{"id":"tudeh-military-network-1333","title":"کشف سازمان نظامی حزب توده","date":{"solarYear":1333,"solarMonth":5,"gregorianYear":1954,"gregorianMonth":8,"circa":true},"endDate":{"solarYear":1333,"solarMonth":6,"gregorianYear":1954,"gregorianMonth":9,"circa":true},"tier":"secondary","category":"political","summary":"سازمان نظامی حزب توده شبکه‌ای پنهانی از افسران ارتش، شهربانی و ژاندارمری بود که حزب توده، حزب کمونیست ایران، در سال‌های پس از شهریور ۱۳۲۰ در نیروهای مسلح پدید آورد. رکن دوم ستاد ارتش و فرمانداری نظامی تهران در مرداد و شهریور ۱۳۳۳ خورشیدی (۲۵۱۳ شاهنشاهی)، یک سال پس از قیام ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، این شبکه را کشف کردند. سرنخ اصلی از بازداشت تصادفی یک افسر به نام سروان عباسی به دست آمد که چمدانی پر از اسناد رمزی همراه داشت. پس از گشودن رمز این اسناد، مأموران بیش از ششصد افسر عضو را شناسایی و بازداشت کردند. دادگاه‌های نظامی گروهی از سران شبکه را به اعدام و بسیاری دیگر را به زندان‌های بلندمدت محکوم کردند، اما محمدرضا شاه پهلوی در سال‌های بعد بیشتر محکومان را بخشید یا از مجازاتشان کاست. سپهبد حسن ارفع، رئیس پیشین ستاد ارتش، تعداد بازداشت‌شدگان را حدود ششصد افسر می‌نویسد و عباس میلانی، تاریخ‌نگار، تعداد اعدام‌شدگان را سی و شش تن می‌داند. ارزیابی‌های اطلاعاتی آمریکا در همان سال کشف این شبکه را ضربه‌ای سخت به حزب توده و نشانهٔ آسیب‌پذیری نیروهای مسلح ایران در برابر نفوذ کمونیستی شمردند.","citations":[{"sourceId":"arfa","locus":"ص ۳۵۶ تا ۳۵۸ و ۴۲۰ (نسخهٔ الکترونیکی)","text":"ارفع کشف اسناد رمزی در لشکر کردستان، طرح قیام ۱۳۲۴، فرار افسران مشهد و کشف شبکهٔ ۱۳۳۳ و بخشش محکومان را روایت می‌کند."},{"sourceId":"answer-to-history","locus":"ص ۹۱","text":"محمدرضا شاه پهلوی رشد شمار افسران توده‌ای از ۱۱۰ به ۶۴۰، نقشهٔ حذف مصدق و تمبرهای «جمهوری خلق ایران» را می‌آورد."},{"sourceId":"pahlavi-mamooriat","locus":"فصل نفوذ حزب توده در ارتش","text":"شاهنشاه نفوذ حزب توده در ارتش در دوران مصدق، اعتراف‌های افسران، کشف انبارهای جنگ‌افزار و بخشش پشیمانان را شرح می‌دهد."},{"sourceId":"milani-shah","locus":"ص ۲۲۷، ۲۴۹ و ۲۶۷ تا ۲۶۹ (نسخهٔ الکترونیکی)","text":"میلانی نقش افسران شبکه در آگاه کردن مصدق، شمار افسران، شبکهٔ گروهبانان، ۴۱۲۱ بازداشت، سی و شش اعدام، روایت‌های گشودن رمز و گزارش‌های بدرفتاری را می‌آورد."},{"sourceId":"frus-1951-54-iran","locus":"سند ۳۷۵، بندهای ۱۵، ۳۵ تا ۳۷ و ۴۷","text":"برآورد اطلاعات ملی آمریکا در ۷ دسامبر ۱۹۵۴ پیامدهای کشف شبکه را برای حزب توده و نیروهای مسلح می‌سنجد."},{"sourceId":"frus-1951-54-iran","locus":"سند ۳۳۳ و نامهٔ همراه آن (سند ۳۳۲)","text":"اسناد وزارت خارجهٔ آمریکا در این اثر از برنامهٔ سفارت آمریکا برای مقابله با کمونیسم در ایران، مهر ۱۳۳۲، و تفکیک رهبران از هواداران سخن می‌گوید."},{"sourceId":"fis-alavi-kia","locus":"نوار سوم، ص ۸۲ تا ۸۹؛ نوار چهارم، ص ۹۶ تا ۹۸؛ نوار اول، ص ۱۸","text":"سرتیپ حسن علوی‌کیا پیدایش شبکه، شورش خراسان، فرار سران حزب از زندان، انبار داوودیه، بازداشت عباسی، گشودن رمز، محاکمه‌ها و سیاست نرمش را بازگو می‌کند."}],"personIds":[],"personDeeds":{},"periodId":"pahlavi-ii","monarchId":"mohammad-reza-shah","aliases":["کشف سازمان نظامی توده"],"context":"سرتیپ حسن علوی‌کیا، معاون رکن دوم ستاد ارتش پس از ۲۸ مرداد و بعدها قائم‌مقام سازمان اطلاعات و امنیت کشور، در مصاحبه با برنامهٔ تاریخ شفاهی بنیاد مطالعات ایران پایه‌گذاری ارتباط حزب با افسران را به سرهنگ آذر نسبت می‌دهد. به روایت علوی‌کیا، سرهنگ آذر در آن زمان ریاست ادارهٔ نقشه‌برداری دانشکدهٔ افسری را بر عهده داشت، پیش‌تر با کمونیسم آشنا شده بود و گروهی از افسران تحصیل‌کرده و روشنفکر دانشکدهٔ افسری را زیر نفوذ خود گرفت. علوی‌کیا از خسرو روزبه، رصدی، اسکندانی و شفاقی در شمار این افسران نام می‌برد و می‌افزاید که بیشتر آنان افسر توپخانه بودند و فرماندهی واحدهای توپخانهٔ دانشکدهٔ افسری را در دست داشتند.