پهلوی دوم
خروج محمدرضا شاه پهلوی از ایران
شاهنشاهی
۲۶ دی ۲۵۳۷
میلادی
۱۶ ژانویه ۱۹۷۹
خلاصه
محمدرضا شاه پهلوی و شهبانو فرح پهلوی در نیمروز ۲۶ دی ۱۳۵۷ (۱۶ ژانویهٔ ۱۹۷۹) با هواپیمای «شاهین» از فرودگاه مهرآباد تهران به سوی مصر پرواز کردند. سفر بهطور رسمی برای «چند هفته استراحت» اعلام شده بود. شهبانو فرح پهلوی در خاطرات خود، «کهن دیارا»، مینویسد که شاهنشاه و او امید داشتند دوری موقت پادشاه شورش را آرام کند. شاهنشاه تا رأی اعتماد مجلس شورای ملی به دولت شاپور بختیار در فرودگاه ماند و پس از رسیدن بختیار، کشور را به او و به خداوند سپرد. شاهنشاه خود هواپیما را تا بیرون از آسمان ایران هدایت کرد. این آخرین بار بود که او ایران را میدید. آیتالله روحالله خمینی دو هفته و اندی بعد، در ۱۲ بهمن ۱۳۵۷، به ایران بازگشت و ارتش در ۲۲ بهمن اعلام بیطرفی کرد.
زمینه
اندرو اسکات کوپر، تاریخنگار، در گاهشمار کتاب «سقوط بهشت» مینویسد که محمدرضا شاه پهلوی در ۱۰ آبان ۱۳۵۷ به سفیران آمریکا و بریتانیا گفته بود ممکن است کشور را ترک کند. به نوشتهٔ همین گاهشمار، شاهنشاه در ۱۶ دی ۱۳۵۷ اعلام کرد که برای «تعطیلاتی» طولانی ایران را ترک خواهد کرد. شهبانو فرح پهلوی در «کهن دیارا» مینویسد که تصمیم به این سفر ده روز پیش از آن گرفته شده بود و پادشاه مایل بود خبر سفر بهصورت سفری برای استراحت اعلام شود. محمدرضا شاه پهلوی در کتاب «پاسخ به تاریخ» مینویسد که برنامهٔ سفر او، به گفتهٔ خودش «بهگونهای جالب»، در ۲۱ دی ۱۳۵۷ از سوی سایروس ونس، وزیر خارجهٔ آمریکا، در واشینگتن اعلام شد.
محمدرضا شاه پهلوی در «پاسخ به تاریخ» یادآوری میکند که دکتر کریم سنجابی، رهبر جبههٔ ملی، تشکیل دولت را به این شرط پذیرفته بود که شاهنشاه برای «تعطیلات» از ایران برود. به نوشتهٔ شاهنشاه، سنجابی نه به تعیین شورای سلطنت، که از نظر قانون اساسی ضروری بود، و نه به رأی اعتماد مجلس پیش از سفر پایبند بود. شاهنشاه این راهحل را نپذیرفت. عباس میلانی، تاریخنگار، در کتاب «شاه» مینویسد که به روایت دفتر خاطرات کاخ سفید جیمی کارتر، رئیسجمهور آمریکا، ویلیام سالیوان، سفیر آمریکا در تهران، پافشاری میکرد که هر راهحلی به خروج سریع شاهنشاه از کشور بستگی دارد.
میلانی مینویسد که در آغاز قرار بود محمدرضا شاه پهلوی به آمریکا برود. به نوشتهٔ او، چند روز پیش از سفر، کارتر از او خواست در مصر توقف کند تا با انور سادات، رئیسجمهور مصر، و جرالد فورد، رئیسجمهور پیشین آمریکا، دربارهٔ پیمان کمپ دیوید رایزنی کند. میلانی میافزاید که امیراصلان افشار، رئیس کل تشریفات شاهنشاهی، به فرمان شاهنشاه کوشید با دفتر سادات تماس بگیرد، اما خطوط تلفن مصر را نیز کارکنان اعتصابی قطع کرده بودند. به نوشتهٔ میلانی، سفارت آمریکا در تهران خطوط ویژهٔ خود را برای این تماس در اختیار گذاشت و قرار شد شاهنشاه در بعدازظهر ۲۶ دی تهران را ترک کند. میلانی مینویسد که جز مصر و آمریکا، کمابیش همهٔ کشورهایی که با آنان دربارهٔ روادید یا پناهندگی تماس گرفته شده بود، پاسخ منفی دادند. به نوشتهٔ او، آلمان باختری علت را سرمایهگذاریهای بزرگ آلمان در ایران و ۱۳ هزار آلمانی شاغل در ایران اعلام کرد.
