# رویدادهای ۲۵ مرداد ۱۳۳۲: فرمان عزل دکتر محمد مصدق و سرپیچی او

تاریخ: ۲۲ مرداد ۱۳۳۲ | شاهنشاهی ۲۲ مرداد ۲۵۱۲ | ۱۳ اوت ۱۹۵۳ تا ۲۷ مرداد ۱۳۳۲ | شاهنشاهی ۲۷ مرداد ۲۵۱۲ | ۱۸ اوت ۱۹۵۳
رده: رویداد اصلی و بنیادین
موضوع: political

## خلاصه
رویدادهای ۲۵ مرداد ۱۳۳۲ خورشیدی (۲۵۱۲ شاهنشاهی، ۱۶ اوت ۱۹۵۳ میلادی) نام رایج زنجیره‌ای از کنش‌ها است که با امضای دو فرمان از سوی اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی، شاهنشاه ایران، آغاز شد: یک فرمان دکتر محمد مصدق را از نخست‌وزیری برکنار می‌کرد و فرمان دیگر سرلشکر فضل‌الله زاهدی را به جای او می‌گماشت. شاهنشاه در کتاب «مأموریت برای وطنم» تاریخ امضای این فرمان‌ها را ۲۲ مرداد ۱۳۳۲ (۱۳ اوت ۱۹۵۳ میلادی) می‌نویسد. سرهنگ نعمت‌الله نصیری، فرمانده گارد شاهنشاهی، فرمان انتصاب را روز ۲۳ مرداد به سرلشکر زاهدی رساند و فرمان عزل را در نیمه‌شب ۲۴ به ۲۵ مرداد به خانهٔ دکتر مصدق برد. دکتر مصدق رسید فرمان را با خط خود نوشت، ولی از واگذاری کار سر باز زد. سرتیپ تقی ریاحی، رئیس ستاد ارتش، سرهنگ نصیری را بازداشت کرد، و دولت در بامداد ۲۵ مرداد در اطلاعیه‌ای رادیویی از فرمان عزل نامی نبرد و رویداد را حرکتی نظامی از سوی گارد شاهنشاهی خواند. شاهنشاه همان بامداد از کلاردشت به رامسر و از آنجا به بغداد رفت.

بحث اصلی دربارهٔ این رویداد بحثی حقوقی است. متمم قانون اساسی مشروطه در اصل چهل و ششم عزل و نصب وزیران را به «فرمان همایون پادشاه» سپرده بود، و مجلس مؤسسان در ۱۸ اردیبهشت ۱۳۲۸ (۲۵۰۸ شاهنشاهی، ۸ مه ۱۹۴۹ میلادی) با بازنگری اصل چهل و هشتم قانون اساسی حق انحلال مجلسین را به شاهنشاه داد. دکتر مصدق در تیر و مرداد ۱۳۳۲ مجلس هفدهم را با استعفای نمایندگان هوادار خود از کار انداخت و انحلال آن را به همه‌پرسی سپرد. منتقدان او، از جمله نمایندگان مخالف در مجلس، محمدرضا شاه پهلوی در دو کتاب خاطرات خود، سپهبد حسن ارفع و عباس میلانی، این همه‌پرسی را بیرون از چارچوب قانون اساسی دانستند و استدلال کردند که در غیاب مجلس، اختیار گماشتن و برکنار کردن نخست‌وزیر به شاهنشاه بازمی‌گشت. دکتر مصدق در گفت‌وگو با سفیر ایالات متحده در ۲۷ مرداد گفت که چنین فرمانی را ندیده است و اگر دیده بود نیز آن را بی‌اعتبار می‌شمرد، زیرا اختیارات شاهنشاه را «تشریفاتی» می‌دانست.

داوری دربارهٔ نقش دولت‌های بیگانه بخش دیگری از این بحث است. اسناد منتشرشدهٔ وزارت خارجهٔ ایالات متحده و پژوهش مارک گازیوروفسکی نشان می‌دهند که سازمان اطلاعات مرکزی ایالات متحده و سرویس اطلاعاتی بریتانیا در طراحی این اقدام دست داشتند. شاهنشاه در گفت‌وگو با سفیر ایالات متحده در بغداد فرمود که اقدام خود را در «چارچوب اختیارات قانون اساسی» نگه داشته است. رویدادهای ۲۸ مرداد در نوشتاری جداگانه آمده است.

## زمینه

### جایگاه نخست‌وزیر در قانون اساسی مشروطه
قانون اساسی مشروطه و متمم آن، که در سال‌های ۱۲۸۵ و ۱۲۸۶ خورشیدی (۲۴۶۵ و ۲۴۶۶ شاهنشاهی، ۱۹۰۶ و ۱۹۰۷ میلادی) به توشیح رسیدند، گماشتن وزیران را کار پادشاه می‌دانستند و مسئولیت آنان را در برابر مجلس قرار می‌دادند. اصل چهل و ششم متمم قانون اساسی در یک جمله این حکم را بیان می‌کند.

{{quote:0}}

در عمل، از دههٔ ۱۳۲۰ خورشیدی رسمی پدید آمد که مجلس پیش از صدور فرمان نخست‌وزیری «رأی تمایل» می‌داد. این رسم در متن قانون اساسی جایی نداشت، و در بحران تیر ۱۳۳۱ هر دو سوی کشمکش به آن استناد کردند. عباس میلانی، مورخ و نویسندهٔ زندگی‌نامهٔ «شاه»، می‌نویسد که در دوره‌هایی که مجلس برپا نبود، یعنی دوره‌های «فترت»، پادشاهان دست‌کم چهارده بار نخست‌وزیر را بی رأی مجلس گماشتند. به نوشتهٔ او، دکتر مصدق خود این رسم را می‌شناخت و در نامه‌ای به عبدالحسین هژیر، وزیر دربار، آن را پذیرفته بود.

{{quote:1}}

اصل چهل و هشتم قانون اساسی در متن نخستین خود راهی برای انحلال مجلس پیش‌بینی نکرده بود. مجلس مؤسسان در ۱۸ اردیبهشت ۱۳۲۸ این اصل را بازنگری کرد و حق انحلال هر یک از دو مجلس یا هر دو را به شاهنشاه داد، به شرط آنکه فرمان انحلال علت آن را بگوید و دستور انتخابات تازه را نیز بدهد. میلانی می‌نویسد که شاهنشاه این حق را حتی زمانی که دولت بریتانیا بر انحلال مجلس و برکناری دکتر مصدق فشار می‌آورد به کار نبرد.

