# حکومت نظامی و رویداد میدان ژاله

تاریخ: ۱۷ شهریور ۱۳۵۷ | شاهنشاهی ۱۷ شهریور ۲۵۳۷ | ۸ سپتامبر ۱۹۷۸
رده: رویداد اصلی و بنیادین
موضوع: political

## خلاصه
در ۱۶ شهریور ۱۳۵۷ دولت جعفر شریف‌امامی در پی گسترش آشوب‌ها در تهران و یازده شهر دیگر حکومت نظامی برقرار کرد. بامداد آدینه ۱۷ شهریور چند هزار تن، بی‌اعتنا به حکومت نظامی، در میدان ژاله گرد آمدند و درگیری میان آنان و سربازان به کشتار انجامید. فرمانداری نظامی تهران شمار کشتگان را ۸۶ تن اعلام کرد. مخالفان این رقم را سرپوش خواندند و از «هزاران کشته» سخن گفتند. اندرو اسکات کوپر، تاریخ‌نگار، می‌نویسد که بنیاد شهید جمهوری اسلامی سال‌ها بعد شمار کشتگان را ۸۸ تن تأیید کرد. مخالفان این روز را «جمعهٔ سیاه» نامیدند. محمدرضا شاه پهلوی در کتاب «پاسخ به تاریخ» می‌نویسد که خشونت تظاهرکنندگان نیروهای امنیتی را ناگزیر از تیراندازی کرد.

## زمینه
محمدرضا شاه پهلوی در «پاسخ به تاریخ» می‌نویسد که در ۵ شهریور ۱۳۵۷ شریف‌امامی را به نخست‌وزیری گماشت. به نوشتهٔ او، شریف‌امامی کوشید دولت خود را از گذشته جدا کند، حزب رستاخیز را محکوم کرد، تقویم هجری را بازگرداند و قمارخانه‌ها را بست. شاهنشاه می‌افزاید که این کارها مخالفان را آرام نکرد و آشوب خیابانی ادامه یافت. عباس میلانی، تاریخ‌نگار، در کتاب «شاه» می‌نویسد که اعلام حکومت نظامی، هرچند در بعدازظهر ۱۶ شهریور انجام شد، به دلایلی که هرگز روشن نشد تا پس از نیمه‌شب از رادیو پخش نشد.

کوپر در کتاب «سقوط بهشت» می‌نویسد که جمعیت مؤتلفهٔ اسلامی تصمیم گرفته بود هوادارانش را بامداد آدینه در میدان ژاله گرد آورد و به سوی مجلس راه‌پیمایی کند. به نوشتهٔ کوپر، هدف آنان ورود به مجلس، گرفتن نخست‌وزیر و نمایندگان و اعلام جمهوری اسلامی بود. کوپر می‌افزاید که در نشست اضطراری مشاوران امنیتی، شریف‌امامی به محافظه‌کارانی پیوست که از اعلام فوری حکومت نظامی در دوازده شهر پشتیبانی می‌کردند.

## گردهمایی
میلانی می‌نویسد که تا ساعت هشت بامداد ۱۷ شهریور حدود هشتصد تن در میدان ژاله گرد آمدند و در کمتر از یک ساعت شمار آنان به حدود ده هزار تن رسید. کوپر میدان ژاله را فلکه‌ای کوچک در محل پیوند جادهٔ فرح‌آباد و خیابان ژاله توصیف می‌کند. به نوشتهٔ او، جمعیت به هشدارهای پلیس و افسران ارتش برای پراکنده شدن اعتنا نکرد و به سخنرانی آیت‌الله نوری گوش داد. کوپر می‌نویسد که در میان جمعیت گروهی از چریک‌های مجاهدین که در اردوگاه‌های سازمان آزادی‌بخش فلسطین آموزش دیده بودند، و اعضای هفت گروه مسلح زیرزمینی وابسته به کارگزاران خمینی حضور داشتند.

