{"id":"rastakhiz-party-1353","title":"تأسیس حزب رستاخیز ملت ایران","date":{"solarYear":1353,"solarMonth":12,"solarDay":11,"gregorianYear":1975,"gregorianMonth":3,"gregorianDay":2},"tier":"primary","category":"political","summary":"محمدرضا شاه پهلوی در ۱۱ اسفند ۱۳۵۳ خورشیدی (۲۵۳۳ شاهنشاهی)، برابر با ۲ مارس ۱۹۷۵ میلادی، در یک کنفرانس مطبوعاتی، تأسیس «حزب رستاخیز ملت ایران» را اعلام کرد. حزب تازه جای حزب حاکم ایران نوین، حزب اقلیت مردم، حزب پان‌ایرانیست و حزب ایرانیان را گرفت. شاهنشاه برای عضویت سه شرط گذاشت: وفاداری به نظام شاهنشاهی، به قانون اساسی و به انقلاب ششم بهمن. او از همهٔ ایرانیان واجد شرایط رأی دادن خواست به حزب بپیوندند یا موضع خود را روشن کنند. امیرعباس هویدا، نخست‌وزیر، نخستین دبیرکل حزب شد. هدف اعلام‌شده گسترش مشارکت سیاسی و پیوند دادن همهٔ نیروها در راه «تمدن بزرگ» بود. محمدرضا شاه پهلوی سال‌ها بعد در کتاب «پاسخ به تاریخ» تأسیس این حزب را «اشتباه» خواند. تاریخ‌نگاران نیز آن را از خطاهای سیاسی بزرگ سال‌های پایانی پادشاهی او می‌شمارند.","citations":[{"sourceId":"frus-1969-76-v27","locus":"اسناد ۱۱۱، ۱۲۰، ۱۲۱ و ۱۳۵ (نقد سفارت بر برآورد اطلاعات ملی)","text":"گزارش کنفرانس مطبوعاتی، ارزیابی سفارت و برآورد اطلاعات ملی ۱۹۷۵."},{"sourceId":"answer-to-history","locus":"ص ۱۲۴ تا ۱۲۵، ۱۵۰ و ۱۶۰","text":"محمدرضا شاه پهلوی در این اثر از انگیزه و اعتراف به اشتباه؛ دبیرکلی آموزگار؛ محکوم کردن حزب به دست شریف‌امامی سخن می‌گوید."},{"sourceId":"milani-shah","locus":"صفحه‌های ۴۵۵–۴۵۶ نسخهٔ الکترونیکی","text":"عباس میلانی در این اثر از خاستگاه اندیشه، تصمیم بی‌رایزنی، مجیدی، رقابت هویدا و علم سخن می‌گوید."},{"sourceId":"cooper-fall-of-heaven","locus":"ص ۲۱۲، ۲۲۲، ۲۳۹، ۲۴۷، ۲۵۵، ۲۵۷، ۲۷۳، ۲۷۷، ۲۹۰، ۳۲۱، ۳۲۳ و ۳۵۱ (نسخهٔ الکترونیکی)","text":"اندرو اسکات کوپر در این اثر از برداشت مردم، تقویم شاهنشاهی، گروه نهاوندی، پیشنهاد به نصر، جناح مجیدی، نشست ۱۴ دی ۱۳۵۶ سخن می‌گوید."},{"sourceId":"fis-oral-history","locus":"مصاحبه‌های محمد باهری (جلد دوم، بخش یکم، ص ۲۵ تا ۳۷)، امین عالیمرد (بخش دوم، ص ۲۰ تا ۲۳)، غلامرضا افخمی (بخش یکم، ص ۲۷ تا ۳۱)، احمد بنی‌احمد، نیره ابتهاج سمیعی، پری اباصلتی، حیدرقلی برومند و حبیب بهار","text":"روایت اعضا، نمایندگان و مقام‌های وزارت کشور."}],"personIds":[],"personDeeds":{},"periodId":"pahlavi-ii","monarchId":"mohammad-reza-shah","aliases":["حزب رستاخیز"],"context":"محمدرضا شاه پهلوی از نیمهٔ دههٔ ۱۳۳۰ کوشیده بود نظامی دوحزبی پدید آورد. سفارت آمریکا در تهران، در تلگرام ۱۳ اسفند ۱۳۵۳ (۴ مارس ۱۹۷۵)، این تجربه را چنین خلاصه می‌کند: شاهنشاه در سال‌های ۱۳۳۵ تا ۱۳۴۳ با احزاب مخالف «رام» آزمایش کرد و نتیجه‌ای نگرفت. سپس به «کانون مترقی» حسنعلی منصور روی آورد و حزب ایران نوین را ابزار اجرای انقلاب ششم بهمن کرد. حزب مردم بعدها جان تازه گرفت تا ایران نوین را به کارایی بیشتر وادارد. به گزارش سفارت، شکست دبیرکلان پیشین حزب مردم، «علی‌نقی» (به ضبط سفارت) و ناصر عامری، نشان داد که حتی فعالیت این اقلیت نیز برای شاهنشاه بیش از اندازه انتقادی بود. با این همه، محمدرضا شاه پهلوی تا آن زمان بارها از نظام چندحزبی پشتیبانی کرده بود.\n\nعباس میلانی، تاریخ‌نگار، در کتاب «شاه» یادآوری می‌کند که محمدرضا شاه پهلوی در نخستین کتاب خاطرات خود و حتی در گفت‌وگوهایش با سمیعی، نظام تک‌حزبی را مقدمهٔ توتالیتاریسم خوانده بود. به نوشتهٔ میلانی، «مجموعهٔ آثار» شاهنشاه، که دربار منتشر کرده بود، سرشار از گفته‌هایی بر ضد نظام تک‌حزبی است. میلانی می‌افزاید که شاهنشاه پیش از آن به پیدایش حزبی مشروع به رهبری سمیعی نیز اندیشیده بود.\n\nبه نوشتهٔ میلانی، خاستگاه این اندیشه روشن نیست و سه روایت دربارهٔ آن وجود دارد:\n- برخی اندیشه را برگرفته از انور سادات، رئیس‌جمهور مصر، می‌دانند.