\n\nنخستین اقدام آشکار افسران هوادار حزب توده در مرداد ۱۳۲۴ خورشیدی (۲۵۰۴ شاهنشاهی) رخ داد، هنگامی که نیروهای شوروی شمال ایران را در اشغال داشتند. سپهبد حسن ارفع، که در آن زمان ریاست ستاد ارتش را بر عهده داشت، در کتاب خاطراتش، «زیر فرمان پنج پادشاه»، می‌نویسد که فرماندهٔ لشکر کردستان گزارش داد افسری از آن لشکر را به جرم اختلاس بازداشت کرده‌اند و مأموران در خانهٔ او چمدانی پر از اسناد رمزی یافته‌اند. ارفع رئیس ادارهٔ اطلاعات ستاد را مأمور گشودن رمز کرد و پس از دو روز طرح کامل یک قیام نظامی را به دست آورد که قرار بود در تاریخ معینی در تهران و همزمان در پادگان‌های شهرستان‌ها رخ دهد. ارفع ماجرا را به عرض محمدرضا شاه پهلوی رساند و به فرمان او دستور بازداشت حدود چهل افسر را در تهران و شهرستان‌ها صادر کرد. به نوشتهٔ ارفع، بازجویی از افسران بازداشت‌شده نشان داد که آنان قرار گذاشته بودند در شبی از شهریور، که «مقام بالاتر» تعیین می‌کرد، نوبت نگهبانی خود را با افسران ناآگاه عوض کنند، نقاط حساس شهر را بگیرند، حکومتی توده‌ای اعلام کنند و وزیران و افسران و مقام‌های بلندپایه را بازداشت کنند.\n\nارفع روایت می‌کند که در شب ۲۵ مرداد ۱۳۲۴ تلگرامی از سرهنگ وثوق، فرماندهٔ لشکر خراسان، دریافت کرد که از فرار هجده افسر و چند سرباز از مشهد با دو جیپ و سه کامیون سبک پر از جنگ‌افزار خبر می‌داد. فراریان پیش از رفتن خودروهای لشکر را از کار انداخته بودند. نیروهای شوروی بیرون شهر جلوی گروه تعقیب‌کنندهٔ سرهنگ وثوق را گرفتند و افسران فراری را آزاد گذاشتند. به نوشتهٔ ارفع، افسر مسئول رمز در ستاد لشکر خود کمونیست بود و به جای رساندن دستور بازداشت به فرماندهٔ لشکر، دوستانش را خبر کرد و همراه آنان گریخت. فراریان با حکمی جعلی فرماندهٔ اسواری مراوه‌تپه را خلع سلاح کردند و به گنبد کاووس رفتند. ارفع اعلامیه‌ای چاپ کرد که برای دستگیری هر افسر فراری، زنده یا مرده، ده هزار ریال جایزه تعیین می‌کرد، و دو افسر را در جامهٔ بازرگان به میان ترکمن‌ها فرستاد تا اعلامیه‌ها را پخش کنند. به گفتهٔ ارفع، ترکمن‌ها پیشنهاد فراریان را برای قیام بر ضد دولت نپذیرفتند و مردم محلی در راه شاهرود بر افسران شورشی کمین زدند. علوی‌کیا نیز همین ماجرا را بازگو می‌کند و می‌گوید که رهبری گروه را اسکندانی، فرماندهٔ توپخانهٔ خراسان، بر عهده داشت که می‌خواست از راه گرگان خود را به آذربایجان برساند.\n\nعلوی‌کیا جزئیات پایان کار اسکندانی را اندکی متفاوت با ارفع روایت می‌کند. به گفتهٔ او، اسکندانی دورهٔ دبیرستان را در فرانسه گذرانده بود، در ۱۳۱۳ افسر توپخانه شده بود و از افسران بسیار خوب و تحصیل‌کردهٔ ارتش به شمار می‌رفت. به روایت علوی‌کیا، افسران فراری در پارک شهر گرگان استراحت می‌کردند که ژاندارم‌ها از بالای ساختمان‌های اطراف به سوی آنان آتش گشودند؛ اسکندانی در همین تیراندازی جان باخت، چند افسر زخمی شدند و دیگران به آذربایجان گریختند. علوی‌کیا می‌افزاید که این گروه خودبه‌خود از میان رفت، اما افسران هوادار حزب پایهٔ سازمان نظامی را از همان زمان گذاشته بودند، زیرا افسران دیگری با همین گرایش در ارتش ماندند.\n\nبه روایت علوی‌کیا، رکن دوم در دوران ریاست ارفع بر ستاد ارتش مدارکی دربارهٔ ارتباط شماری از افسران با گروه‌های چپ به دست آورد و ستاد ارتش آنان را به شهرستان‌هایی مانند کرمان و کردستان منتقل کرد. به گفتهٔ او، پس از پایان غائلهٔ آذربایجان در ۱۳۲۵، افسرانی که در ایران مانده بودند به‌کلی زیرزمینی شدند و هیچ نشانه‌ای از خود بروز ندادند. علوی‌کیا همچنین می‌گوید که خسرو روزبه در این سال‌ها در تهران پنهان بود و شایعه‌ای در ارتش می‌گفت که سپهبد حاجعلی رزم‌آرا، رئیس ستاد ارتش، چند بار با او تماس گرفته است.