{{quote:2}}

### بحران تیر ۱۳۳۱ و رأی تمایل
دکتر مصدق در تیر ۱۳۳۱ خورشیدی (۲۵۱۱ شاهنشاهی، ژوئیهٔ ۱۹۵۲ میلادی) وزارت جنگ را برای دولت خود خواست. شاهنشاه این درخواست را نپذیرفت و دکتر مصدق روز ۲۵ تیر ۱۳۳۱ (۱۶ ژوئیهٔ ۱۹۵۲ میلادی) استعفا داد. پیش از این استعفا، در مجلس سنا گروهی از سناتورها رسم رأی تمایل را زیر پرسش برده بودند. نادعلی کریمی، نمایندهٔ مجلس هفدهم و هوادار دولت، در نشست ۱۷ تیر ۱۳۳۱ استدلال سناتورها را بازگو کرد و به آن پاسخ داد.

{{quote:0}}

پس از استعفای دکتر مصدق، مجلس به احمد قوام (قوام‌السلطنه) رأی تمایل داد و شاهنشاه او را به نخست‌وزیری گماشت. میلانی می‌نویسد که شاهنشاه با این انتصاب موافق نبود و پس از رأی تمایل مجلس «چاره‌ای جز» صدور فرمان نداشت. هواداران دکتر مصدق، جبههٔ ملی، آیت‌الله سید ابوالقاسم کاشانی و حزب توده در روز ۳۰ تیر ۱۳۳۱ (۲۱ ژوئیهٔ ۱۹۵۲ میلادی) در تهران و شهرهای دیگر به خیابان آمدند، و در درگیری‌های آن روز گروهی جان باختند. قوام کناره گرفت، مجلس دوباره به دکتر مصدق رأی تمایل داد، و شاهنشاه او را دوباره به نخست‌وزیری گماشت و وزارت جنگ را نیز به او سپرد. محمدرضا شاه پهلوی در «مأموریت برای وطنم» می‌فرماید که این تصمیم را «بمنظور جلوگیری ازجنگ داخلی» گرفت.

مجلس شورای ملی در نشست فوق‌العادهٔ ۲ مرداد ۱۳۳۱ (۲۴ ژوئیهٔ ۱۹۵۲ میلادی) با ماده‌ای واحده، به پیشنهاد سی و یک نماینده، رویدادهای ۳۰ تیر را «قیام ملی» نامید.

{{quote:1}}

میلانی پیامد این رویداد را در رابطهٔ دو سو چنین می‌سنجد که دکتر مصدق از آن پس چنان رفتار می‌کرد که گویی شاهنشاه هرگز جرئت برکناری او را نخواهد داشت.

{{quote:2}}

### اختیارات قانون‌گذاری، مرداد ۱۳۳۱ تا دی ۱۳۳۱
دکتر مصدق پس از بازگشت به نخست‌وزیری از مجلس خواست به او اجازه دهد لایحه‌هایی را بی گذر از روند عادی قانون‌گذاری به اجرا بگذارد. مجلس شورای ملی در نشست ۱۲ مرداد ۱۳۳۱ (۳ اوت ۱۹۵۲ میلادی) ماده‌ای واحده را با قیام و قعود تصویب کرد که به «آقای دکتر محمد مصدق نخست‌وزیر» اجازه می‌داد به مدت شش ماه لایحه‌هایی را در نُه زمینه، از اصلاح قانون انتخابات و امور مالی تا دادگستری، مطبوعات و فرهنگ، تهیه کند و پیش از تصویب مجلسین به اجرا بگذارد. مجلس سنا این قانون را در ۲۰ مرداد ۱۳۳۱ (۱۱ اوت ۱۹۵۲ میلادی) پذیرفت. سید ابوالحسن حائری‌زاده، نمایندهٔ تهران و از یاران پیشین جبههٔ ملی، در همان نشست هشدار داد.

{{quote:0}}

مدت اختیارات در دی ۱۳۳۱ پایان می‌یافت. دکتر مصدق در نامه‌ای به تاریخ ۲۷ دی ۱۳۳۱ به رئیس مجلس نوشت که دولت رأی به لایحهٔ تمدید را «رای اعتماد» تلقی خواهد کرد. مجلس در نشست ۲۹ دی ۱۳۳۱ (۱۹ ژانویهٔ ۱۹۵۳ میلادی) تمدید اختیارات را برای یک سال با رأی ورقه بررسی کرد. نایب رئیس مجلس اعلام کرد که از شصت و هفت نمایندهٔ حاضر، پنجاه و نه تن موافق بودند. دکتر مظفر بقائی کرمانی، نمایندهٔ تهران و رهبر حزب زحمتکشان ملت ایران، با آنکه گفت همچنان به شخص دکتر مصدق رأی اعتماد می‌دهد، با لایحه مخالفت کرد.

{{quote:1}}

حمیدیه، نمایندهٔ دیگر مجلس هفدهم، مخالفت خود را در متن ورقهٔ رأی نوشت، و صورت‌جلسه آن را چنین ثبت کرده است: «برای حفظ مشروطیت واحترام به قانون اساسی با قانون تمدید مدت اختیارات شش ماهه اعطایی به شخص آقای دکتر مصدق نخست‌وزیر از تاریخ انقضا برای مدت یک‌ سال مخالف و با دولت جناب آقای دکترمصدق موافقم». در سوی دیگر، دکتر علی شایگان، نمایندهٔ تهران و از رهبران جبههٔ ملی، در دفاع از لایحه گفت که در ایران «یک انقلابی انقلاب نسبتا بی سر و صدایی» رخ داده است که دفتر گذشته را بسته است. محمدرضا شاه پهلوی در «مأموریت برای وطنم» می‌فرماید که با تمدید اختیارات موافقت کرد تا «هر گو نه مجال برای اجرای سیاست مثبتی درامر نفت» به دکتر مصدق داده شود، ولی او این اختیارات را برای پیشبرد خواسته‌های خود، بستن روزنامه‌ها و تضعیف مجلس به کار برد.

### کمیسیون اختیارات شاهنشاه و بحران ۹ اسفند ۱۳۳۱
در زمستان ۱۳۳۱، مجلس به خواست دولت کمیسیونی برای بررسی اختیارات شاهنشاه برپا کرد. محمدرضا شاه پهلوی در «پاسخ به تاریخ» می‌فرماید که این کمیسیون دربارهٔ محدود کردن اختیارات او به عنوان فرمانده کل نیروهای مسلح گزارش داد، ولی مجلس به آن گزارش اعتنایی نکرد.

