# بحرین و بازپس‌گیری تنب‌ها و ابوموسی

تاریخ: ۱۳۵۰ | شاهنشاهی ۲۵۳۰ | ۱۹۷۱
رده: رویداد فرعی و زمینه‌ای
موضوع: international

## خلاصه
نیروهای مسلح شاهنشاهی ایران در بامداد ۹ آذر ۱۳۵۰ (۳۰ نوامبر ۱۹۷۱)، یک روز پیش از پایان پیمان‌های حمایتی بریتانیا با شیخ‌نشین‌های جنوب خلیج فارس، در جزایر ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک فرود آمدند. در ابوموسی، نیروهای ایرانی بر پایهٔ تفاهم‌نامه‌ای که بریتانیا میان ایران و حاکم شارجه فراهم آورده بود، بی‌درگیری مستقر شدند و مقام‌های شارجه از آنان استقبال کردند. در تنب بزرگ، پاسگاه شش‌نفرهٔ پلیس رأس‌الخیمه به سوی نیروهای ایرانی آتش گشود و در این درگیری سه ایرانی و چهار پلیس رأس‌الخیمه جان باختند. این رویداد پایان روندی بود که با اعلام خروج بریتانیا از خلیج فارس در دی ۱۳۴۶ آغاز شد و در آن ایران از ادعای دیرینهٔ خود بر بحرین، پس از همه‌پرسی سازمان ملل متحد، چشم پوشید و در برابر، حاکمیت خود را بر سه جزیرهٔ راهبردی تنگهٔ هرمز بازگرداند.

## زمینه
تنب بزرگ و تنب کوچک در نزدیکی تنگهٔ هرمز و ابوموسی در جنوب غربی آن‌ها قرار دارند، و همین جایگاه آن‌ها را بر سر راه آبراهی نهاده است که بخش بزرگی از نفت جهان از آن می‌گذشت. دولت‌های ایران در دوران قاجار و پهلوی هرگز نظارتی را که بریتانیا در آغاز سدهٔ بیستم میلادی به سود شیخ‌نشین‌های تحت‌الحمایهٔ خود، شارجه و رأس‌الخیمه، بر این جزایر برقرار کرد، به رسمیت نشناختند. جان فاستر، از کارکنان شورای امنیت ملی آمریکا، در یادداشت ۳۱ اردیبهشت ۱۳۴۷ (۲۵۲۷ شاهنشاهی، ۲۱ مه ۱۹۶۸) برای والت روستو، دستیار ویژهٔ رئیس‌جمهور، می‌نویسد که تا هنگامی که بریتانیا جزایر را در دست داشت، محمدرضا شاه پهلوی ادعای ایران را خفته نگاه می‌داشت. به نوشتهٔ فاستر، شاهنشاه اکنون بیم داشت که اگر جزایر به دست کشورهای عرب بیفتد، دیری نپاید که جمال عبدالناصر، رئیس‌جمهور مصر، پایگاهی دریایی در آنجا برپا کند و ایران را محاصره کند. محمدرضا شاه پهلوی در دیدار ۲ مرداد ۱۳۵۲ با هنری کیسینجر در واشینگتن تأکید کرد که همهٔ این جزایر در نقشه‌های نیروی دریایی بریتانیا و حتی در نقشه‌های شوروی ایرانی نشان داده شده‌اند.

ایران از دوران صفوی بحرین را بخشی از خاک خود می‌دانست و این ادعا را در دوران پهلوی نیز حفظ کرده بود. محمدرضا شاه پهلوی در کتاب «پاسخ به تاریخ»، که در ۱۳۵۹ منتشر کرد، یادآوری می‌کند که تنها یک‌ششم جمعیت بحرین ایرانی بود. عباس میلانی، تاریخ‌نگار، در کتاب «شاه» می‌نویسد که محمدرضا شاه پهلوی به این باور رسیده بود که تحقق ادعای ایران بر بحرین ممکن نیست، اما نمی‌خواست بی‌آنکه چیزی به دست آورد از آن بگذرد.

