به او را ندارد.
متن اصلیThey have reduced the Iranian people to a level lower than that of an American dog. If someone runs over a dog belonging to an American, he will be prosecuted... But if an American cook runs over the Shah, the head of state, no one will have the right to interfere with him.
وزارت خارجه با پافشاری بر چنین قانونی مخالف بود و پیشبینی میکرد که احساسات ملیگرایانه را برخواهد انگیخت و احیای عادت کهن استعماری حقوق کاپیتولاسیون شمرده خواهد شد.
متن اصلیThe State Department was against the idea of insisting on such a SOFA, predicting that it would give rise to nationalist sentiments and would be considered a revival of the old colonial habit of Capitulation Rights.
شاه همین چندی پیش، به اصرار ما و با خطر بزرگ برای موقعیت داخلی خود، اقدامی بسیار نامحبوب را که مصونیتها و امتیازهایی به کارکنان نظامی آمریکا در ایران میدهد، از مجلس ایران گذراند.
متن اصلیThe Shah has just rammed through the Iranian Parliament, at our insistence and with considerable risk to his domestic position, a highly unpopular measure extending immunities and privileges to American military personnel in Iran.
تردیدی نیست که تأسیسات افزودهٔ پیشنهادی میتواند دینامیت سیاسی باشد، بهویژه پس از پیروزی پیروسی ما در پاییز گذشته در گرفتن تأیید قانونی مصونیتها برای آمریکاییان اینجا.
متن اصلیthere no question proposed additional facilities can be political dynamite, particularly after our pyrrhic victory last fall in obtaining legislative approval for immunities for Americans here.
و مجلس، در رویدادی بسیار نامعمول، سرکشی کرد و بهزحمت این را تصویب کرد. بسیار نزدیک بود. و سخنرانیهای آتشینی شد.
متن اصلیAnd the majlis, in a very unusual development, kicked up its heels and barely approved this. It was very close. And there were fiery speeches.
سفارت آمریکا در تلگرافی به تاریخ ۲۲ مهر ۱۳۴۳ گزارش داد که مجلس روز پیش کنوانسیون وین و لایحهٔ وضعیت کارکنان نظامی آمریکا را با ۷۴ رأی در برابر ۶۱ رأی تصویب کرد. به نوشتهٔ سفارت، مجلس در آن زمان ۱۸۸ نماینده داشت که ۱۳۸ تن از آنان عضو حزب ایران نوین بودند. سفارت برآورد کرد که حدود پنجاه نمایندهٔ حزب ایران نوین غایب بودند و دستکم دوازده تن از حاضران به زیان دولت رأی دادند. به گزارش سفارت، مخالفان توانستند رأیگیری مخفی را تحمیل کنند. سفارت میافزاید که روزنامههای همان روز از تصادفی خبر دادند که در آن یک نظامی آمریکایی یک راننده تاکسی ایرانی را سخت زخمی کرده بود. به نوشتهٔ سفارت، زهتابفرد و سرتیپپور، دو نمایندهٔ مستقل، تندترین مخالفان لایحه بودند.
میلانی مینویسد که محمدرضا شاه پهلوی، با آگاهی از خشم عمومی، حتی برخی نمایندگان را به مخالفت با لایحه تشویق کرد. کوپر مینویسد که لیندن جانسون، رئیسجمهور آمریکا، وامی دویست میلیون دلاری برای خرید جنگافزار پیشنهاد کرد. یک پانویس اسناد سیاست خارجی آمریکا مینویسد که تصویب وام دویست میلیون دلاری کمتر از دو هفته پس از لایحه، این باور را گسترش داد که لایحه بهای وام بوده است.
سخنرانی منصور
سفارت آمریکا در ۱۲ آبان ۱۳۴۳ گزارش داد که حسنعلی منصور، نخستوزیر، در ۹ آبان در سنا برای نخستین بار پیشینه و دامنهٔ لایحه را آشکارا توضیح داد. به نوشتهٔ سفارت، این سخنرانی فضای عمومی را آشکارا بهتر کرد، اما چند نادرستی آشکار دربارهٔ دامنهٔ لایحه داشت. سفارت مینویسد که منصور گفته بود خانوادهها مشمول قانون نیستند و مصونیت تنها جرمهای هنگام انجام وظیفه را دربر میگیرد. میلانی مینویسد که منصور «آگاهانه» دربارهٔ محتوای واقعی قانون به مجلس دروغ گفت.