{{quote:0}}

دکتر مصدق در اسفند ۱۳۳۱ به شاهنشاه پیشنهاد کرد که برای مدتی از کشور بیرون برود. عباس میلانی، با تکیه بر گزارش‌های سفارت ایالات متحده، می‌نویسد که دکتر مصدق به فرستادهٔ دربار گفته بود که دیگر رفتار «غیردوستانه»ٔ شاهنشاه و دربار را تاب نمی‌آورد و استعفا خواهد داد، و میلانی این را «قماری خطرناک» برای وادار کردن شاهنشاه به تسلیم کامل یا ترک کشور می‌خواند. محمدرضا شاه پهلوی روایت خود را در «مأموریت برای وطنم» چنین می‌آورد.

{{quote:1}}

لوی هندرسن، سفیر ایالات متحده در ایران، در تلگراف ساعت پنج بعدازظهر ۹ اسفند ۱۳۳۱ گزارش داد که حسین علاء، وزیر دربار، به او گفته است شاهنشاه می‌ترسد اگر نرود دکتر مصدق اعلامیه‌ای در حمله به او و خانواده‌اش منتشر کند. هندرسن نوشت که به دعوت آیت‌الله کاشانی، رئیس مجلس، حدود پنجاه و هفت نماینده در جلسه‌ای خصوصی و غیررسمی دربارهٔ خبر سفر شاهنشاه گفت‌وگو کردند. در روزهای پس از آن، به نوشتهٔ میلانی، نمایندگان هوادار دربار در مجلس دکتر مصدق را به سبب پنهان کردن خبر سفر از مجلس سرزنش کردند، و او در پاسخ از قصد خود برای برگزاری همه‌پرسی سخن گفت. میلانی می‌نویسد که دکتر مصدق حدود یک هفته پیش‌تر به هندرسن گفته بود که شاید همه‌پرسی را چنان برگزار کند که هواداران او در یک مسجد و مخالفانش در مسجدی دیگر گرد آیند، و خود را نه نخست‌وزیرِ پادشاه و نه نخست‌وزیر مجلس، بلکه «نخست‌وزیر مردم» خوانده بود.

{{quote:2}}

میلانی می‌نویسد که سرلشکر محمود افشارطوس، رئیس شهربانی و از هواداران دکتر مصدق، به قتل رسید و پیکر شکنجه‌دیده‌اش در ۲۵ فروردین ۱۳۳۲ (۱۴ آوریل ۱۹۵۳ میلادی) بیرون از تهران پیدا شد، و اتهام دست داشتن هواداران دربار در این قتل فضای کشور را تیره‌تر کرد. او همچنین می‌نویسد که در این ماه‌ها شاهنشاه پس از ناامیدی از اللهیار صالح چند روز کوشید عبدالله معظمی، رئیس تازهٔ مجلس، را به پذیرفتن نخست‌وزیری راضی کند و معظمی نیز نپذیرفت.

## ۱۸ تیر ۱۳۳۲: آخرین نشست کامل مجلس هفدهم
مجلس شورای ملی دورهٔ هفدهم روز پنجشنبه ۱۸ تیر ۱۳۳۲ خورشیدی (۲۵۱۲ شاهنشاهی، ۹ ژوئیهٔ ۱۹۵۳ میلادی) به ریاست دکتر عبدالله معظمی نشست کرد. در این نشست، دکتر غلامحسین صدیقی، وزیر کشور، اعلام کرد که دولت برای پاسخ به استیضاح علی زهری، نمایندهٔ مخالف، آماده است. نمایندگان مخالف خواستند که نخست‌وزیر خود در مجلس حاضر شود. عبدالرحمن فرامرزی، نمایندهٔ مجلس هفدهم و روزنامه‌نگار، در این باره سخن گفت.

{{quote:0}}

از هفتاد و دو رأی، حسین مکی، نمایندهٔ تهران و از یاران پیشین دکتر مصدق که اکنون در صف منفردین بود، چهل و یک رأی و میرمجید موسوی، نامزد فراکسیون‌های هوادار دولت، سی و شش رأی آوردند. نامزد دیگر فراکسیون‌های هوادار دولت، کهبد، بیست و هشت رأی گرفت. این رأی‌گیری نشان داد که دولت دیگر اکثریت روشنی در مجلس نداشت.

## استعفای نمایندگان هوادار دولت
پس از این نشست، نمایندگان هوادار دولت گروه‌گروه از نمایندگی کناره گرفتند و مجلس را از حد نصاب انداختند. گزارش ماهانهٔ تیر ۱۳۳۲ معاونت عملیات سازمان اطلاعات مرکزی ایالات متحده این رویداد و برنامهٔ دکتر مصدق برای همه‌پرسی را چنین شرح می‌دهد.

{{quote:0}}

میلانی می‌نویسد که دکتر غلامحسین صدیقی، وزیر کشور، پیش از تصمیم به انحلال مجلس به دکتر مصدق یادآوری کرد که نام او با نمایندگی مجلس گره خورده است و انتخابات همین مجلس در دوران نخست‌وزیری خود او برگزار شده است. صدیقی همچنین یادآوری کرد که در سیزده سال نخست مشروطه، بیش از ده سال مجلسی برپا نبود و پادشاه در آن دوره‌ها نخست‌وزیر می‌گماشت.

{{quote:1}}

## ۱۲ و ۱۹ مرداد ۱۳۳۲: همه‌پرسی انحلال مجلس
دولت همه‌پرسی را در تهران روز ۱۲ مرداد ۱۳۳۲ (۳ اوت ۱۹۵۳ میلادی) و در شهرستان‌ها روز ۱۹ مرداد ۱۳۳۲ (۱۰ اوت ۱۹۵۳ میلادی) برگزار کرد. دولت برای رأی موافق و رأی مخالف صندوق‌ها و جایگاه‌های جداگانه برپا کرد. میلانی می‌نویسد که آیت‌الله کاشانی آشکارا با همه‌پرسی و با شخص دکتر مصدق مخالفت می‌کرد، و حائری‌زاده دکتر مصدق را «دیکتاتوری بدتر از رضا شاه» و دولت او را «دولت یاغی» خواند. سپهبد حسن ارفع، رئیس پیشین ستاد ارتش، در خاطرات خود شیوهٔ رأی‌گیری را چنین وصف می‌کند.

{{quote:0}}

محمدرضا شاه پهلوی در «پاسخ به تاریخ» و «مأموریت برای وطنم» همین شیوه را نکوهش می‌فرماید و نتیجهٔ همه‌پرسی را با همه‌پرسی‌های دولت آلمان در دوران هیتلر می‌سنجد.

