برو به محتوا
شیر و خورشید، نشان تاریخی ایران

گاهنامهٔ مشروطه

پهلوی دوم

قرارداد کنسرسیوم نفت

هجری شمسی

شاهنشاهی

۳۰ شهریور ۲۵۱۳

میلادی

۲۱ سپتامبر ۱۹۵۴

رویداد اصلی مشروطیتاقتصادی

خلاصه

قرارداد کنسرسیوم توافقی بود که پس از سقوط دولت دکتر محمد مصدق، صدور نفت ایران را پس از سه سال توقف از سر گرفت. دولت سپهبد فضل‌الله زاهدی با کنسرسیومی از هشت شرکت آمریکایی، انگلیسی، هلندی و فرانسوی مذاکره کرد. دو طرف موافقت‌نامهٔ اصولی را در ۱۴ مرداد ۱۳۳۳ بستند و قرارداد قطعی در شهریور ۱۳۳۳ به امضا رسید. مجلس شورای ملی در ۲۹ مهر و مجلس سنا در ۶ آبان ۱۳۳۳ آن را تصویب کردند. محمدرضا شاه پهلوی قانون را در ۷ آبان ۱۳۳۳ توشیح کرد. به نوشتهٔ شاهنشاه در کتاب «پاسخ به تاریخ»، این قرارداد شرکت ملی نفت ایران را مالک صنعت شناخت و کنسرسیوم پیمانکار عملیات و فروش آن بود. مدت قرارداد ۲۵ سال، با امکان سه تمدید پنج‌ساله، بود و پنجاه درصد سود به ایران می‌رسید.

زمینه

محمدرضا شاه پهلوی در «پاسخ به تاریخ» می‌نویسد که پس از ملی شدن نفت، بریتانیا ۴۸۰۰ کارشناس خود را از آبادان بیرون برد و بنادر ایران را محاصرهٔ نفتی کرد. به نوشتهٔ او، شرکت ملی نفت ایران به سبب این محاصره نمی‌توانست حتی یک بشکه نفت را به نیم‌بها بفروشد. شاهنشاه در کتاب «مأموریت برای وطنم» علت وضع ناگوار بودجهٔ ایران را «بدون تردید» رکود صنعت نفت در زمان مصدق می‌داند.

محمدرضا شاه پهلوی در «پاسخ به تاریخ» می‌نویسد که قصد نداشت به قانون ملی شدن نفت ۱۳۲۹ دست بزند. به نوشتهٔ او، او و مصدق در اصل ملی شدن نفت هم‌رأی بودند، اما در شیوهٔ اجرای آن اختلاف داشتند. شاهنشاه می‌افزاید که یکی از هدف‌هایش پس از مصدق کاستن از سلطهٔ بریتانیا بر صنعت نفت ایران بود. اما به نوشتهٔ او، تا ۱۳۳۳ تسلط بریتانیا بر راه‌های عرضهٔ نفت این کار را بسیار دشوار کرده بود.

محمدرضا شاه پهلوی در «مأموریت برای وطنم» می‌نویسد که زاهدی برای به کار انداختن دوبارهٔ صنعت نفت، با وجود مخالفت برخی تندروها، نخست روابط سیاسی با بریتانیا را برقرار کرد. سپس دولت مذاکره برای ایجاد کنسرسیومی بین‌المللی به جای شرکت سابق نفت ایران و انگلیس را آغاز کرد. عباس میلانی، تاریخ‌نگار، در کتاب «شاه» می‌نویسد که جان فاستر دالس، وزیر خارجهٔ آمریکا، در ۵ اسفند ۱۳۳۲ (۲۴ فوریهٔ ۱۹۵۴) خطوط اصلی توافق آمریکا و بریتانیا را برای سفارت آمریکا در تهران فرستاد. بر پایهٔ این پیام، شرکت نفت ایران و انگلیس ۴۰ درصد و شرکت‌های آمریکایی ۴۰ درصد سهم می‌گرفتند. به نوشتهٔ میلانی، ساختار نهایی قرارداد از همین طرح پیروی کرد.

