# بحران آذربایجان: اخراج مجتهد، توطئه ترور و قیام ۴ خرداد بهارستان

تاریخ: ۲۳ فروردین ۱۲۸۶ | شاهنشاهی ۲۳ فروردین ۲۴۶۶ | ۱۳ آوریل ۱۹۰۷ تا ۵ خرداد ۱۲۸۶ | شاهنشاهی ۵ خرداد ۲۴۶۶ | ۲۶ مه ۱۹۰۷
رده: رویداد اصلی و بنیادین
موضوع: political

## خلاصه
رویارویی انقلابیون تبریز با زمین‌داران در پی لغو تیول، ظهور نخستین دسته‌های مسلح فداییان در خیابان‌ها، افشای طرح ترور سران انجمن توسط اکرام‌السلطان و رزم‌نمایی ستارخان؛ و تحصن تاریخی ۴ خرداد در بهارستان که به بازداشت و زنجیر شدن رحیم‌خان چلبیانلو انجامید.

## زمینه
مقاومت ملاکان بزرگ و میرزا حسن مجتهد در برابر الغای نظام تیول‌داری در آذربایجان، و گسیل سواران قره‌داغی رحیم‌خان چلبیانلو برای سرکوب انجمن ایالتی تبریز.

## ۱. رژه مسلحانه مجاهدان و اخراج میرزا حسن مجتهد
میرزا حسن مجتهد در منازعه میان روستاییان و یک تیول‌دار از ملاکان حمایت کرد. بازار تبریز در ۲۳ فروردین ۱۲۸۶ تعطیل شد و نیروهای مسلح مرکز غیبی با تفنگ در خیابان‌ها رژه رفتند و مجتهد بزرگ را در ۳۰ فروردین ناچار به ترک شهر ساختند.

کسروی پیش از قراچمن وکالت‌نامهٔ غلهٔ ۴ ذی‌قعده ۱۳۲۴ را می‌آورد. مجتهد غلهٔ دهات را به انجمن سپرد تا تهمت انبارداری و ضدمشروطه را بردارد. انگیزه را بیش از همه ترس می‌داند نه دلسوزی. نوشته این است:

«داعی بجهت صلاح ملت و تنزل قیمت اختیار غله تمام دهات و علاقجات خود را باجزای محترمین انجمن مقدس داده و ایشان را وکیل مطلق بلاعزل نمودم که تمام غله دهات مرا ضبط و تصرف نموده هر وقت بهر قیمت که دانند بفروش رسانند. در خصوص اجرت عمله و کرایه و سایر مخارج هر قراری گذارند قبول دارم. بالکلیه اختیار با ایشانست حتی در وصولی هر چه گویند بکمال اعتماد و اطمینان تصدیق خواهم داشت بتاریخ چهارم ذیقعده الحرام ۱۳۲۴»

حاجی میرزا محمود تاجر باشی تا هشتاد خروار فروخت سپس کناره‌جویی کرد. داستان اجبار را کسروی دروغ نظام‌الملک می‌داند.

در قراچمن نصرالسلطان میانج به سپارش مجتهد و دستور نظام‌الملک تاراج کرد. گفته شد کودکان از ترس مردند. روزنامه‌های تهران خبر بازگشت تیول و تسعیر آوردند و دیه‌داران انجمن، نظام‌الدوله و بصیرالسلطنه و ملک‌التجار، دلتنگ شدند. در خانهٔ مجتهد اسماعیل‌خان تفنگچی لاف شریعت زد. فرمان تبعید واعظان به مهر انجمن نوشته شد؛ مردم نوشته را پس خواستند. بامداد با تفنگ آمدند. مجتهد از ششکلان نیز تکان داده شد. تلگراف به وکلای آذربایجان:

«طهران خدمت آقایان وکلای محترم آذربایجان أدام‌الله بقائهم خودتان اطلاعات کامله دارید که بعضیها بملاحظه اغراض شخصانی اسباب چینی مینمودند که مقصود از دست رفته قوانین عدلیه مشروطیت متروک شود و همواره مانع از پیشرفت مقصود بودند. از آنجمله جناب حاجی میرزا حسن آقای مجتهد که در این مدت آنچه توانست اقدامات در تخریب این مقصود مقدس نمود تا اینکه عموم علماء و ملت جمع شده از جهت اسکات فتنه و صلاح عموم ملت ایشان از از شهر تشریف بردند. محض اطلاع جنابانعالی عرض گردید.»

