{"id":"mohammad-ali-return-1290","title":"بازگشت محمدعلی میرزا برای بازپس‌گیری تاج‌وتخت","date":{"solarYear":1290,"solarMonth":4,"solarDay":26,"gregorianYear":1911,"gregorianMonth":7,"gregorianDay":17},"endDate":{"solarYear":1290,"solarMonth":12,"gregorianYear":1912,"gregorianMonth":2,"circa":true},"tier":"secondary","category":"political","summary":"محمدعلی شاه قاجار، پادشاه مخلوع ایران، در ۲۶ تیر ۱۲۹۰ خورشیدی (۲۴۷۰ شاهنشاهی) با گذرنامه‌ای جعلی و جنگ‌افزاری که در جعبه‌های «آب معدنی» پنهان شده بود، از راه روسیه به گمش‌تپه، در ساحل ترکمن‌نشین استرآباد، رسید تا تاج‌وتختی را که دو سال پیش از دست داده بود، بازپس گیرد. هم‌زمان برادرش، ابوالفتح میرزا سالارالدوله، از سوی کردستان و همدان به سوی تهران لشکر کشید و برادر دیگرش، ملک منصور میرزا شعاع‌السلطنه، فرماندهی سپاه همراه او را بر عهده گرفت. دولت مشروطه، که نیروی منظمی جز نظمیهٔ تهران و سواران بختیاری نداشت، با رهبری نظامی یپرم‌خان، رئیس نظمیه، و پشتیبانی مالی مورگان شوستر، خزانه‌دار کل، هر دو سپاه را شکست داد. ارشدالدوله، سردار وفادار پادشاه مخلوع، در ۱۴ شهریور ۱۲۹۰ نزدیک ورامین شکست خورد و ژاندارم‌ها فردای آن او را تیرباران کردند. سالارالدوله در ۵ مهر ۱۲۹۰ در باغشاه، میان قم و نوبران، شکست خورد. محمدعلی میرزا سرانجام در زمستان ۱۲۹۰ با یک کشتی روسی ایران را برای همیشه ترک کرد.","citations":[{"sourceId":"shuster-strangling","locus":"ص ۴۱، ۴۷ تا ۴۸ (مقدمه)، ۱۰۹ تا ۱۱۳، ۱۳۳، ۱۳۷ تا ۱۴۴","text":"شوستر پروتکل ۱۹۰۹، دسیسه‌های ۱۹۱۰، حکومت نظامی، پیشنهاد جایزه، نبرد ورامین، اعدام ارشدالدوله، شکست سالارالدوله و دستور مصادره را روایت می‌کند."},{"sourceId":"kazemzadeh","locus":"ص ۶۰۰، ۶۰۳ تا ۶۱۳، ۶۶۳ تا ۶۶۶ و ۶۷۰","text":"کاظم‌زاده دیدار وین، سفر پنهانی، ورود به استرآباد، مکاتبات روس و انگلیس، نقش شوستر و یپرم‌خان، اعدام ارشدالدوله، ترک ایران و شکست نهایی سالارالدوله را بر پایهٔ اسناد روسی و بریتانیایی بازمی‌سازد."},{"sourceId":"dowlatabadi","locus":"ج ۳، ص ۱۷۶ تا ۱۷۷","text":"دولت‌آبادی ورود دو برادر، کابینهٔ صمصام‌السلطنه، ائتلاف احزاب و قانون جایزهٔ مجلس را روایت می‌کند."}],"personIds":["mohammad-ali-person"],"personDeeds":{"mohammad-ali-person":"در ۲۶ تیر ۱۲۹۰ در گمش‌تپه پیاده شد و در اسفند همان سال با کشتی روسی ایران را ترک کرد."},"periodId":"second-majlis","monarchId":"ahmad-shah","aliases":["بازگشت محمدعلی‌شاه","لشکرکشی بندر گز"],"context":"تبعید و قرارداد سپتامبر ۱۹۰۹\n\nمحمدعلی شاه قاجار پس از فتح تهران در تیر ۱۲۸۸ به سفارت روسیه پناه برد و «مجلس عالی» او را از سلطنت برداشت. ویلیام مورگان شوستر، خزانه‌دار کل ایران در ۱۲۹۰، در مقدمهٔ کتاب «اختناق ایران» می‌نویسد که نمایندگان دولت ایران، روسیه و بریتانیا در ۱۶ شهریور ۱۲۸۸ (۷ سپتامبر ۱۹۰۹) پروتکلی امضا کردند که مقرری سالانهٔ پادشاه مخلوع را حدود هشتاد هزار دلار تعیین کرد. محمدعلی میرزا در ۱۸ شهریور ۱۲۸۸ از سفارت روسیه بیرون آمد و به اودسا رفت. حاج میرزا یحیی دولت‌آبادی، نمایندهٔ مجلس و نویسندهٔ خاطرات «حیات یحیی»، یادآوری می‌کند که دو سفارت قراردادی را امضا کرده بودند که بازگشت محمدعلی میرزا به ایران را ممنوع می‌کرد.