\n\nعلوی‌کیا چند اقدام مهم را به افسران سازمان نظامی نسبت می‌دهد. به گفتهٔ او، افسرانی از همین سازمان، از جمله افسری به نام قبادی، در دوران نخست‌وزیری رزم‌آرا با دستوری جعلی برای انتقال زندانیان به زندانی دیگر به زندان رفتند و گروهی از سران حزب توده را فراری دادند. علوی‌کیا با استناد به کتاب دکتر فریدون کشاورز، از رهبران پیشین حزب توده، قتل محمد مسعود، روزنامه‌نگار، را نیز طرح نورالدین کیانوری و عبدالصمد کامبخش، از رهبران حزب، و کار خسرو روزبه و حسام لنکرانی می‌داند و هدف آن را انداختن گناه قتل به گردن دربار می‌شمارد.","whatHappened":[{"title":"گسترش شبکه در دوران دکتر محمد مصدق","body":"محمدرضا شاه پهلوی در کتاب «مأموریت برای وطنم» می‌نویسد که محاکمه‌های پس از سقوط دکتر محمد مصدق، نخست‌وزیر، پرده از کارهای دوران او برداشت. شاهنشاه می‌نویسد که هنگامی که دکتر مصدق وزارت جنگ را بر عهده گرفت، تنها حدود صد افسر وابسته به حزب توده در ارتش بودند، اما در یک سال پیش از سقوط او شمار این افسران به ششصد تن رسید. محمدرضا شاه پهلوی در کتاب «پاسخ به تاریخ» همین داوری را با رقم‌های دقیق‌تری تکرار می‌کند و می‌نویسد که در ۱۳۳۰ تنها ۱۱۰ افسر عضو حزب توده بودند و تا هنگام سقوط دکتر مصدق در ۱۳۳۲ این شمار به ۶۴۰ رسید. شاهنشاه در «مأموریت برای وطنم» دکتر مصدق را سرزنش می‌کند که به گفتهٔ او به کمونیست‌های حزب توده اجازه داد و به عقیدهٔ بسیاری حتی تشویقشان کرد که در ارتش نفوذ کنند. او می‌افزاید که حتی فرماندهٔ گردان گارد شاهنشاهی، که مورد اعتماد او بود، از کمونیست‌ها به شمار می‌رفت.\n\nعلوی‌کیا از دشواری‌های رکن دوم در این دوران سخن می‌گوید. به گفتهٔ او، گروه‌های چپ، از جمله سازمان نظامی حزب توده، گزارش‌های تندی بر ضد او به ستاد ارتش می‌دادند و سرلشکر محمود بهارمست، رئیس ستاد ارتش در دوران دوم نخست‌وزیری دکتر مصدق، بودجهٔ بخش او را نپرداخت و او را از رکن دوم بیرون کرد. به روایت علوی‌کیا، در این دوران رئیس ستاد گزارش‌های رکن دوم را دیگر به عرض پادشاه نمی‌رساند و مستقیماً به دکتر مصدق می‌برد. او همچنین می‌گوید که رکن دوم پیش از کشف شبکه دربارهٔ برخی افسران پرونده‌های مشکوک داشت، اما هیچ مدرکی نداشت که نشان دهد چه کسانی عضو سازمان نظامی‌اند یا اصلاً چنین سازمانی وجود دارد. پس از کشف شبکه روشن شد که بخش بزرگی از همان پرونده‌ها درست بوده است.","quotes":[{"original":"In August 1954 the secret service discovered an important Tudeh organisation in the army among the younger officers, and during the next month some 600 officers whose affiliation to the Tudeh had been proved were arrested. They were tried, a few were condemned to death and executed, others being condemned to various terms of confinement, but in the following years all were amnestied by the Shah, or had their sentences reduced.","translation":"در اوت ۱۹۵۴ سازمان امنیت سازمان مهمی از حزب توده را در میان افسران جوان ارتش کشف کرد و در ماه بعد حدود ششصد افسر را که وابستگی‌شان به حزب توده ثابت شده بود بازداشت کردند. آنان را محاکمه کردند؛ چند تن به اعدام محکوم و اعدام شدند و دیگران به زندان‌هایی با مدت‌های گوناگون محکوم شدند، اما در سال‌های بعد پادشاه همه را بخشید یا از مجازاتشان کاست.","speaker":"سپهبد حسن ارفع","speakerTitle":"رئیس پیشین ستاد ارتش","work":"زیر فرمان پنج پادشاه","workType":"خاطرات","page":"ص ۴۲۰ (نسخهٔ الکترونیکی)","date":"۱۳۴۳ خورشیدی (۱۹۶۴ میلادی، سال نشر)","context":"ارفع، که پس از ۲۸ مرداد بازنشسته بود، در فصل رویدادهای سال‌های نخست دولت زاهدی کشف شبکه و سرنوشت محکومان را خلاصه می‌کند."