{{quote:1}}

شاهنشاه در «مأموریت برای وطنم» زمینهٔ تصمیم به همه‌پرسی را در کارهای پیشین دولت می‌جوید و می‌فرماید که دکتر مصدق پیش از همه‌پرسی دیوان عالی کشور را منحل کرده و انتخابات را متوقف ساخته بود.

{{quote:2}}

شمار رایج رأی‌ها در پژوهش‌های پس از آن ۲٬۰۴۳٬۳۰۰ رأی موافق در برابر حدود ۱٬۳۰۰ رأی مخالف است. میلانی می‌نویسد که دولت شمار رأی‌های موافق را در تهران به‌تنهایی ۱٫۵ میلیون و رأی‌های مخالف را تنها بیست اعلام کرد. او شیوهٔ رأی‌گیری در جایگاه‌های جداگانه را «باز هم مشکوک‌تر» از خود همه‌پرسی می‌خواند و می‌افزاید که بخشی از تبلیغات بر ضد همه‌پرسی را عملیات «بدامن» سازمان اطلاعات مرکزی ایالات متحده پشتیبانی مالی می‌کرد.

{{quote:3}}

## اوایل مرداد ۱۳۳۲: دیدارها در کاخ سعدآباد
میلانی می‌نویسد که در اوایل مرداد ۱۳۳۲ موضع شاهنشاه دگرگون شد. والاحضرت اشرف پهلوی، خواهر همزاد شاهنشاه، که به خواست دکتر مصدق در تبعید بود، روز ۵ مرداد ۱۳۳۲ (۲۷ ژوئیهٔ ۱۹۵۳ میلادی) به خواست دولت‌های بریتانیا و ایالات متحده پنهانی به تهران آمد. دکتر مصدق از سفر او آگاه شد، بازگشت فوری او را خواست و از شاهنشاه بیانیه‌ای گرفت که در آن شاهنشاه از سفر خواهرش فاصله گرفت. روز ۱۰ مرداد (۱ اوت ۱۹۵۳ میلادی) ژنرال نورمن شوارتسکف، مشاور پیشین ژاندارمری ایران، با شاهنشاه دیدار کرد. کرمیت روزولت، رئیس بخش خاور نزدیک سازمان اطلاعات مرکزی ایالات متحده، به شاهنشاه گفت که طرح برکناری دکتر مصدق حتی بی موافقت او پیش خواهد رفت. شاهنشاه در دیدار ۱۲ مرداد (۳ اوت ۱۹۵۳ میلادی) با روزولت هنوز ایستادگی می‌فرمود.

{{quote:0}}

به نوشتهٔ میلانی، شاهنشاه در همین روزها پذیرفت که نه با خود سرلشکر زاهدی بلکه با پسرش، اردشیر زاهدی، دیدار کند. پدر و پسر هر دو پنهان بودند و دولت برای دستگیری آنان جایزه گذاشته بود. اردشیر زاهدی، به نوشتهٔ میلانی، در صندوق عقب خودرویی از در پشتی وارد دربار می‌شد. روز ۱۲ مرداد، هم‌زمان با همه‌پرسی تهران، شاهنشاه به یکی از نزدیکان خود فرمود که «به‌زودی دگرگونی‌های بزرگی» در کشور رخ خواهد داد.

## ۱۹ و ۲۰ مرداد ۱۳۳۲: درخواست فرمان انتخابات و سفر به کلاردشت
به نوشتهٔ میلانی، دیدار اصلی شاهنشاه با سرلشکر فضل‌الله زاهدی روز ۱۹ مرداد ۱۳۳۲ (۱۰ اوت ۱۹۵۳ میلادی) رخ داد، یعنی همان روزی که همه‌پرسی در شهرستان‌ها برگزار می‌شد. سرلشکر زاهدی پیش‌تر وزیر کشور دولت نخست دکتر مصدق بود، ولی از او جدا شده و برای گریز از بازداشت مدتی در مجلس تحصن کرده بود. میلانی می‌نویسد که بی‌درنگ پس از پایان همه‌پرسی، دکتر مصدق از شاهنشاه به‌طور رسمی فرمانی برای برگزاری انتخابات تازه خواست. شاهنشاه به جای صدور این فرمان، سرلشکر زاهدی را به دربار فراخواند و به او خبر داد که به‌زودی به نخست‌وزیری گماشته خواهد شد.

{{quote:0}}

میلانی می‌نویسد که شاهنشاه، علیاحضرت ملکه ثریا و همراهانی اندک روز ۲۰ مرداد ۱۳۳۲ (۱۱ اوت ۱۹۵۳ میلادی) به کلاردشت، استراحتگاه تابستانی دلخواه شاهنشاه، رفتند و اعلامیهٔ رسمی دربار این سفر را تعطیلات معمول تابستانی خواند. به نوشتهٔ میلانی، شاهنشاه به تعبیر خود این سفر را برای آن برگزید که دکتر مصدق را غافلگیر کند، و روزولت مدعی است که شهرهای شیراز، مشهد، اصفهان و تبریز را با شاهنشاه بررسی کرد و کنار گذاشت. شاهنشاه در «مأموریت برای وطنم» (ص ۱۲۶) می‌فرماید که پیش از آن، دکتر مصدق دوازده تانک را برای پاسداری از خانهٔ خود در تهران گماشته بود و کاخ ییلاقی سعدآباد تنها چهار تانک داشت، و از این رو او و ملکه ثریا به نوبت در رامسر و کلاردشت به سر می‌بردند.

## ۲۲ مرداد ۱۳۳۲: امضای فرمان‌های عزل و نصب
محمدرضا شاه پهلوی در «مأموریت برای وطنم» تاریخ امضای فرمان‌ها و سپردن ابلاغ آن‌ها به فرمانده گارد شاهنشاهی را چنین می‌فرماید.

{{quote:0}}

میلانی دربارهٔ زمان امضا احتیاط بیشتری دارد. او می‌نویسد که شاهنشاه «ظاهراً» فرمان‌ها را در کلاردشت امضا فرمود، و بر سر اینکه آیا و دقیقاً کی فرمان‌ها را امضا کرد «بحث فراوان» هست، ولی تردیدی نیست که شاهنشاه در آن روزها بیش از یک بار قصد خود را برای صدور هر دو فرمان تأیید فرمود. مارک گازیوروفسکی، استاد علوم سیاسی دانشگاه ایالتی لوئیزیانا، در مقالهٔ خود در دانشنامهٔ ایرانیکا می‌نویسد که افسران سازمان اطلاعات مرکزی ایالات متحده متن دو فرمان را نوشتند و شاهنشاه آن‌ها را امضا کرد.