بر پایهٔ تلگرام وینتروپ آلدریچ، سفیر آمریکا در لندن، به تاریخ ۱۲ فروردین ۱۳۳۳ (۱ آوریل ۱۹۵۴)، که در مجموعهٔ اسناد «روابط خارجی ایالات متحده» آمده است، ترکیب کنسرسیوم چنین بود: - شرکت نفت ایران و انگلیس: ۴۰ درصد؛ - پنج شرکت آمریکایی، استاندارد اویل نیوجرسی، سوکونی واکیوم، استاندارد اویل کالیفرنیا، گلف اویل و تکزاس، هر یک ۸ درصد و روی‌هم ۴۰ درصد؛ - رویال داچ شل: ۱۴ درصد؛ - شرکت فرانسوی نفت: ۶ درصد.

میلانی می‌نویسد که آمریکا و بریتانیا در بهار ۱۳۳۳ با هرگونه برکناری زاهدی مخالفت کردند، زیرا او را دارای توان و اعتبار لازم برای حل مسئلهٔ نفت می‌دانستند. به نوشتهٔ میلانی، دوایت آیزنهاور، رئیس‌جمهور آمریکا، پاسخ داد که سفر محمدرضا شاه پهلوی به آمریکا باید «پس از حل‌وفصل نفت» انجام شود. میلانی همچنین از لوی هندرسن، سفیر آمریکا در تهران، نقل می‌کند که در دستیابی به توافق، نقش تعیین‌کننده بیشتر با شاهنشاه بود تا نخست‌وزیر.

چه رخ داد

مذاکره و امضا

شرکتهای آمریکائی و انگلیسی و فرانسوی و هلندی بدین منظور کنسرسیومی تشکیل دادند و در شهریور ماه ۱۳۳۳ قرارداد قطعی اکتشاف و فروش نفت با کنسرسیوم مزبور بامضاء رسید و ماه بعد نیز مجلس شورای ملی قرارداد را تصویب کرد.

محمدرضا شاه پهلوی، پادشاه ایران
خاطرات سیاسی «مأموریت برای وطنم»، ص. ۱۳۷
۱۳۳۹ / ۱۹۶۰
شاهنشاه روند تشکیل کنسرسیوم و تصویب قرارداد را شرح می‌دهد.

شرکت ملی نفت ایران، به‌عنوان مالک، کنسرسیوم را به‌عنوان پیمانکار خود برای بهره‌برداری از میدان‌ها و فروش نفت به کار گرفت.

متن اصلیOur National Iranian Oil Company, as owner, employed the Consortium as its contract agent for the operation of the fields and sale of the oil.

محمدرضا شاه پهلوی، پادشاه ایران
خاطرات سیاسی «پاسخ به تاریخ»، ص. ۹۵
۱۳۵۹ / ۱۹۸۰
شاهنشاه جایگاه حقوقی کنسرسیوم را توضیح می‌دهد.

قصد نداشتم به قانون ملی شدن نفت ۱۹۵۱ دست بزنم. من و مصدق در اصل بر سر ملی شدن نفت هم‌رأی بودیم، اما در اجرای آن اختلاف داشتیم.

متن اصلیI had no intention of tampering with the 1951 oil nationalization law. Mossadegh and I had agreed in principle on the nationalization of oil, but had disagreed on its implementation.

محمدرضا شاه پهلوی، پادشاه ایران
خاطرات سیاسی «پاسخ به تاریخ»، ص. ۹۵
۱۳۵۹ / ۱۹۸۰
شاهنشاه موضع خود را دربارهٔ قانون ملی شدن نفت بیان می‌کند.

شاه پافشاری می‌کرد که تنها در صورتی قرارداد را امضا خواهد کرد که کنسرسیوم حقوق حاکمیت ایران بر نفتش را به‌طور کامل بپذیرد و کارکرد خود را کارگزاری دولت ایران بشناسد.