\n- برخی آن را به گروهی پنج‌نفره از کارشناسان، بیشتر درس‌خواندهٔ آمریکا، در «اتاق فکر» شهبانو فرح پهلوی نسبت می‌دهند. این گروه بر پایهٔ نظریهٔ ساموئل هانتینگتون دربارهٔ توسعهٔ سیاسی، نظام تک‌حزبی را پیشنهاد کرده بود. محمدرضا شاه پهلوی نخست با خشم پیشنهاد را رد کرد و پرسید: «مگر کتاب مرا نخوانده‌اند؟»\n- برخی دیگر الگوی مکزیک را خاستگاه آن می‌دانند.\n\nمیلانی می‌افزاید که چهار برابر شدن بهای نفت «عامل کلیدی» در دگرگونی نظر محمدرضا شاه پهلوی بود. محمد باهری، از دبیرکلان حزب رستاخیز، در مصاحبه با برنامهٔ تاریخ شفاهی بنیاد مطالعات ایران، رستاخیز را بخشی از «طرحی کلی» می‌داند که در آن مشاوران آمریکایی هم شرکت داشتند. به روایت باهری، هدف این طرح آن بود که کشور تا حد امکان به سوی دموکراسی برود و «بار حکومت» تنها بر دوش شاهنشاه نباشد.","whatHappened":[{"title":"گروه مطالعاتی شهبانو و اندیشهٔ «نهضت»","body":"غلامرضا افخمی، معاون وزارت کشور، در مصاحبه با برنامهٔ تاریخ شفاهی بنیاد مطالعات ایران می‌گوید که اندیشهٔ رستاخیز پیشینه‌ای چهار تا چهارونیم‌ساله داشت. به گفتهٔ افخمی، گروهی از پژوهشگران، که پژوهش‌هایی در زمینه‌هایی مانند وضع جنوب شهر را برای شهبانو فرح پهلوی انجام می‌دادند، درست به سبب ناخرسندی از وضع حزب ایران نوین گرد هم آمدند. افخمی می‌گوید که حزب ایران نوین در دوران نخست‌وزیری امیرعباس هویدا به حزبی «استخوانی» بدل شده بود که دیگر توان بسیج مردم را نداشت، و هر کس دیدگاه سیاسی دیگری نشان می‌داد گرفتار این اتهام می‌شد که با سیاست‌های اعلیحضرت مخالفت می‌کند. امین عالیمرد، که در آن زمان معاون پارلمانی وزارت کشور بود، در همان مجموعه روایت می‌کند که این گروه، بیرون از دستگاه دولت، به این نتیجه رسیده بود که ایران به «نهضت تجهیزی» نیاز دارد که از دل مردم و شهرها بجوشد و دستگاه اداری و سیاسی را از پایین به بالا زیر نظارت بگیرد. به روایت عالیمرد، چکیدهٔ این بحث‌ها از راه دوستان به شهبانو و سپس به محمدرضا شاه پهلوی گزارش شد.\n\nبه روایت عالیمرد، پس از چند ماه گروه گمان کرد این اندیشه فراموش شده است، تا آنکه یک روز حدود ساعت ده یا یازده بامداد از رادیو شنید که حزب رستاخیز پدید آمده و نظام تک‌حزبی خواهد بود. عالیمرد این را «درست ۱۸۰ درجه به عکس» اندیشهٔ گروه می‌داند: گروه می‌خواست مردم دستگاه سیاسی را زیر نظارت بگیرند، اما حزب تازه دستگاهی سیاسی بود که از بالا مردم را زیر نظارت می‌گرفت. به گفتهٔ افخمی، برای بسیاری از اعضای گروه رستاخیز تنها هنگامی معنا پیدا می‌کرد که به صورت یک نهضت درآید و در درون آن شرایطی پدید آید که گروه‌های گوناگون بتوانند گروه‌بندی سیاسی خود را داشته باشند.","quotes":[{"original":"I believed that representatives of all social levels and all opinions could be gathered together in one party. I thought that through eliminating an opposition party, I could solicit the aid of all capable political personalities without concern for party politics.","translation":"باور داشتم که نمایندگان همهٔ لایه‌های اجتماعی و همهٔ دیدگاه‌ها را می‌توان در یک حزب گرد آورد. می‌اندیشیدم که با حذف حزب مخالف می‌توانم از همهٔ شخصیت‌های سیاسی کاردان، بی‌توجه به سیاست‌بازی حزبی، یاری بخواهم.","speaker":"محمدرضا شاه پهلوی","speakerTitle":"پادشاه ایران از ۱۳۲۰ تا ۱۳۵۷","work":"پاسخ به تاریخ","workType":"خاطرات سیاسی","page":"ص ۱۲۴","date":"۱۳۵۹ خورشیدی (۱۹۸۰ میلادی، سال نشر)","context":"شاهنشاه در فصل اصلاحات اداری انگیزهٔ خود را از تأسیس حزب رستاخیز توضیح می‌دهد."