دولت بریتانیا در دی ۱۳۴۶ (ژانویهٔ ۱۹۶۸) اعلام کرد که نیروهای خود را تا پایان ۱۹۷۱ از شرق سوئز و خلیج فارس بیرون خواهد برد. محمدرضا شاه پهلوی در «پاسخ به تاریخ» می‌نویسد که سه ماه پیش از این اعلام، گورونوی رابرتس، فرستادهٔ وزارت امور خارجهٔ بریتانیا، به ایران اطمینان داده بود که بریتانیا در آیندهٔ نزدیک قصد ترک خلیج فارس را ندارد. به نوشتهٔ شاهنشاه، این چرخش او را غافلگیر کرد و او آن را پیامد درخواست بریتانیا برای پیوستن به بازار مشترک اروپا می‌دانست. اندکی بعد، ریچارد نیکسون، رئیس‌جمهور آمریکا، اعلام کرد که ایالات متحده دیگر نقش «پلیس جهان» را بر عهده نخواهد گرفت. محمدرضا شاه پهلوی از اینجا نتیجه می‌گیرد که امنیت ایران تنها با تلاش خود ایران تأمین‌شدنی بود.

اعلام خروج بریتانیا و طرح فدراسیونی از شیخ‌نشین‌های جنوب خلیج فارس، که بحرین، شارجه و رأس‌الخیمه را نیز در بر می‌گرفت، در زمستان ۱۳۴۶ رابطهٔ تهران و لندن را به تنش کشاند. مایر در تلگرام ۱۶ اسفند ۱۳۴۶ (۲۵۲۶ شاهنشاهی، ۶ مارس ۱۹۶۸) گزارش می‌دهد که پرسش‌های فوری محمدرضا شاه پهلوی را در تعطیلات اسکی در سوئیس به خود مشغول داشته بود، و یکی از این پرسش‌ها آن بود که آیا با اشغال تنب و دیگر جزایر میانهٔ خلیج فارس کار را یکسره کند. مایر در تلگرام ۲۴ اسفند ۱۳۴۶ (۱۴ مارس ۱۹۶۸) می‌افزاید که شاهنشاه به این نتیجه رسیده بود که گنجاندن بحرین در فدراسیون، همراه با این پیام ضمنی که بریتانیا تنب‌ها و ابوموسی را به شیخ‌نشین‌ها خواهد سپرد، «تحمل‌ناپذیر» است. به گزارش مایر، محمدرضا شاه پهلوی گفت که اگر بریتانیا بر این راه پافشاری کند، ایران حتی در پیمان سنتو با بریتانیا بر سر یک میز نخواهد نشست.

اردشیر زاهدی، وزیر امور خارجه، در همان روزها به واشینگتن رفت. وزارت امور خارجهٔ آمریکا در تلگرام ۲۶ اسفند ۱۳۴۶ (۱۶ مارس ۱۹۶۸) گزارش می‌دهد که زاهدی در گفت‌وگو با دین راسک، وزیر امور خارجهٔ آمریکا، بریتانیا را به نیرنگ متهم کرد و گفت که دشواری فدراسیون تنها گنجاندن بحرین نیست، بلکه پیوستن رأس‌الخیمه و شارجه و همراه آن‌ها تنب‌ها و ابوموسی نیز هست. به همین گزارش، زاهدی گفت که افکار عمومی ایران این وضع را نمی‌پذیرد، و در همان حال تأکید کرد که ایران چشم به خاک کسی ندارد، بحرین را به زور نخواهد گرفت و حتی خشم افکار عمومی را به جان می‌خرد تا با همه‌پرسی یا راهی دیگر این گره را بگشاید. راسک در پاسخ از ایران خواست که همهٔ پیامدها و گزینه‌ها را در چارچوب وضع خطرناک جهان بسنجد.

میلانی می‌نویسد که محمدرضا شاه پهلوی در دیدار طولانی خود با ریچارد نیکسون در ۱۳۴۶، پیش از ریاست‌جمهوری او، استدلال کرده بود که آمریکا باید دفاع از خلیج فارس را به ایران بسپارد تا آمریکا ناگزیر نشود نیروهای خود را در همهٔ جهان پراکنده کند. به نوشتهٔ میلانی، این اندیشه پس از ریاست‌جمهوری نیکسون در چارچوب «آموزهٔ نیکسون» به سیاست رسمی آمریکا بدل شد. هنری کیسینجر، مشاور امنیت ملی نیکسون، می‌نویسد که محمدرضا شاه پهلوی آماده بود خلأیی را پر کند که خروج بریتانیا پدید آورده بود و نفوذ شوروی و جریان‌های تندرو آن را تهدید می‌کرد.