## ۲۳ مرداد ۱۳۳۲: ابلاغ فرمان نخست‌وزیری به سرلشکر زاهدی
محمدرضا شاه پهلوی در «مأموریت برای وطنم» می‌فرماید که سرهنگ نصیری از رامسر به کاخ سعدآباد بازگشت و نخست، با کمک میانجی‌های گوناگون، سرلشکر زاهدی را که هر روز جای خود را عوض می‌کرد یافت و فرمان را به او رساند، و سرلشکر زاهدی بی‌درنگ آمادگی خود را اعلام کرد. میلانی تاریخ این ابلاغ را جمعه ۲۳ مرداد ۱۳۳۲ (۱۴ اوت ۱۹۵۳ میلادی) می‌نویسد. به نوشتهٔ او، میان امضای فرمان‌ها و ابلاغ فرمان عزل سه روز درنگ افتاد؛ برخی این درنگ را به ناکارآمدی، برخی به تعطیل پنجشنبه و جمعه، و شاهنشاه آن را به توطئه نسبت داده‌اند.

{{quote:0}}

گزارش ۲۶ مرداد ۱۳۳۲ پایگاه سازمان اطلاعات مرکزی ایالات متحده در تهران می‌گوید که سرلشکر زاهدی روز ۲۳ مرداد تصمیم گرفت سرتیپ محمد دفتری را در برنامهٔ نهایی شریک کند، و سرتیپ ریاحی ساعت پنج بعدازظهر ۲۴ مرداد خبر یافت که شاهنشاه همان شب ساعت دوازده اقدام خواهد فرمود. همین گزارش می‌گوید که سرتیپ ریاحی از این هفت ساعت فرصت بهره برد و تا ساعت یازده شب فرماندهان هوادار خود را در جای خود گماشت، و حاضران در نشست سرلشکر زاهدی پس از شکست برنامه همداستان بودند که سرتیپ دفتری راز را فاش کرده بود.

## شب ۲۴ مرداد ۱۳۳۲: ابلاغ فرمان عزل و بازداشت سرهنگ نصیری
محمدرضا شاه پهلوی در «مأموریت برای وطنم» می‌فرماید که سرهنگ نصیری، به دستور سرلشکر زاهدی، پیش از ابلاغ فرمان عزل سه تن از مشاوران نزدیک دکتر مصدق را بازداشت کرد. شاهنشاه می‌فرماید که سرلشکر زاهدی به سرهنگ نصیری دستور داده بود فرمان را بی میانجی به خود دکتر مصدق برساند و رسید بگیرد «تانتواند بعدا وصول آنرا منکرشود»، و خود شاهنشاه نیز به سرهنگ نصیری سفارش کرده بود که «هیچگونه آسیبی بمصدق وارد نیاید». به روایت شاهنشاه، سرهنگ نصیری حدود ساعت یازده شب با دو افسر به خانهٔ دکتر مصدق رفت، از کنار تانک‌ها گذشت، ولی دکتر مصدق او را به حضور نپذیرفت. سرهنگ نصیری فرمان را به یکی از افسران خانهٔ نخست‌وزیر سپرد و پس از حدود یک ساعت و نیم انتظار رسیدی گرفت.

{{quote:0}}

شاهنشاه در «مأموریت برای وطنم» گفت‌وگوی سرهنگ نصیری و سرتیپ ریاحی را در دفتر رئیس ستاد ارتش چنین بازمی‌گوید.

{{quote:1}}

گزارش ۲۶ مرداد پایگاه سازمان اطلاعات مرکزی در تهران ساعت بازداشت سرهنگ نصیری را یازده و پنجاه دقیقهٔ شب ۲۴ مرداد می‌نویسد، و این با روایت شاهنشاه، که بازگشت سرهنگ نصیری را پس از ساعت یک بامداد می‌گذارد، همخوان نیست. همین گزارش می‌گوید که با وجود آمادگی سرتیپ ریاحی، هم‌زمان با اقدام سرهنگ نصیری یاران سرهنگ نصیری سه فرمانده هوادار دولت، ممتاز و شاهرخ و کیانی، را بازداشت کردند، و افسر پایگاه که ساعت چهار و ده دقیقهٔ بامداد در شهر گشت زد، خانهٔ دکتر مصدق را تا چند خیابان در محاصرهٔ نیروهای دولتی و شهر را آرام دید. سرلشکر زاهدی و همراهانش پس از بحث بر سر پنهان شدن، گریختن یا آشکار شدن، پنهان شدن را برگزیدند و سرتیپ فرزانگان را برای رایزنی نزد سازمان اطلاعات مرکزی فرستادند.

## بامداد ۲۵ مرداد ۱۳۳۲: اطلاعیهٔ رادیویی دولت
دولت دکتر مصدق ساعت هفت بامداد ۲۵ مرداد ۱۳۳۲ (۱۶ اوت ۱۹۵۳ میلادی) اطلاعیه‌ای از رادیو پخش کرد. میلانی می‌نویسد که این اطلاعیه از فرمان عزل نامی نبرد.

{{quote:0}}

به جای خبر فرمان عزل، اطلاعیهٔ دولت، به نوشتهٔ میلانی، تنها اعلام کرد که حرکتی نظامی بر ضد دولت خنثی شده است. کرمیت روزولت در گزارشی که ۶ شهریور ۱۳۳۲ (۲۸ اوت ۱۹۵۳ میلادی) در نشستی در ستاد سازمان اطلاعات مرکزی داد، همین اطلاعیه را بازگفت و راهبرد خود را پس از آن چنین شرح داد.

{{quote:1}}

محمدرضا شاه پهلوی در «مأموریت برای وطنم» (ص ۱۲۹) می‌فرماید که فردای بازداشت، دادستان ارتش، که دکتر مصدق او را گماشته بود، از سرهنگ نصیری بازجویی کرد و مدعی شد که شاهنشاه فرمان عزلی صادر نکرده است و خود سرهنگ آن را «بقصد کودتا» جعل کرده است. به روایت شاهنشاه، سرهنگ نصیری روزنامه‌ای را که برادرش متن فرمان‌ها را در آن پیچیده و برایش فرستاده بود نشان داد و بازجویی همان‌جا پایان یافت.