\n\nدسیسه‌های سال ۱۲۸۹\n\nشوستر می‌نویسد که حسینقلی‌خان نواب، وزیر خارجهٔ ایران، در ۷ آبان ۱۲۸۹ (۲۹ اکتبر ۱۹۱۰) به دو سفارت اطلاع داد که دولت نامه‌نگاری‌های خیانت‌آمیز پادشاه مخلوع با سران ترکمن را کشف کرده است و، به استناد پروتکل، پرداخت قسط بعدی مقرری او را متوقف می‌کند. به نوشتهٔ شوستر، دو سفارت این درخواست را نپذیرفتند و خدمهٔ یونیفورم‌پوش خود را فرستادند تا وزیر را در خیابان‌ها دنبال کنند و بر در خانه‌اش بایستند تا پول پرداخت شود. حسینقلی‌خان نواب پس از این تحقیر و ماجرایی دیگر بر سر کنسول روس در کاشان استعفا داد. در همین هنگام محمدعلی میرزا اودسا را ترک کرد و به ظاهر برای درمان به اروپا رفت.\n\nدیدار وین\n\nفیروز کاظم‌زاده، تاریخ‌نگار دانشگاه ییل، در کتاب «روس و انگلیس در ایران» می‌نویسد که محمدعلی میرزا در وین با برادر کوچک‌ترش، سالارالدوله، و با ارشدالدوله دیدار کرد. نقشه این بود که سالارالدوله از خاک عثمانی به ایران بتازد و ارشدالدوله ترکمن‌های پیرامون استرآباد را برانگیزد. نیکلای هارتویگ، وزیرمختار پیشین روسیه در تهران که در آن هنگام سفیر روسیه در بلگراد بود، برای گفت‌وگو دربارهٔ این طرح به وین آمد. ارشدالدوله شب پیش از اعدامش این گفت‌وگو را برای آرتور مور، خبرنگار روزنامهٔ تایمز لندن که فارسی می‌دانست، بازگو کرد. به روایت او، هارتویگ گفت که روسیه نمی‌تواند کمکی بکند، اما «میدان باز است» و اگر پادشاه مخلوع گمان می‌کند به تخت می‌رسد، می‌تواند برود. هارتویگ پولی نداد، اما پیشنهاد کرد که با رسید جواهراتی که پادشاه مخلوع در بانک روس در تهران سپرده بود، پول فراهم کنند. شوستر همین روایت را از زبان ارشدالدوله می‌آورد و می‌افزاید که ارشدالدوله و پادشاه مخلوع دو بار با سفیر روس در وین دیدار کرده بودند.","whatHappened":[{"title":"سفر پنهانی و پیاده شدن در گمش‌تپه","body":"کاظم‌زاده می‌نویسد که محمدعلی میرزا با چند همراه وفادار و با گذرنامه‌ای ایرانی به نام «خلیل» از وین به پتروفسک، بندری کوچک در شمال باکو، رفت. شوستر از زبان ارشدالدوله می‌نویسد که در گذرنامه، پادشاه مخلوع بازرگانی بغدادی به نام خلیل معرفی شده بود. در پتروفسک همراهان او بر کشتی کرایه‌ای روسی به نام «کریستوفر» سوار شدند. به نوشتهٔ کاظم‌زاده، جعبه‌هایی با برچسب «آب معدنی» را به کشتی بردند که دو مسلسل و مقدار زیادی مهمات در آن‌ها بود. ارشدالدوله این جنگ‌افزار را در اتریش خریده بود و پلیس روسیه در سراسر راه مانع آن نشد. شوستر به نقل از ارشدالدوله از سه توپ اتریشی در جعبه‌ها سخن می‌گوید.