},{"original":"For instance, it turned out that when Mossadegh took control of the War Ministry in 1951, only 110 officers were members of the Tudeh Party, whereas 640 officers were members by the time he fell in 1953.","translation":"برای نمونه روشن شد که هنگامی که مصدق در ۱۹۵۱ وزارت جنگ را در دست گرفت، تنها ۱۱۰ افسر عضو حزب توده بودند، در حالی که تا هنگام سقوط او در ۱۹۵۳ شمار افسران عضو به ۶۴۰ رسیده بود.","speaker":"محمدرضا شاه پهلوی","speakerTitle":"پادشاه ایران از ۱۳۲۰ تا ۱۳۵۷","work":"پاسخ به تاریخ","workType":"خاطرات سیاسی","page":"ص ۹۱","date":"۱۳۵۹ خورشیدی (۱۹۸۰ میلادی، سال نشر)","context":"شاهنشاه در تبعید از محاکمه‌های پس از سقوط دکتر مصدق سخن می‌گوید و آنچه را این محاکمه‌ها دربارهٔ نفوذ حزب توده در ارتش آشکار کرد برمی‌شمارد."},{"original":"زمانی که مصدق عهده‌دار وزارت جنگ گردید فقط تعداد یکصد افسر وابسته به حزب توده در ارتش وجود داشت ولی در طی یک سال پیش از سقوطش این نوع افراد به ششصد نفر بالغ شده بودند و حتی فرمانده گردان گارد شاهنشاهی که مورد اعتماد من بود یکی از کمونیست‌ها به شمار می‌رفت.","speaker":"محمدرضا شاه پهلوی","speakerTitle":"پادشاه ایران از ۱۳۲۰ تا ۱۳۵۷","work":"مأموریت برای وطنم","workType":"خاطرات و اندیشه‌های سیاسی","page":"ص ۱۳۴","date":"۱۳۳۹ خورشیدی (۱۹۶۰ میلادی، سال نشر ترجمهٔ فارسی)","context":"شاهنشاه پس از شرح بازگشت خود به تهران در ۳۰ مرداد ۱۳۳۲، از آنچه محاکمهٔ دکتر مصدق و همکارانش دربارهٔ نفوذ حزب توده در ارتش آشکار کرد سخن می‌گوید."},{"original":"عده‌ای از افسران و افراد حزب توده که بعضی از آنها در شکنجه و قتل افراد مخالف دست داشتند اعدام و یا زندانی گردیدند و بسیاری از آنها نیز که از کرده خود نادم شده و صمیمانه آمادگی خود را برای وفاداری مجدد به وطن و سلطنت مشروطه اعلام کردند از طرف من مورد عفو قرار گرفتند.","speaker":"محمدرضا شاه پهلوی","speakerTitle":"پادشاه ایران از ۱۳۲۰ تا ۱۳۵۷","work":"مأموریت برای وطنم","workType":"خاطرات و اندیشه‌های سیاسی","page":"ص ۱۳۵","date":"۱۳۳۹ خورشیدی (۱۹۶۰ میلادی، سال نشر ترجمهٔ فارسی)","context":"شاهنشاه سرنوشت اعضای حزب توده را پس از کشف انبارهای جنگ‌افزار و شبکهٔ نظامی حزب شرح می‌دهد."},{"original":"The Communist Tudeh Party's military network, discovered not long after the fall of Mossadeq in 1953, had been successful in recruiting more than 600 officers, many of them in key command posts. The party's other covert military network, this time consisting of sergeants, was never uncovered.","translation":"سازمان نظامی حزب کمونیست توده، که اندکی پس از سقوط مصدق در ۱۹۵۳ کشف شد، توانسته بود بیش از ششصد افسر را جذب کند که بسیاری از آنان در مقام‌های کلیدی فرماندهی بودند. شبکهٔ نظامی پنهان دیگر حزب، که این بار از گروهبانان تشکیل می‌شد، هرگز کشف نشد.","speaker":"عباس میلانی","speakerTitle":"تاریخ‌نگار و استاد دانشگاه استنفورد","work":"شاه","workType":"زندگی‌نامهٔ پژوهشی","page":"ص ۲۴۹ (نسخهٔ الکترونیکی)","date":"۱۳۹۰ خورشیدی (۲۰۱۱ میلادی، سال نشر)","context":"میلانی نگرانی محمدرضا شاه پهلوی از نارضایتی افسران جوان را در سال‌های پس از کودتای ۱۳۳۷ عراق بررسی می‌کند و کشف سازمان نظامی را گواه آن می‌آورد."},{"original":"The uncovering in August 1954 of a Tudeh network in the armed forces and the subsequent arrest of hundreds of persons who were implicated has been a severe blow.","translation":"کشف شبکهٔ حزب توده در نیروهای مسلح در اوت ۱۹۵۴ و بازداشت صدها تن از کسانی که در آن دست داشتند ضربه‌ای سخت بوده است.","speaker":"جامعهٔ اطلاعاتی ایالات متحده (سازمان سیا و سازمان‌های اطلاعاتی وزارت خارجه، ارتش، نیروی دریایی، نیروی هوایی و ستاد مشترک)","speakerTitle":"تهیه‌کنندگان برآورد اطلاعات ملی شمارهٔ ۳۴-۵۴","work":"برآورد اطلاعات ملی «تحولات احتمالی ایران تا پایان ۱۹۵۵»، در مجموعهٔ اسناد روابط خارجی آمریکا، ۱۹۵۱ تا ۱۹۵۴، ایران","workType":"سند اطلاعاتی محرمانه","page":"سند ۳۷۵، بند ۳۵","date":"۱۶ آذر ۱۳۳۳ خورشیدی (۷ دسامبر ۱۹۵۴ میلادی)","context":"سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا سه ماه پس از بازداشت‌ها چشم‌انداز حزب توده را پس از قرارداد نفت می‌سنجند."