# گشایش مجلس دوم شورای ملی

تاریخ: ۲۴ آبان ۱۲۸۸ | شاهنشاهی ۲۴ آبان ۲۴۶۸ | ۱۵ نوامبر ۱۹۰۹ تا ۳ دی ۱۲۹۰ | شاهنشاهی ۳ دی ۲۴۷۰ | ۲۴ دسامبر ۱۹۱۱
رده: رویداد فرعی و زمینه‌ای
موضوع: political

## خلاصه
مجلس دوم شورای ملی در ۲۴ آبان ۱۲۸۸ خورشیدی (۲۴۶۸ شاهنشاهی)، چهار ماه پس از فتح تهران به دست مشروطه‌خواهان و برکناری محمدعلی شاه قاجار، در تهران گشایش یافت. سپهدار اعظم محمدولی‌خان تنکابنی، رئیس‌الوزرا و وزیر جنگ، نطق افتتاحیه را از جانب سلطان احمد شاه قاجار، پادشاه نوجوان، خواند. نمایندگان این مجلس بر پایهٔ قانون انتخابات تازه‌ای برگزیده شده بودند که نمایندگی صنفی را برانداخته و برای اقلیت‌های دینی کرسی جداگانه پیش‌بینی کرده بود. مجلس دوم نخستین مجلس ایران بود که در آن دو حزب سازمان‌یافته، یعنی دموکرات‌ها و اعتدالیون، رودرروی هم ایستادند. این مجلس نایب‌السلطنهٔ دوم را برگزید، مورگان شوستر آمریکایی را به خزانه‌داری کل گماشت، قانون اختیارات مالی او را تصویب کرد و سومین قانون انتخابات را گذراند. مجلس دوم در آذر ۱۲۹۰ اولتیماتوم روسیه را رد کرد و دولت در ۳ دی ۱۲۹۰، پس از پایان دورهٔ قانونی نمایندگان، در آن را بست.

## زمینه
از فتح تهران تا انتخابات

مشروطه‌خواهان گیلان و بختیاری در تیر ۱۲۸۸ تهران را گرفتند و «مجلس عالی»، که از سران مشروطه و رجال پایتخت فراهم آمده بود، محمدعلی شاه قاجار را از سلطنت برداشت و پسر یازده‌سالهٔ او، سلطان احمد میرزا، را به پادشاهی نشاند. ویلیام مورگان شوستر، خزانه‌دار کل بعدی ایران، در مقدمهٔ کتاب خاطرات خود، «اختناق ایران»، می‌نویسد که نایب‌السلطنه در ۱۸ ژوئیهٔ ۱۹۰۹ در سلطنت‌آباد پادشاهی سلطان احمد شاه قاجار را اعلام کرد و پادشاه نوجوان در ۲۰ ژوئیه به پایتخت درآمد. به نوشتهٔ همو، انگلستان و روسیه اندکی بعد نظام مشروطهٔ تازه را به رسمیت شناختند، «مجلس عالی» کابینه را برگزید و یپرم‌خان ارمنی ریاست نظمیهٔ تهران را بر عهده گرفت. محمدعلی شاه قاجار، پادشاه مخلوع، در ۱۸ شهریور ۱۲۸۸ از سفارت روسیه بیرون آمد و از راه دریای خزر به اودسا رفت. دولت ایران به موجب پروتکلی که با دو سفارت امضا کرد، مقرری سالانه‌ای برابر با حدود هشتاد هزار دلار برای او پذیرفت.

قانون انتخابات تازه

مجلس اول بر پایهٔ نظامنامهٔ انتخابات ۱۲۸۵ برگزیده شده بود که نمایندگان را بر حسب طبقه و صنف، از شاهزادگان و علما تا بازرگانان و اصناف، انتخاب می‌کرد. ونسا مارتین، تاریخ‌نگار انگلیسی، در مقالهٔ «انقلاب مشروطه: رویدادها» در دانشنامهٔ ایرانیکا می‌نویسد که قانون انتخابات تازه شرط دارایی رأی‌دهندگان را پایین آورد، نمایندگی بر پایهٔ طبقه و دارایی را برانداخت، شمار کرسی‌های تهران را به پانزده کاهش داد و شمار کرسی‌های ولایات را به ۱۰۱ رساند. همین قانون برای کلیمیان، زرتشتیان، ارمنیان و آسوریان هر کدام یک کرسی پیش‌بینی کرد. بدین‌سان شمار کل کرسی‌های مجلس دوم به ۱۲۰ رسید.

