# دولت شاپور بختیار

تاریخ: ۸ دی ۱۳۵۷ | شاهنشاهی ۸ دی ۲۵۳۷ | ۲۹ دسامبر ۱۹۷۸
رده: رویداد فرعی و زمینه‌ای
موضوع: political

## خلاصه
دولت شاپور بختیار واپسین دولتی بود که محمدرضا شاه پهلوی منصوب کرد. محمدرضا شاه پهلوی در ۸ دی ۱۳۵۷ بختیار، از رهبران جبههٔ ملی و معاون وزیر در دولت محمد مصدق، را به تشکیل دولت فراخواند. پیش از آن، گفت‌وگوها با کریم سنجابی و غلامحسین صدیقی به نتیجه نرسیده بود. بختیار به قانون اساسی و پادشاهی وفاداری نشان داد و پذیرفت که با تشکیل شورای سلطنت، شاهنشاه برای مدتی به خارج از کشور برود. مجلس شورای ملی در ۲۶ دی ۱۳۵۷ به دولت او رأی اعتماد داد و محمدرضا شاه پهلوی همان روز ایران را ترک کرد. جبههٔ ملی بختیار را از صفوف خود راند و روح‌الله خمینی دولت او را غیرقانونی خواند. با اعلام بی‌طرفی ارتش در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷، دولت بختیار پشتوانهٔ خود را از دست داد و فروپاشید. شاپور بختیار سال‌ها بعد در پاریس به دست عاملان جمهوری اسلامی کشته شد.

## زمینه
در آذر و دی ۱۳۵۷ اعتصاب‌های گسترده کشور را از کار انداخته بود. شهبانو فرح پهلوی در کتاب خاطرات خود، «کهن دیارا»، می‌نویسد که تهران و شهرهای بزرگ هر روز چند ساعت بی‌برق می‌ماندند و وسایل نقلیهٔ عمومی تعطیل شده بود. به نوشتهٔ شهبانو، کارمندان سازمان آب، شبکهٔ نفت و بنزین، بانک‌ها و وزارتخانه‌ها نیز اعتصاب کردند و «حتی یک بشکه نفت نیز از ایران خارج نمی‌شد». اندرو اسکات کوپر، تاریخ‌نگار، در کتاب «سقوط بهشت» می‌نویسد که تولید نفت به کمتر از نیم میلیون بشکه در روز رسید و صادرات نفت ایران متوقف شد. شهبانو می‌نویسد که تیمسار ازهاری، نخست‌وزیر، اوایل دی‌ماه دچار حملهٔ قلبی شد و دیگر نتوانست کار خود را ادامه دهد.

محمدرضا شاه پهلوی در کتاب «پاسخ به تاریخ» می‌نویسد که پس از ناکامی گفت‌وگوهایش با کریم سنجابی، رهبر جبههٔ ملی، تیمسار ناصر مقدم، رئیس ساواک، پیشنهاد کرد که شاپور بختیار را بپذیرد. عباس میلانی، تاریخ‌نگار، در کتاب «شاه» از گفت‌وگوهای موازی محمدرضا شاه پهلوی با غلامحسین صدیقی، از رهبران دیگر جبههٔ ملی، نیز گزارش می‌دهد. به نوشتهٔ میلانی، صدیقی پایان حکومت نظامی، کاهش بودجهٔ نظامی، گماشتن تیمسار فریدون جم به وزارت جنگ، استقلال دادگستری و پایان دادگاه‌های نظامی را خواستار شد. شاهنشاه با بیشتر این خواسته‌ها موافقت کرد. اما صدیقی پافشاری می‌کرد که شاهنشاه در کشور بماند. میلانی می‌افزاید که صدیقی در ۷ دی ۱۳۵۷ (۲۸ دسامبر ۱۹۷۸) گفت: «تا جایی که به من مربوط است، می‌توانم همین امروز کار را آغاز کنم.»