},{"original":"Of all the Tudeh Party military network members arrested, thirty-six were sent to the firing squad, including its mastermind, Khosrow Roozbeh.","translation":"از همهٔ اعضای بازداشت‌شدهٔ شبکهٔ نظامی حزب توده، سی و شش تن، از جمله طراح اصلی آن، خسرو روزبه، تیرباران شدند.","speaker":"عباس میلانی","speakerTitle":"تاریخ‌نگار و استاد دانشگاه استنفورد","work":"شاه","workType":"زندگی‌نامهٔ پژوهشی","page":"ص ۲۶۸ (نسخهٔ الکترونیکی)","date":"۱۳۹۰ خورشیدی (۲۰۱۱ میلادی، سال نشر)","context":"میلانی در بحث از گزارش‌های بدرفتاری فرمانداری نظامی با زندانیان، سرنوشت اعضای شبکه و روایت‌های گوناگون دربارهٔ گشودن رمز را بازگو می‌کند."}]},{"title":"سازمان نظامی و رویدادهای مرداد ۱۳۳۲","body":"عباس میلانی، تاریخ‌نگار و نویسندهٔ زندگی‌نامهٔ «شاه»، می‌نویسد که محمدرضا شاه پهلوی در ۲۵ مرداد ۱۳۳۲ در بغداد به سفیر آمریکا گفت که دکتر مصدق «به نحوی» از فرمان‌های عزل او آگاهی یافته است. میلانی می‌افزاید که امروز می‌دانیم یکی از این راه‌ها گزارش افسران عضو سازمان نظامی حزب توده بوده است. علوی‌کیا نیز می‌گوید که افسران شبکه در روزهای پایانی مرداد ۱۳۳۲ همه آماده بودند، در خانه‌هایشان چشم به راه دستور ماندند تا وارد عمل شوند، و حتی انبار بزرگی از جنگ‌افزار در داوودیه برای همان روزها آماده داشتند. به روایت علوی‌کیا، مأموران رکن دوم این انبار را تنها بر اثر تصادف و از راه پیگیری یک تماس کشف کردند. خانه و انبارهای داوودیه پر از نارنجک بود و افسری مهندس آن‌ها را می‌ساخت که خود در انفجار یکی از نارنجک‌ها زخمی شد.\n\nمحمدرضا شاه پهلوی در «مأموریت برای وطنم» می‌نویسد که افسران بازداشت‌شده در دادگاه اعتراف کردند که قصد داشته‌اند پس از آنکه دکتر مصدق دودمان پهلوی را برانداخت، با یک کودتای نظامی او را بکشند و رژیمی کمونیستی مانند رژیم‌های دیگر کشورها در ایران برپا کنند. شاهنشاه در «پاسخ به تاریخ» نیز می‌نویسد که اسناد کشف‌شدهٔ حزب توده نشان می‌داد که دکتر مصدق قرار بود دو هفته پس از خروج پادشاه از میان برداشته شود، و خود او تمبرهایی را دیده بود که به نام «جمهوری خلق ایران» چاپ کرده بودند. به نوشتهٔ شاهنشاه، قیام مردم به سود پادشاه توطئه‌گران را غافلگیر کرد و حزب توده، که دریافته بود مردم پشت سرش نیستند، به زیرزمین رفت."},{"title":"پس از ۲۸ مرداد","body":"به روایت علوی‌کیا، پس از ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ تزلزلی در همهٔ گروه‌های چپ پدید آمد. به گفتهٔ او، کسانی که رکن دوم از آنان خبر می‌گرفت، پس از شکست حزب در مرداد، روزبه‌روز بیشتر سست شدند و خبرهای بیشتری به مأموران دادند، و فشار بر سازمان‌های گوناگون حزب نیز افزایش یافت. رکن دوم می‌دانست که سازمانی در ارتش هست، اما مدرکی برای شناسایی اعضای آن نداشت. محمدرضا شاه پهلوی در «مأموریت برای وطنم» می‌نویسد که مأموران در جریان تحقیقات این دوران چند انبار جنگ‌افزار و مهمات حزب را کشف کردند و خبرنگاران ایرانی و خارجی عکس و شرح این کشفیات را منتشر کردند."