{"id":"behbahani-killed-1289","title":"قتل سید عبدالله بهبهانی","date":{"solarYear":1289,"solarMonth":4,"solarDay":25,"gregorianYear":1910,"gregorianMonth":7,"gregorianDay":16},"tier":"secondary","category":"political","summary":"سید عبدالله بهبهانی، مجتهد تهران و از دو پیشوای روحانی جنبش مشروطه، در شامگاه ۲۵ تیر ۱۲۸۹ خورشیدی (۲۴۶۹ شاهنشاهی) در خانهٔ خود در تهران به دست چند مرد مسلح کشته شد. قاتلان هرگز دستگیر نشدند. این قتل در اوج کشمکش دو حزب مجلس دوم، اعتدالیون و دموکرات‌ها، رخ داد و چند هفته پس از آن آمد که آخوند ملا محمدکاظم خراسانی، مرجع نجف، در حکمی سید حسن تقی‌زاده، رهبر دموکرات‌ها، را «فاسدالمسلک» خوانده و بیرون راندنش را از مجلس خواسته بود. گمان عمومی قتل را به دموکرات‌ها نسبت داد. پس از آن، تقی‌زاده از تهران رفت، دو جوان دموکرات به تلافی کشته شدند، و دولت با «اختیار عام» از مجلس به خلع سلاح مجاهدان پرداخت که به درگیری پارک اتابک انجامید. این قتل اعتبار حزب دموکرات را آسیب زد و یکی از نشانه‌های آشکار خشونت سیاسی در نخستین دورهٔ مشروطیت شد.","citations":[{"sourceId":"dowlatabadi","locus":"ج ۳، ص ۱۲۹ و ۱۳۳ تا ۱۳۸","text":"دولت‌آبادی پیوستن بهبهانی به اعتدالیون، حکم نجف، قتل، هیجان مدرسهٔ خان مروی، بیرون رفتن تقی‌زاده، قتل‌های تلافی‌جویانه و خلع سلاح را روایت می‌کند."},{"sourceId":"mostowfi","locus":"ج ۲، ص ۳۱۸ تا ۳۱۹","text":"مستوفی قتل امین‌الملک و بهبهانی و اتهام‌زنی دو حزب را روایت می‌کند."},{"sourceId":"martin-iranica","locus":"«انقلاب مشروطه: رویدادها»، بخش‌های جنبش ۱۹۰۵ تا ۱۹۰۶ و «مجلس دوم»","text":"مارتین نقش بهبهانی در جنبش مشروطه، تلگراف آخوند خراسانی و قتل او به دست یکی از مجاهدان را شرح می‌دهد."},{"sourceId":"kazemzadeh","locus":"ص ۳۰۹ تا ۳۱۰، ۳۹۰ و ۳۹۳","text":"کاظم‌زاده گزارش‌های دیپلمات‌های بریتانیا دربارهٔ پیوند بهبهانی با سفارت را نقل می‌کند."},{"sourceId":"iranica-constitutional-iv","locus":"بخش «ترکیب مجلس سوم»","text":"اتحادیه آسیب اعتبار دموکرات‌ها از قتل بهبهانی را بیان می‌کند."},{"sourceId":"iranica-constitutional-v","locus":"بخش‌های «حزب دموکرات» و «هیئت علمیه»","text":"اتحادیه جدایی دموکرات‌ها از بهبهانی، تاریخ، سوءظن به دموکرات‌ها و پیدایش هیئت علمیه را شرح می‌دهد."},{"sourceId":"sykes-history","locus":"ج ۲، ص ۴۰۸","text":"سایکس دربارهٔ پیشگامی بهبهانی و طباطبایی در جنبش مشروطه."},{"sourceId":"bahar-ahzab","locus":"ج ۱، برگ ۱۸، ۳۸، ۴۰ و ۴۱","text":"بهار دربارهٔ ترکیب دو حزب مجلس دوم، قتل بهبهانی و پایان مجلس دوم."},{"sourceId":"dowlatabadi","locus":"ج ۲، برگ ۱۱۷","text":"دولت‌آبادی دربارهٔ رقابت در میان رهبران مشروطه."