انتخابات و حدنصاب

دولت انتخابات مجلس دوم را در مهر ۱۲۸۸ در سراسر کشور برگزار کرد. شوستر می‌نویسد که در ۶ آبان ۱۲۸۸ (۲۸ اکتبر ۱۹۰۹) شصت‌وچهار نماینده در تهران گرد آمده بودند، یعنی سه تن بیش از حدنصاب لازم برای گشایش مجلس. گردانندگان روزنامه‌های آزاد، که این روزنامه‌ها در دورهٔ مجلس اول پدید آمده و پس از به توپ بستن مجلس خاموش شده بودند، در همین ماه‌ها دوباره آن‌ها را منتشر کردند.

## آیین گشایش
مجلس دوم در ۲۴ آبان ۱۲۸۸  (۱۵ نوامبر ۱۹۰۹) گشایش یافت. شوستر می‌نویسد که در این آیین «همهٔ طبقات مردم» نماینده داشتند و سپهدار اعظم، که رئیس‌الوزرا و وزیر جنگ شده بود، نطق سلطنتی را خواند. در همین هنگام سپاهیان روس هنوز در تبریز، قزوین، رشت و چند شهر دیگر شمال ایران مستقر بودند. فیروز کاظم‌زاده، تاریخ‌نگار ایرانی‌تبار دانشگاه ییل، در کتاب «روس و انگلیس در ایران» می‌نویسد که ماندن این سپاهیان «موضوع اصلی بحث» نمایندگان مجلس تازه شد. ادیب‌التجار، نمایندهٔ مجلس، در یکی از همین نشست‌ها گفت که حضور سپاه روس امید مردم ایران را اندک‌اندک از میان می‌برد.

## نخستین برنامه‌ها
ونسا مارتین سه کار نخست مجلس و دولت را چنین برمی‌شمارد: گفت‌وگو برای بیرون رفتن سپاه روس، پیشنهاد وامی ۱٬۲۵۰٬۰۰۰ لیره‌ای از بانک ملی برای بازسازی دستگاه اداری، و آماده‌سازی استخدام افسران سوئدی برای سازمان‌دادن ژاندارمری و مستشاران مالی آمریکایی برای اصلاح نظام مالیاتی. شوستر هم می‌نویسد که مجلس و کابینه با وجود دشواری‌ها «دلیرانه» به برقراری نظم، گردآوری مالیات و تأمین جان و مال مردم پرداختند. او بدترین گرفتاری کشور را آشفتگی مالی و بدهی سنگین خارجی می‌داند و یادآوری می‌کند که دولت یک کارشناس فرانسوی به نام بیزو را برای امور مالی به کار گرفته بود، اما این کارشناس در دو سال اقامت خود در تهران به اصلاحی دست نیافت. مجلس دوم در ۱۲۹۰ از پی همین تجربه به مستشاران آمریکایی روی آورد.

## پیدایش دو حزب
مجلس دوم نخستین مجلس ایران بود که دو گروه سیاسی با نام و سازمان در آن رودرروی هم قرار گرفتند. ونسا مارتین می‌نویسد که تا میانهٔ ۱۲۸۹ مجلس میان دو حزب تقسیم شده بود که هر کدام هوادارانی مسلح در بیرون مجلس داشتند. به نوشتهٔ او، دموکرات‌ها نزدیک به بیست‌وهفت نماینده داشتند، بیشترشان از ولایات شمالی بودند و سید حسن تقی‌زاده، نمایندهٔ تبریز، رهبری‌شان را بر عهده داشت. حیدرخان عمواوغلی و محمدامین رسول‌زاده هواداران این حزب را در بیرون مجلس سازمان می‌دادند و با سوسیال‌دموکرات‌های باکو پیوند داشتند. گروه رقیب، اعتدالیون، از زمین‌داران بزرگ، بازاریان و علما فراهم آمده بود و سید عبدالله بهبهانی و سید محمد طباطبایی، دو پیشوای روحانی جنبش مشروطه، در رأس آن بودند. مارتین می‌افزاید که هیچ‌یک از دو حزب از نظر شمار نمایندگان نیرومند نبود و از این رو هیچ دولتی نمی‌توانست پشتوانهٔ استواری در مجلس بیابد.