میلانی می‌نویسد که برخلاف صدیقی، بختیار روشن کرده بود که تنها در صورتی دولت تشکیل می‌دهد که شاهنشاه کشور را ترک کند. به داوری میلانی، این‌که چرا محمدرضا شاه پهلوی برنامه‌های صدیقی را کنار گذاشت و بختیار را برگزید، «همچنان رازی است». میلانی دو سرنخ به دست می‌دهد. نخست، جیمی کارتر در یادداشت‌های روزانهٔ خود می‌نویسد که ویلیام سالیوان، سفیر آمریکا، پافشاری می‌کرد که شاهنشاه باید ایران را ترک کند، زیرا تنها در این صورت بختیار بخت ماندن داشت. دوم، آنتونی پارسونز، سفیر بریتانیا، با صدیقی موافق نبود و گفت که خمینی «به‌ناچار همهٔ توان خود را» برای نابودی دولت صدیقی به کار خواهد برد.

کوپر بختیار را یکی از رهبران جبههٔ ملی و وزیر پیشین در دولت محمد مصدق معرفی می‌کند. به نوشتهٔ کوپر، پدربزرگ بختیار به دست قاجاریان اعدام شده بود و پدرش در دوران رضا شاه بزرگ زندانی و اعدام شد. کوپر می‌نویسد که بختیار با حکومت شخصی محمدرضا شاه پهلوی مخالف بود، اما جهت کلی اصلاحات اجتماعی و اقتصادی او را می‌ستود. به نوشتهٔ کوپر، بختیار از این‌که کسانی چون مهدی بازرگان رهبری خمینی را پذیرفته بودند، بیزار بود و پیروان خمینی را «بربر» می‌خواند. او نگران بود که افراطیان بر چپ‌گرایان و دموکرات‌ها، که رهبری فرهمند و آموزش رزمی نداشتند، چیره شوند.

## دیدار با شهبانو فرح پهلوی
کوپر می‌نویسد که جمشید آموزگار، نخست‌وزیر پیشین، بختیار را به سوی دربار راهنمایی کرد. بختیار نمی‌خواست پیش از آگاهی از دیدگاه شاهنشاه دربارهٔ اصلاحات سیاسی به نیاوران بیاید. به نوشتهٔ کوپر، شهبانو فرح پهلوی با موافقت شاهنشاه در خانهٔ خاله‌اش، لوئیز قطبی، مادر رضا قطبی، با بختیار دیدار کرد. کوپر پس از گفت‌وگو با شهبانو و رضا قطبی نتیجه می‌گیرد که این دیدار میان ۴ و ۹ آذر ۱۳۵۷ (۲۵ تا ۳۰ نوامبر ۱۹۷۸) انجام شد. شهبانو در «کهن دیارا» می‌نویسد که بختیار از همان آغاز از نبود آزادی و فساد سخن گفت و او یادآوری کرد که کشور در خطر است. به نوشتهٔ شهبانو، بختیار آزادی کریم سنجابی را یکی از شرط‌های پذیرش نخست‌وزیری شمرد. شهبانو نتیجهٔ گفت‌وگو را به آگاهی شاهنشاه رساند و محمدرضا شاه پهلوی فرمان آزادی سنجابی را داد. کوپر می‌نویسد که پس از این دیدار نام بختیار در فهرست کوتاه نامزدهای نخست‌وزیری غیرنظامی قرار گرفت.

## پیشنهاد تیمساران
کوپر می‌نویسد که در اوایل دی، تیمسار اویسی و تیمسار ناصر مقدم به نیاوران رفتند و از شهبانو خواستند به شاهنشاه بگوید که زمان جایگزینی ازهاری با بختیار رسیده است. شهبانو در «کهن دیارا» می‌نویسد که آن دو بیم داشتند که اگر شاهنشاه کسی را برنگزیند، انقلابیون به کاخ سلطنتی حمله کنند. به نوشتهٔ کوپر، تیمسار بدره‌ای، فرمانده گارد شاهنشاهی، پیش‌تر با بختیار سخن گفته بود. بختیار به او اطمینان داده بود که «اگر لازم باشد، خواهد کشت، حتی اگر خون تا آرنجش بالا آید». کوپر یادآوری می‌کند که شهبانو در خاطرات خود دیدار با بختیار و گفت‌وگو با تیمساران را، که پنج تا شش هفته از هم فاصله داشتند، یکی کرده است.