}],"personIds":["behbahani"],"personDeeds":{"behbahani":"مجاهدان در ۲۵ تیر ۱۲۸۹ او را در تهران کشتند."},"periodId":"second-majlis","monarchId":"ahmad-shah","aliases":["قتل بهبهانی","کشته شدن بهبهانی"],"context":"ونسا مارتین، تاریخ‌نگار انگلیسی، در مقالهٔ «انقلاب مشروطه: رویدادها» در دانشنامهٔ ایرانیکا می‌نویسد که بازرگانان تهران در ۱۲۸۴ خورشیدی جنبشی را علیه سیاست مالی دولت سازمان دادند و هزینه‌اش را پرداختند و سید عبدالله بهبهانی «سخنگوی اصلی» آن بود. به نوشتهٔ مارتین، بهبهانی و سید محمد طباطبایی، مجتهد دیگر تهران، در شب ۲ آذر ۱۲۸۴ خورشیدی (۲۴۶۴ شاهنشاهی) [] پیمان همکاری بستند و همین پیمان به جنبش رنگی اصلاح‌طلبانه داد. دو مجتهد در آذر ۱۲۸۴ گروهی نزدیک به دو هزار تن را به تحصن در حرم حضرت عبدالعظیم بردند و در تیر ۱۲۸۵ مهاجرت علما به قم را رهبری کردند. مارتین می‌نویسد که تحصن بزرگ تابستان ۱۲۸۵ در سفارت بریتانیا «به‌یقین» به ابتکار بهبهانی آغاز شد و بهبهانی پیش از آن از کاردار بریتانیا پشتیبانی مالی خواسته بود. طباطبایی و بهبهانی، بی‌آنکه رسماً نماینده باشند، در جلسه‌های مجلس اول حاضر می‌شدند.\n\nفیروز کاظم‌زاده، تاریخ‌نگار دانشگاه ییل، در کتاب «روس و انگلیس در ایران» بر پایهٔ گزارش‌های دیپلمات‌های بریتانیایی پیوند دیرینهٔ بهبهانی با سفارت بریتانیا را شرح می‌دهد. به نوشتهٔ او، سرهنگ دوم پیکو، وابستهٔ نظامی سفارت، بهبهانی را مجتهدی می‌خواند که در ماجرای امتیاز تنباکو در کنار سفارت ایستاده بود. کاظم‌زاده می‌افزاید که بهبهانی در ۱۲۷۶ خورشیدی کابینهٔ میرزا علی‌خان امین‌الدوله را با «نفوذ تعدیل‌کنندهٔ» خود نگاه داشت. با این همه، کاظم‌زاده تأکید می‌کند که کمک چندصد لیره‌ای سر آرتور هاردینگ، وزیرمختار بریتانیا، به بهبهانی موجب انقلاب نشد. این گزارش‌ها برداشت دیپلمات‌های بیگانه است و هواداران بهبهانی آن را نمی‌پذیرفتند.\n\nسر پرسی سایکس، سرتیپ بریتانیایی و نویسندهٔ «تاریخ ایران»، نیز بهبهانی را از نخستین پیشگامان جنبش می‌شمارد. سایکس (ج ۲، ص ۴۰۸) در بررسی نمایندگان مجلس اول می‌نویسد که از میان نمایندگان تهران، سید عبدالله بهبهانی، سید محمد طباطبایی و سید جمال‌الدین واعظ از آغاز با «حزب مردمی» پیوند نزدیک داشتند. به نوشتهٔ سایکس، این سه تن به عین‌الدوله، صدراعظم وقت، اعتراض کرده بودند و نخستین کسانی بودند که بر منبر خودکامگی و ستم را نکوهیدند. سایکس بهبهانی را در شمار نمایندگان تهران می‌آورد، حال آنکه به نوشتهٔ مارتین او رسماً نماینده نبود و تنها در جلسه‌ها حاضر می‌شد. این ناهمخوانی نشان می‌دهد که جایگاه بهبهانی در مجلس اول بیش از آنکه رسمی باشد، از نفوذ شخصی او برمی‌خاست.\n\nحاج میرزا یحیی دولت‌آبادی در جلد دوم «حیات یحیی» (برگ ۱۱۷) از همان سال‌ها رقابتی را گزارش می‌کند که بعدها در مجلس دوم آشکار شد. به نوشتهٔ او، بهبهانی و طباطبایی در آن هنگام «خود را دو شاخص ملیون» می‌دانستند، و دولت‌آبادی، که خود را آزادی‌خواهی بی‌طمع می‌خواند، از دشمنی گروه‌های گوناگون با خود گلایه می‌کند. این داوری از آنِ دولت‌آبادی است که خود در کشمکش‌های آن روزگار طرف بود.