متن اصلیThe Shah was insistent that he would only sign the agreement if the consortium fully accepted Iran’s sovereign rights over its oil and acknowledged its function to be the agent of the Iranian government.

عباس میلانی، تاریخ‌نگار
زندگی‌نامه «شاه: زندگی محمدرضا پهلوی»، ص. ۲۳۹ (نسخهٔ الکترونیکی)
۱۳۹۰ / ۲۰۱۱
میلانی شرط شاهنشاه برای امضای قرارداد را می‌آورد.

او وانمود نکرد که این قرارداد همان است که همهٔ ایران می‌خواهد، اما نشان داد که بهترین قرارداد دست‌یافتنی است. سخنرانی‌اش شاهکاری از فروتنی شخصی آمیخته با میهن‌دوستی والا بود.

متن اصلیHe did not pretend agreement all Iran would like to have but indicated it was best obtainable. His speech was masterpiece of personal humility mingled with lofty patriotism

لوی هندرسن، سفیر آمریکا در ایران
تلگرام دیپلماتیک «روابط خارجی ایالات متحده، ۱۹۵۲–۱۹۵۴، ج. ۱۰، سند ۴۹۶»، بند ۱
۳۰ شهریور ۱۳۳۳ / ۲۱ سپتامبر ۱۹۵۴
ارزیابی سفیر از سخنرانی امینی در مجلس.

خبر این‌که پارلمان ایران امروز قرارداد نفت را تصویب کرد، به‌راستی خبری شگفت‌انگیز است و پیروزی چشمگیر نیروهایی را در ایران نشان می‌دهد که به این اصل پایبندند که ایران باید در همکاری دوستانه با دیگر ملت‌های جهان آزاد به سوی پیشرفت اجتماعی و اقتصادی گام بردارد.

متن اصلیThe news that the Iranian Parliament has today ratified the oil agreement is wonderful news indeed and marks a significant victory by those forces in Iran dedicated to the principle that Iran is to move forward toward social and economic development in friendly cooperation with other nations of the free world.

هربرت هوور، معاون وزیر خارجهٔ آمریکا
پیام دیپلماتیک «روابط خارجی ایالات متحده، ۱۹۵۲–۱۹۵۴، ج. ۱۰، سند ۵۰۲»، سند ۵۰۲
۶ آبان ۱۳۳۳ / ۲۸ اکتبر ۱۹۵۴
پیام تبریک به وزیر امور خارجهٔ ایران پس از تصویب قرارداد در سنا.

عقل سلیم و شهامت علی امینی سزاوار اعتبار کامل است، اما در نهایت موفقیت مذاکرات را شاه رقم زد.

متن اصلیcommon sense and courage of Ali Amini” deserved “full credit” ... “ultimately [the] success of negotiations was determined by the Shah.

سفارت بریتانیا در تهران، نمایندگی دیپلماتیک بریتانیا
زندگی‌نامه «شاه (نوشتهٔ عباس میلانی)»، ص. ۲۳۹ (نسخهٔ الکترونیکی)
۱۳۳۳ / ۱۹۵۴
داوری دولت بریتانیا دربارهٔ نقش امینی و شاهنشاه.

بسیاری دیگر بر این گمان بودند که دولت امتیازهای بیش از اندازه‌ای به کنسرسیوم می‌دهد، یا خوش نداشتند ببینند ایران دوباره زیر نفوذ سیاسی و اقتصادی انگلیس و آمریکا می‌افتد.

متن اصلیmany others who considered that the Government was conceding to the Consortium too many advantages, or who disliked seeing Iran fall again under Anglo-American political and economic influence

سپهبد حسن ارفع، رئیس پیشین ستاد ارتش
خاطرات «در خدمت پنج شاه»، ص. ۴۲۰ (نسخهٔ الکترونیکی)
۱۳۴۳ / ۱۹۶۴
ارفع ناخرسندی بخشی از افکار عمومی را گزارش می‌کند.