شهبانو فرح پهلوی مینویسد که شاهزاده رضا پهلوی، پسر بزرگ خانواده، در آن زمان در آمریکا دورهٔ خلبانی هواپیمای شکاری میگذراند. به نوشتهٔ او، شاهدخت فرحناز پهلوی از اواسط آذر ۱۳۵۷ نزد برادرش رفته بود. شاهدخت لیلا و شاهزاده علیرضا پهلوی نیز یک روز پیش از پدر و مادر، به سرپرستی مادر شهبانو، به آمریکا رفتند.
چه رخ داد
بامداد ۲۶ دی در کاخ نیاوران
هر بار که صبح ۲۶ دیماه ۱۳۵۷ را به یاد میآورم، اندوهی عمیق و بیپایان قلبم را میفشارد. آن روز تهران در سکوتی دلهرهآور فرو رفته بود.
تصمیم به این سفر از ده روز پیش گرفته شده بود. ما به طور رسمی برای چند هفته استراحت به خارج از کشور پرواز میکردیم. پادشاه مایل بود خبر سفر به این گونه اعلام گردد.
همان گونه که به هنگام تشکیل دولت به شما گفتم، احساس خستگی میکنم و نیاز به استراحت دارم. همچنین گفته بودم که هرگاه اوضاع مناسب باشد و دولت مستقر شده باشد، سفری خواهم کرد. این سفر اکنون آغاز میشود.
در حال حاضر همه چیز در دست شماست. امیدوارم موفق باشید. من ایران را به خداوند و شما میسپارم.
میخواستم خود را قانع کنم که رفتنم مردم را آرام خواهد کرد، از کینه خواهد کاست و آدمکشان را خلع سلاح خواهد کرد.
متن اصلیI wanted to persuade myself that my departure would calm the people, decrease hatred, and disarm the assassins.
آخرین تصویری که از این سرزمین، که سی و هفت سال بر آن پادشاهی کرده و اندکی از خونم را به آن پیشکش کرده بودم، با خود بردم، اندوه هولناک بر چهرههای اشکآلود کسانی بود که برای بدرقهٔ ما آمده بودند.
متن اصلیThe last image which I carried of this land over which I had reigned for thirty-seven years and to which I had offered a little of my blood was that of the frightful distress on the tearful faces of those who had come to bid us farewell.
شکسپیری لازم است تا حق آنچه ایرانیان در آخرین روز پادشاهشان در کشورش با او کردند ادا شود.
متن اصلیIt needs a Shakespeare to do justice to what the Iranians did to their sovereign on his last day in his country.
با وجود وانمود رسمی به اینکه او برای تعطیلات و بهبود میرود، همه در دربار، و به احتمال بسیار بیشتر مردم کشور، میدانستند که این سفری یکطرفه است.
متن اصلیIn spite of the official pretense that he was leaving on a holiday for recuperation, everyone at the Court, and arguably most people in the country, knew that this was a one-way trip.
کوپر به نقل از سرهنگ کیومرث جهانبینی، از مسئولان امنیت شخصی شاهنشاه، مینویسد که محمدرضا شاه پهلوی آن روز زود برخاست، روزنامهها را خواند و طبق معمول به دفتر کارش در کاخ جهاننما رفت. به نوشتهٔ کوپر، شاهنشاه برنامهٔ دیدارهای عادی را پذیرفته بود و آخرین نام فهرست، معاون وزیر دربار، برای ساعت یازده بود. شهبانو فرح پهلوی در «کهن دیارا» مینویسد که آن صبح را به برگزیدن آلبومهای عکس و کتابها گذراند. او مینویسد که از مسئولان موزهها خواسته بود هدایای سران کشورها و برخی اشیای شخصی را به موزه ببرند تا به تاراج نروند. به نوشتهٔ شهبانو، او از مأموران تلویزیون خواست از درون کاخ فیلم بگیرند و روزنامهنگاران ایرانی و خارجی را به بازدید از کاخها دعوت کرد تا کسی گمان نکند خانوادهٔ سلطنتی اموال کشور را با خود برده است.
شهبانو فرح پهلوی مینویسد که کارکنان کاخ، که برخی از آنان از خدمتگزاران رضا شاه پهلوی بودند، برای خداحافظی گرد آمدند. او به رسم سفرهای دراز به هر یک یادگاری یا مقداری پول داد. به نوشتهٔ شهبانو، هنگامی که پادشاه به میان آنان آمد، همه گریستند و از او خواستند در کشور بماند. کوپر به نقل از سرهنگ جهانبینی مینویسد که شاهنشاه به آنان گفت: «جای نگرانی نیست. برای استراحتی که مدتها به آن نیاز داشتیم میرویم و بهزودی بازمیگردیم.»