},{"original":"However, experience was to show that the creation of this party was an error. President Sadat had to suppress the single party in Egypt and return to pluralism. I believe that he was right for the Resurgence Party did not succeed in achieving its objectives — it did not become the conduit of ideas, needs and wishes between the nation and the government.","translation":"اما تجربه نشان داد که تأسیس این حزب اشتباه بود. پرزیدنت سادات ناگزیر شد حزب واحد را در مصر برچیند و به چندگانگی بازگردد. به گمانم او حق داشت، زیرا حزب رستاخیز به هدف‌های خود نرسید و مجرای اندیشه‌ها، نیازها و خواسته‌ها میان ملت و دولت نشد.","speaker":"محمدرضا شاه پهلوی","speakerTitle":"پادشاه ایران از ۱۳۲۰ تا ۱۳۵۷","work":"پاسخ به تاریخ","workType":"خاطرات سیاسی","page":"ص ۱۲۴","date":"۱۳۵۹ خورشیدی (۱۹۸۰ میلادی، سال نشر)","context":"شاهنشاه در تبعید کارنامهٔ حزب را می‌سنجد و به اشتباه بودن تأسیس آن اعتراف می‌کند."},{"original":"Creation of Iranian Resurgence Party announced by Shah March 2 is move to seek broader support for Monarchy and the Shah–People Revolution. All Iranians of voting age are expected to express allegiance to new party or risk being viewed as opponents of Shah and even traitors who should leave Iran or go to prison.","translation":"تأسیس حزب رستاخیز ایران، که شاه در ۲ مارس اعلام کرد، حرکتی برای جلب پشتیبانی گسترده‌تر از سلطنت و انقلاب شاه و مردم است. از همهٔ ایرانیان دارای سن رأی دادن انتظار می‌رود که وفاداری خود را به حزب تازه ابراز کنند، وگرنه ممکن است مخالف شاه و حتی خائنانی شمرده شوند که باید ایران را ترک کنند یا به زندان روند.","speaker":"سفارت ایالات متحده در تهران","speakerTitle":"گزارش رسمی سفارت به وزارت خارجهٔ آمریکا","work":"تلگرام سفارت آمریکا در تهران، در مجموعهٔ اسناد روابط خارجی آمریکا، ۱۹۶۹ تا ۱۹۷۶، جلد ۲۷","workType":"سند دیپلماتیک","page":"سند ۱۱۱، خلاصه","date":"۱۳ اسفند ۱۳۵۳ خورشیدی (۴ مارس ۱۹۷۵ میلادی)","context":"سفارت دو روز پس از کنفرانس مطبوعاتی پادشاه مفاد اعلام و پیامدهای آن را برای واشینگتن خلاصه می‌کند."},{"original":"In operational terms little has changed, for despite facade of “me-too” opposition parties Shah has always called the tune and only ruling Iran Novin Party had any importance.","translation":"در عمل چیز زیادی دگرگون نشده است، زیرا با وجود نمای احزاب مخالفِ هم‌آوا، همیشه شاه آهنگ را تعیین کرده و تنها حزب حاکم ایران نوین اهمیتی داشته است.","speaker":"سفارت ایالات متحده در تهران","speakerTitle":"گزارش رسمی سفارت به وزارت خارجهٔ آمریکا","work":"تلگرام سفارت آمریکا در تهران، در مجموعهٔ اسناد روابط خارجی آمریکا، ۱۹۶۹ تا ۱۹۷۶، جلد ۲۷","workType":"سند دیپلماتیک","page":"سند ۱۱۱، بند ۴","date":"۱۳ اسفند ۱۳۵۳ خورشیدی (۴ مارس ۱۹۷۵ میلادی)","context":"سفارت در بخش تحلیل تلگرام اهمیت عملی گذار به نظام تک‌حزبی را می‌سنجد."},{"original":"The replacement of this structure by a single party last March represents no change in the basic machinery of political decision-making. The creation of the Iranian National Resurgence Party shows that the Shah has lost interest in the facade of competitive politics.","translation":"جایگزینی این ساختار با یک حزب واحد در مارس گذشته هیچ دگرگونی‌ای در سازوکار بنیادی تصمیم‌گیری سیاسی پدید نمی‌آورد. تأسیس حزب رستاخیز ملی ایران نشان می‌دهد که شاه دیگر به نمای رقابت سیاسی علاقه‌ای ندارد.","speaker":"جامعهٔ اطلاعاتی ایالات متحده","speakerTitle":"تهیه‌کنندگان برآورد اطلاعات ملی شمارهٔ ۳۴-۱-۷۵","work":"برآورد اطلاعات ملی «ایران»، در مجموعهٔ اسناد روابط خارجی آمریکا، ۱۹۶۹ تا ۱۹۷۶، جلد ۲۷","workType":"سند اطلاعاتی محرمانه","page":"سند ۱۲۱، بند ۱۰","date":"۱۹ اردیبهشت ۱۳۵۴ خورشیدی (۹ مه ۱۹۷۵ میلادی)","context":"سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا دو ماه پس از تأسیس حزب چشم‌انداز سیاست داخلی ایران را می‌سنجند."