{"id":"siahkal-1349","title":"رویداد سیاهکل","date":{"solarYear":1349,"solarMonth":11,"gregorianYear":1971,"gregorianMonth":2,"circa":true},"tier":"secondary","category":"political","summary":"رویداد سیاهکل نام حمله‌ای است که گروهی مسلح و مارکسیست، که بعدها خود را «سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران» نامید، در شامگاه ۱۹ بهمن ۱۳۴۹ (۲۵۲۹ شاهنشاهی) به پاسگاه ژاندارمری سیاهکل، در نزدیکی لاهیجان در استان گیلان، انجام داد. مهاجمان می‌خواستند یکی از همدستان خود را که شب پیش از آن بازداشت شده بود آزاد کنند. پیمان وهاب‌زاده، پژوهشگر، در مقالهٔ «فداییان خلق» در دانشنامهٔ ایرانیکا می‌نویسد که در این حمله مهاجمان یک افسر ژاندارمری و یک غیرنظامی را کشتند. ژاندارمری و ارتش شاهنشاهی تا ۷ اسفند همهٔ مهاجمان را کشتند یا دستگیر کردند. دادگاه نظامی در ۲۵ اسفند ۱۳۴۹ سیزده تن از متهمان را به مرگ محکوم کرد. این حمله از نظر نظامی شکست خورد، اما گروه‌های چپ‌گرا آن را آغاز دورهٔ مبارزهٔ مسلحانه در ایران شمردند و دولت نیز در پاسخ به آن سازوکارهای امنیتی تازه‌ای پدید آورد.","citations":[{"sourceId":"milani-shah","locus":"ص. ۳۰۰ چاپی","text":"میلانی پیدایش مجاهدین و فداییان را به پس از خرداد ۱۳۴۲ بازمی‌گرداند و اثر سیاهکل را بر ساواک شرح می‌دهد."},{"sourceId":"answer-to-history","locus":"صص. ۱۴۷ و ۱۵۸ چاپی","text":"محمدرضا شاه پهلوی دربارهٔ خشونت مسلحانه و فرق تروریست‌ها با زندانیان سیاسی می‌نویسد."},{"sourceId":"cooper-fall-of-heaven","locus":"صفحه‌های ۱۶۳–۱۶۴، ۲۲–۲۳، ۲۳۰ و ۲۴۳ نسخهٔ الکترونیکی","text":"کوپر از پیامدهای امنیتی سیاهکل، کمیتهٔ مشترک، آمار باقی و منابع مالی فداییان می‌نویسد."},{"sourceId":"iranica-fadaian","locus":"بخش‌های «گروه جزنی ـ ظریفی» و «تشکیل و عملیات گروه»","text":"پیمان وهاب‌زاده در این اثر از تاریخ‌ها، شمار مهاجمان، کشته‌شدگان، احکام و ترور فرسیو سخن می‌گوید."}],"personIds":[],"personDeeds":{},"periodId":"pahlavi-ii","monarchId":"mohammad-reza-shah","aliases":["رویداد سیاهکل"],"context":"عباس میلانی، تاریخ‌نگار و استاد دانشگاه استنفورد، در کتاب «شاه» می‌نویسد که پس از ناآرامی‌های خرداد ۱۳۴۲ گروهی از اعضای جوان‌تر و تندروتر جبههٔ ملی به این نتیجه رسیدند که با محمدرضا شاه پهلوی سازشی ممکن نیست و به سلاح روی آوردند. به نوشتهٔ میلانی، عناصر مذهبی این جریان سازمان مجاهدین خلق را بنیاد گذاشتند و مارکسیست‌ها سازمان فداییان خلق را پدید آوردند. وهاب‌زاده در ایرانیکا توضیح می‌دهد که هستهٔ نخست این جریان، که در منابع «گروه جزنی ـ ظریفی» یا «گروه یک» خوانده می‌شود، از دانشجویان مارکسیست دانشگاه تهران تشکیل شده بود.