دو سید از تهران خواستند بازگردانند؛ مجاهدان نپذیرفتند. ثقةالاسلام نیز بیرون رفت؛ کسروی همدردی خاندانی می‌داند نه دشمنی با مشروطه. جدایی ملایان و دیه‌داران از توده را نتیجهٔ پیشرفت مشروطه می‌نویسد.

## ۲. توطئه ترور اکرام‌السلطان و رزم‌نمایی ستارخان
بیوک‌خان با سواران قره‌داغی روستاهای شمال تبریز را غارت کرد. اسدالله نامی در تلگراف‌خانه دستگیر شد و اعتراف کرد اکرام‌السلطان او را مأمور ترور ۲۲ عضو انجمن کرده است. ستارخان در رأس دسته‌ای از مجاهدان داوطلبانه باغ اکرام‌السلطان را محاصره کرد که نخستین درخشش تاریخی او در دفاع مسلحانه از مشروطه بود.

## ۳. نان هشت عباسی و استیناف بی‌قانون تهران
کسروی کمیابی نان را گرفتاری پایان سال تبریز می‌نویسد. نان را به هشت عباسی پایین آوردند؛ نانوایان کارشکنی کردند و دیه‌داران از فروش غله خودداری. نظام‌الملک همراهی ظاهری کرد و در نهان کارشکنید. انجمن استیناف بنیاد نهاد بی‌آنکه قانونی از تهران رسیده باشد. بهار ۱۲۸۶ مشق و تیراندازی با واعظان شیخ سلیم و میرزا جواد و میرزا حسین، سپس میرزا علی ویجویه‌ای و حاجی شیخ علی‌اصغر لیلاوایی؛ مرکز غیبی دستهٔ مجاهد را راه می‌برد. کسروی دادن تفنگ به توده را بیم آشوب می‌داند مگر سردستهٔ کاردان.

## ۴. ماکو؛ لاف تفنگچی
کسروی داستان ماکو را از همین ماه‌ها آغاز می‌کند. اقبال‌السلطنه مانع انجمن بود به بهانهٔ مرز سه دولت. میرزا جواد ناطق از خوی به ماکو رفت. عزت‌الله‌خان سالار مکرم هواداری کرد. دیه‌نشینان مشروطه را آشوب پنداشتند. اقبال‌السلطنه را به قفقاز راندند. نامه به روزنامهٔ انجمن لاف چند هزار تفنگچی زد. کسروی لاف «پنجاه هزار قشون ملی» را مسخره می‌کند. دنبالهٔ جنگ خوی در ورقهٔ سکمن‌آباد است.

## ۵. تحصن عظیم ۴ خرداد در بهارستان و به زنجیر کشیدن رحیم‌خان
با پیشروی سواران ایلیاتی به سوی تبریز، در ۴ خرداد ۱۲۸۶ بازار تهران یکپارچه بسته شد و هزاران تن از مردم، علما و شاگردان مدارس با پرچم‌های رنگین صحن بهارستان را تسخیر کردند. مردم شاه را وادار ساختند تا در دستخطی رسمی رحیم‌خان چلبیانلو را در تهران توقیف و در غل‌وزنجیر به زندان عدلیه بیفکند.

کسروی از روزنامهٔ انجمن تبریز نقل می‌کند که پس از قراچمن نمایندگان خواستند ماجرا پرده‌پوشی شود و مدیر نخست گردن نهاد. سپس آزادیخواهان او را به بازخواست آوردند که القاب موهوم ننویسد و ظالم را بشناساند. مدیر از تبعید شیخ سلیم به یک اشاره چشم سخن گفت. فغان او این بود:

«ای قلم تا کی در قید سلاسل و اغلال مقید، و تا کی زبان مبارکت با مهر ستمکاری مختوم خواهد بود؟!»