## دیدار در نیاوران و انتصاب
محمدرضا شاه پهلوی در «پاسخ به تاریخ» می‌نویسد که تیمسار مقدم بختیار را شبی به کاخ نیاوران آورد. به نوشتهٔ شاهنشاه، بختیار در گفت‌وگویی طولانی بارها به قانون اساسی و پادشاهی ابراز وفاداری کرد. او می‌خواست به قانون اساسی پایبند بماند و پیش از سفر شاهنشاه شورای سلطنت را تعیین کند. بختیار قصد داشت از هر دو مجلس رأی اعتماد بگیرد. شاهنشاه می‌نویسد که «با اندکی اکراه و زیر فشار خارجی» به انتصاب او تن داد. او بختیار را همواره «انگلوفیل» و «عامل بریتیش پترولیوم» می‌شمرد. به نوشتهٔ شاهنشاه، بختیار خود پذیرفته بود که همهٔ اعضای جبههٔ ملی تنها ۲۷ تن‌اند. محمدرضا شاه پهلوی می‌نویسد که تصمیم نهایی را پس از دیدار با جورج براون، وزیر خارجهٔ پیشین بریتانیا، گرفت. براون دست او را گرفت و از او خواهش کرد که کشور را ترک کند و از بختیار به‌گرمی پشتیبانی کرد.

کوپر از قول رضا قطبی روایت می‌کند که بختیار پس از دیدار نیم‌ساعته با محمدرضا شاه پهلوی گفت: «به نظر می‌رسید شاه مرا پذیرفته است.» به نوشتهٔ کوپر، شاهنشاه در پایان دیدار از بختیار پرسید: «و ما کی باید برویم؟» بختیار پاسخ داد که شاهنشاه باید بماند و پس از استقرار دولت می‌تواند برای مدتی کوتاه به خارج برود. کوپر می‌افزاید که بختیار به رضا قطبی اطمینان داده بود که آیندهٔ پادشاهی به همه‌پرسی گذاشته نخواهد شد و گفته بود: «ایران آمادهٔ جمهوری نیست.»

محمدرضا شاه پهلوی در ۸ دی ۱۳۵۷ (۲۹ دسامبر ۱۹۷۸) بختیار را به تشکیل دولت غیرنظامی فراخواند. شاهنشاه در ۱۲ دی (۲ ژانویه) پس از دو ماه برای نخستین بار در برابر مردم ظاهر شد و آمادگی خود را برای سفر، پس از تأیید و استقرار دولت بختیار، اعلام کرد. کوپر می‌نویسد که جبههٔ ملی از تصمیم بختیار برای جدا شدن از صفوف آن خشمگین شد و آن را محکوم کرد. به نوشتهٔ کوپر، سالیوان و کارکنان سفارت آمریکا نیز شگفت‌زده شدند، زیرا راهبرد آنان بر تشکیل دولتی به رهبری مهدی بازرگان با پشتیبانی خمینی استوار بود. کوپر از جان استمپل، دیپلمات آمریکایی، نقل می‌کند که بختیار را «هیچ‌کاره» می‌خواند و می‌گفت: «همه می‌دانستند که او دوام نخواهد آورد.»

## معرفی کابینه
کوپر می‌نویسد که بختیار کابینهٔ خود را در شنبه ۱۶ دی ۱۳۵۷ (۶ ژانویهٔ ۱۹۷۹) در نیاوران معرفی کرد. محمدرضا شاه پهلوی تأیید کرد که پس از رأی اعتماد مجلس برای مدتی نامعلوم از ایران خواهد رفت. به نوشتهٔ کوپر، بختیار خواستار بازگرداندن تیمسار فریدون جم برای وزارت جنگ شد. شاهنشاه تنها به احترام بختیار او را از لندن فراخواند و به او گفت: «بختیار تو را خواست، نه من.» کوپر می‌نویسد که خمینی بی‌درنگ دولت بختیار را غیرقانونی خواند و شورای انقلاب اسلامی را به‌عنوان دولتی سایه اعلام کرد.

میلانی می‌نویسد که محمدرضا شاه پهلوی در ۱۶ دی ۱۳۵۷ در واپسین دیدار با صدیقی از دیدارش با بختیار سخن گفت و او را «مردی ملی و دلیر» ستود. شاهنشاه در «پاسخ به تاریخ» می‌نویسد که برنامهٔ سفر او، به گونه‌ای درخور توجه، در ۲۱ دی (۱۱ ژانویه) در واشینگتن از زبان سایروس ونس، وزیر خارجهٔ آمریکا، اعلام شد.