\n\nبه نوشتهٔ وهاب‌زاده، مأموران ساواک در ۱۹ دی ۱۳۴۶ (۹ ژانویهٔ ۱۹۶۸)، سه روز پیش از نخستین دستبرد برنامه‌ریزی‌شدهٔ این گروه به بانک، بیژن جزنی و همراهش سرخی را با یک تپانچه در محل قرار بازداشت کردند. ساواک سپس دیگر اعضای این گروه را نیز دستگیر کرد. ساواک همچنین با بهره‌گیری از مأمور نفوذی خود، عباس‌علی شهریاری‌نژاد، دو تن از بازماندگان گروه، یعنی علی‌اکبر صفایی فراهانی و محمد صفاری آشتیانی، را به‌عمد آزاد گذاشت تا از مرز عراق بگذرند و به این ترتیب دیگران را به دام بیندازد. دادگاه نظامی در بهمن ۱۳۴۷ چهارده عضو این گروه را محاکمه کرد و جزنی را به پانزده سال زندان محکوم کرد.\n\nبه نوشتهٔ وهاب‌زاده، سه عضو شناسایی‌نشدهٔ گروه، یعنی حمید اشرف، دانشجوی مهندسی دانشگاه تهران، اسکندر صادقی‌نژاد و غفور حسن‌پور، گروه را از نو سازمان دادند و تا پایان ۱۳۴۹ بیست‌ودو تن را گرد آوردند. این گروه سلاح خود را از عراق یا از جرج حبش، رهبر جبههٔ خلق برای آزادی فلسطین، به دست آورد و هزینهٔ خود را با دو دستبرد به بانک در سال ۱۳۴۹ تأمین کرد. صفایی فراهانی، که از اردوگاه‌های فلسطینی بازگشته بود، فرماندهی «تیم کوه» شش‌نفره را بر عهده گرفت و این تیم در ۱۴ شهریور ۱۳۴۹ (۵ سپتامبر ۱۹۷۰) رهسپار جنگل‌های کرانهٔ دریای مازندران شد. سه تن دیگر نیز در ماه‌های بعد به این تیم پیوستند. اعضای گروه این منطقه را برگزیدند، زیرا کوه‌ها و جنگل‌هایش پوشش طبیعی فراهم می‌کرد و جمعیت انبوهش جابه‌جایی را آسان می‌ساخت.\n\nدر همین حال، گروه دیگری با گرایش مارکسیستی به رهبری مسعود احمدزاده، امیرپرویز پویان و عباس مفتاحی در مشهد و تهران شکل گرفته بود. وهاب‌زاده می‌نویسد که این گروه آثار انقلابیان آمریکای لاتین، از جمله چه گوارا و رژی دبره، را سرمشق خود ساخته بود و تا آغاز ۱۳۴۹ دربارهٔ آغاز مبارزهٔ مسلحانه به نتیجه رسیده بود.","whatHappened":[{"title":"بازداشت‌های زمستان ۱۳۴۹","body":"به نوشتهٔ وهاب‌زاده، مأموران امنیتی در آذر یا دی ۱۳۴۹ (دسامبر ۱۹۷۰) غفور حسن‌پور را بازداشت کردند و این بازداشت در دی‌ماه به دستگیری اعضای تیم‌های پشتیبانی شهری انجامید. صفایی فراهانی در ۱۵ بهمن ۱۳۴۹ حمید اشرف، رابط تیم‌های کوه و شهر، را قانع کرد که عملیات برنامه‌ریزی‌شده را ظرف سه روز آغاز کنند.","quotes":[{"original":"In less than six years, in what came to be known as the Siahkal Incident— taking its name from the village nearby—a small group of these radicals fought against the small military post stationed there. The battle would shock the Shah and the intelligence agencies and lead to the use of increasingly harsher methods by SAVAK and numerous reports of torture.","translation":"در کمتر از شش سال، در رویدادی که به نام روستای مجاور به رویداد سیاهکل شهرت یافت، گروه کوچکی از این تندروها با پاسگاه نظامی کوچکی که در آنجا مستقر بود جنگیدند. این نبرد شاه و سازمان‌های اطلاعاتی را تکان داد و به روش‌های هرچه سخت‌گیرانه‌تر ساواک و گزارش‌های فراوان دربارهٔ شکنجه انجامید.","speaker":"عباس میلانی","speakerTitle":"تاریخ‌نگار، مدیر برنامهٔ مطالعات ایران در دانشگاه استنفورد","work":"شاه","workType":"زندگی‌نامهٔ محمدرضا شاه پهلوی","page":"ص. ۳۰۰ چاپی (صفحهٔ ۳۶۰ نسخهٔ الکترونیکی)","date":"۱۳۹۰ / ۲۰۱۱","context":"میلانی پس از شرح شکست گفت‌وگوی جبههٔ ملی با محمدرضا شاه پهلوی پس از خرداد ۱۳۴۲، به سرآغاز مبارزهٔ مسلحانه می‌پردازد."