\n\nمحمدعلی میرزا در ۲۶ تیر ۱۲۹۰ (۱۷ ژوئیهٔ ۱۹۱۱) در روستای ترکمن‌نشین گمش‌تپه، نزدیک استرآباد، پیاده شد. شعاع‌السلطنه فرماندهی سپاه را بر عهده گرفت و به قبایل ترکمن پیغام فرستاد. فردای آن روز مقام‌های استرآباد نامهٔ پادشاه مخلوع را دریافت کردند که در آن تسلیم شهر را می‌خواست و وعده می‌داد که مخالفان پیشین را ببخشد، «مشروطه را نگاه دارد»، امنیت را برقرار کند و فتنه‌انگیزان را کیفر دهد. کاظم‌زاده می‌نویسد که مقام‌های شهر، بازرگانان، روحانیان و انجمن محلی تسلیم را پذیرفتند. ایوانف، کنسول روس در استرآباد، در ۳۱ تیر ۱۲۹۰ (۲۲ ژوئیه) تلگراف کرد که پادشاه مخلوع «با غرش توپ و فریاد شادی جمعیت» به شهر درآمد. به نوشتهٔ کاظم‌زاده، کنسولگری روس «مرکز عصبی» شهر شد و ایوانف، با آنکه برای حفظ ظاهر به دیدار محمدعلی میرزا نرفت، از هر راه او را یاری کرد.","quotes":[{"original":"The Russian Minister came to see us, and we asked for help. He told us that Russia could not help us. ... 'But, on the other hand,' he said, 'the field is clear. If we can do nothing for you, we equally will do nothing against you. It is for you to decide what are your chances of success. If you think you can reach the throne of Persia, then go. Only remember, we cannot help you, and if you fail we have no responsibility.'","translation":"وزیرمختار روس به دیدار ما آمد و ما از او یاری خواستیم. او گفت که روسیه نمی‌تواند به ما کمک کند. ... گفت: \"اما از سوی دیگر میدان باز است. اگر ما کاری برای شما نمی‌توانیم بکنیم، کاری هم علیه شما نخواهیم کرد. سنجیدن بخت پیروزی با خود شماست. اگر گمان می‌کنید که به تخت ایران می‌رسید، بروید. فقط به یاد داشته باشید که ما نمی‌توانیم کمکتان کنیم و اگر شکست بخورید، مسئولیتی نداریم.\"","speaker":"ارشدالدوله","speakerTitle":"سردار سپاه محمدعلی میرزا، پادشاه مخلوع","work":"روس و انگلیس در ایران (به نقل فیروز کاظم‌زاده از کتاب «قطار سریع‌السیر شرق» آرتور مور)","workType":"اعتراف شفاهی، ثبت‌شده به دست خبرنگار تایمز","page":"ص ۶۰۰","date":"شب ۱۴ شهریور ۱۲۹۰ خورشیدی (۵ سپتامبر ۱۹۱۱)","context":"ارشدالدوله در اردوگاهی نزدیک ورامین، شب پیش از اعدامش، دیدار خود و پادشاه مخلوع با نیکلای هارتویگ را در وین بازگو کرد."},{"original":"Accompanied by a few faithful companions, Mohammad Ali, carrying a Persian passport in the name of Khalil, made his way from Vienna to Petrovsk ... There he and his party boarded a Russian chartered steamer Christopher, to which were transferred boxes labeled 'Mineral Water,' containing two machine guns and a good supply of ammunition.","translation":"محمدعلی، با چند همراه وفادار و گذرنامه‌ای ایرانی به نام خلیل، از وین خود را به پتروفسک رساند ... در آنجا او و همراهانش بر کشتی کرایه‌ای روسی \"کریستوفر\" سوار شدند و جعبه‌هایی با برچسب \"آب معدنی\" را به آن بردند که دو مسلسل و مقدار زیادی مهمات در آن‌ها بود.","speaker":"فیروز کاظم‌زاده","speakerTitle":"استاد تاریخ روسیه در دانشگاه ییل","work":"روس و انگلیس در ایران","workType":"پژوهش تاریخی بر پایهٔ اسناد دیپلماتیک","page":"ص ۶۰۴","date":"۱۳۴۷ خورشیدی (۱۹۶۸ میلادی، سال نشر)","context":"کاظم‌زاده سفر پنهانی پادشاه مخلوع را از وین تا ساحل خزر بازمی‌سازد."