حاج میرزا یحیی دولت‌آبادی، نمایندهٔ مجلس و از نزدیکان اعتدالیون، در جلد سوم خاطرات خود، «حیات یحیی»، پیدایش این دسته‌بندی را از نزدیک وصف می‌کند. به روایت او، سپهدار اعظم، سردار محیی عبدالحسین‌خان گیلانی، سردار منصور گیلانی و گروهی از رجال درجهٔ دوم، همراه با سید عبدالله بهبهانی و بستگانش و جمعی از بازاریان، «فرقهٔ اعتدال» را پدید آوردند. هر دسته روزنامه‌ای داشت. دولت‌آبادی دموکرات‌ها را «انقلابیون» می‌نامد. دموکرات‌ها روزنامهٔ «ایران نو» را ارگان خود کردند، اعتدالیون روزنامهٔ «وقت» را بنیاد گذاشتند و فرقهٔ «اتفاق و ترقی» روزنامهٔ «استقلال ایران» را منتشر کرد. دولت‌آبادی می‌نویسد که این سه روزنامه «دائماً با هم مجادلهٔ قلمی» داشتند. گذشته از این دو گروه مسلح، دو دستهٔ مجاهد نیز در پایتخت رودرروی هم بودند: گارد «فاتح» از سوی دموکرات‌ها و گارد «محیی» از سوی سردار محیی و اعتدالیون.

## بحران تقی‌زاده و قتل بهبهانی
کشمکش دو حزب در تابستان ۱۲۸۹ به اوج رسید. ونسا مارتین می‌نویسد که آخوند ملا محمدکاظم خراسانی، مرجع نجف، در خرداد ۱۲۸۹ به دولت تلگراف کرد و خواستار بیرون راندن تقی‌زاده از مجلس شد، با این استدلال که او بی‌دین است و کارهایش به مصلحت کشور زیان می‌رساند. دولت‌آبادی می‌نویسد که اعتدالیون و یاران سپهدار اعظم این حکم را با دستیاری سید عبدالله بهبهانی و بستگانش از نجف گرفتند. در شامگاه ۲۵ تیر ۱۲۸۹  (۱۶ ژوئیهٔ ۱۹۱۰) چند مرد مسلح سید عبدالله بهبهانی را در خانه‌اش کشتند. سردار اسعد بختیاری پس از این قتل بیرون رفتن تقی‌زاده را «مال‌المصالحه» با مردم کرد و تقی‌زاده از تهران به آذربایجان و سپس به خارج از کشور رفت. ماجرای این قتل در مدخل جداگانهٔ همین گاهنامه آمده است.

## خلع سلاح مجاهدان
پس از قتل بهبهانی، کابینهٔ میرزا حسن‌خان مستوفی‌الممالک از مجلس «اختیار عام» برای خلع سلاح مجاهدان گرفت. دولت‌آبادی می‌نویسد که نظمیه به ریاست یپرم‌خان اعلام کرد که مجاهدان باید جنگ‌افزار خود را به دولت بفروشند. مجاهدان هوادار ستارخان، سردار ملی، و باقرخان، سالار ملی، در پارک اتابک گرد آمدند. نیروهای دولتی، سواران بختیاری و مجاهدان هوادار دولت در مرداد ۱۲۸۹ پارک را گرفتند. دولت‌آبادی شمار دستگیرشدگان را نزدیک به سیصد تن می‌نویسد و می‌افزاید که تیری به پای ستارخان خورد و استخوان ساق او را شکست.

## نایب‌السلطنهٔ تازه
علیرضاخان عضدالملک قاجار، نخستین نایب‌السلطنه، در ۳۱ شهریور ۱۲۸۹  درگذشت. دولت‌آبادی می‌نویسد که دموکرات‌ها و بختیاری‌ها مستوفی‌الممالک را برای نیابت سلطنت می‌خواستند، اما اعتدالیون و افکار عمومی به ابوالقاسم‌خان ناصرالملک قراگزلو گرایش داشتند و اکثریت مجلس به ناصرالملک رأی داد. ناصرالملک در ۱۹ بهمن ۱۲۸۹ (۸ فوریهٔ ۱۹۱۱) به تهران رسید. به روایت دولت‌آبادی، او نخست مجلس را واداشت که اکثریت خود را آشکار کند و ائتلافی از اعتدالیون و فرقهٔ اتفاق و ترقی پدید آورد. این اکثریت سپهدار اعظم را بار دیگر به ریاست وزرا نامزد کرد و میرزا صادق‌خان مستشارالدوله و میرزا اسماعیل‌خان ممتازالدوله، دو نمایندهٔ اعتدالی، در کابینهٔ او وزیر شدند. ماجرای این انتخاب در مدخل «نیابت سلطنت ناصرالملک» آمده است.