\n\nپس از گشایش مجلس دوم در آبان ۱۲۸۸، نمایندگان به دو حزب دموکرات و اعتدالی تقسیم شدند. ونسا مارتین می‌نویسد که بهبهانی و طباطبایی در رأس اعتدالیون بودند. حاج میرزا یحیی دولت‌آبادی، نمایندهٔ مجلس و نویسندهٔ خاطرات «حیات یحیی»، می‌نویسد که بهبهانی، که از بختیاری‌ها و دموکرات‌ها «آزرده‌خاطر» بود، به اعتدالیون پیوست و آنان با سپهدار اعظم محمدولی‌خان تنکابنی، سردار محیی عبدالحسین‌خان گیلانی و جمعی از بازاریان «فرقهٔ اعتدال» را پدید آوردند. منصوره اتحادیه، تاریخ‌نگار، در مقالهٔ «انقلاب مشروطه: احزاب سیاسی» در دانشنامهٔ ایرانیکا می‌نویسد که حزب دموکرات خود را پیرو اسلام می‌خواند، اما در عمل با نفوذ علما در سیاست مخالف بود و رهبرانش سرانجام از بهبهانی جدا شدند.\n\nدولت‌آبادی می‌نویسد که اعتدالیون، پس از ناکامی در بیرون راندن تقی‌زاده از راه «انجمن احرار»، به علمای نجف روی آوردند. به روایت او، آنان تقی‌زاده را منشأ فتنه و اتحاد او با سردار اسعد بختیاری را سبب آشوب‌ها می‌دانستند و حکمی را از علمای نجف علیه او گرفتند، و این کار «به دستیاری آقا سید عبدالله بهبهانی و بستگان او» انجام گرفت. مارتین متن این حکم را چنین خلاصه می‌کند. آخوند خراسانی در خرداد ۱۲۸۹ به دولت تلگراف کرد و بیرون راندن تقی‌زاده را از مجلس خواست، به این دلیل که او را بی‌دین و کارهایش را زیان‌بار می‌دانست. مارتین می‌افزاید که علمای نجف به گفتهٔ خودشان از چند راه دربارهٔ سیاست‌های تند تقی‌زاده خبر یافته بودند و بیرون رفتن فداییان خارجی را نیز، که دموکرات‌ها بر آنان تکیه داشتند، می‌خواستند. دولت‌آبادی می‌نویسد که سردار اسعد کوشید میان بهبهانی و تقی‌زاده آشتی بدهد، اما بهبهانی، که خود را پیروز می‌دید، حتی به دیدار تقی‌زاده اعتنا نکرد.\n\nمحمدتقی بهار، ملک‌الشعرا، که خود در مجلس‌های بعدی نماینده و از دموکرات‌های خراسان بود، در «تاریخ مختصر احزاب سیاسی در ایران» (ج ۱، برگ ۳۸ تا ۴۰) چهرهٔ دو حزب را در مجلس دوم ترسیم می‌کند. به نوشتهٔ بهار، دموکرات‌ها ۲۸ نماینده و اعتدالیون ۳۶ نماینده داشتند. دموکرات‌ها رقیبان خود را «ارتجاعی» می‌خواندند، زیرا اعتدالیون هوادار روش نرم‌تر و پیشرفت گام‌به‌گام بودند و به کشتن و از میان بردن مستبدان باور نداشتند؛ از همین رو بیشتر اعیان به آن حزب پناه می‌بردند. بهار از سپهدار اعظم تنکابنی، سردار محیی، دولت‌آبادی‌ها، سید عبدالله بهبهانی و سید محمد طباطبایی در شمار اعتدالیون نام می‌برد. او رهبران دموکرات را سید حسن تقی‌زاده، حسین‌قلی‌خان نواب، سلیمان میرزا، علی‌اکبر دهخدا و چند تن دیگر برمی‌شمارد و می‌افزاید که بهبهانی و طباطبایی و دیگر «ارباب نفوذ» هوادار اعتدالیون شدند، و سردار اسعد بختیاری با هر دو سو راه می‌آمد.