},{"original":"To the thunder of cannon and joyous shouts of the crowd the Shah entered Astarabad today at the beginning of the tenth hour.","translation":"محمدعلی میرزا امروز در آغاز ساعت دهم، با غرش توپ و فریاد شادی جمعیت، به استرآباد درآمد.","speaker":"ایوانف","speakerTitle":"کنسول روسیه در استرآباد","work":"تلگراف به وزارت خارجهٔ روسیه (به نقل فیروز کاظم‌زاده، روس و انگلیس در ایران)","workType":"تلگراف دیپلماتیک","page":"ص ۶۰۵","date":"۳۱ تیر ۱۲۹۰ خورشیدی (۲۲ ژوئیهٔ ۱۹۱۱)","context":"ایوانف، کنسول روسیه، ورود محمدعلی میرزا را به استرآباد گزارش کرد."},{"original":"هیچ قوه محمدعلی را با اسبابی که در دست دارد از مساعدین داخلی و استظهار به موافقت‌های خارجی به زودی مغلوب و مأیوس نمی‌کند مانند قانونی که از مجلس شورای ملی می‌گذرد و برای آورندهٔ سر وی جایزهٔ بزرگ معین می‌گردد.","speaker":"حاج میرزا یحیی دولت‌آبادی","speakerTitle":"نمایندهٔ مجلس شورای ملی و نویسندهٔ خاطرات","work":"حیات یحیی، جلد سوم","workType":"خاطرات","page":"ج ۳، ص ۱۷۷","date":"نگارش دربارهٔ تابستان ۱۲۹۰ خورشیدی","context":"دولت‌آبادی، که در آن هنگام در لندن بود، خبرهای ایران را از روزنامه‌های اروپایی گزارش می‌کند و دربارهٔ قانون جایزهٔ مجلس داوری می‌کند."},{"original":"While this was happening Arshadu'd-Dawla got upon his knees and exclaimed in Persian: 'Zindabad Muhammad Ali Shah!' ... Arshadu'd-Dawla died without fear or any sign of regret for his actions against the Government.","translation":"در این میان ارشدالدوله بر زانو نشست و به فارسی فریاد زد: \"زنده‌باد محمدعلی شاه!\" ... ارشدالدوله بی‌هیچ ترس یا نشانی از پشیمانی از کارهایش علیه دولت جان داد.","speaker":"ویلیام مورگان شوستر","speakerTitle":"خزانه‌دار کل ایران در ۱۲۹۰","work":"اختناق ایران","workType":"خاطرات سیاسی","page":"ص ۱۳۹","date":"۱۲۹۱ خورشیدی (۱۹۱۲ میلادی، سال نشر)","context":"شوستر اعدام ارشدالدوله را بر پایهٔ گزارش سه شاهد اروپایی، مور، مولونی و دستیارش مریل، وصف می‌کند."},{"original":"The credit for these two victories is almost entirely due to the skill, energy, and courage of Ephraim Khan.","translation":"افتخار این دو پیروزی تقریباً یکسره از آنِ مهارت، توان و دلیری یپرم‌خان است.","speaker":"ویلیام مورگان شوستر","speakerTitle":"خزانه‌دار کل ایران در ۱۲۹۰","work":"اختناق ایران","workType":"خاطرات سیاسی","page":"ص ۱۴۳","date":"۱۲۹۱ خورشیدی (۱۹۱۲ میلادی، سال نشر)","context":"شوستر پس از شرح شکست سالارالدوله در باغشاه، دو پیروزی دولت بر پادشاه مخلوع و برادرانش را جمع‌بندی می‌کند."