علی امینی، وزیر دارایی، ریاست هیئت مذاکره‌کنندهٔ ایران را بر عهده داشت. بر پایهٔ اسناد «روابط خارجی ایالات متحده»، موافقت‌نامهٔ اصولی میان دولت ایران و کنسرسیوم بین‌المللی نفت در ۱۴ مرداد ۱۳۳۳ (۵ اوت ۱۹۵۴) امضا شد. محمدرضا شاه پهلوی در «مأموریت برای وطنم» می‌نویسد که قرارداد قطعی اکتشاف و فروش نفت در شهریور ۱۳۳۳ به امضا رسید. میلانی می‌نویسد که محمدرضا شاه پهلوی تنها به این شرط حاضر به امضای قرارداد بود که کنسرسیوم حقوق حاکمیت ایران بر نفت را به‌طور کامل بپذیرد و نقش خود را کارگزار دولت ایران بشناسد.

بر پایهٔ تلگرام سفارت آمریکا در تهران، لایحهٔ یک‌ماده‌ای که امینی به مجلس برد، قراردادی دوبخشی را تصویب می‌کرد. بخش نخست، شامل ۵۱ ماده و دو پیوست دربارهٔ خرید و فروش نفت و گاز و شیوهٔ ادارهٔ عملیات، میان ایران و شرکت ملی نفت ایران از یک سو و هشت شرکت عضو کنسرسیوم از سوی دیگر امضا شده بود. بخش دوم پنج ماده دربارهٔ غرامت بود که ایران و شرکت ملی نفت با شرکت نفت ایران و انگلیس امضا کرده بودند. میلانی می‌نویسد که بر پایهٔ این بخش، ایران ۲۱ میلیون لیره غرامت درآمدهای ازدست‌رفتهٔ دوران مصدق را به شرکت نفت ایران و انگلیس پرداخت. به نوشتهٔ او، شرکت زیان واقعی خود را دو برابر این رقم می‌دانست و به‌عنوان نشانهٔ حسن نیت کمتر از نیمی از آن را پذیرفت.

طرح سازمانی صنعت نفت

عبدالرضا انصاری، که در آن سال‌ها در دستگاه «اصل چهار» کار می‌کرد، در گفت‌وگو با برنامهٔ تاریخ شفاهی بنیاد مطالعات ایران به یاد می‌آورد که روزی وارن، از سرپرستان آمریکایی اصل چهار در ایران، او را به دفتر خود خواند و گفت که علی امینی از او خواسته است طرحی برای سازمان صنعت نفت و چگونگی پیوند آن با کنسرسیوم آماده کند. به گفتهٔ انصاری، او و کارشناس امور اداری اصل چهار تا بعدازظهر روز بعد طرحی مقدماتی و نموداری آماده کردند و انصاری آن را به خانهٔ امینی برد. انصاری می‌افزاید که این طرح چندان به شکلی که سرانجام از قرارداد کنسرسیوم بیرون آمد شباهت نداشت، زیرا کارشناس آمریکایی نیز نمی‌دانست چه باید آماده کند. به گفتهٔ انصاری، با گشایش مسئلهٔ نفت و مذاکره با کنسرسیوم، دولت اندک‌اندک صاحب درآمد شد و طرح‌های عمرانی شتاب بیشتری گرفت.

تصویب در مجلسین

امینی در ۳۰ شهریور ۱۳۳۳ (۲۱ سپتامبر ۱۹۵۴) جزئیات قرارداد را به مجلس شورای ملی ارائه کرد. میلانی می‌نویسد که امینی پذیرفت که قرارداد «آنچه مردم می‌خواستند» نیست و قراردادی آرمانی تنها هنگامی ممکن خواهد بود که ایران بتواند با قدرت‌های بزرگ اقتصادی جهان رقابت کند. هندرسن در همان روز گزارش داد که سخنرانی امینی «موفقیتی بزرگ» بود. به نوشتهٔ او، امینی پیشاپیش به استدلال‌های اصلی مخالفان پاسخ داد و با نهایت ادب روشن کرد که دولت در صورت ناخرسندی مجلس آمادهٔ مذاکرهٔ دوباره نیست.