\n\nقتل بهبهانی نخستین قتل سیاسی آن سال نبود. عبدالله مستوفی، از کارکنان وزارت مالیه و نویسندهٔ «شرح زندگانی من»، می‌نویسد که چند تن پیش از آن «بدون هیچ سبب و جهت معقولی» به خانهٔ سلطانعلی‌خان امین‌الملک، از درباریان مظفرالدین شاه قاجار و محمدعلی شاه قاجار، رفتند و او را کشتند، و نه جنایتکاران دستگیر شدند و نه تحقیقی در این باره انجام گرفت. به نوشتهٔ مستوفی، دموکرات‌ها و اعتدالیون هر کدام این قتل را به گردن دیگری می‌انداختند. دولت‌آبادی نیز وجود دو دستهٔ مجاهد مسلح، گارد «فاتح» از سوی دموکرات‌ها و گارد «محیی» از سوی سردار محیی و اعتدالیون، را مایهٔ آشوب پیوستهٔ پایتخت می‌داند.","whatHappened":[{"title":"قتل","body":"دولت‌آبادی می‌نویسد که در فاصلهٔ سقوط کابینهٔ سپهدار و تشکیل کابینهٔ میرزا حسن‌خان مستوفی‌الممالک، کسانی که از پیروزی بهبهانی در «تکفیر» تقی‌زاده ناخشنود بودند و وجود او را برای پیشرفت مقاصد ملی زیان‌بار می‌پنداشتند، یا از روی اغراض شخصی، در اول شب چند مرد مسلح را به خانهٔ او فرستادند. مهاجمان بهبهانی را با چند گلوله کشتند و هیچ‌کدام گرفتار نشدند. عبدالله مستوفی نیز می‌نویسد که چند تن «در اوائل شب» به خانهٔ بهبهانی، که او را «پیشوای آزادی» می‌خواند، رفتند و او را کشتند. ونسا مارتین بر پایهٔ خاطرات تقی‌زاده و تلگراف چارلز مارلینگ، کاردار بریتانیا، به سر ادوارد گری، می‌نویسد که یکی از مجاهدان به بهبهانی تیر زد. مارتین تاریخ قتل را ۲۵ تیر ۱۲۸۹ خورشیدی (۱۶ ژوئیهٔ ۱۹۱۰) [] می‌نویسد. منصوره اتحادیه تاریخ را ۲۷ تیر ۱۲۸۹ خورشیدی (۱۸ ژوئیه) آورده است.","quotes":[{"original":"در اول شبی چند نفر را مسلح به خانهٔ آقا سید عبدالله فرستاده او را با چند گلوله به قتل می‌رسانند و گرفتار نمی‌شوند.","speaker":"حاج میرزا یحیی دولت‌آبادی","speakerTitle":"نمایندهٔ مجلس شورای ملی و نویسندهٔ خاطرات","work":"حیات یحیی، جلد سوم","workType":"خاطرات","page":"ج ۳، ص ۱۳۷","date":"نگارش دربارهٔ تیر ۱۲۸۹ خورشیدی","context":"دولت‌آبادی قتل بهبهانی را در فاصلهٔ سقوط کابینهٔ سپهدار و تشکیل کابینهٔ مستوفی‌الممالک روایت می‌کند."},{"original":"حکمی از علمای نجف برضد تقی‌زاده صادر می‌نمایند و این کار به دستیاری آقا سید عبدالله بهبهانی و بستگان او انجام می‌گیرد.","speaker":"حاج میرزا یحیی دولت‌آبادی","speakerTitle":"نمایندهٔ مجلس شورای ملی و نویسندهٔ خاطرات","work":"حیات یحیی، جلد سوم","workType":"خاطرات","page":"ج ۳، ص ۱۳۶","date":"نگارش دربارهٔ خرداد ۱۲۸۹ خورشیدی","context":"دولت‌آبادی شرح می‌دهد که اعتدالیون پس از ناکامی در بیرون راندن تقی‌زاده از مجلس، به علمای نجف روی آوردند."