پهلوی دوم
جهش بهای نفت و نقش ایران در اوپک
شاهنشاهی
آذر ۲۵۳۲
میلادی
دسامبر ۱۹۷۳
خلاصه
وزیران کشورهای عضو سازمان کشورهای صادرکنندهٔ نفت (اوپک) در ۱ و ۲ دی ۱۳۵۲ (۲۲ و ۲۳ دسامبر ۱۹۷۳)، به دعوت محمدرضا شاه پهلوی، در تهران گرد آمدند. آنان تصمیم گرفتند بهای هر بشکه نفت را از ۵٫۰۳۲ دلار به ۱۱٫۶۵۱ دلار برسانند. این تصمیم پنج ماه پس از آن گرفته شد که ایران، با قرارداد فروش و خرید تیر ۱۳۵۲، ادارهٔ کامل صنعت نفت خود را از کنسرسیوم بازپس گرفته بود. دولت آمریکا افزایش بها را «بیثباتکننده» خواند و از ایران خواست در آن تجدید نظر کند. محمدرضا شاه پهلوی آن را گامی به سوی «بهای عادلانه» برای کالایی «شریف» شمرد که بسیار کمتر از ارزش واقعیاش فروخته شده بود. درآمد نفت ایران چند برابر شد و هزینهٔ برنامههای آموزش، بهداشت، صنعت و دفاع را تأمین کرد. در سالهای بعد، تورم، کمبودها و کندی رشد اقتصادی از پیامدهای جانبی همین جهش شدند.
زمینه
ایران، عراق، کویت، عربستان سعودی و ونزوئلا در ۱۳۳۹ (۱۹۶۰) سازمان کشورهای صادرکنندهٔ نفت را بنیاد نهادند. عباس میلانی، تاریخنگار، در کتاب «شاه» مینویسد که محمدرضا شاه پهلوی نخست با تردید به این سازمان نگریست، اما رفتهرفته نظرش دگرگون شد. شاهنشاه فؤاد روحانی، حقوقدان و کارشناس برجستهٔ نفت، را نمایندهٔ ایران در سازمان کرد و روحانی نخستین دبیرکل اوپک شد. به نوشتهٔ میلانی، محمدرضا شاه پهلوی چندی بعد خود در فشار آوردن بر اوپک برای افزایش بها نقش پیشرو یافت.
محمدرضا شاه پهلوی در «پاسخ به تاریخ» مینویسد که قراردادهای مشارکت پنجاهپنجاه پس از قانون نفت ۱۳۳۶ سهم واقعی ایران را به ۷۵ درصد رساند. به نوشتهٔ او، بیشتر تولید نفت ایران همچنان در دست کنسرسیوم و بر پایهٔ قرارداد ۱۳۳۳ بود. شاهنشاه از ۱۳۳۷ کوشید شرکت ملی نفت ایران ادارهٔ میدانها را «هم در عمل و هم در نام» بر عهده گیرد. پرویز مینا، از مدیران پیشین شرکت ملی نفت ایران، در مقالهٔ «قراردادهای نفتی در ایران» در دانشنامهٔ ایرانیکا مینویسد که شرکت ملی نفت ایران در آغاز ۱۹۷۳ به کنسرسیوم هشدار داد که اگر ترتیب تازهای پذیرفته نشود، قرارداد ۱۳۳۳ پس از ۱۹۷۹ تمدید نخواهد شد و اعضای کنسرسیوم خریدارانی عادی شمرده خواهند شد. به نوشتهٔ مینا، کنسرسیوم ترجیح داد خریدار ممتاز نفت ایران شود و قرارداد فروش و خرید بیستساله در ۲۸ تیر ۱۳۵۲ (۱۹ ژوئیهٔ ۱۹۷۳) امضا شد. این قرارداد از ۱ فروردین ۱۳۵۲ اجرا میشد و جای قرارداد ۱۳۳۳ را گرفت. بر پایهٔ آن، مالکیت، بهرهبرداری، مدیریت و کنترل کامل منابع و تأسیسات در حوزهٔ قرارداد به شرکت ملی نفت ایران رسید. شرکت خدمات نفتی ایران (اسکو) نیز بهعنوان شرکتی غیرانتفاعی تنها خدمات واگذارشده از سوی شرکت ملی را انجام میداد. محمدرضا شاه پهلوی در «پاسخ به تاریخ» مینویسد که «۷۲ سال کنترل بیگانه» بر صنعت نفت ایران در ۹ مرداد ۱۳۵۲ (۳۱ ژوئیهٔ ۱۹۷۳) پایان یافت و کنسرسیوم از آن پس «خریدار سادهای» بود.
