پهلوی دوم
پیوستن ایران به پیمان بغداد
شاهنشاهی
۲۵۱۴
میلادی
۱۹۵۵
این ورقه بخشی از قرارداد کنسرسیوم نفت است. پیمان بغداد یک سال پس از قرارداد نفت، سیاست بیطرفی را کنار گذاشت.
خلاصه
پیمان بغداد پیمانی دفاعی بود که عراق و ترکیه در ۵ اسفند ۱۳۳۳ (۲۴ فوریهٔ ۱۹۵۵) در بغداد امضا کردند و بریتانیا، پاکستان و ایران در همان سال به آن پیوستند. هدف این پیمان بستن راه گسترش اتحاد جماهیر شوروی به سوی خاورمیانه بود. حسین علاء، نخستوزیر، در ۱۹ مهر ۱۳۳۴ (۱۱ اکتبر ۱۹۵۵) تصمیم دولت به پیوستن به پیمان را در کمیسیون امور خارجهٔ مجلس سنا اعلام کرد. مجلس سنا و مجلس شورای ملی در پاییز ۱۳۳۴ لایحهٔ الحاق را تصویب کردند. با این تصمیم، ایران سیاست بیطرفی رسمی خود را کنار گذاشت و آشکارا در صف متحدان غرب قرار گرفت. عراق پس از سرنگونی پادشاهیاش در ۱۳۳۷ از پیمان بیرون رفت و پیمان در ۱۳۳۸ «سازمان پیمان مرکزی» (سنتو) نام گرفت. ایران در اسفند ۱۳۵۷ از این سازمان خارج شد و سنتو در همان ماه از هم پاشید.
زمینه
ایران در هر دو جنگ جهانی، با وجود اعلام بیطرفی، به اشغال نیروهای بیگانه درآمده بود. نیروهای شوروی پس از جنگ جهانی دوم تا بهار ۱۳۲۵ در آذربایجان ماندند و از فرقهٔ دموکرات آذربایجان پشتیبانی کردند. محمدرضا شاه پهلوی در کتاب «مأموریت برای وطنم»، که در ۱۳۳۹ منتشر کرد، مینویسد که در سفر رسمی ۱۳۳۵ به مسکو، در پاسخ به پرسش نیکیتا خروشچف، دبیر اول حزب کمونیست شوروی، دربارهٔ علت پیوستن ایران به پیمان بغداد، به همین پیشینه استناد کرد: روسها قرنها کوشیده بودند از راه ایران به سوی جنوب پیش بروند، برای سرکوب جنبش مشروطه وارد خاک ایران شدند، در جنگ جهانی اول به ایران تجاوز کردند و در جنگ جهانی دوم، با وجود پیمانهای دوستی، به ایران حمله کردند و کوشیدند آذربایجان را از ایران جدا کنند.
عباس میلانی، تاریخنگار، در کتاب «شاه» مینویسد که محمدرضا شاه پهلوی از سفر ۱۳۳۳ خود به آمریکا در پی پیمان امنیتی دوجانبهای با ایالات متحده بود. دولت دوایت آیزنهاور، رئیسجمهور آمریکا، بهجای چنین پیمانی پذیرفت که در پیمانی که بعدها پیمان بغداد نام گرفت ناظر باشد. به نوشتهٔ میلانی، آیزنهاور به محمدرضا شاه پهلوی اطمینان داد که آمریکا امنیت ایران را تعهدی جدی میداند و کوههای زاگرس را «نخستین خط دفاع خاورمیانه» در برابر تجاوز شوروی میشمارد. با این همه، آمریکا به ایران هشدار میداد که ارتشی بزرگتر از توان اقتصاد کشور نسازد.
طراحان غربی این پیمان میخواستند زنجیرهای از کشورهای نیرومند را در مرزهای جنوبغربی شوروی پدید آورند که سیاستگذاران غربی در آن سالها آن را «کمربند شمالی» میخواندند. محمدرضا شاه پهلوی در «مأموریت برای وطنم» این پیمان را حلقهٔ پیوند میان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) و پیمان آسیای جنوب شرقی (سیتو) توصیف میکند. به نوشتهٔ محمدرضا شاه پهلوی، ترکیه در ۱۹۵۱ به ناتو پیوسته بود، پاکستان عضو سیتو شده بود و پیمان بغداد در ۱۹۵۵ نخستین سازمان امنیت دستهجمعی در خاورمیانه پس از جنگ شد. بریتانیا و ترکیه همزمان در ناتو و پیمان بغداد عضو بودند و بریتانیا و پاکستان هم در سیتو و هم در پیمان بغداد.