},{"original":"Having entered Persian territory, Mohammad Ali has burnt his boats and only one thing is left for him: to go forward, either to win or to perish. Therefore I remain of the opinion that in this affair it is best to remain neutral.","translation":"محمدعلی با ورود به خاک ایران کشتی‌های خود را سوزانده است و تنها یک راه برایش مانده است: پیش رفتن، یا برای پیروزی یا برای نابودی. از این رو همچنان بر این باورم که در این کار بهتر است بی‌طرف بمانیم.","speaker":"آناتولی نراتوف","speakerTitle":"کفیل وزارت خارجهٔ روسیه","work":"تلگراف به سفیر روسیه در لندن (به نقل فیروز کاظم‌زاده، روس و انگلیس در ایران)","workType":"تلگراف دیپلماتیک","page":"ص ۶۰۷","date":"۲۹ تیر ۱۲۹۰ خورشیدی (۲۰ ژوئیهٔ ۱۹۱۱)","context":"نراتوف پیشنهاد بریتانیا را برای اعلام مشترک به رسمیت نشناختن پادشاه مخلوع رد کرد."}]},{"title":"هم‌زمانی با سالارالدوله","body":"کاظم‌زاده می‌نویسد که پیش از رسیدن خبر گمش‌تپه، سالارالدوله، بر پایهٔ همان نقشه، به کردستان تاخته بود. دولت‌آبادی می‌نویسد که سالارالدوله، «عموی» احمد شاه قاجار، که خود دشمن برادرش محمدعلی میرزا بود، پس از ورود او اعلام کرد که برای پس گرفتن تاج‌وتخت و سپردن آن به برادرش می‌کوشد. دولت‌آبادی از همین هم‌زمانی نتیجه می‌گیرد که دو برادر «از روی یک نقشه و برای یک مقصود» و «از روی یک دستور» از دو سوی ایران وارد شده بودند. به نوشتهٔ او، صمدخان شجاع‌الدوله در آذربایجان و رشیدالسلطان در مازندران نیز آمادهٔ یاری محمدعلی میرزا شدند و برخی رجال هوادار استبداد در نهان با او همدست شدند."},{"title":"واکنش تهران","body":"شوستر می‌نویسد که در آن هنگام ارتش ایرانی جز بر کاغذ وجود نداشت و ژاندارم‌ها و پاسبانان پایتخت از ۱۸۰۰ تن بیشتر نبودند. دولت‌آبادی می‌نویسد که کابینهٔ «ملایم» سپهدار اعظم محمدولی‌خان تنکابنی شایستگی جلوگیری از این حمله را نداشت. ناصرالملک، نایب‌السلطنه، نجفقلی‌خان صمصام‌السلطنهٔ بختیاری را به ریاست وزرا برگزید و دموکرات‌ها و اعتدالیون با هم کنار آمدند و دولتی ائتلافی تشکیل دادند. شوستر می‌نویسد که صمصام‌السلطنه در ۲۸ تیر ۱۲۹۰ (۱۹ ژوئیه)، با اعلام حکومت نظامی، فرماندار نظامی تهران شد. دولت فهرستی از سی تا چهل تن از هواداران شناخته‌شدهٔ استبداد تهیه کرد و بازداشت آنان را به یپرم‌خان سپرد. شوستر همچنین می‌نویسد که سپهدار اعظم در همان شب تلگرافی از محمدعلی میرزا دریافت کرد که او را به اداره کردن تهران تا رسیدن خود مأمور می‌کرد، و سپهدار به مردم گفت که در پاسخ نوشته است: «مردم هرگز یوغ شما را تحمل نخواهند کرد». شوستر درستی این ادعا را مشکوک می‌داند.\n\nکاظم‌زاده می‌نویسد که خان‌های بختیاری، که در برکناری محمدعلی شاه قاجار نقش اصلی داشتند، دیگر مطمئن نبودند که او پیروزمندانه به پایتخت بازنگردد. به نوشتهٔ او، صمصام‌السلطنه در نهان به پوکلفسکی، وزیرمختار روس، گفت که او و برادرش، سردار اسعد، خواهان تفاهم با روسیه‌اند. با این همه، بیشتر مشروطه‌خواهان امیدی به ماندن در صورت پیروزی پادشاه مخلوع نداشتند و به جنگ مصمم بودند."