# فلک کردن تجار قند توسط علاءالدوله در تهران

تاریخ: ۲۱ آذر ۱۲۸۴ | شاهنشاهی ۲۱ آذر ۲۴۶۴ | ۱۲ دسامبر ۱۹۰۵
رده: رویداد اصلی و بنیادین
موضوع: political

## خلاصه
تنبیه بدنی و چوب‌زدن بازرگانان محترم شکر (سید هاشم قندی) در دارالحکومه تهران با تحریک رشدیه، که به تعطیلی بازار و آغاز مهاجرت صغری انجامید.

## زمینه
قند ایران از روس می‌آمد. جنگ ژاپن واردات را کم کرد و بها را برد. در عرف قاجار حاکم محتکر را می‌ترساند تا انبار باز شود. آذر ۱۲۸۴ تهران از عکس نوز، قبرستان بانک و مجتهد کرمان پر بود. احمدخان علاءالدوله حاکم تهران بود، برادر احتشام‌السلطنه، همان که در فارس موج بهایی‌کشی را گرفته بود. کارنامهٔ او سفاک شهره نبود. معمای فلک این است که چرا این مرد در این هفته تجار آبرومند را به چوب بست. گفتار هجدهم راپرت رشدیه را می‌خواند و مسجد شاه را تا دروازهٔ عبدالعظیم می‌برد.

## ۱. کرمان: بهانهٔ رمضان
ظفرالسلطنه حاج میرزا محمدرضای کرمانی را فلک کرد و به رفسنجان فرستاد. ناظم و مجدالاسلام برای همراهی به درِ شیخ فضل‌الله رفتند و خلعت شنیدند. طباطبایی و بهبهانی عزل ظفرالسلطنه و دلجویی مجتهد را خواستند. امام جمعه با شیخ در صف عین‌الدوله ماند. این ورقه را جدا آورده‌ایم. در فهرست بست، همین فقره ماند.

## ۲. گورستان بانک استقراضی
شیخ فضل‌الله بیع وقف آشتیانی را برای بانک روس امضا کرد. خاکبرداری اجساد وبایی را نمایاند. ۴ آذر عمارت را خراب کردند. عضدالملک فتنه را خواباند. بهبهانی عزل صدراعظم خواست. شب‌نامهٔ فطر علما را به زاویهٔ مقدسه خواند. شهر دو هفته بعد برای چوب قند آماده بود.

## ۳. راپرت رشدیه به شریف کاشانی
ناظم‌الاسلام علاءالدوله را خونخوار خواند و مثال سنگ به کالسکه آورد. همان کتاب می‌گوید اگر چشم از حکومت تهران بپوشیم او را از مؤسسین مشروطه می‌دانیم: رشوه نمی‌گرفت، فاحشه‌خانه می‌بست. انگیزه در نامهٔ رشدیه به عضو باغ میکده روشن‌تر است. واقعات اتفاقیه نوشته است:

«چون تجار و کسبه را دیدم که از آقایان کناره‌گیری دارند، صلاحاً امروز رفتم جناب علاءالدوله حاکم را ملاقات کردم. گفتم: هرچه در اخلال امور صدراعظم اقدامات کردید، اثری ندارد. ولی امروزه می‌توانند به یک اقدام تمام مقاصد خود را نایل شوند. یعنی عین‌الدوله به کلی معزول شود... گفتم: شما حاکم هستید. فردا دو سه نفر از تجار را به یک مستمسکی چوب بزنید تا تجار به علما بگروند. تجار که به علما مع بشوند، صدراعظم معزول می‌شود و مقاصد شما حاصل می‌گردد. فرمود: عاقبت من به کجا می‌رسد؟ گفتم: از حکومت معزول و به صدارت یا وزارت منصوب می‌شوید. قبول کرده، قول داد که فردا اقدام خواهد شد.»

رشدیه کارهای محرمانهٔ حاکم علیه عین‌الدوله را برشمرد تا بداند بی‌خبر نیست. آیا علاءالدوله فقط بازی دربار می‌کرد یا شعلهٔ مشروطه می‌خواست، سند قطع نمی‌کند. هر دو می‌دانستند عین‌الدوله راه هر تغییری را بسته است.

## ۴. خانهٔ حاکم و چوب پدر و پسر
علاءالدوله چند تاجر قند را به خانه خواند. پیری آبرومند چانه زد که خریدش گران شده و حاضر است انبار را رایگان بدهد. حاکم دستور فلک داد. پسر به پای پدر افتاد که به جای او بزنند. هر دو خوردند. چند تاجر دیگر همان روز چوب دیدند. تاریخ ۲۱ آذر ۱۲۸۴ است.

## ۵. مسجد شاه و چماق امام جمعه
فردا بازار به مسجد شاه رفت که تولیتش با ابوالقاسم امام جمعه بود. خواست عزل حاکم بود. طباطبایی و بهبهانی آمدند. شیخ نیامد. امام جمعه آمد که جمعیت را بپاشاند. سید جمال واعظ بر منبر رفت. امام جمعه خواست آرام بگوید. او دولت و عین‌الدوله را زد و به روایت دولت‌آبادی گفت تابع شاه نیستیم، تابع دینیم؛ اگر شاه تابع دین نباشد اطاعت واجب نیست. امام جمعه ناسزا گفت. نوچه‌هایش کتک کاری راه انداختند. اطرافیان دو سید را از مسجد بیرون بردند. پسر طباطبایی سید جمال را از مرگ رهانید. واعظ ماه‌ها در خانهٔ نزدیکان طباطبایی پنهان ماند.

## ۶. هماهنگی شبانه و خروج ۲۳ آذر
همان شب میان خانه‌های بهبهانی و طباطبایی پیک رفت. قرار شد فردا جداگانه از شهر به حرم عبدالعظیم بروند. بازاریان خواستند دکان ببندند؛ دولت تهدید کرد هر که باز نکند تنبیه می‌شود. امام جمعه دم دروازه کشیک گذاشت که آخوند درجه پایین نرود. نرفتند گوش نکردند. تجار دیگ به صحن بردند. شمار متحصنین دست‌کم دو هزار تن شد. عین‌الدوله تولیت مدارس معترضان را به یاران خود داد تا زهرچشم بگیرد. بست صغری از اینجا آغاز شد.

## پیامد
چوب قند بازار را به دو سید دوخت. کرمان و قبرستان بانک سوخت این چوب بودند. هجرت صغری فردای مسجد شاه است، نه داستانی جدا.

## منابع
- [kasravi / چوب زدن تجار] کسروی فلک تجار را آتش‌زنهٔ مستقیم پیوند بازار و علما برای آغاز جنبش می‌داند.

## کسان
- ala-al-dowleh: چوب‌زدن تجار قند در دارالحکومه تهران.
- rushdiyeh: تحریک حاکم تهران به تنبیه تجار جهت اتصال بازار به علما.
- tabatabai: حضور در مسجد شاه و تصمیم به خروج به سوی شاه عبدالعظیم.
- behbahani: همراهی در رهبری تظاهرات بازار.
صفحه: https://mashrooteh.org/ruydad/sugar-merchants-bastinado