پهلوی دوم
کنفرانس گوادلوپ
شاهنشاهی
۱۵ دی ۲۵۳۷ تا ۱۶ دی ۲۵۳۷
میلادی
۵ ژانویه ۱۹۷۹ تا ۶ ژانویه ۱۹۷۹
این ورقه بخشی از خروج محمدرضا شاه پهلوی از ایران است. کنفرانس گوادلوپ ده روز پیش از خروج محمدرضا شاه پهلوی از ایران برگزار شد.
خلاصه
کنفرانس گوادلوپ دیداری غیررسمی میان رهبران چهار قدرت غربی بود که در ۱۵ و ۱۶ دی ۱۳۵۷ خورشیدی (۲۵۳۷ شاهنشاهی) در جزیرهٔ گوادلوپ، از سرزمینهای فرانسه در دریای کارائیب، برگزار شد. والری ژیسکار دستن، رئیسجمهور فرانسه، جیمی کارتر، رئیسجمهور ایالات متحده، جیمز کالاهان، نخستوزیر بریتانیا، و هلموت اشمیت، صدراعظم آلمان غربی، در این دیدار دربارهٔ روابط شرق و غرب، بهای نفت و بحرانهای چند منطقه گفتوگو کردند. رهبران چهار کشور در بیانیههای پایانی خود نامی از ایران نبردند، اما یادداشتهای روزانهٔ کارتر و گزارش بریتانیایی جلسه نشان میدهد که آنان در نشست صبح ۱۶ دی بر این نکته همرأی شدند که محمدرضا شاه پهلوی باید هرچه زودتر ایران را ترک کند. محمدرضا شاه پهلوی بعدها در کتاب «پاسخ به تاریخ» این دیدار را «یالتای خاورمیانه» خواند و هوادارانش آن را لحظهای دانستند که قدرتهای غربی تصمیم به کنار گذاشتن او گرفتند. شاهنشاه آریامهر ده روز پس از پایان کنفرانس، در ۲۶ دی ۱۳۵۷، ایران را ترک کرد.
زمینه
در روزهایی که رهبران غربی برای دیدار گوادلوپ آماده میشدند، دولت نظامی ارتشبد غلامرضا ازهاری به بنبست رسیده بود. اندرو اسکات کوپر، تاریخنگار آمریکایی، در کتاب «سقوط بهشت» در گاهشمار رویدادها مینویسد که حکومت نظامی در ۶ دی ۱۳۵۷ در تهران از هم پاشید و محمدرضا شاه پهلوی در ۸ دی شاپور بختیار را به جای ازهاری برگزید. محمدرضا شاه پهلوی در «پاسخ به تاریخ» مینویسد که در ۸ دی از بختیار خواست دولتی غیرنظامی تشکیل دهد و در ۱۲ دی، در نخستین حضور عمومی خود پس از دو ماه، آمادگیاش را برای سفری استراحتی پس از تأیید دولت بختیار اعلام کرد. شاهنشاه در همان کتاب تأکید میکند که این انتصاب را «با اکراه و زیر فشار خارجی» پذیرفت و پس از دیدار با لرد جورج براون، وزیر خارجهٔ پیشین بریتانیا، که دست او را گرفته و از او خواسته بود دو ماه به مرخصی برود، تصمیم نهایی را گرفت.
همزمان، عربستان سعودی و دیگر تولیدکنندگان عرب نفت از آشفتگی ایران بهره گرفتند. کوپر مینویسد که این کشورها افزایشی دورقمی در بهای نفت را به تصویب رساندند و این تصمیم، همراه با قطع صادرات نفت ایران، جهشی در بهای نفت پدید آورد که کارشناسان آن را با «شوک نفتی» دوم مقایسه میکردند. به این ترتیب، بحران ایران دیگر تنها مسئلهٔ سیاست داخلی یک متحد غرب نبود و اقتصاد کشورهای صنعتی را نیز تهدید میکرد.