چه رخ داد
پیدایش پیمان به روایت نصیر عصار
خروشچف خشنود نبود و با این جمله از من استقبال کرد: "این پیمان تجاوزکارانه و بر ضد ماست!" به او یادآوری کردم که در محافل سیاسی و مطبوعاتی سخن از خط دفاعیای است که از کوههای زاگرس میگذرد، و پرسیدم: "این کوهها کجاست، در روسیه یا در ایران؟" "در ایران." پاسخ دادم: "پس بیگمان پیمانی دفاعی است."
متن اصلیHe was not pleased and welcomed me by saying \"This pact is aggressive, directed against us!\" I pointed out to him that in political and journalistic circles there was talk of a line of defense passing through the Zagros mountains. And I asked, \"Where are these mountains, in Russia or in Iran?\" \"In Iran.\" \"It is then surely a defensive pact,\" I responded.
خروشچف بعدها اعلام کرد که پیمان بغداد مانند حباب صابون از هم خواهد پاشید. بیستوپنج سال بعد باید پذیرفت که حق با او بود.
متن اصلیLater Khrushchev declared that the Baghdad Pact would break up like a soap bubble. Twenty-five years later one has to admit that he was right.
روسها مدعی بودند که سیاستشان بر اساس همزیستی مسالمتآمیز و عدم مداخله در امور سایر کشورهاست و میپرسیدند با این وصف به چه علت ما به پیمان بغداد ملحق شدهایم. من در جواب گفتم که علت آن را باید با مطالعهٔ روابط بین کشورهای ایران و روسیه پیدا کنند.
در آن سال افکار عمومی مسئول ایران میان موافقان و مخالفان پیمان تقسیم شده بود. هواداران پیشین مصدق، همراهان کمونیستها، کمونیستهای پنهان و بیشتر روشنفکران از یک سو، و انگلوفیلها با هر رنگ و گرایشی از سوی دیگر، با آن مخالف بودند. بیشتر نظامیان، بخش مهمی از مردم آذربایجان، بخشی از طبقهٔ متوسط و جامعهٔ بازرگانان هوادار پیمان بودند.
متن اصلیDuring that year responsible public opinion in Iran was divided between those who were for the Pact and those who were against it. The former followers of Mosaddeq, the fellow-travellers, the crypto-Communists and most of the intellectuals on the one hand and the Anglophiles of every shade on the other, were against it. Most of the military, an important section of the people of Azerbaijan, part of the middle class and of the business community were in favour of the Pact.
پس از چندی روشن شد که این کمکها، که پیش از پیوستن ایران به پیمان نیز میرسید، چندان افزایش یا شتاب نخواهد یافت. افزون بر این، آنچه از گفتوگوهای نشستهای وزیران و نظامیان پیمان بیرون میآمد به افکار عمومی ایران فهماند که سیاست قدرتهای غربی در بسیاری موارد با سیاست سه عضو از چهار عضو منطقهای ناسازگار است.
متن اصلیAfter a time it was realised that these aids, which had already been forthcoming before Iran had joined the Pact, were not to be substantially increased or accelerated. Moreover, what transpired from the discussions which were taking place at the Ministerial and Military meetings of the Pact brought home to Iranian public opinion that the policy of the Western Powers was in many instances in conflict with that of three of the four regional members.
آمریکاییها بهجای چنین پیمانی [پیمان امنیتی دوجانبه] پذیرفتند که بهعنوان ناظر به آنچه به پیمان بغداد ۱۹۵۵ شهرت یافت بپیوندند. در نتیجه، اندکی پس از بازگشت شاه به ایران، کشور سنت صدسالهٔ بیطرفی خود را کنار گذاشت و رسماً به پیمان پیوست و خشم اتحاد شوروی و بسیاری از مخالفان ایران را برانگیخت.
متن اصلیInstead of such an agreement, the Americans agreed to join as an observer in what became known as the 1955 Baghdad Pact. As a result, not long after the Shah's return to Iran, the country forfeited its century-old tradition of neutrality and officially joined the pact, causing the ire of the Soviet Union and many in Iran's opposition.