},{"title":"جایزه برای سر پادشاه مخلوع","body":"شوستر می‌نویسد که به نایب‌السلطنه پیشنهاد کرد که مجلس پادشاه مخلوع و دو برادرش را یاغی اعلام کند و برای تحویل آنان، زنده یا مرده، جایزه‌ای بزرگ بگذارد. به نوشتهٔ او، صمصام‌السلطنه پذیرفت که در هیئت دولت و مجلس پیشنهاد کند صد هزار تومان برای سر محمدعلی میرزا و ۲۵ هزار تومان برای سر هر یک از دو برادرش، سالارالدوله و شعاع‌السلطنه، تعیین شود و حتی آماده بود این پول را از املاک خود بپردازد. مجلس دوم این قانون را تصویب کرد. دولت ایران در ۲۸ تیر ۱۲۹۰ (۱۹ ژوئیه) در یادداشتی به پوکلفسکی اعلام کرد که دیگر مقرری محمدعلی میرزا را نمی‌پردازد و مسئولیت زیان‌های ناشی از ورود او را، که «از روسیه با کشتی روسی به ساحل ایران رسید»، نمی‌پذیرد."},{"title":"موضع روسیه و بریتانیا","body":"کاظم‌زاده بر پایهٔ اسناد روسی می‌نویسد که آناتولی نراتوف، کفیل وزارت خارجهٔ روسیه، به سفیر خود در لندن دستور داد بگوید که ظهور محمدعلی میرزا در ایران برای روسیه به همان اندازه غیرمنتظره بود که برای لندن. سر آرتور نیکلسون، معاون دائمی وزارت خارجهٔ بریتانیا، پیشنهاد کرد که دو دولت پادشاه مخلوع را به رسمیت نشناسند. نراتوف تنها قطع مقرری را پذیرفت و نوشت که محمدعلی میرزا «کشتی‌های خود را سوزانده» و برای او یا پیروزی است یا نابودی. روسیه در پاسخ رسمی خود دولت ایران را مسئول زیان اتباع روس شمرد و «بحران‌های پیاپی کابینه، کشمکش‌های کوچک حزبی و کار بیشتر بی‌ثمر مجلس» را زمینه‌ساز بازگشت پادشاه مخلوع خواند. کاظم‌زاده می‌افزاید که کنسول‌های روس در شمال، با وجود اعلام بی‌طرفی، عملاً به سود پادشاه مخلوع مداخله کردند. میلر، کنسول روس در تبریز، سیصد سرباز روس را به دارالحکومه فرستاد و رشیدالملک، حاکم پیشین اردبیل، را که به اتهام خیانت زندانی شده بود، آزاد کرد."},{"title":"کوشش دیپلماتیک وثوق‌الدوله","body":"کاظم‌زاده می‌نویسد که میرزا حسن‌خان وثوق‌الدوله، وزیر خارجهٔ تازهٔ ایران، کوشید دولت روسیه را نرم کند تا مأموران آن در شمال آشکارا از پادشاه مخلوع پشتیبانی نکنند. به نوشتهٔ او، وثوق‌الدوله به پوکلفسکی گفت که سران هیئت دولت و مجلس به این نتیجه رسیده‌اند که سیاست دشمنی با روسیه ویرانگر است، و پرسید روسیه با چه شرایطی نسبت به دولت کنونی رفتاری دوستانه در پیش می‌گیرد. پوکلفسکی پاسخ داد که این پرسش پیش از آغاز جنگ داخلی آسان‌تر پاسخ داده می‌شد و روسیه اساساً از ایران سیاستی سازگار با روح قرارداد ۱۹۰۷ روس و انگلیس می‌خواهد. وثوق‌الدوله سپس پرسید که اگر دولت روسیه از چنین سیاستی مطمئن شود، آیا به مأموران خود دستور می‌دهد که بی‌طرفی روسیه را به زیان دولت ایران و به سود پادشاه مخلوع تفسیر نکنند. کاظم‌زاده می‌افزاید که در حاشیهٔ گزارش این گفت‌وگو کسی، به احتمال زیاد خود نراتوف، نوشته بود که دولت در ایران اکنون «صدایی توخالی» است. کاظم‌زاده همچنین یادآوری می‌کند که میلر، کنسول روس در تبریز، به مدافعان ملی شهر و به صمدخان شجاع‌الدوله هشدار داد که روسیه هیچ نبردی را که به دارایی روس‌ها یا جان اروپاییان در شهر آسیب برساند، تحمل نخواهد کرد. به نوشتهٔ او، این هشدار مدافعان را ناچار می‌کرد که در دشت باز با سواران صمدخان روبه‌رو شوند و برتری کوچه‌های تنگ تبریز را از دست بدهند."