{"id":"tabriz-siege","title":"ایستادگی و محاصرهٔ تبریز","date":{"solarYear":1287,"solarMonth":4,"solarDay":15,"gregorianYear":1908,"gregorianMonth":7},"endDate":{"solarYear":1288,"solarMonth":2,"gregorianYear":1909,"gregorianMonth":4},"summary":"انجمن پاشید و امیرخیز به نام ستارخان ماند. عین‌الدوله و رحیم‌خان شهر را بستند. گرسنگی، جنگ ساری‌داغ و عام‌غازان، مرگ باسکرویل. روس برای «رفع قحط» درآمد. کسروی نصف کتاب را به این ماه‌ها داده است.","citations":[{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار دوازدهم تا پانزدهم","text":"قلب کتاب. کسروی ناظر نوجوان تبریز است. حماسه می‌نویسد و گاهی ویرایش حماسی هم می‌کند."},{"sourceId":"browne","locus":"The Siege of Tabriz","text":"براون گزارش موور و مرگ باسکرویل را به فرنگ برد. تبریز را نجات‌دهندهٔ مشروطه معرفی کرد."}],"personIds":["sattar-khan","baqer-khan","ali-monsieur","ain-al-dowleh","rahim-khan","baskerville","akhund-khorasani"],"personDeeds":{"sattar-khan":"امیرخیز را نگاه داشت و مقاومت شهر را فرمان داد.","baqer-khan":"محلهٔ خیابان را نگاه داشت و خط جنوب شهر را سپرد.","ali-monsieur":"انجمن و مجاهد مخفی تبریز را پیش از محاصره سازمان داده بود.","ain-al-dowleh":"سپاه دولتی را بر شهر کشید و راه آذوقه را بست.","rahim-khan":"ایل را به محاصره آورد و جنگ ساری‌داغ را پیش برد.","baskerville":"با مجاهدان به عام‌غازان رفت و همان‌جا کشته شد.","akhund-khorasani":"از نجف ایستادگی تبریز را امضا کرد و شاه را نکوهید."},"periodId":"minor-tyranny","monarchId":"mohammad-ali-shah","aliases":["محاصره تبریز","قیام تبریز","امیرخیز","ستارخان"],"context":"انجمن تبریز پس از خبر باغشاه پاشید. عین‌الدوله و رحیم‌خان از بیرون آمدند.","whatHappened":[{"title":"امیرخیز","body":"کسروی جمله را برای ستار نوشته: از مشروطه تبریز مانده بود و از تبریز یک محله امیرخیز. باقر در خیابان است. رقابت دو محله را تاریخ هیجده‌ساله بهتر نشان می‌دهد."},{"title":"قحط و جنگ","body":"ساری‌داغ و عام‌غازان. مرگ باسکرویل در فروردین ۱۲۸۸. گرسنگی از توپ کاری‌تر بود."},{"title":"قزاق روس","body":"به بهانهٔ رفع قحط درآمدند. محاصره شکست؛ استقلال انجمن نیز. براون تبریز را نجات‌دهندهٔ مشروطه به فرنگ شناساند."}],"aftermath":"راه فتح تهران از همین ایستادگی باز شد. ستار و باقر بعداً در تهران مهمان ناخوانده شدند."}