بر پایهٔ یادداشت ویراستاری مجموعهٔ «روابط خارجی ایالات متحده»، مجلس شورای ملی در ۲۹ مهر ۱۳۳۳ (۲۱ اکتبر ۱۹۵۴) لایحه را با ۱۱۳ رأی موافق، ۵ رأی مخالف و ۱ رأی ممتنع تصویب کرد. سفارت آمریکا گزارش داد که مجلس سنا در ۶ آبان ۱۳۳۳ (۲۸ اکتبر) لایحه را با ۴۱ رأی موافق، ۴ مخالف و ۳ ممتنع تصویب کرد. به گزارش همان سفارت، محمدرضا شاه پهلوی در ۷ آبان ۱۳۳۳ (۲۹ اکتبر) قانون را توشیح کرد. شاهنشاه در «مأموریت برای وطنم» می‌نویسد که پس از توشیح، بهره‌برداری از نفت بی‌درنگ آغاز شد و نفتکش‌ها در بنادر جنوب به بارگیری نفت پالایشگاه آبادان پرداختند.

محمدرضا شاه پهلوی و دولت ایران

محمدرضا شاه پهلوی در «پاسخ به تاریخ» بر این تأکید می‌کند که شرکت ملی نفت ایران «به‌عنوان مالک» کنسرسیوم را پیمانکار خود کرد. میلانی می‌نویسد که شاهنشاه و امینی هر دو قرارداد را نه آرمانی، بلکه بهترین قراردادی می‌دانستند که ایران در آن زمان می‌توانست به دست آورد. به نوشتهٔ میلانی، شاهنشاه استدلال می‌کرد که دولت مصدق کشور را چنان ناتوان رها کرده بود که دولت تازه چاره‌ای جز پذیرش قراردادی با کاستی نداشت. شاهنشاه در «پاسخ به تاریخ» می‌افزاید که آیزنهاور در نامه‌ای از تلاش‌های او برای حل مسائل نفتی بازمانده از دولت مصدق قدردانی کرد.

دولت‌های آمریکا و بریتانیا

هربرت هوور، معاون وزیر خارجهٔ آمریکا، در پیامی به وزیر امور خارجهٔ ایران در ۶ آبان ۱۳۳۳ تصویب قرارداد را «پیروزی چشمگیر» نیروهایی خواند که به پیشرفت اجتماعی و اقتصادی ایران در همکاری دوستانه با جهان آزاد باور داشتند. میلانی از گزارش دولت بریتانیا نقل می‌کند که «عقل سلیم و شهامت علی امینی» سزاوار «اعتبار کامل» در تصویب قرارداد بود، اما موفقیت مذاکرات «در نهایت» به دست شاهنشاه رقم خورد.

علی امینی

علی امینی، وزیر دارایی دولت زاهدی و سرپرست هیئت مذاکره‌کنندهٔ ایران، در گفت‌وگو با برنامهٔ تاریخ شفاهی بنیاد مطالعات ایران از کار خود دفاع می‌کند. به گفتهٔ امینی، او هم در مجلس گفت و هم بر این باور ماند که قرارداد آرمانی نبود، اما بیش از آن نیز به دست نمی‌آمد، زیرا ایران از هیچ آغاز کرده بود. امینی یادآوری می‌کند که هنگام مذاکره ایران هیچ نفتی صادر نمی‌کرد، در حالی که کویت، که پیش‌تر نفت را از ایران وارد می‌کرد، اکنون صادرکننده‌ای بزرگ شده بود. امینی می‌گوید که از رئیس یکی از شرکت‌های بزرگ نفتی خواست تولید کویت را تا رسیدن ایران متوقف کند و او پاسخ داد که این کار بازرگانی است و بازار ایران به دست دیگران افتاده است. امینی همچنین نقل می‌کند که سپهبد فضل‌الله زاهدی هنگام خواندن متن فارسی و انگلیسی قرارداد در هیئت دولت، پس از خواندن چند ماده، خواندن را متوقف کرد و گفت که امینی ماه‌هاست شب و روز بر این کار است. امینی گلایه می‌کند که با وجود مسئولیت دولت، مجلسین و شاهنشاه، هواداران حزب توده و مصدق بار قرارداد را تنها بر دوش او گذاشتند، و می‌گوید که بی امضای قرارداد، کشور در بن‌بست می‌ماند و پس از چندی فرو می‌افتاد.