## ۲۵ مرداد ۱۳۳۲: سفر شاهنشاه از رامسر به بغداد
میلانی می‌نویسد که شاهنشاه و ملکه ثریا در کلاردشت از راه یک دستگاه فرستنده و گیرنده با ستاد سرهنگ نصیری در پیوند بودند، و در شب ۲۴ مرداد شاهنشاه به همسرش فرمود که برای رفتنی شتابان آماده باشد. ساعت چهار بامداد ۲۵ مرداد ۱۳۳۲ (۱۶ اوت ۱۹۵۳ میلادی) خبر بازداشت سرهنگ نصیری به کلاردشت رسید. شاهنشاه، ملکه ثریا، ابوالفتح آتابای از نزدیکان دربار و سرگرد خاتم، خلبان شخصی شاهنشاه که ارفع و آتابای نامش را چنین آورده‌اند، با هواپیمای کوچک شخصی شاهنشاه از رامسر به پرواز درآمدند. محمدرضا شاه پهلوی در «پاسخ به تاریخ» (ص ۹۰) می‌فرماید که خود هدایت هواپیما را بر عهده داشت و نخست به بغداد رفت. ابوالفتح آتابای در گفت‌وگو با طرح تاریخ شفاهی بنیاد مطالعات ایران این پرواز را چنین به یاد می‌آورد.

{{quote:0}}

میلانی می‌نویسد که برج مراقبت بغداد نخست اجازهٔ فرود نداد و خلبان به ناچار گفت که هواپیمای گردشگرانی است که موتورش آسیب دیده است. ملک فیصل دوم، پادشاه عراق، که از سفری بازمی‌گشت، اندکی پس از شاهنشاه در همان فرودگاه فرود آمد و به شاهنشاه و همراهانش پناه داد. در همان روز، مظفر اعلم، سفیر ایران در عراق، به دستور دولت دکتر مصدق از دیدار با شاهنشاه سر باز زد و کوشید شاهنشاه و ملکه را بازداشت کند. وزارت امور خارجهٔ ایران نیز به سفارتخانه‌های خود در سراسر جهان بخشنامه کرد که شاهنشاه دیگر در ایران جایگاهی در قدرت ندارد. آتابای همین کوشش سفیر را در گفت‌وگوی خود بازمی‌گوید.

{{quote:1}}

## ۲۶ مرداد ۱۳۳۲: گفت‌وگوی شاهنشاه با سفیر ایالات متحده در بغداد
برتن بری، سفیر ایالات متحده در عراق، شامگاه ۲۵ مرداد ۱۳۳۲ ساعت نه و نیم به خواست شاهنشاه با او دیدار کرد و بامداد ۲۶ مرداد (۱۷ اوت ۱۹۵۳ میلادی) گزارش آن را به وزارت خارجهٔ ایالات متحده فرستاد. محمدرضا شاه پهلوی در این گفت‌وگو انگیزه و مبنای قانونی اقدام خود را چنین شرح فرمود.

{{quote:0}}

در تهران، دکتر سید حسین فاطمی، وزیر امور خارجهٔ دولت دکتر مصدق، در روزنامهٔ باختر امروز که خود آن را می‌گرداند، سرمقاله‌هایی تند بر ضد شاهنشاه نوشت. میلانی عنوان یکی از آن‌ها را «خائنی که می‌خواست خون ملت را بریزد گریخت» آورده و بخشی از آن را نقل کرده است.

{{quote:1}}

سپهبد حسن ارفع در خاطرات خود (ص ۴۰۵) می‌نویسد که در این روزها سرتیپ تقی ریاحی، رئیس ستاد ارتش، دستور داد نام شاهنشاه را از دعای بامداد و شامگاه یگان‌های نظامی بردارند، هنگ گارد شاهنشاهی را خلع سلاح کرد و سربازان پیاده را جای آن بر درِ کاخ گماشت. ارفع می‌افزاید که دولت برای تشکیل شورای سلطنت تدارک دید و برخی همکاران دکتر مصدق، از جمله دکتر فاطمی، دکتر کریم سنجابی، مهندس کاظم حسیبی و زیرک‌زاده، او را به گنجاندن نمایندهٔ حزب توده در آن شورا ترغیب کردند. به نوشتهٔ میلانی، روزنامه‌های حزب توده و سازمان‌های وابسته به آن خواستار برپایی بی‌درنگ جمهوری شدند. ارفع می‌نویسد که در ۲۷ مرداد هواداران حزب توده مجسمه‌های رضا شاه کبیر را در میدان سپه پایین کشیدند و پاسبانان دستور دخالت نداشتند. همان روز، به نوشتهٔ شاهنشاه در «پاسخ به تاریخ»، روزنامه‌های مخالف دکتر مصدق توانستند متن فرمان را منتشر کنند.

## ۲۷ مرداد ۱۳۳۲: گفت‌وگوی دکتر مصدق و سفیر ایالات متحده
میلانی می‌نویسد که در همین روزها گروه کوچک یاران سرلشکر زاهدی به این نتیجه رسیدند که برپایی «ایران آزاد» را اعلام کنند و فرستادگانی نزد سه یگان نظامی وفادار به شاهنشاه در شهرستان‌ها بفرستند: یگانی در رشت به فرماندهی سرهنگ قرنی، یگان سوار کرمانشاه به فرماندهی سرهنگ بختیار، و یگانی در اصفهان به فرماندهی سرهنگ امیرقلی ضرغام. آنان می‌خواستند این یگان‌ها به سوی تهران حرکت کنند و، به تعبیر میلانی، کار به چیزی می‌کشید که رفته‌رفته به جنگ داخلی می‌مانست. هم‌زمان، یادداشت سازمان اطلاعات مرکزی برای پرزیدنت آیزنهاور، به نقل میلانی، پیشنهاد کرد که ایالات متحده وضع ایران را از نو بسنجد و شاید ناچار شود به دکتر مصدق نزدیک شود.