سخنرانی و تبعید خمینی
کوپر مینویسد که خمینی در ۵ آبان ۱۳۴۳ در برابر خانهٔ خود در قم به شاهنشاه و دولت حمله کرد و این بار به احساسات ملی مردم متوسل شد. سفارت آمریکا در ۱۳ آبان گزارش داد که خمینی تصویب لایحه را «ننگین، غیرقانونی و ضد اسلام و قرآن» خوانده و ارتش شاهنشاهی را به برانداختن دولت فراخوانده بود. به گزارش سفارت، مأموران دولت خمینی را روز پیش، ۱۲ آبان، در قم بازداشت کردند، به تهران بردند و از مرز به ترکیه تبعید کردند. کوپر مینویسد که خمینی یازده ماه نخست تبعید را در خانهٔ سرهنگ علی چتینر، افسر اطلاعاتی ترکیه، گذراند تا دولت ایران پذیرفت که به نجف برود.
مبادلهٔ یادداشتها
سفارت آمریکا در ۱۸ آذر ۱۳۴۳ گزارش داد که مبادلهٔ یادداشتها دربارهٔ مصونیت هیئتهای نظامی آمریکا انجام شد. به نوشتهٔ سفارت، یکی از یادداشتهای ایران تصریح کرد که مصونیتها شامل «کارکنان نظامی و غیرنظامی آمریکایی» میشود که بنا بر توافقهای دو دولت در ایراناند. سفارت میافزاید که آمریکا پذیرفت درخواست ایران برای چشمپوشی از مصونیت در موارد مهم را با نظر مساعد بررسی کند، اما این بند شامل تخلفهای رانندگی و جرمهای کوچک نمیشد.
دولت ایران
روزنامهٔ کیهان اینترنشنال، به نقل سفارت آمریکا، نوشت که سخنرانی منصور «جبران» شیوهٔ دولت در برخورد با لایحه بود. به نوشتهٔ این روزنامه، منتقدان از «پناهگاه منبرها یا مخفیگاههای ستون پنجم» این دروغ را پراکندند که استقلال و حاکمیت ایران سودا شده است.
دیپلماتهای آمریکایی
سفارت آمریکا در تلگراف ۲۲ مهر مینویسد که نه تنها منصور بلکه دولت شاهنشاهی نیز بهای «بهگونهای غیرمنتظره سنگین» برای تصویب لایحه پرداخت. یک یادداشت وزارت خارجهٔ آمریکا به تاریخ ۲۸ آذر ۱۳۴۳ مینویسد که شاهنشاه این قانون بسیار نامحبوب را «به اصرار ما و با خطر بزرگ برای موقعیت داخلی خود» از مجلس گذراند.
آرچی بولستر، کارمند سیاسی سفارت آمریکا در تهران که در آن سالها پیوند با مخالفان و گزارش کار آنان را بر عهده داشت، در گفتوگو با برنامهٔ تاریخ شفاهی بنیاد مطالعات ایران میگوید که آمریکا با این قانون میخواست نظامیانی که به ایران فرستاده میشوند در رویدادهایی چون تصادف حقوقی داشته باشند، به گونهای که برای مردم آمریکا پذیرفتنی و برای ایرانیان ناخوشایند نباشد. به روایت بولستر، این کار بسیار دشوار بود، زیرا در خاورمیانه سنت کاپیتولاسیون و رفتار ویژه با بیگانگان وجود داشت، ایرانیان به آن بسیار حساس بودند و روحانیان با مهارت این قانون را با کاپیتولاسیون همانند میکردند. بولستر میافزاید که خود در برخی جلسههای مجلس حاضر شد و از دیدن مجلسی که آن را فرمانبر میپنداشتند و اکنون سخنرانیهای آتشین در برابر فشار آمریکا میشنید، شگفتزده شد. به روایت او، منصور که میخواست به شاهنشاه نشان دهد اوضاع را در دست دارد، از این واکنش جا خورد، و دیپلماتهای آمریکایی با یاد رویدادهای ۱۳۴۲ نگران شدند که جوششی پنهان در زیر سطح جامعه در کار باشد. به روایت بولستر، سفارت در آن سالها کمابیش آگاه بود که روحانیان توانمندترین گروه مخالف برای رهبری خیزشی در برابر شاهنشاهاند، و خود با یکی از روحانیان میانهپایه در تهران دیدارهای گاهبهگاه داشت تا دیدگاه روحانیان را دریابد.