غلامرضا افخمی

دکتر غلامرضا افخمی، معاون پیشین وزارت کشور، در گفت‌وگو با همین برنامه امینی را سیاستمداری کارکشته از خانواده‌ای سیاسی می‌خواند که با روحانیان و نیروهای گوناگون داخلی و نیز با بیگانگان پیوند داشت. به نظر افخمی، اگر امینی نبود، کس دیگری ناچار بود قرارداد کنسرسیوم را امضا کند. افخمی می‌گوید که دولت ایران پس از کنار گذاشتن نظریهٔ «اقتصاد بدون نفت» به درآمد نفت نیاز داشت، اما کشورهای دیگر، از جمله عراق، بازار نفت ایران را گرفته بودند، و فروش نفت ایران بدون همراهی آمریکایی‌ها ممکن نبود. به نظر او، کنسرسیوم آمریکا را که پیش‌تر نقشی در نفت ایران نداشت، به یکی از بازیگران اصلی آن بدل کرد. افخمی داوری می‌کند که ایران در جایگاهی نبود که بتواند چانه‌زنی بسیار کند، و مسئله یافتن فرمولی بود که هم ملی شدن نفت را نگه دارد و هم سهم پنجاه‌پنجاه را تأمین کند.

منتقدان

اندرو اسکات کوپر، تاریخ‌نگار، در کتاب «سقوط بهشت» می‌نویسد که آیزنهاور دولت زاهدی را زیر فشار گذاشت تا ترتیبی را بپذیرد که به شرکت‌های نفتی آمریکایی امکان می‌داد بر کنسرسیوم چیره شوند. سپهبد حسن ارفع در خاطرات خود، «در خدمت پنج شاه»، از ناخرسندی کسانی یاد می‌کند که گمان داشتند دولت امتیازهای زیادی به کنسرسیوم داده است یا نمی‌خواستند ایران دوباره زیر نفوذ سیاسی و اقتصادی انگلیس و آمریکا برود. میلانی می‌نویسد که حتی مجلس، که در دیگر موارد رام بود، از قرارداد انتقاد کرد. به نوشتهٔ او، کسانی شایعه‌هایی دربارهٔ رشوه به امینی پراکندند که او و پسرش آن را به‌شدت رد کرده‌اند. میلانی از زندگی‌نامه‌ای که پسر امینی نوشته است نقل می‌کند که چک مورد اشاره، نخستین قسط بستهٔ کمک ۴۵ میلیون دلاری دولت آیزنهاور به ایران بود.

ورقهٔ وابسته

کشف سازمان نظامی حزب توده

کشف سازمان نظامی توده در همان ماه‌هایی رخ داد که قرارداد کنسرسیوم نفت بسته شد.

در اوت ۱۹۵۴ سازمان امنیت سازمان مهمی از حزب توده را در میان افسران جوان ارتش کشف کرد و در ماه بعد حدود ششصد افسر را که وابستگی‌شان به حزب توده ثابت شده بود بازداشت کردند. آنان را محاکمه کردند؛ چند تن به اعدام محکوم و اعدام شدند و دیگران به زندان‌هایی با مدت‌های گوناگون محکوم شدند، اما در سال‌های بعد پادشاه همه را بخشید یا از مجازاتشان کاست.