## ۶. خوی و سکمن‌آباد
کسروی در گفتار هشتم جنگ خوی با اقبال‌السلطنه و شکست سکمن‌آباد را دنبالهٔ همین کشاکش آذربایجان می‌نویسد. شعار تبریز «مستبدین زنجبیل حاضر است» بود. تلگراف دفاعی اقبال‌السلطنه را در ورقهٔ سکمن‌آباد آورده‌ایم.

## ۷. بست تلگرافخانه برای قانون
در اردیبهشت ۱۲۸۶ تبریز بازار بست و تا قانوننامه نرسد از تلگرافخانه بیرون نرفت. واعظان می‌گفتند قانون مذهبی نمی‌خواهند؛ قانون اساسی دولتهای مشروطه را می‌خواهند. ثقةالاسلام قانون سیاسی و ملکی را از شرع جدا کرد. دو سید بیم استقلال آذربایجان را تلگراف کردند:

«آذربایجان رکن رکین ایرانست هر نیک و بدی از آنجا طلوع نماید در تأمین و تخریب سعادت ایران اثر کلی دارد و بمناسبت اهمیت سرحدی مخصوصاً پاره مذاکره که در افواه آذربایجانی در حقیقت استقلال ایران را سم قاتل است»

تبریز پاسخ داد مقصود مشروطه‌طلبی و قانون‌طلبی است لاغیر، و اقبال‌السلطنه و رحیم‌خان را بهانهٔ مواخذ شمردن ملت دانست.

## پیامد
شکست توطئه ترور سران انجمن تبریز و نمایش همبستگی استوار ملی میان مردم تهران و مجاهدان آذربایجان. کسروی اخراج مجتهد را رخنهٔ نخست در همدستی توده می‌داند و دو سید را در تلگراف بازگرداندن خطا می‌شمارد.

## منابع
- [kasravi / گفتار چهارم؛ دشمنی مجتهد / آغاز داستان ماکو] کسروی اخراج مجتهد تبریز را با وکالت‌نامهٔ غله، تاراج قراچمن، کمیابی نان و لاف تفنگچی ماکو در یک داستان می‌نویسد. دو سید از تهران بازگرداندن مجتهد را خواستند و مجاهدان نپذیرفتند.
- [khadem / ماجرای مشروطه؛ گفتار بیست‌وششم] تحصن ۴ خرداد در بهارستان پیوند ناگسستنی سرنوشت پایتخت و آذربایجان را نشان داد و شاه را ناچار به دستگیری رحیم‌خان ساخت.

## کسان
- rahim-khan: سازمان‌دهی تحریکات عشایر قره‌داغ برای تهاجم به تبریز، که منجر به حبس وی در عدلیه گردید.
- sattar-khan: پیشگامی میدانی در رأس دسته‌ای از مجاهدان مسلح تبریز برای محاصره و دستگیری عاملان ترور.
- mohammad-ali-person: حمایت پنهان از اشرار و سرانجام تسلیم در برابر فشار بهارستان با صدور دستخط بازداشت رحیم‌خان.
- tabatabai: حضور در تلگراف‌خانه تهران در ۴ خرداد و پشتیبانی از مطالبات وکلای آذربایجان.
- behbahani: همراهی با متحصنان بهارستان و وساطت در مدیریت بحران امنیتی میان دولت و انجمن ایالتی.
- taqizadeh: ارتباط پیوسته با انجمن تبریز و هدایت پارلمانی اعتراضات در صحن مجلس علیه عوامل استبداد.
- seqat-al-islam: کسروی او را تنها ملای بزرگ تبریز می‌خواند که در این ماه‌ها از مشروطه رو نگرداند.
- sheikh-mohammad-khiabani: از واعظان پایدار شهر در همان تیره که روزنامهٔ انجمن و دستهٔ مجاهدان را نگاه داشت.
- eqbal-al-saltaneh-maku: جنگ خوی و سکمن‌آباد در دنبالهٔ همین کشاکش آذربایجان؛ تلگراف دفاعی به فرمانفرما.
- haj-mirza-hasan-mojtahed-tabriz: خروج از تبریز در همین بحران؛ کسروی اخراج او را سرآغاز مرحلهٔ سلاح در شهر می‌داند.
صفحه: https://mashrooteh.org/ruydad/tabriz-resistance-rahim-khan-1286