},{"original":"Terrorism has been a feature of Iranian political life for a long time. No matter how hard I tried, and God knows I tried, my country was never quite rid of it.","translation":"تروریسم دیرزمانی است که از ویژگی‌های زندگی سیاسی ایران بوده است. هر چه کوشیدم، و خدا می‌داند که کوشیدم، کشورم هرگز به‌کلی از آن رها نشد.","speaker":"محمدرضا شاه پهلوی","speakerTitle":"پادشاه ایران","work":"پاسخ به تاریخ","workType":"خاطرات","page":"ص. ۱۴۷ چاپی (صفحهٔ ۱۵۱ نسخهٔ الکترونیکی)","date":"۱۳۵۹ / ۱۹۸۰","context":"محمدرضا شاه پهلوی در تبعید، در فصل «اتحاد نامقدس سرخ و سیاه»، از خشونت مسلحانه در دوران پادشاهی خود یاد می‌کند."},{"original":"This mayhem was not only directed at the prominent or public figures. I remember other victims, a taxi driver and a car washer, for example, shot and killed trying to disarm terrorists.","translation":"این کشتار تنها متوجه چهره‌های برجسته یا عمومی نبود. قربانیان دیگری را به یاد دارم؛ برای نمونه، یک راننده تاکسی و یک کارگر کارواش که هنگام کوشش برای خلع سلاح تروریست‌ها به ضرب گلوله کشته شدند.","speaker":"محمدرضا شاه پهلوی","speakerTitle":"پادشاه ایران","work":"پاسخ به تاریخ","workType":"خاطرات","page":"ص. ۱۴۷ چاپی (صفحهٔ ۱۵۱ نسخهٔ الکترونیکی)","date":"۱۳۵۹ / ۱۹۸۰","context":"محمدرضا شاه پهلوی یادآوری می‌کند که خشونت گروه‌های مسلح تنها چهره‌های سرشناس را هدف نمی‌گرفت."},{"original":"I must draw a distinction here between terrorists and political prisoners. It was inevitable that some terrorists died in confrontation with SAVAK and local police. No one forced them to start fires, to pillage, and to murder. They were the victims of their own choice.","translation":"باید در اینجا میان تروریست‌ها و زندانیان سیاسی فرق بگذارم. ناگزیر بود که شماری از تروریست‌ها در رویارویی با ساواک و پلیس محلی جان ببازند. هیچ‌کس آنان را به آتش‌افروزی، غارت و قتل وانداشته بود. آنان قربانی انتخاب خود بودند.","speaker":"محمدرضا شاه پهلوی","speakerTitle":"پادشاه ایران","work":"پاسخ به تاریخ","workType":"خاطرات","page":"ص. ۱۵۸ چاپی (صفحهٔ ۱۶۲ نسخهٔ الکترونیکی)","date":"۱۳۵۹ / ۱۹۸۰","context":"محمدرضا شاه پهلوی در پاسخ به اتهام‌ها دربارهٔ ساواک، میان گروه‌های مسلح و زندانیان سیاسی فرق می‌گذارد."},{"original":"Before 1970, he admitted, 'Iran had not felt it necessary to execute people for anti-state activities.' However, following the outbreak of guerrilla warfare in 1971 the 'new wave of terrorism had \\\"caused us to get a bit rougher.