ایران باید به غرب پیوسته بماند، و اگر روزی این پیوندها گسسته شود، [او] دیگر شاه نخواهد بود.
متن اصلیIran \"must stay tied to the West, and if and when those ties should be broken, he would cease being Shah.\
با وجود شرکت ایران در پیمان بغداد و اعتراض شدید اتحاد شوروی به این اقدام، که آن را مغایر پیمانهای ۱۹۲۱ و ۱۹۲۷ ایران و شوروی میدانست، روابط ایران با همسایهٔ شمالیاش نسبتاً خوب بود.
متن اصلیIn spite of the participation of Iran in the Baghdad Pact, and a strong protest by the U.S.S.R. against this move which it considered as contrary to the 1921 and 1927 Irano-Soviet treaties, the relations between Iran and its northern neighbour were fairly good.
نصیر عصار، که از ۱۳۵۱ (۲۵۳۱ شاهنشاهی، ۱۹۷۲ میلادی) دبیرکل سازمان پیمان مرکزی در آنکارا بود، در مصاحبه با اردشیر آقولی برای برنامهٔ تاریخ شفاهی بنیاد مطالعات ایران در آذر ۱۳۶۱ (دسامبر ۱۹۸۲) ریشهٔ پیمان را در سیاست شوروی پس از جنگ جهانی دوم میجوید. به گفتهٔ عصار، هنوز آخرین صدای توپ و تفنگ در اروپا خاموش نشده بود که شوروی در ایران غائلهٔ آذربایجان را به راه انداخت و در ترکیه بر سر قفقاز ادعا کرد، و همین سیاست «خشن و بیتدبیرانهٔ» ژوزف استالین به سیاست خارجی ایران و ترکیه جهتی نو بخشید. عصار میافزاید که دولتهای منطقه دریافتند که در برابر شوروی، که اکنون ایدئولوژی کمونیستی را نیز چون سلاحی تازه در دست داشت، باید گرد هم آیند، اما چون دولتهایی ضعیف با گرفتاریهای سیاسی و اقتصادی بودند، جمع آنان به تعبیر عصار «صفر به علاوهٔ صفر» میشد. به همین سبب، به روایت او، دولتهای منطقه از آمریکا و بریتانیا، که در منطقه منافع اقتصادی و بهویژه نفتی داشتند، یاری خواستند.
عصار روایت میکند که پیمان نخست میان ترکیه و عراق در بغداد امضا شد و درِ پیوستن کشورهای دیگر را باز گذاشت. به گفتهٔ او، بریتانیا، سپس پاکستان و سپس ایران به آن پیوستند و قرار بود همهٔ کشورهای عرب نیز بپیوندند و پیمان خاورمیانه را یکپارچه کند، اما کشورهای عرب تندرو به این بهانه که دو کشور بیگانه در پیمان حضور دارند با آن به مخالفت برخاستند و از پیوستن اردن جلوگیری کردند. عصار میگوید که طراحان پیمان آن را حلقهای میان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو)، که در ۱۹۴۹ بسته شد، و پیمان آسیای جنوب شرقی (سیتو)، که در ۱۹۵۴ بسته شد، میدانستند.
دودستگی افکار عمومی
سپهبد حسن ارفع، رئیس پیشین ستاد ارتش و سفیر بعدی ایران در ترکیه و پاکستان، در کتاب خاطرات خود «زیر فرمان پنج شاه» مینویسد که افکار عمومی ایران در آن سال به دو دسته تقسیم میشد. به نوشتهٔ ارفع، هواداران پیشین دکتر محمد مصدق، همراهان و هواداران پنهان کمونیسم، بیشتر روشنفکران و نیز انگلوفیلها با پیمان مخالف بودند و بیشتر نظامیان، بخش مهمی از مردم آذربایجان، بخشی از طبقهٔ متوسط و بازرگانان از آن پشتیبانی میکردند. ارفع همچنین مینویسد که شوروی با تهدید به بمباران اتمی و «نابودی آنی» میکوشید افکار عمومی ایران را به سوی بیطرفی بکشاند.