},{"original":"کشته شدن آقا سید عبدالله هیجان شدیدی در عوام تولید می‌کند و با اینکه عامه به او وثوقی نداشتند، عنوان کشته شدن او موجب هیجان آنها می‌گردد.","speaker":"حاج میرزا یحیی دولت‌آبادی","speakerTitle":"نمایندهٔ مجلس شورای ملی و نویسندهٔ خاطرات","work":"حیات یحیی، جلد سوم","workType":"خاطرات","page":"ج ۳، ص ۱۳۷","date":"نگارش دربارهٔ تیر ۱۲۸۹ خورشیدی","context":"دولت‌آبادی واکنش مردم تهران را در روزهای پس از قتل وصف می‌کند."},{"original":"شک نیست که رؤسای معتدلین و دمکراتها اعمال همدیگر را خوب می‌شناختند و می‌دانستند عمل مربوط به کدام دسته است، ولی بر عامهٔ مردم مطلب مجهول و این هم یکی از اسباب رمیده شدن عامه از آزادی بود.","speaker":"عبدالله مستوفی","speakerTitle":"از کارکنان وزارت مالیه و نویسندهٔ «شرح زندگانی من»","work":"شرح زندگانی من، جلد دوم","workType":"خاطرات و تاریخ اجتماعی و اداری دورهٔ قاجار","page":"ج ۲، ص ۳۱۹","date":"نگارش دربارهٔ ۱۲۸۹ خورشیدی","context":"مستوفی پس از یاد کردن قتل امین‌الملک و قتل بهبهانی، بازی اتهام میان دو حزب را داوری می‌کند."},{"original":"On 8 Rajab 1328/16 July 1910 Behbahānī, who was believed to be implicated in Ḵorāsānī's denunciation of Taqīzāda, was shot by one of the mojāheds.","translation":"در [۲۵ تیر ۱۲۸۹]، بهبهانی، که گمان می‌رفت در محکومیت تقی‌زاده از سوی آخوند خراسانی دست داشته است، به تیر یکی از مجاهدان کشته شد.","speaker":"ونسا مارتین","speakerTitle":"تاریخ‌نگار انگلیسی، پژوهشگر دورهٔ مشروطه","work":"«انقلاب مشروطه: رویدادها»، دانشنامهٔ ایرانیکا","workType":"مقالهٔ دانشنامه‌ای","page":"بخش «مجلس دوم»","date":"۱۳۷۱ خورشیدی (۱۹۹۲ میلادی، سال نشر)","context":"مارتین در شرح کشمکش‌های مجلس دوم، قتل بهبهانی را بر پایهٔ خاطرات تقی‌زاده و گزارش کاردار بریتانیا روایت می‌کند."},{"original":"The former prestige of the Democrats had been somewhat damaged, however, by the apparent participation of some of their members in the assassination of Sayyed ʿAbd-Allāh Behbahānī in 1328/1910.","translation":"با این همه، اعتبار پیشین دموکرات‌ها به سبب مشارکت ظاهری برخی از اعضایشان در قتل سید عبدالله بهبهانی در ۱۳۲۸ [۱۲۸۹ خورشیدی] تا اندازه‌ای آسیب دیده بود.","speaker":"منصوره اتحادیه (نظام‌مافی)","speakerTitle":"تاریخ‌نگار ایرانی، پژوهشگر احزاب دورهٔ مشروطه","work":"«انقلاب مشروطه: پیامدها»، دانشنامهٔ ایرانیکا","workType":"مقالهٔ دانشنامه‌ای","page":"بخش «ترکیب مجلس سوم»","date":"۱۳۷۱ خورشیدی (۱۹۹۲ میلادی، سال نشر)","context":"اتحادیه جایگاه دموکرات‌ها را هنگام گشایش مجلس سوم در آذر ۱۲۹۳ بررسی می‌کند."