\\\"'","translation":"[پیش از ۱۹۷۰] ایران اعدام کسی را برای فعالیت ضددولتی لازم ندیده بود... [اما] موج تازهٔ تروریسم ما را واداشت که اندکی سخت‌گیرتر شویم.","speaker":"پرویز ثابتی","speakerTitle":"مدیرکل ادارهٔ سوم ساواک","work":"سقوط بهشت، اثر اندرو اسکات کوپر","workType":"تاریخ‌نگاری (نقل غیرمستقیم و مستقیم در کتاب)","page":"صفحهٔ ۲۳۰ نسخهٔ الکترونیکی","date":"حدود ۱۳۵۵ / ۱۹۷۶–۱۹۷۷","context":"ثابتی در پاسخ به گزارش سازمان عفو بین‌الملل به یک خبرنگار خارجی دربارهٔ سیاست امنیتی دولت پس از سیاهکل توضیح می‌دهد."},{"original":"The incident at Siakal three months later raised the dreaded prospect of a terrorist attack on the Shah's golden city in the desert.","translation":"رویداد سیاهکل سه ماه بعد این چشم‌انداز هراس‌انگیز را پیش کشید که تروریست‌ها به شهر زرین شاه در دل بیابان حمله کنند.","speaker":"اندرو اسکات کوپر","speakerTitle":"تاریخ‌نگار","work":"سقوط بهشت: پهلوی‌ها و واپسین روزهای ایران شاهنشاهی","workType":"تاریخ‌نگاری","page":"صفحهٔ ۱۶۳ نسخهٔ الکترونیکی","date":"۱۳۹۵ / ۲۰۱۶","context":"کوپر نگرانی‌های امنیتی دولت را در ماه‌های پیش از جشن‌های ۲۵۰۰ ساله شرح می‌دهد."},{"original":"The Fedayeen underwent training in guerrilla warfare operations in terrorist camps in Oman, South Yemen, and at bases in Libya run by George Habash's Popular Front for the Liberation of Palestine. ... Financing for group operations came predominantly from Libya's Colonel Gadhafi, who kept the group on a retainer to the tune of $400,000 each year.","translation":"فداییان در اردوگاه‌های تروریستی در عمان و یمن جنوبی و در پایگاه‌هایی در لیبی که جبههٔ خلق برای آزادی فلسطینِ جرج حبش اداره می‌کرد، آموزش جنگ چریکی دیدند... هزینهٔ عملیات این گروه عمدتاً از سرهنگ قذافیِ لیبی می‌رسید که سالانه ۴۰۰ هزار دلار به این گروه می‌پرداخت.","speaker":"اندرو اسکات کوپر","speakerTitle":"تاریخ‌نگار","work":"سقوط بهشت","workType":"تاریخ‌نگاری","page":"صفحهٔ ۲۴۳ نسخهٔ الکترونیکی","date":"۱۳۹۵ / ۲۰۱۶","context":"کوپر با تکیه بر یک ارزیابی محرمانهٔ اطلاعاتی آمریکا در شهریور ۱۳۵۶، منابع پول و سلاح فداییان را برمی‌شمارد."},{"original":"...the attack on a gendarmerie post in Siāhkal (a rural district near Lāhijān) in February 1971, a small operation that was venerated by Iranian dissidents as rastāḵiz-e Siāhkal (the Siahkal resurrection).","translation":"... حمله به یک پاسگاه ژاندارمری در سیاهکل، عملیاتی کوچک که مخالفان ایرانی آن را با نام رستاخیز سیاهکل تقدیس کردند.","speaker":"پیمان وهاب‌زاده","speakerTitle":"جامعه‌شناس و پژوهشگر تاریخ جنبش چریکی ایران","work":"«فداییان خلق»، دانشنامهٔ ایرانیکا","workType":"مقالهٔ دانشنامه","page":"بخش «تشکیل و عملیات گروه»","date":"۱۳۹۴ / ۲۰۱۵","context":"وهاب‌زاده جایگاه سیاهکل را در پیدایش سازمان فداییان شرح می‌دهد."