میلانی می‌نویسد که هندرسن پیش‌تر ایران را ترک کرده بود تا ایالات متحده بتواند نقش خود را در رویدادهای مرداد انکار کند، و بازگشت او چنان فوری بود که با هواپیمای ویژهٔ نیروی هوایی ایالات متحده به تهران آمد. پسر دکتر مصدق در فرودگاه به پیشواز او رفت و او را یکراست نزد نخست‌وزیر برد. لوی هندرسن، سفیر ایالات متحده، که بیش از دو ماه بیرون از ایران بود، شامگاه ۲۷ مرداد ۱۳۳۲ (۱۸ اوت ۱۹۵۳ میلادی) یک ساعت با دکتر مصدق گفت‌وگو کرد و همان شب گزارش آن را به وزارت خارجه فرستاد. دکتر مصدق به او گفت که سی تن از نمایندگان مجلس را بریتانیا یکسره خریده بود و تنها چهل رأی خریداری نشده بود، و از این رو مجلسی را که بریتانیا خریده بود شایستهٔ ملت ایران ندانست و منحل کرد. هندرسن در پاسخ گفت که مایهٔ تأسف است که دولت ایران ظاهراً نمی‌تواند بر پایهٔ مجلس استوار باشد، و افزود که ایران در وضعی بسیار خطرناک است و اگر همهٔ نهادهای پیش‌بینی‌شده در قانون اساسی با هماهنگی کار کنند، ایمن‌تر خواهد بود. سپس هندرسن دربارهٔ فرمان پرسید.

{{quote:0}}

این گفت‌وگو آخرین گزارش مستقیم از موضع حقوقی دکتر مصدق پیش از رویدادهای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ است. دربارهٔ دریافت فرمان، منابع سه گزارش به دست می‌دهند: شاهنشاه در «پاسخ به تاریخ» از رسیدی با دست‌خط دکتر مصدق یاد می‌فرماید؛ سرمقالهٔ باختر امروز، به نقل میلانی، نوشت که نخست‌وزیر ساعت و تاریخ دریافت نامه را پشت آن نوشت؛ و دکتر مصدق به هندرسن گفت که از چنین فرمانی «آگاهی رسمی» ندارد و آن را در هر حال بی‌اعتبار می‌شمارد.

## دیدگاه‌ها

### استدلال قانونی به سود فرمان شاهنشاه
هواداران قانونی بودن فرمان ۲۲ مرداد ۱۳۳۲ بر سه پایه تکیه می‌کنند: اصل چهل و ششم متمم قانون اساسی که عزل و نصب وزیران را «بموجب فرمان همایون پادشاه» می‌داند؛ نبود مجلس پس از استعفای نمایندگان و همه‌پرسی، که رأی تمایل را ناممکن کرده بود؛ و پیشینهٔ فرمان‌های نخست‌وزیری در دوره‌های فترت. میلانی می‌نویسد که پادشاهان در دوره‌های فترت دست‌کم چهارده بار بی مجلس نخست‌وزیر گماشته بودند، و نامهٔ دکتر مصدق به عبدالحسین هژیر در دوران تحصن در دربار نشان می‌دهد که خود او این اختیار را پذیرفته بود. میلانی نتیجه می‌گیرد که «در نبود مجلس، شاه حق برکناری نخست‌وزیر را دارد». سپهبد حسن ارفع همین استدلال را در خاطرات خود آورده است.

{{quote:0}}

پایگاه سازمان اطلاعات مرکزی در تهران نیز، در تلگرافی که روز ۲۶ مرداد ۱۳۳۲ پس از ناکامی برنامهٔ نخست فرستاد، فرمان‌ها را از دید حقوقی معتبر شمرد. این تلگراف می‌گوید: «فرمان‌ها دولت تازه را برپا و دولت پیشین را برکنار کردند. آن‌ها نافذند. مصدق در واقع انقلاب کرده است. سفیر از نظر قانونی نه نزد او بلکه نزد شاه، که او را برکنار کرده، معتمد است.» والتر بدل اسمیت، معاون وزیر خارجهٔ ایالات متحده، روز ۲۷ مرداد ۱۳۳۲ در یادداشتی برای پرزیدنت دوایت آیزنهاور همین داوری را آورد.

{{quote:1}}

محمدرضا شاه پهلوی پس از بازگشت به ایران در پیام رادیویی روز ۳۱ مرداد ۱۳۳۲ (۲۲ اوت ۱۹۵۳ میلادی) همین استدلال را در زبان رسمی آورد.

{{quote:2}}

### دیدگاه دکتر محمد مصدق
دکتر مصدق در گفت‌وگو با هندرسن اختیارات شاهنشاه را «تشریفاتی» خواند و فرمان را در هر حال بی‌اعتبار شمرد. او در خاطرات خود، که پس از رویدادها نوشت، همین موضع را به تفصیل آورد. میلانی بخشی از آن را نقل می‌کند.

{{quote:0}}

هواداران دکتر مصدق، به نوشتهٔ میلانی، از ۱۳۳۲ به این سو استدلال کرده‌اند که شاهنشاه حتی در دوران فترت حق برکناری نخست‌وزیر را نداشت. دکتر مصدق، به گزارش هندرسن، فرمان را با کوشش‌های بریتانیا برای برکناری خود پیوند می‌داد و آمدن سرهنگ نصیری را کوششی برای بازداشت خود می‌شمرد.

### نقش ایالات متحده و بریتانیا
مارک گازیوروفسکی در دانشنامهٔ ایرانیکا می‌نویسد که افسران سازمان اطلاعات مرکزی متن دو فرمان را نوشتند و شاهنشاه آن‌ها را امضا کرد، و دکتر مصدق از راه محمدحسین آشتیانی و حزب توده از برنامه خبر یافته بود. او می‌افزاید که سرلشکر زاهدی پس از بازداشت سرهنگ نصیری به یک خانهٔ امن سازمان اطلاعات مرکزی پناه برد و تا پایان ماجرا آنجا ماند، و کرمیت روزولت و همکارانش پس از ناکامی برنامهٔ نخست، رونوشت فرمان‌ها را در سراسر تهران پخش کردند و دو روزنامه‌نگار آمریکایی را برای گفت‌وگو با سرلشکر زاهدی فراهم آوردند. اندرو اسکات کوپر می‌نویسد که طراحان به امضای فرمان نیاز داشتند تا به اقدام خود «پوششی از مشروعیت» بدهند. محمدرضا شاه پهلوی در گفت‌وگو با برتن بری فرمود که پیش از گماشتن سرلشکر زاهدی با «یک آمریکایی» که از کارکنان وزارت خارجه نبود رایزنی کرده بود، و در «پاسخ به تاریخ» از برنامه‌ریزی با کرمیت روزولت و لوی هندرسن برای خروج موقت از کشور یاد می‌فرماید.

### نامیدن رویداد
نام‌گذاری رویدادهای ۲۵ مرداد ۱۳۳۲ از همان روزها محل اختلاف بوده است. اطلاعیهٔ رادیویی دولت دکتر مصدق، به گزارش روزولت و میلانی، رویداد را حرکتی نظامی از سوی گارد شاهنشاهی خواند و از فرمان نامی نبرد. دادستان ارتش، به روایت «مأموریت برای وطنم»، فرمان را ساختگی و کار خود سرهنگ نصیری خواند. شاهنشاه در گفت‌وگو با بری اقدام خود را «در چارچوب اختیارات قانونی» شمرد. روزولت هدف کار خود را این خواند که به ارتش و مردم نشان دهد رویداد «تغییر قانونی دولت» بود.