ژنرال رابرت هایزر، معاون فرماندهی نیروهای ایالات متحده در اروپا، در همان روزها بیاعلام قبلی به تهران رسید. شهبانو فرح پهلوی در کتاب خاطرات خود، «کهن دیارا»، تاریخ ورود او را ۵ ژانویهٔ ۱۹۷۹، یعنی ۱۵ دی ۱۳۵۷ و همان روز آغاز کنفرانس گوادلوپ، مینویسد، اما کوپر در گاهشمار کتاب خود ورود هایزر را ۱۴ دی ثبت میکند. شهبانو میافزاید که به او خبر دادند مأموریت هایزر کوشش برای اعلام بیطرفی ارتش بوده است، و سالها بعد ژنرال الکساندر هیگ، فرماندهٔ ناتو، به او گفت که در اعتراض به همین مأموریت از کار خود کناره گرفته است، زیرا باور داشت ارتش ایران باید جلوی هرج و مرج را بگیرد. محمدرضا شاه پهلوی نیز در «پاسخ به تاریخ» مینویسد که سفر بیخبر هایزر او را پریشان کرد، زیرا هایزر پیش از آن همیشه دیدارهایش را از مدتها پیش هماهنگ میکرد. به گزارش کوپر، اردشیر زاهدی، سفیر ایران در واشینگتن، از این مأموریت چنان خشمگین شد که خواستار بازداشت و اخراج هایزر شد، اما شاهنشاه چنین اقدامی را نپذیرفت.
عباس میلانی، تاریخنگار و نویسندهٔ زندگینامهٔ «شاه»، مینویسد که کاخ سفید در ۱۶ آذر ۱۳۵۷ اعلام کرد که والری ژیسکار دستن، رئیسجمهور فرانسه، کارتر، اشمیت و کالاهان را به «گفتوگوهای شخصی و غیررسمی دربارهٔ مسائل سیاسی و تحولات بینالمللی» دعوت کرده است. بر پایهٔ همین اعلامیه، هر رئیس دولت تنها یک دستیار همراه خود میآورد. زبیگنیو برژینسکی، مشاور امنیت ملی رئیسجمهور آمریکا، همراه کارتر به گوادلوپ رفت. میلانی یادآوری میکند که برژینسکی در آن زمان از استوارترین هواداران محمدرضا شاه پهلوی در دولت آمریکا به شمار میرفت و این همراهی باید برای شاهنشاه خبری خوش بود. برژینسکی پیش از سفر به خبرنگاران گفت که وخامت اوضاع ایران احتمالاً در گفتوگوهای چهار رهبر جایگاهی برجسته خواهد داشت و کارتر حمایت خود را از پادشاه ایران تکرار خواهد کرد. میلانی همچنین مینویسد که برژینسکی دو روز پیش از کنفرانس به کارتر پیشنهاد کرد که پس از گوادلوپ فرستادهای به تهران بفرستد تا نشانهٔ علاقهٔ آمریکا و منافع مشترک غرب باشد.
چه رخ داد
روز نخست: ۱۵ دی
باور دارم که در آن دیدارها فرانسویها و آلمانیهای غربی با پیشنهادهای بریتانیا و آمریکا برای برکناری من همراه شدند. شاید این دیدارهای گوادلوپ روزی «یالتای خاورمیانه» شناخته شود، با این تفاوت چشمگیر که گیرندهٔ این بخشش، یعنی اتحاد شوروی، در آن حاضر نبود.
متن اصلیI believe that during those meetings the French and the West Germans agreed with the British and the American proposals for my ouster. These Guadaloupe meetings may prove to be the "Yalta of the Mideast," with the notable absence of the recipient (U.S.S.R.) of the largesse.
در میان آن سه تن پشتیبانی بسیار اندکی از پادشاه یافتم. همگی بر این باور بودند که باید دولتی غیرنظامی برقرار شود. با من همرأی بودند که ارتش باید در صورت امکان نیرومند و دستنخورده بماند. همگی یکصدا گفتند که پادشاه باید هرچه زودتر کشور را ترک کند.
متن اصلیFound very little support among the other three for the Shah. They all thought that the civilian government would have to be established. And they agreed with me that the military ought to be kept strong and intact if possible. They were unanimous in saying that the Shah ought to leave as soon as possible.
در جریان یک بحث کلی، همگان توافق داشتند که پادشاه ناچار است ظرف چند روز آینده ایران را ترک کند.