## آگاهی مردم از حکومت نظامی
شهبانو فرح پهلوی در کتاب خاطرات خود، «کهن دیارا»، می‌نویسد که مخالفان پس از تظاهرات ۱۶ شهریور از مردم خواسته بودند که فردای آن روز بار دیگر به خیابان‌ها بیایند، و دولت تازه همان شب حکومت نظامی را در تهران و یازده شهر دیگر برقرار کرد و تیمسار غلامعلی اویسی را به فرمانداری نظامی تهران گماشت. شهبانو پرسش اساسی آن شب را این می‌داند که دولت چگونه مردم را از حکومت نظامی آگاه خواهد کرد. به نوشتهٔ او، رادیو این خبر را تنها از بامداد زود آدینه پخش کرد، هنگامی که صدها تظاهرکننده در راه بودند و گروه‌هایی که شب را در خیابان گذرانده بودند از آن خبر نداشتند. مهشید امیرشاهی، نویسنده، نیز در گفت‌وگو با برنامهٔ تاریخ شفاهی بنیاد مطالعات ایران به یاد می‌آورد که خود بامداد آن روز با خبر حکومت نظامی از خواب برخاست و می‌گوید که بسیاری از مردم به‌موقع از آن آگاه نشده بودند. امیرشاهی می‌افزاید که یکی از روحانیان، که نامش را درست به یاد نمی‌آورد، مردم را به گردهمایی در میدان ژاله فراخوانده بود.

## تیراندازی
کوپر می‌نویسد که درگیری در ساعت ۹:۲۰ بامداد آغاز شد. به نوشتهٔ او، یکی از دو خبرنگاری که از میدان به رضا قطبی، مدیر رادیو و تلویزیون ملی ایران، گزارش می‌دادند، خبر داد که از آپارتمان‌های مشرف بر میدان تیراندازی شد. کوپر می‌افزاید که هرگز به‌قطع روشن نشد چه کسی نخست شلیک کرد، اما خبرنگار رادیو و تلویزیون و شاهدان دیگر اصرار داشتند که دست‌کم یک تیرانداز از پنجره‌ای بلند به جمعیت شلیک کرد. به نوشتهٔ کوپر، فرماندهٔ واحد پس از آماج قرار گرفتن سربازان، فرمان تیراندازی به سوی جمعیت را داد. کوپر از علی حسین، از انقلابیان مذهبی، نقل می‌کند که در میان جمعیت کسانی تفنگ به کار بردند. به نوشتهٔ کوپر، سفارت آمریکا با فرستادن یک کارشناس بالستیک بررسی کرد و نتیجه گرفت که سربازان در برابر جمعیت سنگ‌انداز و چماق‌به‌دست جز تفنگ وسیلهٔ دیگری نداشتند. میلانی می‌نویسد که سربازان نخست کوشیدند حکومت نظامی را اجرا کنند و از تظاهرکنندگان خواستند پراکنده شوند و سپس گاز اشک‌آور و گلولهٔ جنگی به کار بردند.

## آشوب در شهر
کوپر می‌نویسد که تا نیمروز دود بیش از صد آتش‌سوزی بر فراز شرق و جنوب تهران به چشم می‌خورد. به نوشتهٔ او، آشوبگران دوازده بانک، دو فروشگاه و یک رستوران را به آتش کشیدند و هتل آرمسترانگ در آتش سوخت. کوپر می‌افزاید که فریدون علاء، رئیس سازمان انتقال خون، در راه بیمارستان با سنگرهایی روبه‌رو شد که چریک‌های مجاهدین، نه سربازان، نگهبانی می‌کردند.

## شمار کشتگان
محمدرضا شاه پهلوی در «پاسخ به تاریخ» می‌نویسد که فرمانداری نظامی تهران در ۱۹ شهریور، همان روزی که مجلس دولت جدید را تأیید کرد، شمار کشتگان را ۸۶ تن اعلام کرد. میلانی به نقل از سفارتخانه‌های خارجی شمار واقعی را میان دوازده تا سیصد تن می‌نویسد. کوپر می‌نویسد که خبرنگار خبرگزاری آسوشیتدپرس از بی‌سیم ارتش شنید که شمار کشتگان از نود تن بیشتر نیست و بیست تا سی کشتهٔ دیگر را در خیابان‌های پیرامون برآورد کرد. به نوشتهٔ کوپر، مخالفان رقم رسمی را سرپوش خواندند و از دو تا سه هزار کشته سخن گفتند. کوپر می‌افزاید که دفتر بهشت‌زهرا تنها چهل جسد تازه را ثبت کرده بود. به نوشتهٔ او، بنیاد شهید جمهوری اسلامی سال‌ها بعد ۸۸ کشته را تأیید کرد: ۶۴ تن در میدان و ۲۴ تن در خیابان‌های پیرامون.