},{"title":"بازداشت سروان عباسی","body":"علوی‌کیا روایت می‌کند که سروان عباسی با چمدانی در دست به ایستگاه راه‌آهن رفت تا سوار قطار شود. مأموری از پلیس در لباس غیرنظامی، که فرمانداری نظامی نیز آنجا گماشته بود، به او بدگمان شد. مأموران عباسی را بازداشت کردند، چمدان را گشودند و آن را پر از اسناد یافتند. سپس فرمانداری نظامی عباسی را شناسایی کرد. به روایت علوی‌کیا، عباسی اهل ملایر و همشهری خسرو روزبه، که اهل تویسرکان بود، به شمار می‌رفت. بازجویان عباسی را زیر فشار گذاشتند و سرانجام دریافتند که این اسناد به سازمان نظامی حزب توده تعلق دارد. علوی‌کیا می‌افزاید که در آن زمان فرمانداری نظامی بیشترین نقش را در این کار داشت و از رکن دوم تنها افسرانی که در فرمانداری نظامی مأموریت داشتند از جزئیات آگاه بودند."},{"title":"گشودن رمز","body":"اسناد چمدان، به روایت علوی‌کیا، دفتری اساسی بود که نام همهٔ اعضا را به رمز در آن نوشته بودند. به روایت علوی‌کیا، مأموران سرهنگ محققی را، که رمز را می‌دانست، بازداشت کردند و با دادن وعده‌هایی او را به گشودن رمز واداشتند، و حزب توده بعدها او را خائن خواند. میلانی روایت دیگری می‌آورد. به نوشتهٔ او، خسرو روزبه، که در ریاضی و شطرنج نبوغی داشت، نام‌ها را با معادله‌ای پیچیده رمزگذاری کرده بود و سرانجام رمزشکنان سازمان سیا پس از کوشش بسیار رمز را گشودند. میلانی می‌افزاید که شایعه‌های آن روزگار می‌گفت بازجویان رمز را تنها پس از شکنجهٔ عباسی گشودند. علوی‌کیا همچنین می‌گوید که یکی از افسران ادارهٔ تجسس رکن دوم به نام فولاددژ، که خود با شبکه پیوند داشت، خبر را به اعضای شبکه رساند و گروهی از آنان گریختند."},{"title":"دامنهٔ شبکه","body":"سپهبد حسن ارفع در «زیر فرمان پنج پادشاه» می‌نویسد که سازمان امنیت در مرداد ۱۳۳۳ سازمان مهمی از حزب توده را در میان افسران جوان ارتش کشف کرد و در ماه بعد حدود ششصد افسر را، که عضویتشان در حزب ثابت شده بود، بازداشت کرد. میلانی می‌نویسد که شبکه بیش از ششصد افسر جذب کرده بود و بسیاری از آنان مقام‌های فرماندهی کلیدی داشتند. به نوشتهٔ میلانی، یکی از افسران مسئول حفاظت ریچارد نیکسون، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، در سفرش به ایران در ۱۳۳۲ و رئیس گارد محافظ سپهبد فضل‌الله زاهدی، نخست‌وزیر، هر دو عضو حزب بودند. میلانی می‌افزاید که تا هنگامی که فرمانداری نظامی حزب را شکست‌خورده و سازمان نظامی آن را برچیده دانست، ۴۱۲۱ عضو حزب را بازداشت کرده بود.\n\nارزیابی‌های آمریکایی همین تصویر را تأیید می‌کنند. برآورد اطلاعات ملی آمریکا دربارهٔ ایران، که سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا در ۱۶ آذر ۱۳۳۳ تهیه کردند، کشف شبکهٔ حزب توده در نیروهای مسلح در مرداد ۱۳۳۳ و بازداشت صدها تن از وابستگان آن را «ضربه‌ای سخت» به حزب می‌داند. همین برآورد می‌نویسد که نفوذ حزب در نیروهای مسلح دست‌کم برای گردآوری مؤثر اطلاعات، آماده کردن توان خرابکاری راهبردی و ترور سیاسی، به دست آوردن جنگ‌افزار و تجهیزات، حمایت از اعضای حزب در برابر پلیس و جابه‌جایی پنهانی کمونیست‌های ایرانی و شوروی از مرزها کافی بود. تهیه‌کنندگان برآورد می‌افزایند که دولت زاهدی با «بختی خوش» شبکه را کشف کرد و احتمالاً ضربه‌ای جدی به کمونیست‌ها زد."},{"title":"شبکهٔ گروهبانان","body":"به روایت علوی‌کیا، حزب توده در کنار سازمان افسران سازمانی از گروهبانان نیز داشت، هرچند این سازمان تا ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ گسترش چندانی نیافته بود. میلانی می‌نویسد که مأموران هرگز شبکهٔ پنهانی گروهبانان را کشف نکردند. به نوشتهٔ میلانی، شورای امنیت ملی آمریکا هنوز در ۱۳۳۷ گزارش می‌داد که بر پایهٔ برآوردهای معتبر شاید بیست درصد ارتش ایران ناراضی است."},{"title":"محاکمه و مجازات","body":"به روایت علوی‌کیا، فرمانداری نظامی بی‌درنگ پس از گشودن رمز دستور بازداشت‌ها را صادر کرد و سرتیپ آزموده، دادستان ارتش، بازداشت‌شدگان را به بازپرسی و محاکمه کشاند. دادگاه‌های نظامی گروهی را به اعدام محکوم کردند. علوی‌کیا شمار اعدام‌شدگان را به یاد ندارد و رقمی در حدود بیست و هشت تن را می‌آورد، اما میلانی می‌نویسد که از میان اعضای بازداشت‌شدهٔ سازمان نظامی سی و شش تن، از جمله خسرو روزبه، طراح اصلی شبکه، تیرباران شدند.