},{"original":"The Resurgence Party of 1975 was a stillborn monster and an immediate source of discontent, even ridicule.","translation":"حزب رستاخیز ۱۹۷۵ هیولایی مرده‌زاده و سرچشمهٔ فوری ناخرسندی و حتی ریشخند بود.","speaker":"عباس میلانی","speakerTitle":"تاریخ‌نگار و استاد دانشگاه استنفورد","work":"شاه","workType":"زندگی‌نامهٔ پژوهشی","page":"ص ۴۵۵ (نسخهٔ الکترونیکی)","date":"۱۳۹۰ خورشیدی (۲۰۱۱ میلادی، سال نشر)","context":"میلانی پس از شرح اثر چهار برابر شدن بهای نفت، تصمیم پادشاه به نظام تک‌حزبی را داوری می‌کند."},{"original":"In theory, the “King’s Party” was supposed to inoculate the throne from the threat of future social unrest, bring the crown closer to the people, and prepare the Iranian nation for a more open, democratic political system.","translation":"بر روی کاغذ، «حزب پادشاه» قرار بود تاج و تخت را در برابر خطر ناآرامی‌های اجتماعی آینده مصون کند، سلطنت را به مردم نزدیک‌تر سازد و ملت ایران را برای نظامی سیاسی گشوده‌تر و دموکراتیک‌تر آماده کند.","speaker":"اندرو اسکات کوپر","speakerTitle":"تاریخ‌نگار","work":"سقوط بهشت","workType":"تاریخ‌نگاری","page":"ص ۲۱۲ (نسخهٔ الکترونیکی)","date":"۱۳۹۵ خورشیدی (۲۰۱۶ میلادی، سال نشر)","context":"کوپر تأسیس حزب و تغییر تقویم را دو گام نسنجیدهٔ پادشاه در نیمهٔ دههٔ ۱۳۵۰ می‌شمارد."},{"original":"I believed that representatives of all social levels and all opinions could be gathered together in one party. I thought that through eliminating an opposition party, I could solicit the aid of all capable political personalities without concern for party politics.","translation":"باور داشتم که نمایندگان همهٔ لایه‌های اجتماعی و همهٔ دیدگاه‌ها را می‌توان در یک حزب گرد آورد. می‌اندیشیدم که با حذف حزب مخالف، می‌توانم یاری همهٔ شخصیت‌های سیاسی کاردان را، بی‌نگرانی از سیاست‌بازی حزبی، به دست آورم.","speaker":"محمدرضا شاه پهلوی","speakerTitle":"پادشاه ایران","work":"پاسخ به تاریخ","workType":"خاطرات","page":"ص. ۱۲۴ چاپی (صفحهٔ ۱۲۸ نسخهٔ الکترونیکی)","date":"۱۳۵۹ / ۱۹۸۰","context":"محمدرضا شاه پهلوی انگیزهٔ خود را از تأسیس حزب شرح می‌دهد."},{"original":"However, experience was to show that the creation of this party was an error. ... the Resurgence Party did not succeed in achieving its objectives — it did not become the conduit of ideas, needs and wishes between the nation and the government.","translation":"با این همه، تجربه نشان داد که تأسیس این حزب اشتباه بود.... حزب رستاخیز به اهداف خود نرسید؛ مجرای اندیشه‌ها، نیازها و خواسته‌ها میان ملت و دولت نشد.","speaker":"محمدرضا شاه پهلوی","speakerTitle":"پادشاه ایران","work":"پاسخ به تاریخ","workType":"خاطرات","page":"ص. ۱۲۴ چاپی (صفحهٔ ۱۲۸ نسخهٔ الکترونیکی)","date":"۱۳۵۹ / ۱۹۸۰","context":"محمدرضا شاه پهلوی سرانجام حزب را ارزیابی می‌کند."},{"original":"some really shameful utterances, which in no way should be expected from an Iranian. This scene, of course, has always recurred when Iran has been engaged in the defence of its rights at a historic juncture. This situation is intolerable.","translation":"سخنانی به‌راستی شرم‌آور شنیده‌ام که به هیچ روی از یک ایرانی انتظار نمی‌رود. این صحنه البته همیشه، هرگاه ایران در برهه‌ای تاریخی به دفاع از حقوق خود برخاسته، تکرار شده است. این وضع تحمل‌ناپذیر است.","speaker":"محمدرضا شاه پهلوی","speakerTitle":"پادشاه ایران","work":"کنفرانس مطبوعاتی ۱۱ اسفند ۱۳۵۳، به نقل تلگرام سفارت آمریکا در تهران، «اسناد روابط خارجی ایالات متحده، ۱۹۶۹–۱۹۷۶»، ج. ۲۷، سند ۱۱۱","workType":"سخنرانی (به نقل سند دیپلماتیک)","page":"سند ۱۱۱، بند ۳","date":"۱۱ اسفند ۱۳۵۳ / ۲ مارس ۱۹۷۵","context":"شاهنشاه دلیل بازگشت به نظام تک‌حزبی را بیان می‌کند. متن از برگردان انگلیسی رسمی نقل شده است."