متن اصلیIn the course of a general discussion there was general agreement that the Shah would have to leave Iran within the next few days.
او تهران و بخارست را همانند میدانست و میگفت که از مدتها پیش میدانسته است که پادشاه خودبزرگبین سرنگون خواهد شد.
متن اصلیhe considered Tehran and Bucharest to be similar. That he had long known the megalomaniac Shah would be brought down.
این دیدار برای پادشاه و بسیاری از هوادارانش ابعادی اسطورهای یافته است. به گفتهٔ آنان، گوادلوپ «نقطهٔ عطفی» بود که تصمیم به «کنار گذاشتن پادشاه» در آن قطعی شد.
متن اصلیFor the Shah and many of his supporters, this meeting has taken on mythic proportions. It was, they claim, the "watershed" moment when the decision to "get rid of the Shah" was finalized.
میان گزارشهای «رسمی» این دیدار و آنچه رهبران بعدها به یاد آوردند یا در خاطراتشان نوشتند، تفاوتهایی شگفتانگیز هست.
متن اصلیThere are fascinating differences between "official" accounts of the meeting and what the leaders later remembered or wrote in their memoirs.
ما تنها پس از آنکه به اکراه ناچار شدیم نتیجه بگیریم که پادشاه توان اقدام قاطع ندارد، از او دست میکشیم.
متن اصلیWe are giving up on the Shah only after being forced reluctantly to conclude that he is incapable of decisive action.
کوپر مینویسد که کارتر، کالاهان، ژیسکار دستن و اشمیت روز جمعه ۱۵ دی ۱۳۵۷ به گوادلوپ رسیدند تا در نشستی چهارجانبه دربارهٔ مسائل گوناگون جنگ سرد گفتوگو کنند. میلانی محل گفتوگوها را هتل هاماک در کرانهٔ جنوبی جزیرهٔ گراند تر میداند و به نقل از گزارشهای آمریکایی مینویسد که رهبران زیر سایبانی کاهپوش و روباز، که مردم محلی آن را «آجوپا» مینامند، در حدود سی متری دریا مینشستند. به نوشتهٔ میلانی، از نشستهای چهار رهبر صورتجلسهای در دست نیست. بیش از صد و بیست خبرنگار کارتر را همراهی میکردند و همین خبرنگاران دریافتند که در نخستین نشست سهساعته، کارتر و کالاهان بیشترین سخن را گفتند.
کوپر مینویسد که نشست صبح روز نخست به روابط شرق و غرب گذشت. به نوشتهٔ کوپر، کارتر حس کرد که هلموت اشمیت حالی تند و بدبینانه دارد. صدراعظم آلمان غربی در میانهٔ انتقاد از نیکلای چائوشسکو، رئیسجمهور رومانی، از موضوع بیرون رفت و گفت که تهران و بخارست را همانند میداند و از مدتها پیش میدانسته است که پادشاه ایران سقوط خواهد کرد. به گزارش کوپر، دیگر رهبران از کنار این سخن گذشتند و گفتوگو به لئونید برژنف، رهبر شوروی، کشید. چهار رهبر و همسرانشان ناهار را در ویلا کرئول خوردند و شب را با شام کباب، نمایش موجسواری بادبانی و کنسرت نوازندگان محلی به پایان بردند.
روز دوم: گفتوگو دربارهٔ ایران
کوپر روایت میکند که کارتر موضوع ایران و آیندهٔ محمدرضا شاه پهلوی را در نشست صبح شنبه ۱۶ دی پیش کشید. کارتر در یادداشت روزانهٔ خود نوشت که در میان سه رهبر دیگر پشتیبانی چندانی از پادشاه ایران نیافت، هر سه بر برقراری دولتی غیرنظامی و نگه داشتن ارتش نیرومند و یکپارچه تأکید کردند و همگی گفتند که پادشاه باید هرچه زودتر ایران را ترک کند. کوپر بیدرنگ داوری خود را میافزاید: رهبران غربی درنیافتند که تنها حضور محمدرضا شاه پهلوی در ایران ارتش را یکپارچه نگاه میداشت.