\n\nعلوی‌کیا روایت می‌کند که اعدام‌ها در حاکمیت دو دیدگاه پدید آورد. گروهی، از جمله سید ضیاءالدین طباطبایی و امام جمعهٔ تهران، اعدام‌ها را درست نمی‌دانستند. به روایت علوی‌کیا، سید ضیاءالدین طباطبایی به او اصرار داشت که این اعدام‌ها خانواده‌های بسیاری را بی‌سرپرست می‌کند و هزاران مخالف تازه می‌سازد. گروهی دیگر، از جمله خود دادستان ارتش، می‌خواستند همهٔ محکومان اعدام شوند. به روایت علوی‌کیا، سرانجام حکومت جلوی اعدام‌ها را گرفت و دادگاه‌ها بقیه را به حبس ابد و زندان‌های پانزده‌ساله، پنج‌ساله و سه‌ساله محکوم کردند. سپهبد حسن ارفع می‌نویسد که در سال‌های بعد محمدرضا شاه پهلوی همهٔ محکومان را بخشید یا از مجازاتشان کاست."},{"title":"گزارش‌های بدرفتاری با زندانیان","body":"میلانی می‌نویسد که در تهران شایعه‌های بسیاری دربارهٔ بدرفتاری فرمانداری نظامی با زندانیان، به‌ویژه افسران سازمان نظامی، بر سر زبان‌ها بود. به نوشتهٔ او، سرتیپ تیمور بختیار، فرماندار نظامی تهران، در گفت‌وگو با سفارت بریتانیا این شایعه‌ها را «بسیار اغراق‌آمیز» خواند و گفت که حزب توده در بزرگ کردن آن‌ها نقش داشته است، اما پذیرفت که بازجویان از تازیانه استفاده کرده‌اند. میلانی می‌افزاید که بختیار در همان گفت‌وگو گفت که پادشاه تنها دستورهای کلی داده بود. میلانی انگیزهٔ بختیار را از این اعتراف روشن نمی‌داند و احتمال می‌دهد که او برای ریاست سازمان امنیت تازه، که در دست طراحی بود، می‌کوشید. به نوشتهٔ میلانی، دولت بریتانیا پس از بررسی این گزارش تصمیم گرفت سکوت کند، زیرا ریشه‌کن کردن کمونیسم در ایران را هدف مشترک بریتانیا و ایران می‌دانست."},{"title":"برنامهٔ سفارت آمریکا برای مقابله با حزب توده","body":"چند ماه پیش از کشف شبکه، سفارت آمریکا در تهران برنامه‌ای برای مقابله با نفوذ کمونیسم در ایران تهیه کرد. لوی هندرسون، سفیر آمریکا، این برنامه را، که دبیر دوم سفارت نوشته بود، در ۲۹ مهر ۱۳۳۲ برای وزارت خارجهٔ آمریکا فرستاد و آن را تنها برای استفادهٔ خصوصی سفارت دانست. نویسندهٔ برنامه هشدار می‌دهد که روش‌های سخت و مستقیم لازم است، اما نباید چنان باشد که همدردی مردم را با قربانیان برانگیزد، زیرا ایرانیان به گفتهٔ او گرایشی نیرومند به همدردی با شکست‌خوردگان دارند. برنامه پیشنهاد می‌کند که با هواداران کمونیسم، برخلاف رهبران و فعالان شناخته‌شده، بر پایهٔ مقررات موجود رفتار شود و حقوق بازنشستگی و پایان خدمت آنان پرداخت شود، اما رهبران اثبات‌شدهٔ توطئهٔ کمونیستی در چارچوب قانون مجرمانی خطرناک شمرده شوند. حکومت ایران بعدها همین تفکیک میان سران و پیروان را در رفتار با افسران محکوم نیز به کار بست."},{"title":"سیاست نرمش و بازگشت محکومان","body":"محمدرضا شاه پهلوی در «مأموریت برای وطنم» می‌نویسد که گروهی از افسران و اعضای حزب توده، که برخی از آنان در شکنجه و قتل مخالفان دست داشتند، اعدام یا زندانی شدند، اما بسیاری دیگر از کردهٔ خود پشیمان شدند و آمادگی صادقانهٔ خود را برای وفاداری دوباره به میهن و سلطنت مشروطه اعلام کردند و او آنان را بخشید. شاهنشاه می‌افزاید که این گروه دیگر حق خدمت در دستگاه دولت را ندارند.\n\nعلوی‌کیا تصویری نزدیک به همین ولی با جزئیات بیشتر می‌دهد. او می‌گوید که رکن دوم پس از بازداشت‌ها پرونده‌ها را بررسی کرد تا دریابد افسران چرا به حزب پیوسته بودند، و به این نتیجه رسید که انگیزهٔ بیشتر آنان دشواری اقتصادی و گذران زندگی بود و تنها شماری از سر احساس بی‌عدالتی پیوسته بودند. به روایت علوی‌کیا، حزب نخست وضع زندگی افسر را می‌سنجید، سپس با او تماس می‌گرفت، از بی‌عدالتی‌ها سخن می‌گفت و تنها در مرحلهٔ آخر برگهٔ عضویت را به امضای او می‌رساند. افسران در آغاز با مسئلهٔ کمونیسم روبه‌رو نمی‌شدند. علوی‌کیا می‌افزاید که در فهرست‌های کشف‌شده نام کسانی هم بود که کناره گرفته بودند اما جرئت اعلام آن را نداشتند، زیرا حزب تهدیدشان کرده بود که اگر بیرون بروند کشته می‌شوند.