فرودگاه مهرآباد
به روایت شهبانو فرح پهلوی و کوپر، دو هلیکوپتر خانوادهٔ سلطنتی و همراهان را به جایگاه سلطنتی فرودگاه مهرآباد بردند. شهبانو مینویسد که پادشاه از مردم خواسته بود در این روزهای سخت به جای آمدن به فرودگاه بر سر کار خود بمانند. او فرودگاه را، که هواپیماهایش به سبب اعتصاب بر زمین مانده بودند، «مرده» توصیف میکند. محمدرضا شاه پهلوی در «پاسخ به تاریخ» از باد یخزدهای یاد میکند که بر فرودگاه میوزید و از ردیف هواپیماهایی که اعتصاب زمینگیرشان کرده بود.
میلانی و کوپر هر دو مینویسند که شاهنشاه میخواست پیش از رفتن از رأی اعتماد مجلس به دولت بختیار آگاه شود. اما کارکنان اعتصابی خطوط تلفن جایگاه سلطنتی را قطع کرده بودند. به نوشتهٔ میلانی، سرانجام از بیسیم ارتش استفاده شد. محمدرضا شاه پهلوی در «پاسخ به تاریخ» مینویسد که مجلس در همان روز با اکثریتی آسوده به دولت بختیار رأی اعتماد داد. شهبانو فرح پهلوی مینویسد که بختیار همراه جواد سعید، رئیس مجلس شورای ملی، با هلیکوپتر به فرودگاه رسید.
به روایت میلانی و کوپر، یکی از افسران خود را به پای شاهنشاه انداخت و از او خواست ایران را ترک نکند. کوپر این افسر را تیمسار بدرهای، فرمانده نیروی زمینی، میخواند. شاهنشاه او را از زمین بلند کرد. شهبانو فرح پهلوی مینویسد که شاهنشاه به روزنامهنگاران ایرانی گفت که احساس خستگی میکند و نیاز به استراحت دارد، و اکنون که دولت مستقر شده، سفر آغاز میشود. شهبانو خود افزود که ایران در تاریخ دراز خود لحظههای دردناکی دیده است، اما فرهنگ و هویت ایرانی پیروز خواهد شد.
واگذاری فرماندهی ارتش
میلانی و کوپر دربارهٔ فرمان واگذاری اختیارات فرماندهی کل قوا به تیمسار عباس قرهباغی، رئیس ستاد بزرگ ارتشتاران، روایتهای گوناگون دارند. میلانی مینویسد که شاهنشاه سرانجام فرمان را بر شانهٔ خمیدهٔ قرهباغی امضا کرد و در پاسخ به پرسش او دربارهٔ دستورهای واپسین گفت: «هر کار درست میدانید بکنید. چیزی برای گفتن ندارم.» کوپر به نقل از سرهنگ جهانبینی مینویسد که شاهنشاه فرمان را امضا نکرد و دو بار به قرهباغی گفت که اگر چیزی برای امضا دارد، آن را نزد دولت ببرد.
پرواز
به روایت شهبانو فرح پهلوی، شاهنشاه به بختیار گفت: «من ایران را به خداوند و شما میسپارم.» کوپر مینویسد که خانوادهٔ سلطنتی پیش از سوار شدن از زیر قرآن گذشتند. به نوشتهٔ کوپر، هواپیما در ساعت ۱۳:۲۴ به وقت تهران از زمین برخاست. شهبانو فرح پهلوی مینویسد که شاهنشاه پشت فرمان نشست و در تمام مدت پرواز بر فراز خاک ایران هواپیما را هدایت کرد. به نوشتهٔ او، شاهنشاه پس از خروج از آسمان ایران فرمان را به خلبان سپرد. میلانی به نقل از رئیس گارد حفاظت شخصی شاهنشاه مینویسد که شاهنشاه بیم داشت هواپیما را به جایی جز مقصد برنامهریزیشده ببرند.
محمدرضا شاه پهلوی
محمدرضا شاه پهلوی در «پاسخ به تاریخ» مینویسد که نمیتواند و نمیخواهد احساس خود را در روز ۲۶ دی ۱۳۵۷ بهتمامی بیان کند. به نوشتهٔ او، پیشآگاهی تلخی داشت، زیرا میدانست چه ممکن است روی دهد. شاهنشاه مینویسد که میخواست خود را قانع کند که رفتنش مردم را آرام میکند، از کینهها میکاهد و آدمکشان را خلع سلاح میکند. او آخرین تصویری را که از سرزمینش با خود برد، چهرههای اشکآلود بدرقهکنندگان میشمارد.