},{"original":"Of the Teheran deputies, the Mujtahids Sayyid Abdulla Behbehani, Sayyid Mohamed, and Sayyid Jamal had been intimately connected from the outset with the popular party. They had remonstrated with Ayn-u-Dola, and were the first to denounce autocracy and tyranny from the pulpit.","translation":"از میان نمایندگان تهران، مجتهدان سید عبدالله بهبهانی، سید محمد و سید جمال از آغاز با حزب مردمی پیوندی نزدیک داشتند. آنان به عین‌الدوله اعتراض کرده بودند و نخستین کسانی بودند که خودکامگی و ستم را بر منبر نکوهیدند.","speaker":"سر پرسی سایکس","speakerTitle":"سرتیپ بریتانیایی و تاریخ‌نگار","work":"تاریخ ایران، جلد دوم","workType":"تاریخ‌نگاری","page":"ج ۲، ص ۴۰۸","date":"۱۳۰۹ خورشیدی (۱۹۳۰ میلادی، ویرایش سوم)","context":"سایکس در بررسی نمایندگان مجلس اول، پیشگامان جنبش مشروطه در تهران را معرفی می‌کند."},{"original":"ضدیت و دشمنی بین این دو حزب از آغاز فتح تهران بروز کرد. کار به کشت و کشتار هم کشید و بالاخره سید عبدالله بهبهانی را کشتند و گفته شد که مجاهدین دموکرات او را کشته‌اند.","speaker":"محمدتقی بهار (ملک‌الشعرا)","speakerTitle":"شاعر، روزنامه‌نگار و نمایندهٔ مجلس شورای ملی","work":"تاریخ مختصر احزاب سیاسی در ایران، جلد اول","workType":"تاریخ‌نگاری و خاطرات","page":"ج ۱، برگ ۴۰","date":"نگارش در دههٔ ۱۳۲۰ خورشیدی، دربارهٔ ۱۲۸۸ و ۱۲۸۹","context":"بهار پس از برشمردن رهبران دو حزب مجلس دوم، پیامد دشمنی آنان را بازگو می‌کند."}]},{"title":"هیجان عمومی","body":"دولت‌آبادی می‌نویسد که کشته شدن بهبهانی «هیجان شدیدی» در عامهٔ مردم پدید آورد، هرچند به گفتهٔ او عامه به خود بهبهانی وثوق چندانی نداشتند. مردم در مدرسهٔ خان مروی تهران گرد آمدند و بر ضد دموکرات‌ها فریاد کردند. دولت‌آبادی دست واپس‌گرایان و «تحریکات خارجی» را نیز در این هیجان می‌بیند. در همین هنگام حکمی که از نجف علیه تقی‌زاده رسیده و پنهان مانده بود، آشکار شد."},{"title":"بیرون رفتن تقی‌زاده","body":"دولت‌آبادی می‌نویسد که سردار اسعد، که از رقابت با سپهدار آسوده شده و کابینه را به میل خود تشکیل داده بود، بیرون رفتن تقی‌زاده را «مال‌المصالحه» با مردم قرار داد. تقی‌زاده از تهران بیرون رفت و به آذربایجان رفت. اتحادیه می‌نویسد که تقی‌زاده بار دیگر ناچار به ترک کشور شد. به روایت دولت‌آبادی، سردار اسعد پس از آن تا می‌توانست از روحانیان و بازماندگان بهبهانی دلجویی کرد و آشوبی که از قتل او برخاسته بود، آرام گرفت."},{"title":"قتل‌های تلافی‌جویانه","body":"دولت‌آبادی می‌نویسد که پس از قتل بهبهانی، مجاهدان سردار محیی به تلافی قتل او، که به دموکرات‌ها نسبت داده می‌شد، دو جوان دموکرات، میرزا علی‌محمدخان تربیت، خواهرزادهٔ تقی‌زاده، و میرزا عبدالرزاق‌خان همدانی، را ناگهان کشتند. ونسا مارتین می‌نویسد که داوطلبان مسلح اصناف تهران در کمین حیدرخان عمواوغلی، سازمان‌دهندهٔ دموکرات‌ها در بیرون مجلس، نشستند و علی‌محمدخان تربیت را کشتند."