## پیامدها

### روزهای ۲۵ تا ۲۷ مرداد
پس از بازداشت سرهنگ نصیری، رفتن شاهنشاه از کشور و اعلام نکردن فرمان از سوی دولت، تهران در روزهای ۲۵ تا ۲۷ مرداد ۱۳۳۲ صحنهٔ تظاهرات و درگیری‌های خیابانی بود. به نوشتهٔ میلانی، روزنامه‌های حزب توده خواستار جمهوری شدند و هواداران آن در خیابان‌ها شعار ضدآمریکایی سر دادند. گازیوروفسکی می‌نویسد که گروه‌هایی که شبکهٔ سازمان اطلاعات مرکزی اجیر کرده بود در ۲۶ و ۲۷ مرداد خود را توده‌ای جا زدند و بر هراس از چیرگی حزب توده افزودند. میلانی می‌نویسد که دکتر مصدق پس از گفت‌وگو با هندرسن همهٔ تظاهرات را برای ۲۸ مرداد ممنوع کرد و از هواداران خود، از جمله اعضای حزب توده، خواست که در خانه بمانند. محمدرضا شاه پهلوی در «پاسخ به تاریخ» می‌فرماید که روزنامه‌های مخالف دکتر مصدق در ۲۷ مرداد متن فرمان را منتشر کردند و از آن روز «ورق برگشت». شاهنشاه روز ۲۷ مرداد از بغداد به رم رفت.

### رویدادهای ۲۸ مرداد
رویدادهای چهارشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ (۲۵۱۲ شاهنشاهی، ۱۹ اوت ۱۹۵۳ میلادی) به نخست‌وزیری سرلشکر زاهدی، بازداشت دکتر مصدق و بازگشت شاهنشاه در ۳۱ مرداد انجامید. این رویدادها در صفحهٔ رویدادهای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ آمده است. دادگاه نظامی بعدها دکتر مصدق را محاکمه کرد.

## منابع
- [qanun-asasi / اصل‌های ۲۶، ۳۵ و ۴۶] متمم قانون اساسی مشروطه در مصوب ۲۹ شهریور ۱۲۸۶ خورشیدی از منشأ قوا و عزل و نصب وزیران سخن می‌گوید.
- [qanun-asasi-senate-ed / اصل ۴۸ اصلاحی] قانون اساسی مشروطه با اصلاحات مجلس مؤسسان ۱۳۲۸ در نسخهٔ انتشاریافته از سوی مجلس سنا از اختیار انحلال مجلسین سخن می‌گوید.
- [majles-mozakerat / دورهٔ هفدهم، نشست‌های ۱۸، ۱۹، ۲۳، ۶۱، ۶۲ و ۸۷] مذاکرات مجلس شورای ملی، دربارهٔ رأی تمایل تیر ۱۳۳۱، قانون اختیارات، تمدید آن و آخرین نشست کامل مجلس هفدهم.
- [pahlavi-mamooriat / ص ۱۲۲ تا ۱۲۹] محمدرضا شاه پهلوی در «مأموریت برای وطنم» از کمیسیون اختیارات، همه‌پرسی، رویداد ۹ اسفند ۱۳۳۱، امضای فرمان‌ها و ابلاغ آن‌ها و بازداشت سرهنگ نصیری سخن می‌گوید.
- [answer-to-history / ص ۸۷ تا ۹۰] محمدرضا شاه پهلوی در «پاسخ به تاریخ» از همه‌پرسی، امضای فرمان‌ها، رسید دکتر مصدق، سفر به بغداد و رم و انتشار فرمان سخن می‌گوید.
- [milani-shah / ص ۱۹۶ تا ۲۰۷، ۲۱۷ تا ۲۲۴ و ۲۳۱] عباس میلانی در «شاه» از رویداد اسفند ۱۳۳۱، همه‌پرسی، فرمان‌های دوران فترت، دیدارهای مرداد، ابلاغ فرمان، سفر به بغداد، باختر امروز، گفت‌وگوی هندرسن و پیام بازگشت سخن می‌گوید.
- [arfa / ص ۴۰۳ تا ۴۰۵] حسن ارفع در «زیر فرمان پنج پادشاه» از همه‌پرسی، فرمان عزل، بازداشت سرهنگ نصیری و رویدادهای ۲۵ تا ۲۷ مرداد سخن می‌گوید.
- [frus-1951-54-iran / سندهای ۱۶۶، ۲۵۷، ۲۷۰، ۲۷۱، ۲۷۳، ۲۸۰ و ۳۰۷] وزارت خارجهٔ ایالات متحده در «روابط خارجی ایالات متحده، ۱۹۵۱ تا ۱۹۵۴، ایران» از رویداد ۹ اسفند، همه‌پرسی، بازداشت سرهنگ نصیری، گفت‌وگوی بغداد، یادداشت اسمیت، گفت‌وگوی هندرسن و گزارش روزولت سخن می‌گوید.
- [frus-1952-54-v10 / سندهای ۳۴۵ و ۳۴۷] وزارت خارجهٔ ایالات متحده، «روابط خارجی ایالات متحده، ۱۹۵۲ تا ۱۹۵۴، جلد دهم: ایران»، متن همان گزارش‌های بغداد و تهران.
- [iranica-coup-1953 / بخش‌های طرح عملیات و رویدادهای ۲۴ تا ۲۷ مرداد] مارک گازیوروفسکی، مقاله‌ای در ایرانیکا دربارهٔ رویدادهای مرداد ۱۳۳۲.
- [cooper-fall-of-heaven / ص ۸۱] اندرو اسکات کوپر در «سقوط بهشت»، ۲۰۱۶ میلادی از دیدار ۱۲ مرداد ۱۳۳۲ و نیاز به فرمان سخن می‌گوید.
- [fis-atabai / ص ۳۲ تا ۳۵ متن پیاده‌شده] طرح تاریخ شفاهی بنیاد مطالعات ایران در مصاحبه با ابوالفتح آتابای به کوشش احمد قریشی، نیویورک، خرداد ۱۳۶۱ خورشیدی از پرواز به بغداد و رفتار سفیر ایران سخن می‌گوید.

کسان: —
صفحه: https://mashrooteh.org/ruydad/events-25-mordad-1332