شهبانو فرح پهلوی
شهبانو فرح پهلوی در «کهن دیارا» مینویسد که برای او تصورناپذیر بود مردی که بیست و هفت سال از زندگی خود را به ملتش ارزانی داشته بود، اعتماد مردم را دوباره به دست نیاورد. به نوشتهٔ شهبانو، پادشاه در برابر کسانی که خواستار تیراندازی ارتش به تظاهرکنندگان بودند، همواره پاسخ میداد که پادشاه نمیتواند تخت و تاجش را به بهای خون هموطنانش نگاه دارد.
همراهان و ناظران
کوپر از امیراصلان افشار نقل میکند که برای حق مطلب دربارهٔ آنچه ایرانیان در آخرین روز با پادشاهشان کردند، «شکسپیری» لازم است. میلانی مینویسد که با وجود وانمود رسمی به سفری برای استراحت، همه در دربار و به احتمال زیاد بیشتر مردم کشور میدانستند که این سفری بیبازگشت است.
ورقهٔ وابسته
دولت شاپور بختیاردولت شاپور بختیار همان کابینهای است که محمدرضا شاه پهلوی پیش از خروج به آن سپرد.
با اندکی اکراه و زیر فشار خارجی پذیرفتم که او را به نخستوزیری منصوب کنم. همیشه او را انگلوفیل و عامل بریتیش پترولیوم میدانستم.
متن اصلیIt was with some reluctance and under foreign pressure that I agreed to appoint him Prime Minister. I had always considered him an Anglophile and an agent of British Petroleum.
ورقهٔ وابسته
کنفرانس گوادلوپکنفرانس گوادلوپ ده روز پیش از خروج محمدرضا شاه پهلوی از ایران برگزار شد.
باور دارم که در آن دیدارها فرانسویها و آلمانیهای غربی با پیشنهادهای بریتانیا و آمریکا برای برکناری من همراه شدند. شاید این دیدارهای گوادلوپ روزی «یالتای خاورمیانه» شناخته شود، با این تفاوت چشمگیر که گیرندهٔ این بخشش، یعنی اتحاد شوروی، در آن حاضر نبود.
متن اصلیI believe that during those meetings the French and the West Germans agreed with the British and the American proposals for my ouster. These Guadaloupe meetings may prove to be the "Yalta of the Mideast," with the notable absence of the recipient (U.S.S.R.) of the largesse.
پیامد
کوپر به نقل از جان وستبرگ، وکیل آمریکایی ساکن تهران، مینویسد که پس از پرواز هواپیما، مردم با بوق خودروها و روشن کردن چراغها به خیابانها ریختند. میلانی مینویسد که روزنامهٔ کیهان بیدرنگ ویژهنامهای با تیتر «شاه رفت» منتشر کرد. شهبانو فرح پهلوی مینویسد که بختیار سی و هفت روز بعد برای رهایی از مرگ ناچار به گریز از ایران شد و نخستین دولت اسلامی از سوی آیتالله خمینی اعلام شد. به نوشتهٔ کوپر، آیتالله خمینی در ۱۲ بهمن ۱۳۵۷ به تهران بازگشت. ارتش در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ اعلام بیطرفی کرد و انقلابیان قدرت را به دست گرفتند. میلانی مینویسد که سفر محمدرضا شاه پهلوی سرگردانیای نزدیک به یکساله در جستوجوی پناهگاه را آغاز کرد که سرانجام در مصر، همان جایی که آغاز شده بود، پایان یافت.
داوری منابع
فرح پهلوی در این اثر از تصمیم ده روز پیش، فرزندان، کاخ، فرودگاه، سخنان به روزنامهنگاران و بختیار، هدایت هواپیما سخن میگوید.
محمدرضا شاه پهلوی در این اثر از شرط سنجابی، اعلام ونس، رأی اعتماد، فرودگاه، واپسین تصویر سخن میگوید.
عباس میلانی در این اثر از سالیوان، هلیکوپتر، افسر، قرهباغی، تلفنها، بختیار، خلبانی، مقصد، روادیدها، کیهان سخن میگوید.
اندرو اسکات کوپر در این اثر از گاهشمار، بامداد ۲۶ دی، جهانبینی، بدرهای، قرهباغی، ساعت پرواز، وستبرگ، افشار سخن میگوید.