}]},{"title":"حمله به پاسگاه","body":"در ۱۸ بهمن، اهالی محل یکی از هواداران گروه به نام هادی بنده‌خدا لنگرودی را گرفتند و به ژاندارمری سپردند. شامگاه ۱۹ بهمن ۱۳۴۹ نُه عضو گروه، به روایت وهاب‌زاده، به پاسگاه ژاندارمری سیاهکل حمله کردند تا او را آزاد کنند. مهاجمان پس از حدود نیم ساعت پاسگاه را ترک کردند و سلاح‌های آن را با خود بردند."},{"title":"شمار کشته‌شدگان","body":"منابع دربارهٔ شمار کشته‌شدگان حمله هم‌داستان نیستند. وهاب‌زاده در ایرانیکا، به استناد نوشته‌های خود فداییان، کشته‌شدگان حمله را یک افسر ژاندارمری و یک غیرنظامی می‌داند."},{"title":"تعقیب و دستگیری","body":"ژاندارمری و یگان‌های ارتش شاهنشاهی پس از حمله منطقه را محاصره کردند. به نوشتهٔ وهاب‌زاده، مهاجمان در منطقه ماندند، اما به دلایل گوناگون از هم جدا افتادند و نیروهای دولتی تا ۷ اسفند ۱۳۴۹ (۲۶ فوریهٔ ۱۹۷۱) دو تن از آنان را کشتند و هفت تن را دستگیر کردند. روستاییان منطقه نیز در یافتن مهاجمان به نیروهای دولتی یاری رساندند؛ ایرج جنتی عطایی، ترانه‌سرا، که خود با فداییان همدلی داشت، بعدها همین نکته را بازگفته است."},{"title":"محاکمه و اعدام","body":"دادگاه نظامی چهارده متهم، از جمله بازداشت‌شدگان تیم‌های شهری، را محاکمه کرد و در ۲۵ اسفند ۱۳۴۹ (۱۶ مارس ۱۹۷۱) سیزده تن از آنان را به مرگ محکوم کرد. حکم اعدام آنان در روزهای پایانی اسفند ۱۳۴۹ اجرا شد. به نوشتهٔ وهاب‌زاده، از کل گروه تنها پنج تن از دستگیری رهایی یافتند."},{"title":"روایت دولت و محمدرضا شاه پهلوی","body":"محمدرضا شاه پهلوی در کتاب خاطرات خود، «پاسخ به تاریخ»، که در ۱۳۵۹ در تبعید منتشر کرد، خشونت مسلحانه را پدیده‌ای دیرینه در زندگی سیاسی ایران می‌خواند و از قربانیان آن، از نخست‌وزیران و افسران تا یک راننده تاکسی و یک کارگر کارواش، نام می‌برد. محمدرضا شاه پهلوی در همین کتاب میان «تروریست‌ها» و «زندانیان سیاسی» فرق می‌گذارد و می‌نویسد که کسانی که دست به آتش‌سوزی و قتل زدند، خود این راه را برگزیدند. پرویز ثابتی، مدیرکل ادارهٔ سوم ساواک، در همان سال‌ها می‌گفت که ایران پیش از ۱۳۴۹ اعدام کسی را برای فعالیت ضددولتی لازم ندیده بود و موج تازهٔ ترور دولت را به سخت‌گیری بیشتر واداشت."},{"title":"روایت فداییان و هواداران آنان","body":"فداییان این رویداد را «رستاخیز سیاهکل» یا «قیام سیاهکل» نامیدند. وهاب‌زاده در ایرانیکا آن را «عملیاتی کوچک» می‌خواند که مخالفان ایرانی تقدیسش کردند. بنابراین، اهمیت سیاهکل بیش از هر چیز در تبلیغات و نمادپردازی گروه‌های چپ بود، نه در دستاورد نظامی آن."