محمدرضا شاه پهلوی در «پاسخ به تاریخ» یادآوری میکند که ایران در جریان تحریم نفتی کشورهای عرب در همان سال، نفت را در بازار تکمحمولهای به بهای ۳۵ دلار برای هر بشکه فروخته بود. شاهنشاه از این تجربه نتیجه گرفت که تقاضا برای نفت چنان نیرومند است که بها مانع خرید نیست. اردشیر زاهدی، سفیر ایران در واشینگتن، در گفتوگو با معاون وزیر امور خارجهٔ آمریکا گفت که خطای نخست را شرکتهای آمریکایی مرتکب شدند، زیرا برای نفت نیجریه پیشنهاد ۱۶ تا ۱۸ دلار برای هر بشکه داده بودند.
چه رخ داد
پیش از نشست تهران
در پاسخ به فراخوان من، وزیران اوپک در ۲۲ و ۲۳ دسامبر ۱۹۷۳ در تهران گرد آمدند. این نشست تصمیم گرفت بهای هر بشکه نفت را از ۵٫۰۳۲ به ۱۱٫۶۵۱ دلار برساند.... بهای نفت دیرزمانی بسیار پایین نگاه داشته شده بود. زمان آن رسیده بود که استوار و بیدرنگ اقدام کنیم.
متن اصلیIn response to my call the ministers of OPEC met in Teheran on December 22 and 23, 1973. This assembly decided to raise the price of each barrel of oil from 5.032 to 11.651 dollars. ... Oil had been underpriced for far too long. It was time to move firmly and with dispatch.
سرانجام پیروز شدم: ۷۲ سال کنترل بیگانه بر بهرهبرداری از صنعت نفت ما در ۳۱ ژوئیهٔ ۱۹۷۳ پایان یافت. از آن تاریخ کنسرسیوم در عمل خریدار سادهای برای آن مقدار نفت خام ایران شد که ما میخواستیم به آن بفروشیم.
متن اصلیFinally, I won out — 72 years of foreign control of the operation of our oil industry was ended on July 31, 1973. On that date the Consortium became in effect a simple buyer of such crude Iranian oil as we wanted to sell them.
شاه نشان داد که بهجد در نظر دارد در نشست ۲۲ دسامبر تهران دیگر اعضای اوپک را قانع کند که باید ترتیب کاملاً تازهای برای قیمتگذاری نفت خام برقرار شود.
متن اصلیindicated that he is seriously considering trying to persuade the other OPEC members at the meeting in Tehran on December 22 that wholly new pricing arrangement for crude oil should be established.
رئیسجمهور از اثر بیثباتکنندهٔ افزایش بهایی که در تهران برای نفت خام خلیج فارس پذیرفته شد بر اقتصاد جهان، و از مشکلات فاجعهباری که میتواند برای نظام پولی بینالمللی پدید آورد، سخت نگران است.
متن اصلیThe President is greatly concerned over the destabilizing impact that the price increases agreed to at Tehran for Persian Gulf crudes will have on the world's economy and the catastrophic problems it could pose for the international monetary system.
شاید بخواهید دیگر مقامهای دولت را قانع کنید که هیچ راه میانبر آشکاری برای پایین آوردن بهای نفت خام یا واداشتن اعضای اوپک به صف کشیدن و ادای احترام وجود ندارد.
متن اصلیyou may want to persuade other administration officials that there are no obvious shortcuts to rolling back crude oil prices or to persuading the OPEC members to line up and salute.
من، برخلاف تصویر باز تندرو قیمتها که غرب از من ساخت، در درون اوپک به میانهروی و رشدی منظم و خردمندانه توصیه میکردم.... برای نمونه، در ۱۹۷۷ با درخواستهای غرب برای ثابت نگاه داشتن بهای نفت در ۱۹۷۸ موافقت کردم.
متن اصلیFar from being the OPEC price hawk depicted in the West, within the cartel I counseled moderation towards an ordered and rational growth. ... In 1977, for example, I agreed with Western requests to freeze oil prices in 1978.
دو برابر شدن یکشبهٔ بهای نفت بزرگترین انتقال ثروت میان دولتهای مستقل در تاریخ ثبتشده را رقم زد. رهبر دومین صادرکنندهٔ بزرگ نفت جهان، سرشار از میلیاردهای تازه، منابع را بیدریغ به صنعت، آموزش، بهداشت، رفاه، هنر و نیروهای مسلح سپرد.