},{"title":"شکست ارشدالدوله","body":"دولت کار سازمان‌دادن و تدارک نیروها را به یپرم‌خان و شوستر سپرد. کاظم‌زاده می‌نویسد که شوستر به سبب مقام خزانه‌داری کل و وفاداری به دولتی که او را به کار گرفته بود، به «چهرهٔ اصلی» سازمان‌دادن پایداری بدل شد. ارشدالدوله با سواران ترکمن تا چهل مایلی پایتخت پیش آمد. شوستر می‌نویسد که نیروهای دولتی به فرماندهی یپرم‌خان، با سواران بختیاری سردار بهادر و سردار محتشم و مسلسلی که سرگرد هاسه، مربی آلمانی توپخانه، به کار می‌برد، در ۱۴ شهریور ۱۲۹۰ (۵ سپتامبر ۱۹۱۱) در نزدیکی ورامین و امامزاده جعفر بر سپاه او تاختند. سواران دولتی میان سیصد تا چهارصد تن از ترکمن‌ها را اسیر یا زخمی کردند. همان سواران ارشدالدوله را زخمی کردند و دستگیر کردند.\n\nشوستر می‌نویسد که سران ملی با ارشدالدوله «با نهایت ادب» رفتار کردند، زخمش را درمان کردند و به او خوراک و سیگار دادند. بامداد روز بعد، ۱۵ شهریور ۱۲۹۰، ژاندارم‌ها او را به دیوار تکیه دادند و تیرباران کردند. نخستین شلیک او را نکشت و ارشدالدوله پیش از شلیک دوم بر زانو نشست و فریاد زد: «زنده‌باد محمدعلی شاه». یپرم‌خان پیکر او را در ۱۶ شهریور در میدان تهران به نمایش گذاشت تا مردم از کشته شدنش مطمئن شوند. یپرم‌خان بعدها به شوستر گفت که ارشدالدوله را در میدان جنگ اعدام کرد، زیرا اگر او را به تهران می‌آوردند، سفارت روس بهانه‌ای برای شفاعت از او می‌یافت. کاظم‌زاده می‌نویسد که با مرگ ارشدالدوله، امید محمدعلی میرزا به ورود به تهران از میان رفت."},{"title":"شکست سالارالدوله و پادشاه مخلوع","body":"سالارالدوله در آغاز شهریور ۱۲۹۰ نیروهای دولتی را به فرماندهی امیر مفخم بختیاری نزدیک ملایر شکست داد و به گزارش‌ها با ده هزار تن به سوی تهران پیش آمد. شوستر می‌نویسد که او در اعلامیه‌هایش خود را «پادشاه» می‌خواند و مجلس و هیئت وزیران را در تلگراف‌هایش «مجلس من» و «وزیران من» خطاب می‌کرد. در ۲۰ شهریور ۱۲۹۰ (۱۱ سپتامبر) نیروهای دولتی به فرماندهی معین همایون در سوادکوه سپاه همراه محمدعلی میرزا و شعاع‌السلطنه را درهم شکستند و پادشاه مخلوع در پناه مهی غلیظ با دشواری گریخت. در ۵ مهر ۱۲۹۰ (۲۷ سپتامبر) سواران بختیاری و داوطلبان و توپخانهٔ یپرم‌خان سپاه اصلی سالارالدوله را در باغشاه، میان قم و نوبران، شکست دادند. شوستر می‌نویسد که سالارالدوله حدود شش هزار تن داشت و پانصد کشته و زخمی و دویست اسیر داد، در حالی که نیروی دولتی کمتر از دو هزار تن بود. مجلس پس از این پیروزی شمشیری جواهرنشان به یپرم‌خان داد، برای او مقرری ماهانهٔ سیصد تومانی تعیین کرد و او را «فرمانده قشون شمال» خواند."},{"title":"مصادرهٔ املاک و پایان کار","body":"هیئت وزیران در ۱۲ مهر ۱۲۹۰ (۴ اکتبر) به شوستر دستور داد که املاک شعاع‌السلطنه و سالارالدوله را مصادره کند. اقدام شوستر در ۱۷ مهر ۱۲۹۰ به درگیری با کنسولگری روس انجامید و زمینهٔ اولتیماتوم روسیه را فراهم کرد. این ماجرا در مدخل «مأموریت شوستر» آمده است. کاظم‌زاده می‌نویسد که سرگئی سازانوف، وزیر خارجهٔ روسیه، و هیئت دولت روسیه سرانجام برای جلوگیری از تیرگی