},{"title":"خلع سلاح و پارک اتابک","body":"کابینهٔ مستوفی‌الممالک، که در آن عبدالحسین میرزا فرمانفرما وزیر داخله، حسینقلی‌خان نواب وزیر خارجه، میرزا احمدخان قوام‌السلطنه وزیر جنگ و صنیع‌الدوله وزیر مالیه بودند، از مجلس «اختیار عام» برای خلع سلاح مجاهدان گرفت. دولت‌آبادی می‌نویسد که این دولت با تکیه بر نیروی بختیاری، مجاهدان دموکرات و یپرم‌خان، رئیس کل نظمیه، در صدد برآمد گارد محیی، یعنی نیروی مسلح اعتدالیون، را از میان بردارد. نظمیه اعلام کرد که مجاهدان باید جنگ‌افزار خود را به دولت بفروشند. دولت‌آبادی این حکم را یک‌سویه می‌داند، زیرا سواران بختیاری، که جزو قشون رسمی نبودند، خود مأمور اجرای آن شدند. مجاهدان سردار محیی و یاران ستارخان، سردار ملی، و باقرخان، سالار ملی، در پارک اتابک گرد آمدند و نیروهای دولتی در مرداد ۱۲۸۹ پارک را گرفتند. ماجرای این درگیری در مدخل «گشایش مجلس دوم» آمده است."},{"title":"دیدگاه‌ها","body":"عبدالله مستوفی این قتل را از نمونه‌های خشونتی می‌داند که هر دو حزب انجام آن را به گردن دیگری می‌انداختند. به نوشتهٔ او، رهبران هر دو حزب کارهای یکدیگر را خوب می‌شناختند، اما حقیقت بر عامهٔ مردم پوشیده می‌ماند، و همین ابهام یکی از سبب‌های رمیدن مردم از آزادی بود.\n\nونسا مارتین و منصوره اتحادیه در دانشنامهٔ ایرانیکا قتل را کار یکی از مجاهدان وابسته به دموکرات‌ها می‌دانند. اتحادیه، به استناد سید احمد کسروی، تاریخ‌نگار مشروطه، از «مشارکت ظاهری» برخی از اعضای حزب دموکرات سخن می‌گوید و می‌نویسد که سوءظن عمومی متوجه دموکرات‌ها شد. اتحادیه همچنین می‌نویسد که این قتل، در کنار اعدام شیخ فضل‌الله نوری در ۱۲۸۸، روحانیان محافظه‌کار را به ساختن گروهی سیاسی در مجلس سوم، «هیئت علمیه» به رهبری سید حسن مدرس، برانگیخت.\n\nگزارش‌های دیپلماتیک بریتانیا، که کاظم‌زاده آن‌ها را نقل می‌کند، بهبهانی را «دوست دیرینهٔ انگلیسی‌ها» می‌خوانند. این داوری از آنِ دیپلمات‌های بیگانه است و نشان می‌دهد که مخالفان بهبهانی چرا او را به نزدیکی با سفارت متهم می‌کردند.\n\nمحمدتقی بهار (ج ۱، برگ ۴۰) داوری کوتاه‌تری دارد. به نوشتهٔ او، ستیز و دشمنی دو حزب از آغاز فتح تهران پدیدار شد، کار به کشت و کشتار کشید و سرانجام بهبهانی را کشتند و «گفته شد که مجاهدین دموکرات او را کشته‌اند». بهار، که خود از دموکرات‌ها بود، قتل را به گمان عمومی نسبت می‌دهد و آن را داوری قطعی نمی‌کند. ترتیبی که بهار از رویدادها به دست می‌دهد با دیگر منابع یکی نیست: او نوشتن علما به نجف و لایحهٔ آخوند خراسانی بر ضد حزب دموکرات را پس از قتل می‌آورد، حال آنکه دولت‌آبادی و مارتین حکم نجف را پیش از قتل می‌گذارند. این ناهمخوانی در بخش «بررسی معیارها» یاد شده است.