{"id":"seyyed-jamal-iran-expulsion","title":"بست‌نشینی سید جمال‌الدین در شاه عبدالعظیم و اخراج زمستانی","date":{"solarYear":1269,"solarMonth":10,"gregorianYear":1891,"gregorianMonth":1},"tier":"secondary","category":"political","summary":"بست‌نشینی هفت‌ماهه سید جمال‌الدین در حرم شاه عبدالعظیم، پخش شب‌نامه‌های خلع شاه، یورش مأموران محمدحسن یوزباشی به حرم، ضرب‌وشتم میرزا رضا کرمانی و نفی بلد خفت‌بار سید جمال در سرمای زمستان تا مرز عثمانی.","citations":[{"sourceId":"nazem","locus":"تاریخ بیداری ایرانیان","text":"اخراج خشن سید جمال از حرم، کینه خونینی در دل مریدان او کاشت که ۵ سال بعد شلیک تپانچه میرزا رضا را رقم زد."},{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار یکم؛ نامه سید جمال به ناصرالدینشاه","text":"کسروی نامهٔ بست عبدالعظیم را از مقدمهٔ تاریخ بیداری نقل می‌کند. از همان نامه نتیجه می‌گیرد که آمدن دوم سید جمال به ایران مأموریت پطرزبورغ برای تبرئهٔ امین‌السلطان از امتیاز کارون و بانک بود، نه دعوت ساده‌دلانه به اصلاح ملک."}],"personIds":["asadabadi","mirza-reza-kermani","amin-al-soltan","amin-al-zarb"],"personDeeds":{"asadabadi":"هدایت مجالس شبانه و انتشار بیانیه‌های ضدسلطنت در حرم شهرری.","mirza-reza-kermani":"فریادخواهی در بازار ری و تحمل شلاق و حبس در جریان اخراج مرادش.","amin-al-soltan":"صدور دستور دستگیری و اخراج خشونت‌بار سید جمال از ایران.","amin-al-zarb":"میزبانی پیشین از سید جمال در عمارت شخصی خود در تهران."},"periodId":"naseri","monarchId":"naser-al-din","aliases":["اخراج سید جمال","بست‌نشینی سید جمال در شهرری"],"context":"بازگشت دوم سید جمال به ایران در ۱۲۶۸، به روایت کسروی، در بستهٔ سیاست امین‌السلطان و روس بود. شاه او را در مونیخ دیده و به ایران خوانده بود. شاگردان از نوید صدارت گفته‌اند؛ کسروی باور نمی‌کند. نامهٔ بست همان سندی است که انگیزهٔ آمدن را روشن می‌کند.","whatHappened":[{"title":"۱. مأموریت پطرزبورغ و نامهٔ بست","body":"کسروی می‌نویسد سید جمال دو بار به ایران آمد. بار دوم در سال ۱۲۶۸ به دستور شاه او را بیرون کردند. شاه او را در مونیخ دید و به ایران خواند. شاگردان می‌گویند نوید صدارت داد؛ کسروی باور نمی‌کند. در کشوری چون ایران آن روز کار صدر به آن سادگی نبوده. خواندن سید با آگاهی اتابک بوده و پیداست برای نشستن به جای او خوانده نشده. کسروی روا می‌داند که خود سید چنین چشمی از شاه داشته باشد.\n\n[[e:jamal-letter-abdolazim|نامهٔ بست]]، همان نامه جمال از عبدالعظیم، سندی است که کسروی انگیزهٔ آمدن را با آن روشن می‌کند. سید می‌نویسد پنج ساعت در مونیخ با امین‌السلطان سخن رفت تا در پطرزبورغ ذمهٔ صدر از کارون و بانک و معادن بری شود. سه ماه در خانهٔ امین‌الضرب ماند بی‌آنکه صدر از حاصل سفر بپرسد. سپس امر به مجاورت قم آمد. متن کامل در ورقهٔ نامهٔ بست است."},{"title":"۲. داوری کسروی","body":"کسروی سید را مرد دلیر می‌داند که از خودکامگی شاه و سودجویی امین‌السلطان نکوهش می‌کرد و مردم را می‌سهانید. کسانی بر سر او گرد آمده بودند. نتیجهٔ درستی از کارهای او در ایران و مصر و عثمانی نمی‌بیند و شاگردان را در گفتگو از او گزافه‌گو می‌خواند.\n\n«سید بکار بزرگی برخاسته بوده، ولی راه آنرا نمی‌شناخته، و آنگاه هیچگاه خود را فراموش نمیکرده.»\n\nکسروی گام نخستین چنین کوششهایی را فراموش کردن خود می‌داند. اگر سید به جای رفتن به این دربار و آن دربار به بیدار ساختن مردم و پیراستن اندیشه‌ها کوشیدی، به نتیجهٔ بهتری رسیدی."},{"title":"۳. یورش زمستانی و راه بصره","body":"هفت ماه در حرم ماند. در دی ۱۲۶۹ مأموران به حرم تاختند، میرزا رضا کرمانی را زدند و سید را در سرما به خانقین راندند. از بصره نامه به میرزای شیرازی رفت."}],"aftermath":"اخراج او را به نهضت تنباکو و سپس به تیر میرزا رضا در همان حرم گره زد. پاورقی کسروی دروغ محمد پاشای مخزومی را رد می‌کند که بیرون کردن سید نزدیک بود جویها از خون روان گردد؛ می‌گوید پاک دروغ است."}