\n\nبه روایت علوی‌کیا، رکن دوم سیاستی سه‌گانه پیشنهاد کرد: با سران و گردانندگان معتقد حزب کاری نمی‌شد کرد، اما کسانی را که «گوسفندوار» به حزب رفته بودند باید یاری کرد تا به زندگی خود ادامه دهند، به شرط آنکه در مقام‌های حساس قرار نگیرند. از این رو دستگاه‌های دولت پیش از استخدام یا ارتقای این افراد نظر رکن دوم و سپس ساواک را می‌پرسیدند. به روایت علوی‌کیا، محمدرضا شاه پهلوی نیز پس از آن نظرش بر نرمش بود و می‌خواست با محکومان چنان رفتار شود که بتوانند زندگی خود را بگذرانند و به راه پیشین بازنگردند. علوی‌کیا از گفت‌وگویی در مشهد یاد می‌کند که در آن دکتر منوچهر اقبال تند از این سیاست انتقاد کرد، و خود او در پاسخ گفت که این کار ارفاق نیست، بلکه تنها راه کم کردن فاصلهٔ حکومت و مردم است. به روایت علوی‌کیا، بسیاری از محکومان آزادشده بعدها پیمانکاران موفق و ثروتمند شدند و فعالیت سیاسی را کنار گذاشتند."},{"title":"دیدگاه محمدرضا شاه پهلوی","body":"محمدرضا شاه پهلوی کشف سازمان نظامی را گواه خطری می‌دانست که دوران دکتر مصدق برای ارتش و پادشاهی پدید آورده بود. شاهنشاه در «مأموریت برای وطنم» و «پاسخ به تاریخ» بر رشد شمار افسران توده‌ای از حدود صد به حدود ششصد تن در دوران دکتر مصدق تأکید می‌کند و در عین حال بر بخشش کسانی که پشیمان شدند پای می‌فشارد. این دو تأکید، هم هشدار دربارهٔ نفوذ کمونیسم و هم گشاده‌دستی با پشیمانان، در سراسر روایت شاهنشاه از این رویداد به چشم می‌خورد."},{"title":"دیدگاه فرماندهان و مأموران اطلاعاتی","body":"سپهبد حسن ارفع کشف شبکه را دستاورد سازمان امنیت می‌داند و بر بخشش بعدی محکومان به دست پادشاه تأکید می‌کند. سرتیپ حسن علوی‌کیا، که از درون رکن دوم به ماجرا می‌نگرد، بر نقش تصادف در کشف شبکه، کمبود امکانات رکن دوم و رقابت دستگاه‌ها بر سر اعتبار کشف انگشت می‌گذارد. علوی‌کیا همچنین می‌پذیرد که در سال‌های بعد گاه کسانی را که تنها انتقادی داشتند به نام توده‌ای از کار بازمی‌داشتند، و می‌گوید که خود با این روش مخالفت کرده است."},{"title":"دیدگاه تاریخ‌نگاران و اسناد خارجی","body":"عباس میلانی کشف شبکه را در زمینهٔ نگرانی محمدرضا شاه پهلوی از کودتای افسران جوان، همانند کودتاهای مصر و عراق، می‌گذارد و می‌نویسد که این نگرانی یکسره بی‌پایه نبود. میلانی همچنین بر گزارش‌های بدرفتاری با زندانیان و سکوت بریتانیا تأکید می‌کند. برآورد اطلاعات ملی آمریکا در آذر ۱۳۳۳ نتیجه می‌گیرد که شبکهٔ نظامی حزب توده تنها به جاسوسی و آماده کردن توان خرابکاری بسنده کرده بود، و این نشان می‌داد که اتحاد شوروی در آن شرایط برنامهٔ خود را به اندوختن نیرو محدود کرده و در پی تصرف زودهنگام نیروهای مسلح نبود. همین برآورد هشدار می‌دهد که اگر حکومت اقدام‌های سخت را تنها بر ضد هواداران حزب توده به کار ببرد و آن را برای آزار مخالفان سیاسی به کار نگیرد، وفاداری نیروهای مسلح و دیوان‌سالاری افزایش می‌یابد."}],"aftermath":"کشف سازمان نظامی ستون اصلی توان حزب توده را درهم شکست. برآورد اطلاعات ملی آمریکا در آذر ۱۳۳۳ حزب را در یکی از پایین‌ترین نقطه‌های تاریخ خود می‌دید و ارزیابی همان سال نیروهای مسلح ایران را، با وجود این آسیب‌پذیری، پس از شناسایی و برکناری بیشتر عناصر ناوفادار «تا اندازه‌ای قابل اعتماد» می‌دانست. به روایت علوی‌کیا، مردم پس از ۲۸ مرداد از حزب توده روی گرداندند و بسیاری از توده‌ای‌های پیشین به کار آزاد روی آوردند، و گروه‌های چپ تازه، مانند مجاهدین و فداییان، تنها سال‌ها بعد پدید آمدند. تجربهٔ این کشف و نیاز به هماهنگی دستگاه‌های اطلاعاتی، که میلانی نیز در بحث از جاه‌طلبی‌های تیمور بختیار به آن اشاره می‌کند، زمینه را برای تشکیل سازمان اطلاعات و امنیت کشور در ۱۳۳۵ فراهم کرد. نگرانی از نفوذ در ارتش نیز در سال‌های بعد در سیاست محمدرضا شاه پهلوی نسبت به افسران بر جا ماند."}