\n\nنگاه دیگری نیز به این رویداد هست که آن را در زنجیرهٔ بزرگ‌تر خشونت سیاسی سال‌های نخست مشروطه می‌بیند. از این دیدگاه، قتل بهبهانی، کشته شدن امین‌الملک، قتل‌های تلافی‌جویانه و درگیری پارک اتابک نشانه‌های دوره‌ای بودند که در آن گروه‌های مسلح بیرون از فرمان دولت بر سیاست پایتخت سایه انداخته بودند. عبدالله مستوفی رمیدن مردم از آزادی را پیامد همین ابهام و خشونت می‌داند. بهار نیز در دیباچهٔ کتاب خود (ج ۱، برگ ۱۸) از برتری دولت مرکزی نیرومند بر پراکندگی سخن می‌گوید. این داوری‌ها از آنِ گویندگانشان است، اما نشان می‌دهند که چرا بسیاری از دولتمردان آن نسل سال‌ها بعد برپایی دولتی نیرومند و ارتشی یکپارچه را راه پایان دادن به چنین آشوب‌هایی دانستند.\n\nروایت‌های موجود از این قتل را باید با توجه به جایگاه گویندگانشان سنجید. حاج میرزا یحیی دولت‌آبادی و عبدالله مستوفی هر دو در آن روزها در تهران بودند و رویداد را از نزدیک دیدند؛ اما دولت‌آبادی به اعتدالیون نزدیک بود و مستوفی، که خود کارمند دولت بود، هر دو حزب را به یک اندازه سرزنش می‌کند. محمدتقی بهار از دموکرات‌ها بود و قتل را تنها به «گفته‌ها» نسبت می‌دهد. سر پرسی سایکس و دیپلمات‌های بریتانیایی از بیرون به رویدادها می‌نگریستند و داوری‌شان دربارهٔ بهبهانی رنگ سیاست بریتانیا را دارد. ونسا مارتین و منصوره اتحادیه، پژوهشگران دانشگاهی، بر پایهٔ همین روایت‌ها و اسناد بایگانی بریتانیا داوری کرده‌اند. هیچ‌یک از این منابع نام قاتل را با سندی قطعی نمی‌آورد. از این رو این مدخل گمان عمومی دربارهٔ دموکرات‌ها را تنها به نام گویندگانش آورده است. پژوهش‌های آینده در اسناد بایگانی ایران و بریتانیا شاید روزی پرده از هویت قاتلان بردارد، اما تا آن روز هر داوری قطعی دربارهٔ آنان زودهنگام است."}],"aftermath":"قتل بهبهانی جناح روحانی اعتدالیون را بی‌رهبر کرد و دموکرات‌ها را، که رهبرشان ناچار پایتخت را ترک کرده بود، در افکار عمومی بدنام ساخت. منصوره اتحادیه می‌نویسد که اعتبار پیشین دموکرات‌ها از همین قتل، و از این گمان که پافشاری‌شان اولتیماتوم روسیه را برانگیخت، آسیب دید. دولت پس از این قتل به خلع سلاح گروه‌های مسلح روی آورد و درگیری پارک اتابک به جدایی پایدار ستارخان از دولت انجامید. در درازمدت، این قتل و اعدام شیخ فضل‌الله نوری فاصلهٔ میان بخشی از روحانیان و نوگرایان مشروطه را بیشتر کرد و پیدایش «هیئت علمیه» در مجلس سوم را در پی داشت.\n\nدر کوتاه‌مدت، کشمکش دو حزب پس از قتل نیز فروننشست. محمدتقی بهار (ج ۱، برگ ۴۱) می‌نویسد که مجلس دوم سرانجام در پی بحران مورگان شوستر، خزانه‌دار کل آمریکایی، و اولتیماتوم روسیه به پایان رسید، و پس از آن گروهی از دموکرات‌ها و جمعی از اعتدالیون به قم تبعید شدند و دولت روزنامه‌ها را بست. بدین سان، حزبی که از قتل بهبهانی بیشترین آسیب را دید، و حزبی که پیشوای خود را در آن از دست داد، هر دو در پایان مجلس دوم از صحنه کنار رفتند."}