گزارش بریتانیایی همین گفتوگو، که کوپر آن را نقل میکند، جزئیات بیشتری به دست میدهد. بر پایهٔ این گزارش، چهار رهبر در یک بحث کلی توافق کردند که پادشاه ناچار است ظرف چند روز آینده ایران را ترک کند. کارتر در همان نشست گفت که با بازگشت ارتشبد فریدون جم به ایران، بخت دستیابی به سرانجامی پایدار بیش از دو هفته پیش است. رهبران همچنین پذیرفتند که هر دولت آیندهٔ ایران احتمالاً در شوراهای عرب نقش میانهرو کمتری خواهد داشت و شاید به اتحاد شوروی نزدیکتر شود.
ژیسکار دستن و آیتالله خمینی
کوپر مینویسد که ژیسکار دستن در گوادلوپ از تصمیم خود برای پذیرفتن آیتالله روحالله خمینی در فرانسه دفاع کرد، هرچند فعالیت سیاسی و سخنرانیهای آیتالله خمینی به روشنی شرایط روادید او را زیر پا میگذاشت. کارتر در یادداشت روزانهاش نوشت که ژیسکار دستن پیشتر تصمیم به اخراج آیتالله خمینی از فرانسه گرفته بود، اما به گفتهٔ ژیسکار دستن، پادشاه ایران گفته بود بهتر است آیتالله خمینی در فرانسه بماند تا به عراق یا لیبی نرود. به نوشتهٔ کوپر، رئیسجمهور فرانسه خویشتنداری پادشاه را در دورانی که توان اقدام سخت را داشت ستود، اما گفت که سیاستمداران دیگر در ایران وزنی ندارند و کشمکش اصلی میان ارتش و رهبران دینی خواهد بود.
لئون براسور روایت ژیسکار دستن را نمیپذیرد. براسور در مصاحبه با برنامهٔ تاریخ شفاهی بنیاد مطالعات ایران در ۱۳۶۳ خورشیدی میگوید که ادعای درخواست پادشاه برای نگه داشتن آیتالله خمینی در فرانسه از «دروغهای تاریخی» است. به روایت براسور، وزارت خارجهٔ فرانسه با پذیرفتن آیتالله خمینی مخالف بود، اما ژیسکار دستن خود به پادشاه تلفن کرد و پرسشی پیش کشید که تنها یک پاسخ داشت، و پادشاه گفت که حضور آیتالله خمینی در فرانسه برای او خطری ندارد و بهتر از ماندن او در عراق است. براسور میافزاید که ژیسکار دستن سپس این پاسخ را به درخواست پادشاه برگرداند و در گوادلوپ دیگران را بر ضد پادشاه برانگیخت. براسور ریشهٔ این دشمنی را در سفر ژیسکار دستن به تهران میجوید، که به روایت او رئیسجمهور فرانسه از تهران مستقیماً به ریاض پرواز کرد و این بیاعتنایی به آداب دیپلماتیک بر پادشاه سخت گران آمد.
پایان کنفرانس
کوپر مینویسد که رهبران چهار کشور پس از گفتوگو دربارهٔ ایران به موضوعهایی پرداختند که در آن زمان کمتر از فروپاشی سیاسی پادشاه ایران فوری به نظر نمیرسید: بهای نفت، خودداری اسرائیل از واگذاری کرانهٔ باختری و غزه، اقتصاد ترکیه، حملهٔ ویتنام به کامبوج و ناآرامی در زئیر و جنوب آفریقا. میلانی مینویسد که چهار رهبر در سخنان کوتاه پایانی خود حتی نامی از ایران نبردند و چند بار تکرار کردند که در گوادلوپ تصمیمی نگرفتهاند و تنها دربارهٔ موضوعهایی مانند پیمان سالت، کامبوج، چین، شوروی و ژاپن گفتوگویی دوستانه داشتهاند. به نوشتهٔ میلانی، تنها اشارهٔ احتمالی به ایران در سخنان کارتر آمد که از گفتوگو دربارهٔ «کانونهای بالقوهٔ بحران در جهان» سخن گفت.