متن اصلیThe overnight doubling of the price of oil achieved the single greatest transfer of wealth between sovereign states in recorded history. Flush with his new billions, the leader of the world's second largest oil exporter lavished resources on industry, education, health, welfare, the arts, and the armed forces.
در آغاز ۱۹۷۳ شرکت ملی نفت ایران به کنسرسیوم اتمام حجت کرد که اگر ترتیب تازهای پذیرفته نشود، ایران قرارداد نفت ۱۹۵۴ را پس از ۱۹۷۹ تمدید نخواهد کرد و اعضای کنسرسیوم با آنان همچون خریداران عادی نفت ایران رفتار خواهد شد.
متن اصلیIn early 1973, the NIOC gave an ultimatum to the oil consortium that unless a new arrangement was agreed upon, Iran would not extend the 1954 oil agreement beyond 1979 (the original 25 years), and that the consortium members would then be treated as ordinary buyers of Iranian oil.
ریچارد هلمز، سفیر آمریکا در تهران، در تلگرام ۳۰ آذر ۱۳۵۲ (۲۱ دسامبر ۱۹۷۳) گزارش داد که محمدرضا شاه پهلوی در نظر دارد اعضای اوپک را در نشست تهران به پذیرش «ترتیب کاملاً تازهای» برای قیمتگذاری نفت خام قانع کند. به گزارش هلمز، شاهنشاه میخواست «بهای اعلامشده» را کنار بگذارد و بهای نفت را بر پایهٔ هزینهٔ دیگر منابع انرژی، چون زغالسنگ، شیل و انرژی هستهای، تعیین کند. در همان روز، احمد زکی یمانی، وزیر نفت عربستان سعودی، به سفارت آمریکا در جده گفته بود که امید چندانی به جلوگیری از افزایش چشمگیر بها ندارد. دیویس، سرپرست معاونت وزارت امور خارجهٔ آمریکا در امور خاور نزدیک، در آستانهٔ نشست از اردشیر زاهدی خواست نگرانی واشینگتن را به آگاهی محمدرضا شاه پهلوی برساند. دیویس هشدار داد که افزایش سهبرابری بها کشورهای در حال توسعهای چون هند و پاکستان را با «مشکلی بحرانی» روبهرو خواهد کرد. زاهدی پاسخ داد که خود نیز نظر شخصیاش را به محمدرضا شاه پهلوی فرستاده است. به گفتهٔ او، برهم خوردن نظام قیمتگذاری «ناسالم» بود.
نشست وزیران اوپک در تهران
وزیران اوپک در ۱ و ۲ دی ۱۳۵۲ در تهران گرد آمدند و تصمیم گرفتند بهای هر بشکه نفت خلیج فارس را از ۵٫۰۳۲ دلار به ۱۱٫۶۵۱ دلار برسانند. اندرو اسکات کوپر، تاریخنگار، در کتاب «سقوط بهشت» این افزایش را «دو برابر شدن یکشبهٔ» بهای نفت و «بزرگترین انتقال ثروت میان دولتهای مستقل در تاریخ ثبتشده» میخواند. محمدرضا شاه پهلوی پس از نشست برای تعطیلات زمستانی به سوئیس رفت.
استدلال محمدرضا شاه پهلوی
محمدرضا شاه پهلوی در «پاسخ به تاریخ» استدلال خود را چنین شرح میدهد: - نفت «بسیار ارزانتر از آب معدنی اویان» فروخته میشد، در حالی که کالایی شریف است و حدود هفتاد هزار فراورده از آن به دست میآید. - سوزاندن نفت برای گرما، روشنایی یا راهآهن سیاستی «اسرافکارانه» است. - بهای عادلانهٔ نفت در درازمدت به سود کشورهای صنعتی است، زیرا پژوهش در دیگر منابع انرژی را برمیانگیزد و ذخایر انرژی جهان را افزایش میدهد. - بازنگری دورهای بها باید با همکاری کشورهای مصرفکننده، بهویژه سازمان همکاری و توسعهٔ اقتصادی، انجام شود تا از مارپیچ تورمی جلوگیری شود. - کشورهای مصرفکننده باید مالیات خود بر نفت را به صد درصد بهای خرید محدود کنند، زیرا خزانههای آنان از هر گالن بیش از بهای فروش کشورهای تولیدکننده مالیات میگرفتند.