## گفت‌وگوهای محرمانه با بریتانیا
میلانی می‌نویسد که محمدرضا شاه پهلوی به وزارت امور خارجه دستور داد دیپلماتی کارآزموده و آشنا با پژوهش در بایگانی‌ها را به لندن بفرستد تا در اسناد ادارهٔ اسناد عمومی بریتانیا مدارک حق ایران بر سه جزیره را بیابد. شاهنشاه همچنین دیپلمات باتجربه‌ای را فرستادهٔ شخصی خود کرد تا دربارهٔ سرنوشت بحرین و جزایر با سر دنیس رایت، فرستادهٔ بریتانیا، گفت‌وگو کند. به نوشتهٔ میلانی، بریتانیایی‌ها خرسند بودند که محمدرضا شاه پهلوی این گفت‌وگو را به اردشیر زاهدی، وزیر امور خارجه، نسپرده بود، زیرا زاهدی را ملی‌گرایی سرسخت و مخالف بریتانیا می‌دانستند که بر حاکمیت ایران بر بحرین پافشاری می‌کرد.

## همه‌پرسی سازمان ملل در بحرین
ایران سرانجام پذیرفت که سازمان ملل متحد نظر مردم بحرین را جویا شود و متعهد شد که اگر بحرینیان استقلال را برگزیدند، این خواست را بپذیرد. فرستادهٔ ویژهٔ دبیرکل سازمان ملل در فروردین ۱۳۴۹ (بهار ۱۹۷۰) نظر گروه‌ها و نهادهای بحرینی را گرد آورد و گزارش داد که اکثریت مردم بحرین خواهان کشوری مستقل‌اند. شورای امنیت سازمان ملل متحد در اردیبهشت ۱۳۴۹ (مه ۱۹۷۰) با قطعنامهٔ ۲۷۸ این نتیجه را تأیید کرد و بحرین در ۱۳۵۰ استقلال یافت. محمدرضا شاه پهلوی در «پاسخ به تاریخ» این تصمیم را چنین خلاصه می‌کند که ایران با حق تعیین سرنوشت مردم بحرین موافقت کرد و بحرین استقلال را برگزید. به نوشتهٔ میلانی، بخش مهم‌تر این توافق برای محمدرضا شاه پهلوی به رسمیت شناخته شدن عملی حق ایران بر سه جزیره بود.

## تفاهم‌نامهٔ ابوموسی
بریتانیا میان دولت ایران و حاکم شارجه، تفاهم‌نامه‌ای دربارهٔ ابوموسی فراهم آورد. بر پایهٔ این تفاهم‌نامه، نیروهای ایرانی بخش تعیین‌شده‌ای از جزیره را بر پایهٔ نقشهٔ پیوست آن در اختیار می‌گرفتند و بخش دیگر زیر ادارهٔ مدنی شارجه می‌ماند. هیچ‌یک از دو طرف از ادعای حاکمیت خود چشم نپوشید. تئودور الیوت، دبیر اجرایی وزارت امور خارجهٔ آمریکا، در یادداشت ۱۰ آذر ۱۳۵۰ (۱ دسامبر ۱۹۷۱) خود به هنری کیسینجر می‌نویسد که حاکم شارجه پیش از پیاده شدن نیروهای ایرانی شرایط این توافق را اعلام کرده بود.

## پیاده شدن نیروهای ایرانی
نیروهای ایرانی در بامداد ۹ آذر ۱۳۵۰ در هر سه جزیره فرود آمدند. به نوشتهٔ الیوت، مقام‌های شارجه در ابوموسی از نیروهای ایرانی استقبال کردند. به همین گزارش، پیاده شدن در تنب‌ها با رضایت ضمنی بریتانیا انجام شد و بخشی ناگفته از توافق ابوموسی به شمار می‌رفت. حاکم رأس‌الخیمه، با وجود اصرار بریتانیا پیشنهاد واگذاری تنب‌ها در برابر کمک مالی ایران را بارها رد کرده بود. الیوت می‌نویسد که بریتانیا حاکم رأس‌الخیمه را از فرود نیروهای ایرانی آگاه کرده بود، اما پاسگاه شش‌نفرهٔ پلیس خود در تنب بزرگ را باخبر نکرده بود و همین پلیس‌ها به سوی نیروی سی‌نفرهٔ ایرانی آتش گشودند.