},{"original":"Imperial decision to institute one-party state represents 180-degree shift in policy which also appears to negate earlier promises of freer elections later this year.","translation":"تصمیم شاهنشاه به برپایی دولت تک‌حزبی چرخشی ۱۸۰ درجه‌ای در سیاست است که وعده‌های پیشین دربارهٔ انتخاباتی آزادتر در اواخر امسال را نیز نفی می‌کند.","speaker":"سفارت آمریکا در تهران","speakerTitle":"به امضای ریچارد هلمز، سفیر آمریکا","work":"تلگرام ۲۰۶۹، «اسناد روابط خارجی ایالات متحده، ۱۹۶۹–۱۹۷۶»، ج. ۲۷، سند ۱۱۱","workType":"سند دیپلماتیک (تلگرام)","page":"سند ۱۱۱، بند ۳","date":"۱۳ اسفند ۱۳۵۳ / ۴ مارس ۱۹۷۵","context":"سفارت دگرگونی سیاست شاهنشاه را ارزیابی می‌کند."},{"original":"The Resurgence Party of 1975 was a stillborn monster and an immediate source of discontent, even ridicule. ... Even Hoveyda, the first appointed secretary-general of the party, often ridiculed it in private while in public professing fealty to the idea and to the Shah.","translation":"حزب رستاخیز ۱۹۷۵ هیولایی مرده‌زاده و سرچشمهٔ فوری ناخرسندی و حتی ریشخند بود.... حتی هویدا، نخستین دبیرکل منصوب حزب، در خلوت اغلب آن را ریشخند می‌کرد و در جمع به اندیشهٔ حزب و به شاه وفاداری نشان می‌داد.","speaker":"عباس میلانی","speakerTitle":"تاریخ‌نگار","work":"شاه: زندگی محمدرضا پهلوی","workType":"زندگی‌نامهٔ محمدرضا شاه پهلوی","page":"صفحهٔ ۴۵۵ نسخهٔ الکترونیکی","date":"۱۳۹۰ / ۲۰۱۱","context":"میلانی سرنوشت حزب را داوری می‌کند."},{"original":"In theory, the \"King's Party\" was supposed to inoculate the throne from the threat of future social unrest, bring the crown closer to the people, and prepare the Iranian nation for a more open, democratic political system. But the Shah utterly failed to communicate that vision to his people.","translation":"بر روی کاغذ، \"حزب شاه\" قرار بود تاج و تخت را در برابر خطر ناآرامی‌های اجتماعی آینده مصون دارد، سلطنت را به مردم نزدیک‌تر کند و ملت ایران را برای نظام سیاسی گشاده‌تر و دموکراتیک‌تری آماده سازد. اما شاه به‌کلی نتوانست این چشم‌انداز را به مردمش بشناساند.","speaker":"اندرو اسکات کوپر","speakerTitle":"تاریخ‌نگار","work":"سقوط بهشت","workType":"پژوهش تاریخی","page":"صفحهٔ ۲۱۲ نسخهٔ الکترونیکی","date":"۱۳۹۵ / ۲۰۱۶","context":"کوپر هدف اعلام‌شدهٔ حزب و برداشت مردم از آن را مقایسه می‌کند."}]},{"title":"تصمیم بی‌رایزنی","body":"به نوشتهٔ میلانی، محمدرضا شاه پهلوی بی‌آنکه با نخست‌وزیر، ساواک، اسدالله علم یا شهبانو فرح پهلوی رایزنی کند، تصمیم خود را گرفت. شاهنشاه چند روز پیش از اعلام، هنگامی که در سن‌موریتس سوئیس به تعطیلات رفته بود، عبدالمجید مجیدی، رئیس سازمان برنامه، را از تصمیم خود آگاه کرد. مجیدی از تلفن همگانی هتل سوورتا به هویدا خبر داد که روزهای حزب ایران نوین به شمار افتاده است."},{"title":"کنفرانس مطبوعاتی ۱۱ اسفند ۱۳۵۳","body":"محمدرضا شاه پهلوی در ۱۱ اسفند ۱۳۵۳ تأسیس حزب رستاخیز ملت ایران را اعلام کرد. خبرنگاران رسانه‌های خارجی به این کنفرانس راه نیافتند. سفارت آمریکا مفاد سخنان شاهنشاه را چنین گزارش کرد:\n- ایران در نیمهٔ نخست سدهٔ بیستم ناتوان بود و اکنون به خودکفایی و استقلال اقتصادی رسیده است.\n- احزاب اقلیت به خواست خود شاهنشاه پدید آمده بودند، اما از انجام نقش شایستهٔ خود بازماندند.\n- برخی ایرانیان «سخنان شرم‌آوری» گفته بودند که نشان می‌داد اهداف ایران را درنیافته‌اند.\n- شرط عضویت تنها وفاداری به نظام شاهنشاهی، قانون اساسی و انقلاب ششم بهمن است.\n- حزب تازه انتقاد سازنده را پرورش خواهد داد و جناح‌های سیاسی در درون آن پدید خواهند آمد.\n- همهٔ ایرانیان واجد شرایط رأی دادن باید به ساختار سیاسی تازه بپیوندند یا موضع خود را روشن کنند.