متن اصلیIn August 1954 the secret service discovered an important Tudeh organisation in the army among the younger officers, and during the next month some 600 officers whose affiliation to the Tudeh had been proved were arrested. They were tried, a few were condemned to death and executed, others being condemned to various terms of confinement, but in the following years all were amnestied by the Shah, or had their sentences reduced.

سپهبد حسن ارفع، رئیس پیشین ستاد ارتش
خاطرات «زیر فرمان پنج پادشاه»، ص ۴۲۰ (نسخهٔ الکترونیکی)
۱۳۴۳ خورشیدی (۱۹۶۴ میلادی، سال نشر)
ارفع، که پس از ۲۸ مرداد بازنشسته بود، در فصل رویدادهای سال‌های نخست دولت زاهدی کشف شبکه و سرنوشت محکومان را خلاصه می‌کند.
متن کامل این ورقه

ورقهٔ وابسته

پیوستن ایران به پیمان بغداد

پیمان بغداد یک سال پس از قرارداد نفت، سیاست بی‌طرفی را کنار گذاشت.

خروشچف خشنود نبود و با این جمله از من استقبال کرد: "این پیمان تجاوزکارانه و بر ضد ماست!" به او یادآوری کردم که در محافل سیاسی و مطبوعاتی سخن از خط دفاعی‌ای است که از کوه‌های زاگرس می‌گذرد، و پرسیدم: "این کوه‌ها کجاست، در روسیه یا در ایران؟" "در ایران." پاسخ دادم: "پس بی‌گمان پیمانی دفاعی است."

متن اصلیHe was not pleased and welcomed me by saying \"This pact is aggressive, directed against us!\" I pointed out to him that in political and journalistic circles there was talk of a line of defense passing through the Zagros mountains. And I asked, \"Where are these mountains, in Russia or in Iran?\" \"In Iran.\" \"It is then surely a defensive pact,\" I responded.

محمدرضا شاه پهلوی، پادشاه ایران
خاطرات «پاسخ به تاریخ»، صص. ۱۳۲–۱۳۳ چاپی (صفحه‌های ۱۳۶–۱۳۷ نسخهٔ الکترونیکی)
۱۳۵۹ / ۱۹۸۰
محمدرضا شاه پهلوی در فصل «سیاست خارجی» دیدار خود با نیکیتا خروشچف در مسکو در ۱۳۳۵ را بازگو می‌کند.
متن کامل این ورقه

ورقهٔ وابسته

تأسیس سازمان اطلاعات و امنیت کشور

تأسیس ساواک دنبالهٔ همان بازسازی امنیتی بود که با کشف شبکهٔ توده آغاز شد.

ماده ۱ـ برای حفظ امنیت کشور و جلوگیری از هر گونه توطئه که مضر بمصالح عمومی است سازمانی بنام اطلاعات و امنیت کشور وابسته بنخست وزیری تشکیل می‌شود و رئیس سازمان معاونت نخست وزیر را داشته و بفرمان اعلیحضرت همایونی شاهنشاهی منصوب خواهد شد.

مجلس شورای ملی، دورهٔ نوزدهم قانون‌گذاری
متن قانون (صورت‌جلسهٔ رسمی) «قانون تشکیل سازمان اطلاعات و امنیت کشور، ماده ۱ (صورت مذاکرات مجلس شورای ملی، نشست ۷۵)»، نشست ۷۵
اسفند ۱۳۳۵ / مارس ۱۹۵۷
نخستین ماده، که در شور دوم بی‌مخالف تصویب شد، جایگاه سازمان و شیوهٔ انتصاب رئیس آن را تعیین می‌کند.
متن کامل این ورقه