## کشته‌شدگان تنب بزرگ
در درگیری تنب بزرگ سه ایرانی و چهار پلیس رأس‌الخیمه جان باختند. سخنگوی وزارت امور خارجهٔ بریتانیا از این کشتار اظهار تأسف کرد.

## اعلام به مجلس
دولت امیرعباس هویدا، نخست‌وزیر، همان روز بازگشت تنب‌ها و پیاده شدن نیروها در ابوموسی را به مجلس شورای ملی اعلام کرد. به نوشتهٔ الیوت، دولت ایران در این اعلام بر خواست ایران برای همکاری با همهٔ شیخ‌نشین‌های کرانهٔ عربی خلیج فارس تأکید کرد. بریتانیا روز بعد، ۱۰ آذر ۱۳۵۰، پیمان‌های خود با شیخ‌نشین‌های متصالح را پایان داد و امارات متحدهٔ عربی در ۱۱ آذر ۱۳۵۰ (۲ دسامبر ۱۹۷۱) تشکیل شد.

## دیدگاه دولت ایران
دولت ایران و محمدرضا شاه پهلوی بازگشت جزایر را اعادهٔ حاکمیتی می‌دانستند که بریتانیا در آغاز سدهٔ بیستم از ایران گرفته بود. ریچارد هلمز، سفیر آمریکا در تهران، در تلگرام ۱۸ فروردین ۱۳۵۲ (۷ آوریل ۱۹۷۳) گزارش می‌دهد که محمدرضا شاه پهلوی در نخستین دیدارش با او بار دیگر تأکید کرد که بریتانیا ابوموسی را از ایران «دزدیده» بود. به گزارش هلمز، شاهنشاه ملک فیصل، پادشاه عربستان سعودی، را به پشتیبانی از حاکم رأس‌الخیمه در کارشکنی دربارهٔ ابوموسی متهم کرد. به گزارش هلمز، شاهنشاه برای استدلال خود افزود که «حتی در نقشه‌های روسی کنار آن جزیره نام ایران نوشته شده بود». در همین دیدار، که پس از تقدیم استوارنامهٔ هلمز در ۱۶ فروردین ۱۳۵۲ (۵ آوریل ۱۹۷۳) برگزار شد، محمدرضا شاه پهلوی گفت که به الکسی کاسیگین، نخست‌وزیر شوروی، گفته است هیچ خرابکاری‌ای را در خلیج فارس تحمل نخواهد کرد. به گزارش هلمز، هنگامی که کاسیگین پیشنهاد کرد که شاهنشاه با مردم «آن پایین» گفت‌وگو کند، محمدرضا شاه پهلوی پاسخ داده بود: «با چه کسی گفت‌وگو کنم؟ نمی‌توانم با جبههٔ خلق برای آزادی عمان و خلیج عربی گفت‌وگو کنم.» شاهنشاه همچنین به کاسیگین گفته بود که ایرانِ نیرومند قدرتی مسئول خواهد بود و نه ماجراجو. این گفته‌ها نشان می‌دهد که محمدرضا شاه پهلوی بازگشت جزایر را بخشی از طرحی گسترده‌تر برای پاسداری از خلیج فارس در برابر خرابکاری می‌دید. میلانی اهمیت راهبردی جزایر را چنین توضیح می‌دهد که هر کس بر این جزایر چیره باشد، بر مهم‌ترین آبراه جهان چیره است.

## دیدگاه کشورهای عرب
به نوشتهٔ الیوت، دولت‌های کویت، عراق و سوریه پیاده شدن نیروهای ایرانی را آشکارا محکوم کردند و عراق روابط دیپلماتیک خود را با بریتانیا قطع کرد. بریتانیا پیش از عملیات، مصر، عربستان سعودی و کویت را از توافق ابوموسی و برنامهٔ ایران برای تنب‌ها آگاه کرده بود و این سه کشور در آن هنگام موضع روشنی نگرفته بودند. امارات متحدهٔ عربی از آن زمان مدعی حاکمیت بر هر سه جزیره است.

## داوری محمدرضا شاه پهلوی دربارهٔ امنیت خلیج فارس
محمدرضا شاه پهلوی در «پاسخ به تاریخ» بازگشت جزایر را در چارچوب امنیت مرزهای ایران می‌گذارد. شاهنشاه می‌نویسد که در آن هنگام جمال عبدالناصر، رئیس‌جمهور مصر، در منطقه تفرقه افکنده بود و معمر قذافی، رهبر لیبی، و یاسر عرفات، رهبر سازمان آزادی‌بخش فلسطین، همین راه را ادامه می‌دادند. به نوشتهٔ محمدرضا شاه پهلوی، او می‌دانست که ایرانِ رو به رشد هر روز طعمهٔ وسوسه‌انگیزتری برای «یغماگران بیگانه» خواهد شد.