تصمیم دولت و تصویب مجلسین
حسین علاء در ۱۹ مهر ۱۳۳۴ در کمیسیون امور خارجهٔ مجلس سنا اعلام کرد که دولت تصمیم گرفته است به پیمان بغداد بپیوندد و دولت روز بعد این تصمیم را رسماً اعلام کرد. سپس مجلس سنا و مجلس شورای ملی لایحهٔ الحاق را تصویب کردند و ایران در پاییز ۱۳۳۴ (۲۵۱۴ شاهنشاهی) رسماً به پیمان پیوست.
سوءقصد به حسین علاء
در ۲۵ آبان ۱۳۳۴، هنگامی که حسین علاء آمادهٔ سفر به بغداد برای شرکت در نخستین نشست شورای وزیران پیمان بود، مظفرعلی ذوالقدر، عضو فداییان اسلام، در مسجد شاه تهران به سوی او تیراندازی کرد. محمدرضا شاه پهلوی در کتاب «پاسخ به تاریخ» این سوءقصد را در شمار رویدادهای خشونت سیاسی دوران خود یاد میکند. علاء چند روز بعد با وجود جراحت راهی بغداد شد. دولت پس از این سوءقصد رهبران فداییان اسلام را بازداشت و محاکمه کرد.
دیدار با خروشچف در ۱۳۳۵
سپهبد ارفع مینویسد که شوروی پیوستن ایران به پیمان را مغایر پیمانهای ۱۹۲۱ و ۱۹۲۷ ایران و شوروی دانست و به آن اعتراض کرد. با این همه، روابط دو کشور نسبتاً خوب ماند: شوروی پیمان مرزی را تصویب کرد و پس از دوازده سال ذخیرهٔ طلای بانک ملی ایران را، که در جنگ به روسیه برده بود، بازگرداند. محمدرضا شاه پهلوی و ملکه ثریا در خرداد ۱۳۳۵ به دعوت دولت شوروی به مسکو سفر کردند. محمدرضا شاه پهلوی در «پاسخ به تاریخ» مینویسد که خروشچف با این جمله از او استقبال کرد: «این پیمان تجاوزکارانه و بر ضد ماست!» به نوشتهٔ محمدرضا شاه پهلوی، او در پاسخ یادآوری کرد که محافل سیاسی از خط دفاعیای سخن میگویند که از کوههای زاگرس میگذرد، و از خروشچف پرسید که این کوهها در روسیه است یا در ایران. محمدرضا شاه پهلوی در «مأموریت برای وطنم» نیز همین گفتوگو را با نام کوههای البرز و الوند بازگو میکند. خروشچف به روایت محمدرضا شاه پهلوی سرانجام پذیرفت که ایران قصد تجاوز به شوروی ندارد.
دیدگاه محمدرضا شاه پهلوی
محمدرضا شاه پهلوی پیمان بغداد را پیمانی صرفاً دفاعی میدانست که پاسخ تجربهٔ تلخ اشغالهای پیشین بود. میلانی مینویسد که محمدرضا شاه پهلوی در ۱۳۳۴ از هواداران اصلی کنار گذاشتن بیطرفی بود و در ۱۳۴۰ نیز به سفیر آمریکا گفت که ایران «باید به غرب پیوسته بماند» و اندیشهٔ ایران بیطرف را دفاعناپذیر میداند. به نوشتهٔ میلانی، دکتر علی امینی، که بعدها نخستوزیر شد، نیز از هواداران پرشور پیوستن ایران به پیمان بود.
دیدگاه مخالفان و شوروی
شوروی پیمان را تجاوزکارانه و ناقض پیمانهای دوجانبه میخواند. میلانی مینویسد که پیوستن ایران خشم شوروی و بسیاری از مخالفان داخلی را برانگیخت. هواداران جبههٔ ملی در سالهای بعد سیاست «عدم تعهد» را پیش کشیدند. به نوشتهٔ میلانی، حتی وزارت امور خارجهٔ آمریکا از این چرخش جبههٔ ملی خشنود نبود و همین امر از پشتیبانی کارشناسان آمریکایی از شریک کردن جبههٔ ملی در قدرت کاست.