پیامد

محمدرضا شاه پهلوی در «مأموریت برای وطنم» می‌نویسد که با درآمد فروش نفت و کمک‌های فنی و اقتصادی آمریکا، برنامه‌های عمرانی کشور بار دیگر به اجرا درآمد. او در «پاسخ به تاریخ» می‌نویسد که با تصویب قانون نفت در ۱۳۳۶، ایران توانست از قدرت کنسرسیوم در صنعت نفت بکاهد. به نوشتهٔ شاهنشاه، این قانون پای شرکت‌های خارجی بیشتری را به ایران گشود و فعالیت شرکت ملی نفت ایران را به همهٔ مرحله‌های تولید گسترش داد. شاهنشاه از شرکت نفت ایران و ایتالیا، که با شرکت ملی هیدروکربورهای ایتالیا به ریاست انریکو ماتئی بنیاد نهاده شد، به‌عنوان یکی از نخستین ثمرات این قانون یاد می‌کند. ارفع می‌نویسد که با قراردادهای تازه دولت ایران در عمل ۷۵ درصد کل سود را دریافت می‌کرد، بی‌آن‌که اصل تقسیم پنجاه‌پنجاه، که کنسرسیوم در ایران پذیرفته بود، شکسته شود.

داوری منابع

محمدرضا شاه پهلوی — مأموریت برای وطنم
ص. ۱۳۷

محمدرضا شاه پهلوی در این اثر از زاهدی، روابط با بریتانیا، تشکیل کنسرسیوم، امضا، تصویب و آغاز بارگیری سخن می‌گوید.

محمدرضا شاه پهلوی — پاسخ به تاریخ
ص. ۹۵ (نسخهٔ الکترونیکی، ص ۹۹)

محمدرضا شاه پهلوی در این اثر از محاصره، ملی شدن، مالکیت شرکت ملی نفت، مدت و سهم سود، نامهٔ آیزنهاور، قانون ۱۳۳۶ سخن می‌گوید.

عباس میلانی — شاه
ص ۲۳۷–۲۴۰ (نسخهٔ الکترونیکی)

عباس میلانی در این اثر از پیام دالس، زاهدی، شرط شاهنشاه، غرامت، سخنرانی امینی، شایعهٔ رشوه، داوری بریتانیا سخن می‌گوید.

وزارت خارجهٔ آمریکا — روابط خارجی ایالات متحده، ۱۹۵۲ تا ۱۹۵۴، جلد دهم: ایران
اسناد ۴۴۹، ۴۹۲، ۴۹۶، ۵۰۱، ۵۰۲

اسناد وزارت خارجهٔ آمریکا در این اثر از ترکیب سهام، پیش‌بینی مخالفت، لایحهٔ یک‌ماده‌ای، آرای مجلسین، توشیح، پیام هوور سخن می‌گوید.

اندرو اسکات کوپر — سقوط بهشت
صص. ۸۴–۸۵ (نسخهٔ الکترونیکی)

اندرو اسکات کوپر در این اثر از فشار آیزنهاور سخن می‌گوید.

حسن ارفع — زیر سایهٔ پنج شاه
ص ۴۲۰ و ۴۲۳ (نسخهٔ الکترونیکی)

حسن ارفع در این اثر از ناخرسندی افکار عمومی، قراردادهای بعدی سخن می‌گوید.

علی امینی — مصاحبه با علی امینی
بخش دوم، ص ۲۱ تا ۲۳

داوری امینی دربارهٔ قرارداد، صادرات صفر، کویت، زاهدی در هیئت دولت.

غلامرضا افخمی — مصاحبه با غلامرضا افخمی
بخش نخست، ص ۲۰ تا ۲۱

داوری دربارهٔ امینی، بازار نفت، نقش آمریکا، فرمول پنجاه‌پنجاه.

عبدالرضا انصاری — مصاحبه با عبدالرضا انصاری
بخش نخست، ص ۴۲ تا ۴۳

نویسنده در این اثر از طرح سازمان صنعت نفت برای امینی سخن می‌گوید.

دوره

پادشاه