## پیامد
بازگشت جزایر جایگاه ایران را به‌عنوان نیروی اصلی امنیت خلیج فارس پس از خروج بریتانیا تثبیت کرد. میلانی می‌نویسد که با ریاست‌جمهوری نیکسون آرزوی محمدرضا شاه پهلوی تحقق یافت و آمریکا ایران را در طرح بزرگ آموزهٔ نیکسون نیروی برتر خلیج فارس برگزید.

قطع روابط عراق با بریتانیا، محکومیت ایران از سوی کویت و سوریه و ادعای امارات متحدهٔ عربی بر جزایر، از پیامدهای دیرپای این رویداد بود. به نوشتهٔ الیوت، برخی از نمایندگان مجلس ملی کویت حتی خواستار قطع روابط با آمریکا، بریتانیا و ایران شدند. با این همه، به گزارش همین یادداشت، مصر تمایلی به پیگیری موضوع در سازمان ملل یا اتحادیهٔ عرب نداشت و کویت به نمایندهٔ خود در نیویورک دستور داده بود «معقول» رفتار کند.

مسئلهٔ جزایر سال‌ها مانع همکاری ایران و عربستان سعودی در امنیت خلیج فارس ماند. ریچارد هلمز در گفت‌وگوی ۱ مرداد ۱۳۵۲ (۲۵۳۲ شاهنشاهی، ۲۳ ژوئیهٔ ۱۹۷۳) به کیسینجر گفت که ملک فیصل به عباسعلی خلعتبری، وزیر امور خارجهٔ ایران، گفته بود ایران باید جزایر خلیج فارس را به اعراب بازگرداند. هلمز افزود که جزایر در اصل مسئلهٔ فیصل نیست، اما او آن را مسئلهٔ خود کرده است، و تنها راه‌حلی که به نظر هلمز می‌رسید آن بود که محمدرضا شاه پهلوی مستقیم با امارات متحدهٔ عربی یا حاکم رأس‌الخیمه کنار بیاید و پولی بپردازد که آنان را خرسند کند. هلمز در همین گفت‌وگو گزارش داد که محمدرضا شاه پهلوی به‌تازگی یادداشتی دربارهٔ جزایر برای ملک فیصل فرستاده بود که به تعبیر هلمز، شاهنشاه آن را چنان نوشته بود که فیصل را از کوره به در کند، و ایرانیان فیصل را مردی نامعقول می‌دانستند. به گفتهٔ هلمز، سعودی‌هایی که چنین راه‌حلی را پیشنهاد می‌کردند در تصمیم‌گیری فیصل وزنی نداشتند. محمدرضا شاه پهلوی فردای آن روز به کیسینجر گفت که سعودی‌ها طرح امنیت جمعی خلیج فارس را خوب می‌دانند اما بازگرداندن «جزایر عربی» را شرط می‌کنند، و خود از آنان پرسیده بود: «کدام جزایر عربی؟»

سفارت آمریکا در تهران در تحلیل ۵ تیر ۱۳۵۳ (۲۶ ژوئن ۱۹۷۴) بازگشت تنب‌ها و ابوموسی را در کنار دشمنی سنتی عرب و ایرانی و روابط ایران با اسرائیل از عوامل بازدارندهٔ همکاری ایران و عربستان سعودی می‌شمارد. نمایندهٔ آمریکا در بغداد در تلگرام ۴ تیر ۱۳۵۳ (۲۵ ژوئن ۱۹۷۴) گزارش می‌دهد که در گفت‌وگو با یک مقام عراقی، برای نشان دادن استقلال محمدرضا شاه پهلوی، بازگشت تنب‌ها و ابوموسی را برخلاف توصیهٔ آمریکا نمونه آورده است. همان دفتر در تلگرام ۱۷ اسفند ۱۳۵۳ (۸ مارس ۱۹۷۵) دربارهٔ موافقت‌نامهٔ الجزایر می‌نویسد که یکی دیگر از امتیازهای عراق آن بود که در موافقت‌نامه هیچ اشاره‌ای به بازگشت تنب‌ها و ابوموسی به ایران نشد. برآورد اطلاعات ملی آمریکا در ۱۹ اردیبهشت ۱۳۵۴ (۹ مه ۱۹۷۵) با یادآوری بازگشت جزایر در ۱۳۵۰ پیش‌بینی می‌کند که ایران اگر هژمونی منطقه‌ای خود را در خطر ببیند، باز هم در خلیج فارس یک‌جانبه دست به کار خواهد شد.