واکنش آمریکا
هنری کیسینجر، وزیر امور خارجهٔ آمریکا، در تلگرام ۸ دی ۱۳۵۲ (۲۹ دسامبر ۱۹۷۳) به هلمز دستور داد از زبان ریچارد نیکسون، رئیسجمهور آمریکا، «نگرانی عمیق» او را از «افزایش شدید» بهای نفت به آگاهی محمدرضا شاه پهلوی برساند. به برآورد این تلگرام، صورتحساب نفت جهان در ۱۹۷۴ بیش از دو برابر میشد و به حدود ۱۰۰ میلیارد دلار میرسید. این افزایش دستکم ۱۰ میلیارد دلار به هزینهٔ واردات نفت آمریکا، ۲۳ میلیارد دلار به هزینهٔ اروپای غربی، ۸ میلیارد دلار به هزینهٔ ژاپن و ۹ میلیارد دلار به هزینهٔ کشورهای در حال توسعه میافزود. واشینگتن خواستار بازنگری تصمیم تهران و رایزنی میان تولیدکنندگان و مصرفکنندگان شد. محمدرضا شاه پهلوی در «پاسخ به تاریخ» مینویسد که نیکسون و کیسینجر در نامههایی خواستار لغو افزایشها شدند و این مکاتبه تا پایان دولت جرالد فورد ادامه یافت. هلمز در پیامی به کیسینجر در ۲ بهمن ۱۳۵۲ (۲۲ ژانویهٔ ۱۹۷۴) هشدار داد که «قدرتنمایی» آمریکا برای پایین آوردن بها تنها احساسات را در خاورمیانه برمیانگیزد و «راه میانبری» برای کاهش بهای نفت خام وجود ندارد.
دیدگاه محمدرضا شاه پهلوی
محمدرضا شاه پهلوی در «پاسخ به تاریخ» مینویسد که «گروههای فشار بینالمللی» پس از این تصمیم در رسانهها مبارزهای «بدخواهانه» بر ضد او به راه انداختند و او را به تلاش برای فروپاشاندن اقتصاد غرب متهم کردند. شاهنشاه در همان کتاب، دشمنی دوبارهٔ غرب با خود را به «تحریم نفتی ۱۹۷۳ و تصمیم من به افزایش بهای جهانی نفت» بازمیگرداند. به نوشتهٔ او، این دشمنی سرانجام به همگرایی منافع کنسرسیوم، دولتهای آمریکا و بریتانیا، رسانهها، «محافل مذهبی ارتجاعی» و کمونیستها انجامید. با این همه، او تصریح میکند که این همگرایی را «توطئهای سازمانیافته» نمیداند. محمدرضا شاه پهلوی همچنین یادآوری میکند که روزنامهٔ «لوموند» در اسفند ۱۳۵۷ (مارس ۱۹۷۹)، پنج سال و سه ماه پس از نشست تهران، در پژوهشی بلند تقریباً همهٔ استدلالهای او را دربارهٔ بهای عادلانهٔ نفت پذیرفته بود.
میانهروی در سالهای بعد
محمدرضا شاه پهلوی تصویر «باز تندرو قیمتها» را از خود نمیپذیرد. او مینویسد که پس از ۱۳۵۴–۱۳۵۵ بارها کوشید بهای نفت را مهار کند و شریکان خود در اوپک را به افزایش تدریجی و متناسب با وضع اقتصاد جهان قانع سازد. به نوشتهٔ شاهنشاه، سایرس ونس، وزیر امور خارجهٔ آمریکا، و دیوید اوون، وزیر امور خارجهٔ بریتانیا، در ۱۳۵۶ (۱۹۷۷) در حاشیهٔ نشست پیمان سنتو در تهران از او خواستند بهای نفت را در ۱۹۷۸ ثابت نگاه دارد و او پذیرفت. به روایت او، ونس تثبیت بها را برای پس از ۱۹۷۸ نیز میخواست، اما اوون، که به نفت دریای شمال امید بسته بود، تنها خواهان توافقی موقت بود.
دیدگاه منتقدان
میلانی مینویسد که مخالفان حکومت حتی نقش محمدرضا شاه پهلوی در اوپک را نشانهٔ «نوکری امپریالیسم آمریکا» شمردند. استدلال آنان این بود که بهای بالاتر نفت بیش از آمریکا بر اروپا و ژاپن فشار میآورد و در نتیجه به سود آمریکا بود. میلانی همچنین بر آن است که چهار برابر شدن بهای نفت از عوامل اصلی دگرگونی نظر محمدرضا شاه پهلوی دربارهٔ اصلاحات سیاسی و تأسیس حزب واحد رستاخیز در ۱۳۵۳ بود.