## تأیید مجلس
محمدرضا شاه پهلوی می‌نویسد که بنا بر قانون اساسی، حکومت نظامی باید ظرف یک هفته به تأیید مجلس برسد. به نوشتهٔ او، شریف‌امامی در ۱۹ شهریور تأیید مجلس را برای تهران و یازده شهر دیگر گرفت و در همان روز رأی اعتماد دریافت کرد. شاهنشاه می‌افزاید که شریف‌امامی آشکارا مسئولیت کامل پیامدهای حکومت نظامی را بر عهده گرفت.

## محمدرضا شاه پهلوی
محمدرضا شاه پهلوی در «پاسخ به تاریخ» از خونسردی پلیس و سربازان ستایش می‌کند. به نوشتهٔ او، جمعیت‌های مهارنشده که همرزمان آنان را بی‌رحمانه کشته بودند، نتوانستند سربازان را به انتقامی به همان اندازه خونین برانگیزند. شاهنشاه می‌نویسد که حکومت نظامی به سختی اجرا نشد و سربازان تنها به سوی آتش‌افروزان، غارتگران و خرابکاران مسلح شلیک کردند.

## تاریخ‌نگاران
کوپر می‌نویسد که شاهنشاه از شنیدن خبر کشته شدن ده‌ها غیرنظامی در خیابان‌های پایتخت درهم شکست. به نوشتهٔ او، ویلیام سالیوان، سفیر آمریکا، به واشنگتن گزارش داد که شاهنشاه «مردی درهم‌شکسته» به نظر می‌رسید. کوپر می‌افزاید که شاهنشاه به تیمسار اویسی فرمان داد که رویداد ژاله تکرار نشود. میلانی رویداد ژاله را نشانهٔ شکست کامل سیاست دلجویی شریف‌امامی می‌داند.

## شهبانو فرح پهلوی
شهبانو فرح پهلوی در «کهن دیارا» می‌نویسد که ارتش در میدان ژاله با دستورهای دقیق تیمسار اویسی چشم به راه تظاهرکنندگان بود، هر دو سو جنگ‌افزار داشتند و برخورد ناگزیر بود. به نوشتهٔ شهبانو، تیراندازان فلسطینی که با جامهٔ مبدل در میان مردم یا بر بام‌ها کمین کرده بودند، به سوی سربازان شلیک کردند. شهبانو می‌نویسد که محمدرضا شاه پهلوی به خواست مردم برای آزادی‌های سیاسی پاسخ مثبت داده بود، اما گردانندگان آشوب نمی‌خواستند اصلاحات، به‌ویژه انتخابات وعده‌داده‌شده، به نتیجه برسد. به گفتهٔ او، اعلام حکومت نظامی جنبهٔ هشدار داشت و سربازان تنها به روی آتش‌افروزان و غارتگران مسلح آتش گشودند.

## گواهان هم‌روزگار
امیرشاهی در گفت‌وگوی تاریخ شفاهی خود می‌گوید که اندکی پس از پراکندن جمعیت به خیابان ژاله رفت. به روایت او، در آن‌جا گروهی منظم از سربازان در انتهای خیابان ایستاده بودند و کسانی چند جای خیابان را با آب شسته بودند. امیرشاهی کشتار را فاجعه و کاری نادرست از سوی هر دولتی می‌داند، اما از آن‌چه دید نتیجه گرفت که شمار کشتگان نمی‌توانست به اندازه‌ای باشد که مخالفان پراکندند. نیره ابتهاج سمیعی، که در دورهٔ بیست‌ویکم به نمایندگی رشت به مجلس شورای ملی راه یافته بود، که در آن روز در تهران بود، در گفت‌وگو با همین برنامه می‌گوید که دربارهٔ کشتار جمعهٔ ۱۷ شهریور بسیار گزافه‌گویی شده است. به روایت او، چون میدان ژاله نزدیک مجلس بود، از آگاهان پرس‌وجو کرد و آنان گفتند که رویداد به آن شکلی که می‌گویند نبوده است.