\n\nبه گزارش سفارت، شاهنشاه گفت کسانی که سه اصل را نمی‌پذیرند و ضد ملی‌اند، یا باید از ایران بروند یا در شمار خائنان به زندان افتند. اما کسی که مخالفتش ایدئولوژیک باشد و آن را آشکارا بگوید، در ایران آزاد خواهد ماند، هرچند «نباید انتظاری داشته باشد». شاهنشاه انتظار داشت کارگران، کشاورزان و آموزگاران نخستین گروه‌هایی باشند که وفاداری خود را به حزب اعلام کنند."},{"title":"سازمان حزب","body":"محمدرضا شاه پهلوی امیرعباس هویدا را، که به گفتهٔ میلانی از این انتصاب شگفت‌زده شد، دست‌کم برای دو سال به دبیرکلی حزب گماشت. شاهنشاه اعلام کرد که بعدها رئیس هیئت اجرایی و رئیس دفتر سیاسی حزب را پیشنهاد خواهد کرد. قرار شد کنگرهٔ حزب، شاید در دو ماه، برگزار شود و انتخابات عمومی تابستان ۱۳۵۴ زیر نظر حزب تازه انجام گیرد. حیدرقلی برومند، از کادرهای حزب ایران نوین در اصفهان، در مصاحبه با بنیاد مطالعات ایران به یاد می‌آورد که رهبران حزب تمام تشکیلات و اموال حزب ایران نوین را در اختیار حزب رستاخیز گذاشتند."},{"title":"دعوت به دفتر نخست‌وزیری","body":"امین عالیمرد روایت می‌کند که یک هفته پس از اعلام، دفتر نخست‌وزیری او و گروهی دیگر از دوستانش، از جمله داریوش همایون، را از درون و بیرون دستگاه دولت به نشستی دربارهٔ حزب رستاخیز دعوت کرد. عالیمرد از اعضای حزب ایران نوین در آن روزها نشانه‌ای از نگرانی به یاد نمی‌آورد، اما می‌گوید که آنان می‌دیدند قدرتی که برای خود ساخته بودند از هم می‌پاشد."},{"title":"واکنش‌های نخستین","body":"سفارت آمریکا گزارش داد که پیامد فوری اعلام، «سیلی از اعلام وفاداری» گروه‌ها و افراد به نظام شاهنشاهی، قانون اساسی و انقلاب بود. پری اباصلتی، از فعالان زن، در مصاحبهٔ تاریخ شفاهی به یاد می‌آورد که در روز تشکیل حزب، بی‌آنکه بداند چه در پیش است، همراه حدود هفتاد تن، از جمله چند وزیر و دبیرکلان احزاب، به دفتر نخست‌وزیر دعوت شد. به روایت او، یکی از دبیرکلان بی‌درنگ انحلال حزب خود و پیوستن به رستاخیز را اعلام کرد. سفارت آمریکا بر آن بود که سخنرانی شاهنشاه نشانه‌هایی از شتاب در تهیه، پیش از سفر او به الجزایر، دارد."},{"title":"دیدگاه محمدرضا شاه پهلوی","body":"محمدرضا شاه پهلوی در «پاسخ به تاریخ» می‌نویسد که باور داشت نمایندگان همهٔ لایه‌های اجتماعی و همهٔ دیدگاه‌ها را می‌توان در یک حزب گرد آورد. به نوشتهٔ او، با حذف حزب مخالف می‌توانست از همهٔ شخصیت‌های سیاسی کاردان، بی‌توجه به رقابت حزبی، یاری بگیرد. شاهنشاه این سازمان را «مدرسهٔ بزرگ سیاسی و ایدئولوژیک» آینده می‌دید که روحیهٔ مدنی لازم برای اصلاح اداری را می‌پرورد. او در همان کتاب می‌پذیرد که «تجربه نشان داد که تأسیس این حزب اشتباه بود». به نوشتهٔ او، حزب نتوانست «مجرای اندیشه‌ها، نیازها و خواسته‌ها میان ملت و دولت» شود. محمدرضا شاه پهلوی کار انور سادات را، که نظام تک‌حزبی مصر را برچید و به چندحزبی بازگشت، درست می‌داند."},{"title":"ارزیابی سفارت آمریکا","body":"سفارت آمریکا تصمیم را «چرخشی ۱۸۰ درجه‌ای» در سیاست شاهنشاه خواند که وعدهٔ انتخابات آزادتر را نیز نفی می‌کرد. به ارزیابی سفارت، این حزب نظام سیاسی ایران را «انعطاف‌ناپذیرتر» می‌کرد و واکنش جهانی میان «بی‌اعتنایی» و اتهام «توتالیتاریسم فزاینده» در نوسان خواهد بود. سفارت بر آن بود که «در عمل چیز زیادی دگرگون نشده است»، زیرا تنها ایران نوین اهمیت داشت. برآورد اطلاعات ملی آمریکا در ۱۳۵۴ نیز نوشت که جایگزینی نظام دوحزبی با حزب واحد دگرگونی‌ای در «سازوکار بنیادی تصمیم‌گیری سیاسی» پدید نیاورد. به ارزیابی این برآورد، تأسیس حزب نشان داد که شاهنشاه به «نمای رقابت سیاسی» دیگر علاقه‌ای ندارد. سفارت آمریکا در نقد همین برآورد نوشت که یکی از دلایل تأسیس حزب برانگیختن مشارکت گسترده‌تر بود و هنوز باید دید که حزب چه اندازه در این کار کامیاب خواهد شد."