ورقهٔ وابسته
قرارداد الجزایرقرارداد الجزایر چند ماه پس از جهش بهای نفت، در حاشیهٔ کنفرانس اوپک، بسته شد.
در کنفرانس نفتی الجزایر در ۱۹۷۵، بهتفصیل با صدام حسین، رئیسجمهور عراق، سخن گفتم. توافق کردیم اختلافهایمان را به خاک بسپاریم و توانستیم به سوءتفاهمهایی که نفوذهای استعماری میان ما نگاه داشته بودند، پایان دهیم.
متن اصلیDuring the Algiers oil conference in 1975, I spoke at length with Saddam Hussein, the president of Iraq. We agreed to bury our differences and succeeded in ending the misunderstandings which colonialist influences had maintained between us.
پیامد
به نوشتهٔ کوپر، محمدرضا شاه پهلوی درآمد تازه را صرف صنعت، آموزش، بهداشت، رفاه، هنر و نیروهای مسلح کرد. کوپر میافزاید که شمار دانشگاهها میان ۱۳۴۶ و ۱۳۵۶ از ۷ به ۲۲ و شمار مؤسسههای آموزش عالی از ۴۷ به ۲۰۰ رسید. محمدرضا شاه پهلوی در «پاسخ به تاریخ» مینویسد که درآمد نفت ایران در ۱۹۷۷ از ۲۲ میلیارد دلار گذشت و شرکت ملی نفت ایران در آسیا و آفریقا پالایشگاه ساخت.
تزریق شتابزدهٔ درآمد نفت پیامدهای ناخواستهای نیز داشت. کوپر مینویسد که محمدرضا شاه پهلوی میلیاردها دلار درآمد نفت را به اقتصاد داخلی تزریق کرد و سپس با کمبود مواد غذایی و تورم روبهرو شد. به نوشتهٔ کوپر، حکومت برای مبارزه با گرانفروشی دانشجویانی را به بازرسی بازار گماشت و همین سیاست بسیاری از بازاریان را برای نخستین بار از آغاز دههٔ ۱۳۴۰ به سیاست کشاند. حسنعلی مهران، رئیس بانک مرکزی ایران، به کوپر گفته است که در تابستان ۱۳۵۶ ماهانه حدود ۱۰۰ میلیون دلار سرمایهٔ خصوصی از کشور خارج میشد. میلانی مینویسد که دولت جمشید آموزگار با برنامهٔ ریاضت اقتصادی تورم را از بیش از ۳۰ درصد به حدود ۱۰ درصد رساند. به نوشتهٔ میلانی، رشد واقعی تولید ناخالص ملی در ۱۹۷۸ به ۲٫۸ درصد کاهش یافت. روزنامهٔ «واشینگتن پست» در ۱۳۵۷ نوشت که محمدرضا شاه پهلوی با «گرفتاریهای شدید اقتصادی، اجتماعی و سیاسی» روبهرو است که خود با رهبری مبارزهٔ موفق تولیدکنندگان برای چهار برابر کردن بهای نفت در ۱۹۷۳ به راه انداخته بود.
میلانی مینویسد که رهبری محمدرضا شاه پهلوی در اوپک، در کنار برتری ایران در خلیج فارس و جایگاه او در راهبرد دولت نیکسون، او را به رهبری منطقهای و جهانی بدل کرد. شاهنشاه در «پاسخ به تاریخ» از پیشنهاد خود برای صندوقی بینالمللی با سرمایهٔ کشورهای اوپک یاد میکند. به نوشتهٔ او، این صندوق میتوانست نقش «سازمان ملل اقتصادی با قدرت اجرایی» را بیابد.
داوری منابع
محمدرضا شاه پهلوی در این اثر از پایان کنترل کنسرسیوم، نشست تهران، استدلال بهای عادلانه، نامههای نیکسون و کیسینجر، تثبیت ۱۹۷۸، درآمد ۱۹۷۷، صندوق اوپک سخن میگوید.
گفتوگوی دیویس و زاهدی، پیام نیکسون، برآورد هزینهها، هشدار هلمز.
پرویز مینا در این اثر از اتمام حجت شرکت ملی نفت و قرارداد فروش و خرید ۲۸ تیر ۱۳۵۲ سخن میگوید.
عباس میلانی در این اثر از بنیانگذاری اوپک، فؤاد روحانی، دیدگاه مخالفان، رستاخیز، تورم و رشد ۱۹۷۸ سخن میگوید.
انتقال ثروت، آموزش عالی، تورم، بازاریان، فرار سرمایه، گزارش واشینگتن پست.