داوری دربارهٔ کارایی پیمان
سپهبد ارفع مینویسد که نظامیان امید داشتند پیمان توان دفاعی ارتش را بهسرعت افزایش دهد و دیگران گمان میکردند که کمک مالی غرب توسعهٔ اقتصادی گستردهای را آغاز خواهد کرد. به نوشتهٔ ارفع، پس از چندی روشن شد که این کمکها، که پیش از پیوستن ایران نیز میرسید، چندان افزایش نمییابد و سیاست قدرتهای غربی در بسیاری موارد با سیاست سه عضو منطقهای پیمان ناسازگار است: عراق از پیمان پشتیبانی از سیاست ضدصهیونیستی خود را میخواست، ایران سلاح و کمک اقتصادی بیشتر میخواست و پاکستان در کشمیر و در برابر هند و افغانستان پشتیبانی میطلبید. محمدرضا شاه پهلوی نیز در «پاسخ به تاریخ» مینویسد که خروشچف بعدها گفته بود پیمان بغداد مانند حباب صابون از هم خواهد پاشید و اعتراف میکند که بیستوپنج سال بعد باید پذیرفت حق با او بوده است.
پیامد
عبدالکریم قاسم، افسر ارتش عراق، در ۲۳ تیر ۱۳۳۷ (۱۴ ژوئیهٔ ۱۹۵۸) پادشاهی عراق را سرنگون کرد و عراق در فروردین ۱۳۳۸ (مارس ۱۹۵۹) از پیمان بیرون رفت. پیمان در مرداد ۱۳۳۸ نام «سازمان پیمان مرکزی» (سنتو) گرفت و ستاد آن از بغداد به آنکارا رفت.
محمدرضا شاه پهلوی در «مأموریت برای وطنم» مینویسد که اعضای پیمان پس از کودتای عراق از آمریکا خواستند به پیمان بپیوندد، اما آمریکا بهجای عضویت کامل پیشنهاد کرد با ترکیه، پاکستان و ایران پیمانهای دفاعی دوجانبه ببندد و متعهد شود که در صورت حملهٔ «کمونیسم بینالمللی» به یاری آنان بشتابد. میلانی مینویسد که آمریکا برای نپیوستن به پیمان دلایل گوناگونی میآورد، از جمله اینکه آمریکا در آن صورت ناگزیر میشد تعهدی امنیتی به اسرائیل نیز بدهد. ایران و آمریکا در اسفند ۱۳۳۷ (مارس ۱۹۵۹) پیمان همکاری دوجانبه را امضا کردند.
میلانی مینویسد که ناکامی کوششهای محمدرضا شاه پهلوی برای عضویت کامل آمریکا و بریتانیا در پیمان، و ناکافی دانستن «دکترین آیزنهاور»، محمدرضا شاه پهلوی را به آغاز گفتوگو با شوروی دربارهٔ پیمان عدم تجاوز واداشت. محمدرضا شاه پهلوی در ۹ بهمن ۱۳۳۷ (۲۹ ژانویهٔ ۱۹۵۹) به دنیس رایت، دیپلمات بریتانیایی، از پیمان بغداد و ناکافی بودن کمکها گلایه کرد و گفت که مذاکره با روسها را آغاز کرده است. این گفتوگوها سرانجام به نتیجه نرسید و ایران در پیمان ماند.
سپهبد ارفع مینویسد که بحث دربارهٔ ماندن ایران در پیمان، بسته به فشارهای داخلی و خارجی، هر چند گاه بالا میگرفت. نصیر عصار در مصاحبهٔ ۱۳۶۱ خود میگوید که در ماههای دولت جعفر شریفامامی در ۱۳۵۷ زمزمههایی علیه سنتو برخاست و او، که در آن هنگام عنوان مشاور وزیر امور خارجه را داشت، برای دو وزیر امور خارجهٔ آن ماهها پیام فرستاد که اگر میخواهند رابطه با سنتو را دگرگون کنند، دستکم از آن در داد و ستد با شوروی بهره بگیرند. به گفتهٔ عصار، ایران میتوانست در برابر کنارهگیری از سنتو از شوروی بخواهد که مواد پنجم و ششم پیمان مودت ۱۹۲۱، که شوروی در جنگ و در بحران آذربایجان به آنها استناد کرده بود، یک بار برای همیشه کنار بگذارد. عصار با افسوس میگوید که ایران میتوانست از عضویت خود در این دستگاه «یک بهرهبرداری سیاسی بسیار جالبی» بکند، اما این کار انجام نشد.