},{"title":"داوری تاریخ‌نگاران","body":"عباس میلانی در کتاب «شاه» می‌نویسد که این نبرد محمدرضا شاه پهلوی و سازمان‌های اطلاعاتی را تکان داد و به روش‌های سخت‌گیرانه‌تر ساواک و گزارش‌های فراوان دربارهٔ شکنجه انجامید. اندرو اسکات کوپر، تاریخ‌نگار، در کتاب «سقوط بهشت» تأکید می‌کند که فداییان در اردوگاه‌های جبههٔ خلق برای آزادی فلسطین در عمان، یمن جنوبی و لیبی آموزش دیدند، سلاح خود را از دولت‌های کمونیست لهستان، چکسلواکی و آلمان شرقی گرفتند و بخش عمدهٔ هزینهٔ خود را از سرهنگ معمر قذافی، رهبر لیبی، دریافت کردند. به این ترتیب، کوپر سیاهکل را بخشی از پیوندهای گستردهٔ این گروه با شبکه‌های مسلح بین‌المللی می‌بیند."},{"title":"موضع روحانیان مخالف","body":"به روایت سید حمید روحانی، تاریخ‌نگار هوادار روح‌الله خمینی، خمینی در نامه‌ای به «اتحادیهٔ انجمن‌های اسلامی دانشجویان در خارج از کشور» دانشجویان را از فریفته شدن به «حادثه‌آفرینی استعمار» مانند «حادثهٔ سیاهکل» برحذر داشت. این گزارش نشان می‌دهد که مخالفان مذهبی در آن زمان با مبارزهٔ مسلحانهٔ مارکسیستی همراه نبودند. (نشانی دقیق این نقل در کتاب روحانی هنوز وارسی نشده است.)"}],"aftermath":"به نوشتهٔ وهاب‌زاده، تیمی از بازماندگان گروه در ۱۸ فروردین ۱۳۵۰ (۷ آوریل ۱۹۷۱) سپهبد ضیاءالدین فرسیو، دادستان کل ارتش، را به تلافی احکام اعدام سیاهکل ترور کردند. گروه‌های اشرف و احمدزاده در همان ماه با صدور اعلامیه‌هایی دربارهٔ عملیات خود در تهران و تبریز موجودیت «سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران» را اعلام کردند. رهبران این دو گروه نخستین بار در ۲۷ اردیبهشت ۱۳۵۰ با یکدیگر دیدار کردند.\n\nدولت در پاسخ به این موج، کمیتهٔ مشترک ضدخرابکاری را پدید آورد. کوپر می‌نویسد که ریاست ساواک، ژاندارمری، رکن دوم ارتش و شهربانی کل کشور در رهبری این کمیته شریک بودند. کوپر پیدایش این کمیته را به ماه‌های پیش از جشن‌های ۲۵۰۰ ساله در ۱۳۵۰ بازمی‌گرداند، اما وهاب‌زاده تاریخ تشکیل آن را بهمن ۱۳۵۰ (فوریهٔ ۱۹۷۲) می‌نویسد. نیروهای امنیتی تا ۱۳۵۱ فداییان را به دو هسته و هشت عضو فعال فروکاستند.\n\nکوپر می‌نویسد که سیاهکل خطر حمله به جشن‌های دوهزار و پانصدمین سال بنیان‌گذاری شاهنشاهی ایران در تخت جمشید را جدی‌تر کرد. حمید اشرف، تنها بازماندهٔ هستهٔ نخست، از دستگیری گریخت و با چند دستبرد به بانک برای خرید سلاح پول فراهم کرد. در مهر ۱۳۵۰، در آستانهٔ جشن‌ها، چهار مرد مسلح کوشیدند شهرام پهلوی‌نیا، فرزند والاحضرت اشرف پهلوی، را در مرکز تهران بربایند و یک متصدی پارکینگ را که به یاری او شتافته بود کشتند.\n\nکوپر به پژوهش عمادالدین باقی، پژوهشگر جمهوری اسلامی، استناد می‌کند که شمار کشته‌شدگان مخالف در دوران پادشاهی محمدرضا شاه پهلوی، جز کشته‌شدگان انقلاب، را ۳۸۳ تن برآورد کرد. به نوشتهٔ کوپر، ۱۹۷ تن از این شمار چریک‌ها و تروریست‌هایی بودند که در درگیری با نیروهای امنیتی جان باختند. صلیب سرخ جهانی نیز در خرداد ۱۳۵۶ شمار زندانیان سیاسی را ۳۰۸۷ تن اعلام کرد.\n\nروز ۱۹ بهمن در ادبیات گروه‌های چپ «روز پیدایش جنبش چریکی» نام گرفت. حمید اشرف در نوشتهٔ «یک سال مبارزهٔ چریکی در شهر و کوه» شمار اعضای «گروه جنگل» را بیست‌ودو تن نوشت. شماری از شاعران و ترانه‌سرایان هوادار چپ نیز در سال‌های بعد آثاری دربارهٔ این رویداد پدید آوردند."}