## قانون‌گذاری
مجلس دوم چند قانون بنیادی گذراند. مجلس در ۲۳ خرداد ۱۲۹۰ (۱۳ ژوئن ۱۹۱۱) به پیشنهاد مورگان شوستر قانونی را تصویب کرد که همهٔ درآمدها و پرداخت‌های دولت را در اختیار خزانه‌دار کل می‌گذاشت. عبدالله مستوفی، از کارکنان وزارت مالیه، در کتاب «شرح زندگانی من» از این قانون با نام «قانون ۲۳ جوزا» یاد می‌کند. مجلس در آبان ۱۲۹۰ قانون دیگری گذراند که به شوستر اجازه می‌داد ده دستیار آمریکایی دیگر استخدام کند. منصوره اتحادیه (نظام‌مافی)، تاریخ‌نگار ایرانی، در مقالهٔ «انقلاب مشروطه: پیامدها» در دانشنامهٔ ایرانیکا می‌نویسد که مجلس دوم سومین قانون انتخابات را در ۳۰ مهر ۱۲۹۰  (۲۲ اکتبر ۱۹۱۱) تصویب کرد. این قانون شمار نمایندگان را ۱۳۶ تن تعیین کرد، شرط دارایی و سواد را برای رأی‌دهندگان برداشت، دورهٔ مجلس را دو سال قرار داد و ماده‌ای داشت که آغاز انتخابات تازه را سه ماه پیش از پایان هر دوره مقرر می‌کرد. به نوشتهٔ اتحادیه، این قانون دولت را به برگزاری انتخابات یا بازگشایی مجلس ملزم نمی‌کرد و همین خلأ بعدها راه فترت سه‌ساله را گشود.

## اولتیماتوم و پایان کار
روسیه در ۸ آذر ۱۲۹۰ (۲۹ نوامبر ۱۹۱۱) به دولت ایران اولتیماتومی داد و برکناری شوستر، تعهد ایران به استخدام نکردن مستشار خارجی بی‌رضایت روس و انگلیس، و پرداخت هزینهٔ لشکرکشی روس را خواست. مجلس دوم اولتیماتوم را رد کرد. دورهٔ قانونی نمایندگان در همین روزها به پایان می‌رسید. عبدالله مستوفی می‌نویسد که دموکرات‌ها و برخی از اعتدالیون می‌خواستند مجلس مدت نمایندگی را تمدید کند، اما اکثریت با این نظر مخالف بود و «مجلس خودبخود تعطیل شد». فیروز کاظم‌زاده، بر پایهٔ اسناد دیپلماتیک روس، می‌نویسد که سواران بختیاری و نظمیهٔ یپرم‌خان در شب ۲۹ آذر ۱۲۹۰ مجلس را محاصره کردند و نمایندگان زیر فشار اسلحه اولتیماتوم را پذیرفتند. دولت در ۳ دی ۱۲۹۰ (۲۴ دسامبر ۱۹۱۱) در مجلس را بست و شوستر را برکنار کرد. ماجرای اولتیماتوم در مدخل «مأموریت شوستر» آمده است.

## دیدگاه‌ها
مورگان شوستر، که خود با این مجلس کار کرده بود، نمایندگان مجلس دوم را «جز اندکی، صادقانه» وفادار به استقلال کشور می‌داند و مجلس را تنها مانع پایدار در برابر واپس‌گرایی رجال و فساد دیوانیان می‌شمارد. شوستر بستن مجلس را کار دولت و قدرت‌های خارجی و نوعی «کودتا» می‌خواند. این داوری از آن خود اوست و از خشم او از برکناری‌اش جدا نیست.

عبدالله مستوفی با شوستر هم‌داستان نیست. او بستن مجلس را نتیجهٔ پایان دورهٔ قانونی نمایندگان می‌داند و یادآوری می‌کند که برخی نویسندگان انحلال مجلس دوم را به فرمان ناصرالملک نسبت می‌دهند، در حالی که به گفتهٔ او «انقضای مدت وکالت موجب بسته شدن مجلس شد». مستوفی می‌افزاید که دموکرات‌ها پس از پایان دوره در بهارستان گرد می‌آمدند و آنجا را کانون کار خود کرده بودند، و دولت چون آنان سمت رسمی نداشتند، فرمان بستن در مجلس را داد. او این کار دولت را «مطابق قانون» می‌داند و دموکرات‌ها را به «هو و جنجال» متهم می‌کند.

منصوره اتحادیه در دانشنامهٔ ایرانیکا می‌نویسد که ناصرالملک فرصت را برای بستن مجلس غنیمت شمرد، اما خود او نیز یادآوری می‌کند که دورهٔ مجلس پیش‌تر پایان یافته بود و نمایندگان به تمدید آن رأی داده بودند. اتحادیه همچنین می‌نویسد که نقش ظاهری برخی دموکرات‌ها در قتل سید عبدالله بهبهانی، و این گمان رایج که پافشاری آنان و پشتیبانی‌شان از شوستر اولتیماتوم روسیه را برانگیخت، از اعتبار این حزب کاست.