نصیر عصار میپذیرد که پیمان هرگز برای هدف اصلی خود، یعنی رویارویی با پیشروی کمونیسم شوروی، به کار نرفت، زیرا آن فرصت هرگز پیش نیامد. به گفتهٔ او، هر عضو پیمان حساب جداگانهای هم داشت: کشورهای عرب گمان میکردند پیمان را میتوان در برابر اسرائیل به کار گرفت، پاکستان آن را سپری در برابر هند میدید و ایران امید داشت در دعاوی خود با عراق از آن یاری بگیرد. عصار میافزاید که تنها ترکیه، که از ۱۹۵۲ عضو ناتو بود، پیمان را حلقهٔ دیگری بر زنجیرهٔ دفاعی خود در برابر شوروی میدانست. به گفتهٔ او، پاکستان در هیچیک از جنگهای خود با هند از سنتو یاری نگرفت، و پس از جدا شدن بنگلادش چنان سرخوردگیای یافت که اگر اصرار و ارشاد محمدرضا شاه پهلوی نبود، ذوالفقار علی بوتو، رهبر پاکستان، شاید اقدام تندتری در برابر سنتو انجام میداد. عصار میگوید که بوتو به توصیهٔ شاهنشاه نه تنها از پیمان کناره نگرفت، بلکه به جای سفیر پاکستان در ترکیه، یک وزیر را به شورای وزیران سنتو فرستاد.
با این همه، عصار سنتو را در زمینههایی که طراحانش هرگز به آنها نیندیشیده بودند بسیار مؤثر میداند. به گفتهٔ او، در نخستین سفرش به ترکیه در ۱۳۳۵ برای تماس تلفنی از آنکارا با تهران باید خط را از راه زوریخ و لندن وصل میکرد، و راه زمینی تبریز به مرز ترکیه کورهراهی بود که مسافران صد سال پیش با اسب و قاطر میپیمودند. عصار روایت میکند که شورای وزیران سنتو کمیتهای اقتصادی پدید آورد که با کمک بلاعوض و اعتبارات آمریکا و بریتانیا شبکهٔ مخابراتی میان ایران، پاکستان و ترکیه، جادهسازی، راهآهنی که تهران را به اروپا پیوند داد و سامانهٔ نظارت بر پروازها را به راه انداخت. به گفتهٔ عصار، مهمترین نتیجهٔ سیاسی پیمان تحکیم سریع و عمیق روابط ایران، ترکیه و پاکستان بود. عصار دربارهٔ آمریکا توضیح میدهد که این کشور از نظر حقوقی پیمان را امضا نکرده بود و خود را «کشور شرکتکننده» میخواند، اما کنگرهٔ آمریکا به دولت آن کشور اجازه داده بود که همهٔ مسئولیتها و تعهدات عضویت را بپذیرد. عصار در پاسخ به اینکه چرا برخی سنتو را «باشگاه» میخواندند، آن را به چراغی تشبیه میکند که فتیلهاش را پایین کشیدهاند اما روشن است و میتوان در یک آن فتیله را بالا کشید، و میگوید که داشتن دستگاه دفاعی آماده، حتی اگر کاری از آن ساخته نباشد، بسیار بهتر از نداشتن آن است.
داوری منابع
سفر ۱۳۳۳، نظارت آمریکا، کنار گذاشتن بیطرفی، گفتوگو با شوروی در ۱۳۳۷ و موضع ۱۳۴۰.
محمدرضا شاه پهلوی در این اثر از دیدار با خروشچف و سوءقصد به علاء سخن میگوید.
گفتوگو با رهبران شوروی، پیوند ناتو و سیتو، پیمانهای دوجانبه پس از کودتای عراق.
نویسنده در این اثر از پیدایش پیمان، اعضا، نقش آمریکا، کارنامهٔ اقتصادی و سیاسی، «باشگاه» و چراغ کمسو، نقش محمدرضا شاه پهلوی در نگه داشتن پاکستان، پیشنهاد بهرهبرداری از کنارهگیری در برابر شوروی سخن میگوید.
حسن ارفع در این اثر از دودستگی افکار عمومی، اعلام ۱۹ و ۲۰ مهر، اعتراض شوروی و بازگرداندن طلا سخن میگوید.