همزمان در تهران
میلانی یادآوری میکند که در همان روزهای کنفرانس، گفتوگو برای تشکیل دولت در تهران ادامه داشت. محمدرضا شاه پهلوی در ۱۶ دی ۱۳۵۷ آخرین بار دکتر غلامحسین صدیقی، از رهبران جبههٔ ملی، را به حضور پذیرفت و در آن دیدار بختیار را «مردی ملیگرا و شجاع» خواند. به نوشتهٔ میلانی، بختیار شرط پذیرفتن نخستوزیری را خروج پادشاه از کشور گذاشته بود و شاهنشاه سرانجام او را بر صدیقی برگزید. کارتر خبر کابینهٔ تازهٔ بختیار را در گوادلوپ دریافت کرد. گزارش آمریکایی که میلانی نقل میکند انتصاب ارتشبد فریدون جم به وزارت جنگ را کلید جلب پشتیبانی ارتش از دولت تازه میدانست. کوپر مینویسد که بختیار در همان روز ۱۶ دی کابینهٔ خود را در کاخ نیاوران معرفی کرد و محمدرضا شاه پهلوی تأیید کرد که پس از گرفتن رأی اعتماد مجلس برای مدتی نامعلوم از ایران خواهد رفت.
پس از گوادلوپ
کوپر مینویسد که کارتر سهشنبه شب ۱۹ دی به کاخ سفید بازگشت و گزارش تازهٔ برژینسکی را دربارهٔ ایران روی میز خود یافت. برژینسکی در این گزارش نوشت که آمریکا تنها پس از آنکه به اکراه نتیجه گرفت پادشاه توان اقدام قاطع ندارد، از او دست میکشد. کوپر به این داوری خرده میگیرد و مینویسد که برژینسکی یادآوری نکرد که دولت آمریکا در سراسر ناآرامیها پیوسته از پادشاه خواسته بود به روی معترضان نیرو به کار نبرد و حتی او را از خرید تجهیزات مهار شورش، که پاسخی بیخشونت را ممکن میکرد، بازداشته بود. کارتر در حاشیهٔ همین گزارش نوشت که نکوهش تصمیمهای مشترک برای ثبت در پرونده به کار او نمیآید.
محمدرضا شاه پهلوی در «پاسخ به تاریخ» مینویسد که سایروس ونس، وزیر امور خارجهٔ آمریکا، برنامهٔ خروج او را در ۲۱ دی ۱۳۵۷ در واشینگتن اعلام کرد. مجلس به گفتهٔ شاهنشاه در ۲۶ دی به دولت بختیار رأی اعتماد داد و محمدرضا شاه پهلوی و شهبانو فرح پهلوی در همان روز ایران را ترک کردند.
دیدگاه محمدرضا شاه پهلوی
محمدرضا شاه پهلوی در «پاسخ به تاریخ» گوادلوپ را بخشی از زنجیرهٔ فشارهای خارجی میبیند. او تاریخ آغاز کنفرانس را ۱۴ دی مینویسد، که با گزارش کوپر و میلانی دربارهٔ ۱۵ دی یکی نیست، و میافزاید که ژیسکار دستن هدف دیدار را «ارزیابی وضع جهان» با تأکید ویژه بر شرق مدیترانه و خلیج فارس خوانده بود. شاهنشاه باور دارد که در همین دیدار فرانسه و آلمان غربی با پیشنهادهای آمریکا و بریتانیا برای کنار گذاشتن او همراه شدند. او همچنین مینویسد که ژیسکار دستن در همان روزها فرستادهٔ شخصی خود را به تهران فرستاد که «راهحل سیاسی» را توصیه میکرد و میگفت ایران باید به هر بها از رویارویی با اتحاد شوروی بپرهیزد، و شاهنشاه هرگز درنیافت که امور داخلی ایران چه پیوندی با رویارویی شرق و غرب دارد.
