# بست شاه عبدالعظیم

تاریخ: آذر ۱۲۸۴ | شاهنشاهی آذر ۲۴۶۴ | دسامبر ۱۹۰۵

## خلاصه
علاءالدوله به پای بازرگانان قند چوب زد. دو سید و جمعی به شاه عبدالعظیم رفتند. خواست عدالتخانه بر زبان آمد. شاه پذیرفت و کوچندگان برگشتند. عین‌الدوله کارشکنی کرد و آتش خاموش نشد.

## زمینه
وام روس و بلژیکی‌های گمرک و گرانی قند تهران را تند کرده بود. عین‌الدوله صدراعظم بود. علاءالدوله حاکم تهران به پای چند بازرگان چوب زد.

## چوب قند
بهانهٔ قیمت قند بود. کسروی مبدأ را همین آزار بازار می‌داند، نه توطئهٔ سفارت. دو سید به شاه عبدالعظیم رفتند.

## خواست عدالتخانه
هنوز لفظ مجلس همه‌گیر نیست. ناظم‌الاسلام درخواست‌ها را جزبه‌جز نوشته. شاه پذیرفت؛ عین‌الدوله کارشکنی کرد.

## پیامد
کوچندگان برگشتند و آتش خاموش نشد. مهاجرت قم دنبالهٔ همین ناتمامی است.

## منابع
- [kasravi / گفتار دوم؛ چوب علاءالدوله و رفتن به عبدالعظیم] کسروی مبدأ جنبش را همین آزار بازار و همدستی دو سید می‌داند، نه توطئهٔ سفارت.
- [nazem / روزشمار بست عبدالعظیم] ناظم‌الاسلام نام‌ها و درخواست‌ها را جزبه‌جز نوشته. عدالتخانه در این روایت هنوز مجلس نیست.

## کسان
- tabatabai: با بهبهانی به شاه عبدالعظیم رفت و خواست عدالتخانه را بر زبان آورد.
- behbahani: بست را کشاند و دربار را به گفتگو واداشت.
- ain-al-dowleh: صدراعظم بود؛ وعدهٔ شاه را خواباند و آتش را خاموش نکرد.
- mozaffar-person: عدالتخانه را پذیرفت و کوچندگان را بازگرداند؛ عمل نکرد.
صفحه: https://mashrooteh.org/ruydad/bast-abdolazim