ونسا مارتین ضعف مجلس را بیشتر ساختاری می‌داند. به نوشتهٔ او، قدرت واقعی همچنان در دست زمین‌داران، دیوانیان بلندپایه و خان‌های بختیاری بود که کمتر در مجلس می‌نشستند و از بیرون بر آن اثر می‌گذاشتند. دو حزب هم «سیاست انتقاد بازدارنده» در پیش گرفتند، آن هم در هنگامی که مجلس از کمبود پول، ناامنی و نبود نیروی نظامی نوین رنج می‌برد.

حاج میرزا یحیی دولت‌آبادی کشمکش‌های پایتخت را مانع بهره‌گیری از پیروزی‌های دولت در زنجان و آذربایجان می‌داند و پیامد اختلاف‌های مرکز را در ناامنی سراسر کشور می‌بیند.

## پیامد
بسته شدن مجلس دوم دورهٔ نخست مشروطیت را به پایان برد. منصوره اتحادیه می‌نویسد که دولت پس از آن حکومت نظامی اعلام کرد، شماری از رهبران ملی را تبعید کرد و آزادی مطبوعات را محدود ساخت. مجلس نزدیک به سه سال گشایش نیافت و دولت در این فترت، از جمله با گرفتن وامی ۲۰۰ هزار لیره‌ای از روس و انگلیس در ۱۲۹۱، کارهایی کرد که قانون اساسی آن‌ها را بی‌تصویب مجلس نامعتبر می‌دانست. با این همه، دستاوردهای قانونی مجلس دوم ماندگار شد. قانون خزانه‌داری کل پس از رفتن شوستر به قوت خود باقی ماند و ژوزف مرنار بلژیکی جانشین او شد. سومین قانون انتخابات هم پایهٔ انتخاب مجلس سوم در ۱۲۹۳ شد. ژاندارمری دولتی با افسران سوئدی، که مجلس دوم بنیادش را گذاشت، تا ۱۳۰۰ یکی از نخستین نیروهای منظم ملی کشور ماند.

## منابع
- [shuster-strangling / ص ۴۱ تا ۴۲ (مقدمه)] مورگان شوستر گردآمدن ۶۴ نماینده در ۲۸ اکتبر ۱۹۰۹، گشایش مجلس در ۱۵ نوامبر و خواندن نطق سلطنتی به دست سپهدار را گزارش می‌کند.
- [shuster-strangling / ص ۲۱۸] شوستر نمایندگان مجلس دوم را وفادار به استقلال کشور و مجلس را تنها مانع پایدار فساد می‌داند.
- [kazemzadeh / ص ۵۶۵] کاظم‌زاده سخن ادیب‌التجار دربارهٔ ماندن سپاه روس را نقل می‌کند.
- [kazemzadeh / ص ۶۴۴] کاظم‌زاده محاصرهٔ مجلس در شب ۲۰ دسامبر ۱۹۱۱ و انحلال آن در ۲۴ دسامبر را گزارش می‌کند.
- [martin-iranica / «انقلاب مشروطه: رویدادها»، بخش «مجلس دوم»] ونسا مارتین قانون انتخابات تازه، برنامه‌های نخست مجلس، ترکیب دو حزب و تلگراف آخوند خراسانی را شرح می‌دهد.
- [dowlatabadi / ج ۳، ص ۱۱۹ تا ۱۴۰ (فصل پانزدهم)] دولت‌آبادی پیدایش اعتدالیون، روزنامه‌های حزبی، قتل بهبهانی، رویداد پارک اتابک و انتخاب ناصرالملک را روایت می‌کند.
- [mostowfi / ج ۲، ص ۳۵۹ تا ۳۶۱] مستوفی رد تمدید مدت مجلس، تعطیل خودبه‌خود آن و جانشینی مرنار را روایت می‌کند.
- [iranica-constitutional-iv / «انقلاب مشروطه: پیامدها»] منصوره اتحادیه سومین قانون انتخابات، بستن مجلس، حکومت نظامی و وام ۲۰۰ هزار لیره‌ای را شرح می‌دهد.

## کسان
- ahmad-person: در آغاز پادشاهی او، سپهدار اعظم نطق گشایش مجلس دوم را از جانب او خواند.
صفحه: https://mashrooteh.org/ruydad/second-majlis-opened-1288