دیدگاه هواداران پادشاهی و شاهدان فرانسوی
عباس میلانی مینویسد که گوادلوپ برای پادشاه و بسیاری از هوادارانش جایگاهی اسطورهای یافته است و آنان آن را «نقطهٔ عطفی» میدانند که تصمیم به کنار گذاشتن پادشاه در آن قطعی شد. شهادت لئون براسور، که خود از نزدیک با روابط ایران و فرانسه سروکار داشت، این دیدگاه را تقویت میکند، زیرا او ژیسکار دستن را برانگیزانندهٔ رهبران غربی بر ضد پادشاه در گوادلوپ میداند. شهبانو فرح پهلوی نیز در «کهن دیارا» از مخالفت ژنرال هیگ با مأموریت هایزر یاد میکند و نشان میدهد که حتی در میان فرماندهان غربی کسانی حفظ ثبات ایران را مسئلهٔ اصلی منطقه میدانستند.
دیدگاه تاریخنگاران
میلانی بر تفاوت روایتهای رسمی کنفرانس با خاطرات بعدی رهبران انگشت میگذارد. به نوشتهٔ او، کارتر در خاطراتش از پشتیبانی اندک دیگران از پادشاه و همرأیی همگان بر خروج زودهنگام او سخن میگوید، اما در خاطرات ژیسکار دستن و اشمیت این کارتر بود که نخستین بار پیشنهاد خروج پادشاه را پیش کشید. میلانی همچنین مینویسد که اتحاد شوروی کنفرانس را با دقت زیر نظر داشت. به نوشتهٔ او، مسکو در ۱۵ دی آمریکا را به «نیرنگ سیاسی» و کوشش برای تغییر مسیر رویدادهای ایران متهم کرد، و لحن گزارشهای شوروی نشان میداد که مسکو این نیرنگ را تلاشی برای نگه داشتن پادشاه بر سر قدرت میپنداشت. شوروی پس از کنفرانس ادعا کرد که بر پایهٔ آگاهیهایش در گوادلوپ اصلاً دربارهٔ ایران گفتوگویی نشده است. کوپر از سوی دیگر بر ناسازگاری سیاست غرب تأکید میکند و مینویسد که رهبران غربی پس از آنکه بارها از پادشاه خواسته بودند دست به سرکوب نزند، اکنون او را به نرمی بیش از اندازه و از دست دادن مهار اوضاع متهم میکردند.
پیامد
کنفرانس گوادلوپ به هیچ تصمیم رسمی و مکتوب دربارهٔ ایران نینجامید، اما یادداشتهای کارتر و گزارش بریتانیایی نشان میدهد که چهار قدرت بزرگ غربی در ۱۶ دی ۱۳۵۷ دیگر بقای محمدرضا شاه پهلوی را در ایران شرط ثبات نمیدانستند و خروج او را راه آرام کردن کشور میشمردند. ده روز بعد شاهنشاه آریامهر ایران را ترک کرد. محمدرضا شاه پهلوی در «پاسخ به تاریخ» پیشبینی کرد که گوادلوپ شاید روزی «یالتای خاورمیانه» شناخته شود، با این تفاوت که بهرهگیر اصلی آن، اتحاد شوروی، در دیدار حاضر نبود. این تعبیر در روایت هواداران پادشاهی از انقلاب ۱۳۵۷ جایگاهی ماندگار یافت.
داوری منابع
محمدرضا شاه پهلوی انتصاب بختیار، مأموریت هایزر، کنفرانس گوادلوپ، فرستادهٔ ژیسکار دستن، اعلام برنامهٔ خروج به دست ونس و رأی اعتماد ۲۶ دی را شرح میدهد.
کوپر دو روز کنفرانس، سخن اشمیت، یادداشت کارتر، گزارش بریتانیایی، دفاع ژیسکار دستن، یادداشت برژینسکی و معرفی کابینهٔ بختیار را روایت میکند.
میلانی دعوت ۱۶ آذر، همراهی برژینسکی، محل نشستها، نبودن صورتجلسه، بیانیههای پایانی، تفاوت خاطرات رهبران، واکنش شوروی و انتصاب جم را میآورد.
شهبانو فرح پهلوی ورود هایزر در ۵ ژانویهٔ ۱۹۷۹ و استعفای ژنرال هیگ در اعتراض به مأموریت او را میآورد.
لئون براسور نقش ژیسکار دستن در پذیرفتن آیتالله خمینی و در گوادلوپ و ریشهٔ دلخوری پادشاه از او را بازگو میکند.