},{"title":"داوری تاریخ‌نگاران","body":"میلانی حزب رستاخیز را «هیولایی مرده‌زاده» و سرچشمهٔ فوری ناخرسندی و حتی ریشخند می‌خواند. به نوشتهٔ او، نظریه‌پردازان اصلی حزب بیشتر از «استالینیست‌های پیشین» بودند. میلانی می‌افزاید که حتی هویدا در خلوت حزب را ریشخند می‌کرد و در جمع به آن و به شاهنشاه وفاداری نشان می‌داد. به نوشتهٔ میلانی، رقابت هویدا و علم بر سر چیرگی بر حزب به فلج بیشتر انجامید. میلانی محدود کردن فعالیت سیاسی به یک حزب را مغایر «نص و روح» قانون اساسی می‌داند. اندرو اسکات کوپر، تاریخ‌نگار، در کتاب «سقوط بهشت» می‌نویسد که حزب بر روی کاغذ قرار بود تاج و تخت را از ناآرامی‌های آینده مصون دارد، سلطنت را به مردم نزدیک کند و ایران را برای نظامی گشاده‌تر و دموکراتیک‌تر آماده سازد. به نوشتهٔ کوپر، محمدرضا شاه پهلوی نتوانست این چشم‌انداز را به مردم بشناساند و مردم تأسیس رستاخیز را تلاشی بی‌پروا برای به خاک سپردن قانون اساسی مشروطه دیدند."},{"title":"روایت نمایندگان و اعضا","body":"احمد بنی‌احمد، نمایندهٔ مجلس شورای ملی از تبریز، در مصاحبهٔ تاریخ شفاهی می‌گوید که هرگز فرم عضویت حزب را امضا نکرد، اما به ادعای آن زمان، همهٔ «۲۶ میلیون ایرانی» عضو حزب شمرده می‌شدند. محمد باهری در همان مجموعه یادآوری می‌کند که نیازی به پر کردن فرم و کارت عضویت نبود. به روایت باهری، هر ایرانی که به اصول سه‌گانه باور داشت، عضو شمرده می‌شد، مگر آنکه آشکارا می‌گفت عضو نیست. نیره ابتهاج سمیعی، نمایندهٔ مجلس از گیلان، می‌گوید که از ۲۶۸ نمایندهٔ عضو ایران نوین، رأی‌دهندگان تنها بیست‌ودو تن را در انتخابات دورهٔ رستاخیز دوباره برگزیدند."}],"aftermath":"مجلس شورای ملی دورهٔ بیست‌وچهارم یکسره از نامزدهای حزب رستاخیز تشکیل شد. به روایت نیره ابتهاج سمیعی، شمار نامزدهای معرفی‌شدهٔ حزب بیش از کرسی‌ها بود و رقابت میان آنان «خیلی شدید» بود. حزب دو جناح داشت. کوپر عبدالمجید مجیدی را رهبر جناح لیبرال‌تر حزب می‌خواند.\n\nغلامرضا افخمی، که در آن زمان در وزارت کشور با انتخابات سروکار داشت، می‌گوید که در انتخابات مجلس در تابستان ۱۳۵۴ (۲۵۳۴ شاهنشاهی) برای هر کرسی سه نامزد معرفی شده بود و همهٔ آنان را دستگاه پذیرفته بود، اما در همان چارچوب انتخابات «خیلی آزادی» برگزار شد و نامزدها برای کنار زدن رقیبان خود به هر وسیله‌ای دست می‌زدند. افخمی مشارکت مردم را «فوق‌العاده» می‌خواند و می‌گوید که دو سوم نمایندگان از حوزه‌های تک‌نماینده‌ای و با پشتیبانی واقعی رأی‌دهندگان به مجلس آمدند. به گفتهٔ او، پژوهشی که وزارت کشور با یاری سازمان رادیو و تلویزیون ملی ایران دربارهٔ این انتخابات انجام داد، نشان داد که مردم مشارکت کرده‌اند و انتظار دارند نمایندگانشان در مجلس نقشی داشته باشند.\n\nافخمی می‌گوید که درست در همین زمان دو جناح در حزب پدید آمد: جناح پیشرو به رهبری جمشید آموزگار و جناح سازنده به رهبری هوشنگ انصاری، وزیر امور اقتصادی و دارایی، و هر دو رهبر از درون دستگاه برخاسته بودند. به گفتهٔ افخمی، جناح پیشرو دو سوم اعضا و جناح سازنده یک سوم را داشت، اما هر دو جناح در هیئت رئیسه سهمی برابر داشتند و رأی‌گیری به شیوهٔ اکثریت و اقلیت ممکن نبود، و در نتیجه وزن سخن اقلیت از اکثریت بیشتر می‌شد. افخمی می‌افزاید که این ساختار نظام تصمیم‌گیری مجلس را از میان برد و خود حزب را نیز دچار اشکال کرد. امین عالیمرد نیز می‌گوید که خود در دو نشست جناح پیشرو در ساختمانی در خیابان پهلوی شرکت کرد، اما این نشست‌ها بیشتر جنبهٔ تشریفاتی داشت و بحث جدی در آن‌ها درنگرفت.\n\nگزارش اطلاعاتی سازمان سیا در ۱۸ اردیبهشت ۱۳۵۴ (۸ مه ۱۹۷۵) از منبعی ایرانی نقل می‌کند که ناخرسندی در میان کارمندان دولت به اندازهٔ هشداردهنده‌ای رسیده است و یکی از دلایل آن را ناامیدی از تأسیس حزبی می‌داند که خواست رو به رشد برای دموکراسی بیشتر را برآورده نمی‌کرد. به نوشتهٔ همین گزارش، امیدهای بلند مردم به حزب تازه در حال فرو ریختن بود. تهیه‌کنندگان گزارش در یادداشت ستاد مرکزی می‌افزایند که اگر حزب نتواند روشنفکران، دانشجویان و فن‌سالاران جوان را جذب کند، دولت ایران ضعیف‌تر خواهد شد، و شهبانو فرح پهلوی را، که به گفتهٔ آنان مردم دوستش داشتند و احترامش می‌نهادند، یکی از پایه‌های «پلی» میان پادشاه و این لایه‌ها می‌دانند.