احمد احرار
احمد احرار، روزنامهنگار و سرمقالهنویس روزنامهٔ اطلاعات، در ۱۳۶۲ در گفتوگو با برنامهٔ تاریخ شفاهی بنیاد مطالعات ایران یادآوری میکند که این امتیاز ویژهٔ ایران نبود و آمریکاییها در چند کشور دیگر نیز همانند آن را گرفته بودند. با این همه، احرار درخواست آمریکا را کاری بیپایه میداند و میگوید که هنوز نمیداند آمریکاییها از این امتیاز چه میخواستند. به نظر او، آمریکا سودی از این کار نمیبرد و تنها احساسات مردم را برمیانگیخت. احرار میافزاید که روحالله خمینی از هر فرصتی برای بیان مخالفت بهره میبرد و در این مورد نیز اعلامیهای در مخالفت صادر کرد.
روحانیان
کوپر از علی کنی، از دوستان امام موسی صدر، نقل میکند که اسدالله علم میخواست خمینی زیر نظر در ایران بماند و منصور تبعید او را از شاهنشاه خواست. به نوشتهٔ کوپر، کنی این قانون را «فاجعهای» برای حکومت میدانست.
ورقهٔ وابسته
ترور حسنعلی منصورترور حسنعلی منصور چند ماه پس از تصویب همان لایحه رخ داد.
در ۲۱ ژانویهٔ ۱۹۶۵، متعصبان مسلمان یکی دیگر از نخستوزیرانم، حسنعلی منصور، را به گلوله بستند و کشتند.
متن اصلیOn January 21, 1965, Moslem fanatics shot and killed another of my Prime Ministers, Hasan Ali Mansur.
پیامد
یادداشت هاویسون، معاون ادارهٔ امور یونان و ترکیه و ایران در وزارت خارجهٔ آمریکا، پس از تیراندازی به منصور در ۱ بهمن ۱۳۴۳ احتمال داد که ضارب از هواداران محافظهکار خمینی باشد. به نوشتهٔ این یادداشت، خمینی با این لایحه توانست برای ژست ملیگرایانه و ضدآمریکایی خود تأیید رسمی به دست آورد. کوپر مینویسد که قاتلان منصور او را به انتقام تبعید خمینی و به سبب نقشش در تصویب قانون مصونیت کشتند. سفیر آمریکا در شهریور ۱۳۴۴ در تلگرافی نوشت که هرگونه گسترش تأسیسات آمریکا پس از «پیروزی پیروسی» تصویب مصونیتها میتواند «دینامیت سیاسی» باشد.
داوری منابع
اسناد وزارت خارجهٔ آمریکا در این اثر از رأی ۷۴ به ۶۱، پیشینهٔ درخواست ۱۹۶۲، وام دویست میلیون دلاری، سخنرانی منصور، تبعید خمینی، مبادلهٔ یادداشتها، یادداشت تالبوت، یادداشت هاویسون، دینامیت سیاسی سخن میگوید.
عباس میلانی در این اثر از لغو کاپیتولاسیون در ۱۳۰۷، شرط وزارت دفاع، مخالفت وزارت خارجه، نقش شاهنشاه و منصور سخن میگوید.
اندرو اسکات کوپر در این اثر از وام، سخنرانی خمینی، تبعید، چتینر، کنی سخن میگوید.
افشین مرعشی در این اثر از کاپیتولاسیون از سدهٔ نوزدهم و لغو آن در دوران رضا شاه بزرگ سخن میگوید.
عباس میلانی در این اثر از برنامهٔ سید ضیاءالدین برای لغو کاپیتولاسیون سخن میگوید.
نویسنده در این اثر از دادگستری نو، قانون مدنی و لغو کاپیتولاسیون سخن میگوید.
داوری احرار دربارهٔ لایحه.
نویسنده در این اثر از واکنش مجلس و نگرانی دیپلماتهای آمریکایی سخن میگوید.