جایگاه راهبردی جزایر پس از ۱۳۵۷ نیز در محاسبه‌های قدرت‌های بزرگ ماند. زبیگنیو برژینسکی، مشاور امنیت ملی جیمی کارتر، رئیس‌جمهور آمریکا، در یادداشت ۲۲ فروردین ۱۳۵۹ (۱۰ آوریل ۱۹۸۰) به کارتر، در فهرست گام‌های فشار فزاینده بر جمهوری اسلامی برای آزادی گروگان‌های سفارت آمریکا، بستن جزیرهٔ خارک یا اشغال تنب‌ها و ابوموسی در دهانهٔ خلیج فارس را در شمار گزینه‌ها آورده است. کارتر نیز در حاشیهٔ یادداشت ۳۰ آذر ۱۳۵۸ (۲۱ دسامبر ۱۹۷۹) برژینسکی نوشته بود که باید همهٔ کارهایی را فهرست کرد که روح‌الله خمینی خواهان رخ دادنشان نیست و محکومیت آمریکا را از سوی کشورهای دیگر برنمی‌انگیزد، و به نوشتهٔ کارتر، «تصرف جزایر به دست عراق» بهترین نمونه‌ای بود که به ذهنش رسید. ویراستاران مجموعهٔ اسناد روابط خارجی آمریکا توضیح می‌دهند که منظور کارتر ابوموسی و تنب‌ها بود. این اسناد نشان می‌دهد که جزایری که محمدرضا شاه پهلوی در ۱۳۵۰ بازگرداند، حتی پس از سقوط پادشاهی، در چشم سیاست‌گذاران آمریکایی کلید دهانهٔ خلیج فارس بود.

تفاهم‌نامهٔ ابوموسی، که ادارهٔ مشترک جزیره را پیش‌بینی می‌کرد، پایهٔ حقوقی حضور ایران در ابوموسی ماند. دولت‌های ایران پس از ۱۳۵۰ همواره به این تفاهم‌نامه استناد کرده‌اند.

## منابع
- [answer-to-history / ص. ۱۴۱ چاپی] اعلام خروج بریتانیا، بازگشت جزایر در ۱۹۷۱ و موافقت با حق تعیین سرنوشت بحرین.
- [milani-shah / صفحه‌های ۳۹۰–۳۹۲ نسخهٔ الکترونیکی] اهمیت راهبردی جزایر، مأموریت بایگانی در لندن، گفت‌وگو با دنیس رایت، همه‌پرسی بحرین و آموزهٔ نیکسون.
- [frus-1969-76-v24 / سند ۱۱۰، صص. ۳۵۰–۳۵۱] شرح پیاده شدن نیروها، تفاهم ابوموسی، درگیری تنب بزرگ و واکنش کشورهای عرب.
- [frus-1969-76-v27 / اسناد ۱۲، ۲۴، ۲۷، ۶۲، ۱۲۱ (بند ۵۲)، ۲۵۵ و ۲۷۴] «دزدیده شدن» ابوموسی؛ گفت‌وگوهای هلمز و محمدرضا شاه پهلوی با کیسینجر در ۱۳۵۲؛ جزایر در روابط با عربستان و عراق؛ برآورد اطلاعات ملی ۱۳۵۴.
- [frus-1977-80-v11p1 / اسناد ۱۱۲ (یادداشت ۴) و ۲۴۸] گزینه‌های آمریکا دربارهٔ جزایر در بحران گروگان‌گیری.
- [frus-1964-68-v22 / اسناد ۲۶۴، ۲۶۸، ۲۶۹ و ۲۸۵] بحران فدراسیون شیخ‌نشین‌ها، تلگرام‌های مایر، گفت‌وگوی زاهدی و راسک، یادداشت جان فاستر.

کسان: —
صفحه: https://mashrooteh.org/ruydad/tunbs-abu-musa-1350