\n\nمحمدرضا شاه پهلوی در «پاسخ به تاریخ» می‌نویسد که جمشید آموزگار، هنگامی که در مرداد ۱۳۵۶ به نخست‌وزیری رسید، دبیرکل حزب رستاخیز بود و از همین رو «پایگاه سیاسی ویژهٔ خود» را داشت. کوپر می‌نویسد که شاهنشاه در تابستان ۱۳۵۶ دبیرکلی حزب را به سید حسین نصر پیشنهاد کرد و امید داشت که او پس از یک سال نخست‌وزیری را بپذیرد و ایران را تا تابستان ۱۳۵۸ به انتخابات آزاد برساند. به نوشتهٔ کوپر، نصر این پیشنهاد را نپذیرفت.\n\nکوپر می‌نویسد که محمدرضا شاه پهلوی در ۱۳۵۶ به «گروه بررسی مسائل ایران» به رهبری هوشنگ نهاوندی اجازه داد که در عمل جناح سوم حزب شود. هدف این کار برانگیختن بحث آگاهانه بود. به نوشتهٔ کوپر، حزب رستاخیز در ۱۴ دی ۱۳۵۶ (۴ ژانویهٔ ۱۹۷۸) نشستی ویژه با ده هزار نماینده در ورزشگاه سرپوشیدهٔ آریامهر برگزار کرد. محمدرضا شاه پهلوی در این نشست حاضر نشد، اما در پیامی که سخنگویی از سوی او خواند، از ده هزار نمایندهٔ حاضر خواست که با «آموزش سیاسی» توده‌ها با «دسیسه‌های براندازانه» مقابله کنند. جمشید آموزگار در همان نشست هشدار داد که دولت هر تلاشی برای «هرج‌ومرج» را «بی‌رحمانه» درهم خواهد شکست.\n\nکوپر می‌نویسد که در آغاز آزادسازی سیاسی در ۱۳۵۶ حکومت مردم را تشویق کرد که در گردهمایی‌های حزب رستاخیز شرکت کنند، دربارهٔ سیاست بحث کنند و شکایت‌های خود را بازگویند. به نوشتهٔ کوپر، پرویز ثابتی، از مدیران ارشد ساواک، به جمشید آموزگار، نخست‌وزیر تازه، توصیه کرد که حزب رستاخیز برنامه‌ای میانه‌رو، عمل‌گرا و ملی‌گرا داشته باشد، زیرا گروه‌های مخالف مانند جبههٔ ملی، نهضت آزادی و حزب توده برنامه‌هایی روشن داشتند. کوپر می‌افزاید که آموزگار به ویلیام سالیوان، سفیر آمریکا، گفت که حزب رستاخیز به‌تازگی گردهمایی پرشماری از پدران و مادران را بر ضد خشونت در دانشگاه تهران سازمان داده است، و این سخن دیدگاه پادشاه را بازتاب می‌داد که حزب باید رهبری هدایت ناآرامی‌ها را به سوی اقدام‌های سازنده، به جای خیابان، بر عهده گیرد.\n\nکوپر می‌نویسد که دفترهای حزب رستاخیز در آشوب‌های ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷ از نخستین هدف‌های آشوبگران بود. به نوشتهٔ او، امیرعباس هویدا، وزیر دربار، پس از آشوب قم در دی ۱۳۵۶ به جک میکلوس، معاون سفیر آمریکا، گفت که آشوبگران با سنگ و میلهٔ آهنی شیشه‌های مغازه‌ها را شکستند و دفتر حزب رستاخیز را ویران کردند. کوپر می‌افزاید که در آشوب تبریز در ۲۹ بهمن ۱۳۵۶ (۲۵۳۶ شاهنشاهی) آشوبگران کاخ جوانان، دفتر حزب رستاخیز و تابلوهای یادبود انقلاب سفید را درهم کوبیدند.\n\nبه نوشتهٔ کوپر، هوشنگ نهاوندی در ۱۶ خرداد ۱۳۵۷، در دیدار چند صد تن از اعضای گروه بررسی مسائل ایران با محمدرضا شاه پهلوی در کاخ نیاوران، گفت که حزب رستاخیز در مأموریت خود برای نزدیک کردن تاج و تخت به مردم ناکام مانده است و حکومت بیش از همیشه باید گفت‌وگو با گروه‌های مخالف را آغاز کند. کوپر می‌نویسد که پادشاه در پاسخ گفت که میلیون‌ها ایرانی دربارهٔ کاستی‌های کشور بحث می‌کنند و بخشی از این روند در درون حزب رستاخیز جریان دارد. به نوشتهٔ کوپر، محمدرضا شاه پهلوی در کنفرانس مطبوعاتی پس از بازگشت به تهران، در آستانهٔ سالروز ۲۸ مرداد ۱۳۵۷، اعلام کرد که حزب رستاخیز دیگر انحصار فعالیت سیاسی را نخواهد داشت و گروه‌های سیاسی دیگر آزادند پدید آیند. شاهنشاه در «پاسخ به تاریخ» می‌نویسد که جعفر شریف‌امامی، که در ۵ شهریور ۱۳۵۷ به نخست‌وزیری رسید، برای جدا کردن دولت خود از گذشته حزب رستاخیز را محکوم کرد، اما این کار مخالفان را آرام نکرد و تنها پشتیبانی حزب را از دولت او برید.\n\nکوپر تغییر مبدأ تقویم رسمی از هجری خورشیدی به شاهنشاهی را، که در جشن پنجاهمین سال پادشاهی دودمان پهلوی در ۱۳۵۵ به اجرا درآمد، خطای دیگری در همان دوره می‌شمارد. به نوشتهٔ او، ایرانیان شبی را در سال ۱۳۵۵ به خواب رفتند و صبح در سال ۲۵۳۵ بیدار شدند."}