بیشتر روابط با بریتانیا محمدعلی میرزا را رها کردند. پادشاه مخلوع سه روز پیش از ترک ایران به پرنس دابیژا، سرکنسول روس در مشهد، تلگراف کرد و از مردم خراسان خواست که به او بپیوندند. دولت روس از رساندن این تلگراف جلوگیری کرد. محمدعلی میرزا در اسفند ۱۲۹۰ (اواخر فوریهٔ ۱۹۱۲) ایران را، به تعبیر کاظم‌زاده، «همان‌گونه که آمده بود، با یک کشتی روسی» ترک کرد. سالارالدوله تا بهار ۱۲۹۱ در غرب به جنگ ادامه داد و نیروهای دولتی به فرماندهی عبدالحسین میرزا فرمانفرما در ۸ خرداد ۱۲۹۱ (۲۹ مه ۱۹۱۲) او را از کرمانشاه بیرون راندند."},{"title":"دیدگاه‌ها","body":"حاج میرزا یحیی دولت‌آبادی پیروزی دولت را بیش از هر چیز نتیجهٔ قانون جایزهٔ مجلس می‌داند. به نوشتهٔ او، محمدعلی میرزا از مجلس می‌ترسید و از سستی و طمع همراهانش آگاه بود و می‌دانست که جایزهٔ قانون برای کشندهٔ او چندین برابر چیزی است که همراهانش در صورت وفاداری از خود او می‌گرفتند.\n\nمورگان شوستر پیروزی را «تقریباً یکسره» از آنِ مهارت و دلیری یپرم‌خان می‌داند. او روسیه را آشکارا به همدستی با پادشاه مخلوع متهم می‌کند و گواهش را اعتراف ارشدالدوله و گذر بی‌مانع جنگ‌افزار از خاک روسیه می‌شمارد. شوستر از ارشدالدوله نیز با احترام یاد می‌کند و می‌نویسد که او «بی‌هیچ ترس یا نشانی از پشیمانی» جان داد.\n\nفیروز کاظم‌زاده، بر پایهٔ اسناد دیپلماتیک روسیه، سیاست «عدم مداخلهٔ» روسیه را در عمل یاری پنهان به پادشاه مخلوع می‌داند. او نقل می‌کند که الکساندر ایزولسکی، سفیر روسیه در پاریس، پیروزی دولت ایران را مایهٔ ویرانی موقعیت روسیه در تهران می‌دانست، اما بازگشت محمدعلی میرزا را نیز بازگشت به دشواری‌های گذشته می‌شمرد. کاظم‌زاده همچنین از تاریخ‌نگاری شوروی یاد می‌کند. ایلینسکی، تاریخ‌نگار شوروی، می‌نویسد که دولت تزاری گذرنامهٔ جعلی، پول و گروهی از مأموران مخفی را در اختیار پادشاه مخلوع گذاشت. عبدالله‌یف، تاریخ‌نگار دیگر شوروی، با همهٔ دشمنی‌اش با شوستر، می‌پذیرد که کار شوستر و دستیارانش به شکست نقشهٔ پادشاه مخلوع کمک کرد.\n\nدولت روسیه در پاسخ رسمی خود دولت مشروطه را مسئول شمرد و نوشت که آشفتگی دو سال پیش از آن زمینهٔ بازگشت پادشاه مخلوع را فراهم کرده بود. این داوری از آنِ دولتی است که به نوشتهٔ همهٔ منابع یادشده در کار پنهانی یاری به محمدعلی میرزا دست داشت."}],"aftermath":"شکست محمدعلی میرزا آخرین تلاش جدی برای بازگرداندن استبداد پیش از مشروطه را به پایان برد و تاج‌وتخت سلطان احمد شاه قاجار را استوار کرد. این پیروزی بختیاری‌ها را بیش از پیش بر دولت چیره کرد و یپرم‌خان را به نامدارترین فرمانده نظامی کشور بدل ساخت. پیروزی دولت، به نوشتهٔ کاظم‌زاده، روسیه را به این نتیجه رساند که حضور شوستر در تهران «زیان‌بارترین» چیز برای روسیه است. مصادرهٔ املاک شعاع‌السلطنه بهانهٔ دو اولتیماتوم روسیه، اشغال شمال ایران و بسته شدن مجلس دوم شد. پیامد دیگر، رویداد مشهد بود. هواداران پادشاه مخلوع پس از رفتن او در حرم امام رضا بست نشستند و سپاه روس در ۱۰ فروردین ۱۲۹۱ (۳۰ مارس ۱۹۱۲) حرم را محاصره کرد."}