## روایت مخالفان
کوپر می‌نویسد که مخالفان در بعدازظهر همان روز این شایعه را پراکندند که شاهنشاه از هلیکوپتر بر فراز میدان به جمعیت تیراندازی کرده است. به نوشتهٔ او، هواداران خمینی اعلامیه‌هایی پخش کردند که کشتار را کار چتربازان اسرائیلی با لباس سربازان ایرانی می‌خواند.

## پیامد
کوپر می‌نویسد که شریف‌امامی برای دلجویی از روحانیان، تحقیق نظامی دربارهٔ ژاله را که نشانه‌هایی از دست داشتن فلسطینیان یافته بود، بی‌سروصدا کنار گذاشت. به نوشتهٔ کوپر، ارتشیان دریافتند که رویداد ژاله آبروی آنان را برده است و بسیاری از ایرانیان اکنون آنان را نیروی اشغالگر می‌بینند. کوپر می‌افزاید که بسیاری از مصاحبه‌شوندگان ایرانی او باور داشتند که حکومت پهلوی پیش از ژاله در پایان مرداد ۱۳۵۷ در عمل از پا افتاده بود. محمدرضا شاه پهلوی در گفت‌وگویی که کوپر نقل می‌کند، اعلام کرد که برنامهٔ آزادسازی و برگزاری انتخابات آزاد ادامه خواهد یافت و حکومت نظامی پیش از انتخابات پایان می‌پذیرد.

شهبانو فرح پهلوی در «کهن دیارا» می‌نویسد که در روزهای پس از ۱۷ شهریور رنج در چهرهٔ محمدرضا شاه پهلوی آشکار بود و شاهنشاه بر این باور بود که در آن آشوب نمی‌تواند تهران را ترک کند. به نوشتهٔ شهبانو، او خود تصمیم گرفت تنها به طبس زلزله‌زده برود و در گفت‌وگو با شریف‌امامی دریافت که دولت تا چه اندازه اعتماد به نفس خود را از دست داده است، چنان‌که نخست‌وزیر نمی‌دانست مردم چگونه از شهبانو پیشواز خواهند کرد. شهبانو می‌افزاید که تظاهرات پس از جمعهٔ ۱۷ شهریور نیز ادامه یافت.

## منابع
- [answer-to-history / صص. ۱۶۰–۱۶۱ (نسخهٔ الکترونیکی، ص ۱۶۴–۱۶۵)] محمدرضا شاه پهلوی در این اثر از شریف‌امامی، حکومت نظامی، تأیید مجلس، ۸۶ کشته، رفتار سربازان، تماس تلفنی سخن می‌گوید.
- [milani-shah / ص ۴۶۳، ۴۷۱، ۴۸۷ (نسخهٔ الکترونیکی)] پخش دیرهنگام اعلامیه، ۸۰۰ تا ۱۰٬۰۰۰ تن، برآورد سفارتخانه‌ها، جمعهٔ سیاه.
- [cooper-fall-of-heaven / ص ۱۱، ۲۷، ۳۷۷–۳۸۳، ۳۸۷، ۳۹۴ (نسخهٔ الکترونیکی)] اندرو اسکات کوپر در این اثر از مؤتلفه، گروه‌های مسلح، ۹:۲۰، بررسی بالستیک، آشوب شهر، ۸۸ کشته، اویسی، تحقیق نظامی سخن می‌گوید.
- [farah-kohan-diyara / ص ۳۷۳ تا ۳۷۵] فرح پهلوی در این اثر از پخش دیرهنگام خبر حکومت نظامی، تیراندازان فلسطینی، اعلام حکومت نظامی به‌عنوان هشدار سخن می‌گوید.
- [fis-amirshahi / بخش سوم، ص ۱۹ تا ۲۱] نویسنده در این اثر از فراخوان گردهمایی، بی‌خبری مردم، مشاهدهٔ خیابان ژاله پس از رویداد سخن می‌گوید.
- [fis-ebtehaj-samii / ص ۳۴ تا ۳۵] گزافه‌گویی دربارهٔ شمار کشتگان.

کسان: —
صفحه: https://mashrooteh.org/ruydad/jaleh-square-1357