## رأی اعتماد و خروج محمدرضا شاه پهلوی
امیراصلان افشار در مصاحبه با طرح تاریخ شفاهی بنیاد مطالعات ایران روایت می‌کند که پسرعمویش، سیف‌الله افشار، نمایندهٔ مجلس، با ده تا دوازده نماینده نزد او آمد. آنان پیام دادند که اگر شاهنشاه به خارج سفر کند، به بختیار رأی اعتماد نخواهند داد. به روایت افشار، محمدرضا شاه پهلوی پاسخ داد که حتماً به بختیار رأی دهند.

محمدرضا شاه پهلوی می‌نویسد که مجلس در ۲۶ دی ۱۳۵۷ (۱۶ ژانویهٔ ۱۹۷۹) با اکثریتی آسوده به دولت بختیار رأی اعتماد داد. افشار روایت می‌کند که شاهنشاه در فرودگاه مهرآباد از او خواست از مجلس بپرسد آیا بختیار رأی گرفته است. اما همهٔ سیم‌های تلفن قطع شده بود. به روایت افشار، گارد با بی‌سیم خبر گرفت که نمایندگان رأی داده‌اند و هلیکوپتری بختیار را از مجلس به فرودگاه آورد. کوپر می‌نویسد که محمدرضا شاه پهلوی و بختیار چند دقیقه به‌تنهایی گفت‌وگو کردند. بختیار سپس در هواپیما به شاهنشاه و شهبانو پیوست. به نوشتهٔ کوپر، شاهنشاه به او گفت: «اکنون همهٔ قدرت و اختیار از آنِ شماست. کشور را به دست شما و به خدا می‌سپارم.» بختیار دست شاهنشاه را بوسید و از هواپیما پیاده شد.

## فروپاشی
شهبانو فرح پهلوی می‌نویسد که محمدرضا شاه پهلوی در تبعید یادآوری می‌کرد که بختیار هنوز نخست‌وزیر است و ارتش، که شاهنشاه فرماندهی آن را به او سپرده بود، به دولت وفادار مانده است. به نوشتهٔ شهبانو، خمینی پس از بازگشت به تهران بی‌اعتنا به پیشنهاد همکاری بختیار، دولت خود را به سرپرستی مهدی بازرگان، همگام قدیم بختیار، اعلام کرد. از ۱۸ بهمن تظاهرات در پشتیبانی از این دولت آغاز شد و بختیار برنامهٔ خمینی را «هرج‌ومرج‌طلبانه و قرون‌وسطایی» خواند.

کوپر می‌نویسد که تیمسار رابرت هایزر، معاون فرماندهی نیروهای آمریکا در اروپا، مأموریت داشت فرماندهان ارتش را به پشتیبانی از بختیار قانع کند و از کودتا بازدارد. هایزر دستور خود را چنین خلاصه کرد: «همهٔ تلاشم را خواهم کرد که از بختیار پشتیبانی کامل کنم و به کودتای نظامی نپرم.» محمدرضا شاه پهلوی در «پاسخ به تاریخ» داوری دیگری دارد. به نوشتهٔ او، هنگامی که هایزر ایران را ترک کرد، ارتش نابود شده بود و دولت بختیار، که او ظاهراً برای نجاتش آمده بود، از هم پاشیده بود.

امین عالیمرد، دبیرکل سازمان امور اداری و استخدامی کشور، در مصاحبه با بنیاد مطالعات ایران از واپسین روزهای این دولت روایت می‌کند. به روایت او، بخشنامه‌ای که معاون نخست‌وزیر، مشیری یزدی، به وزارتخانه‌ها فرستاده بود، او را به استعفا واداشت. عالیمرد می‌افزاید که بختیار یازده روز استعفای او را رسماً نپذیرفت. او همچنین از سناتور خواجه‌نوری یاد می‌کند که به روایت او نقش راهنمای بختیار را داشت. با اعلام بی‌طرفی ارتش در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ (۱۱ فوریهٔ ۱۹۷۹)، دولت بختیار فروپاشید.

## محمدرضا شاه پهلوی
محمدرضا شاه پهلوی در «پاسخ به تاریخ» بختیار را با سنجابی مقایسه می‌کند. به نوشتهٔ او، سنجابی در زمانی که آرامش و خرد لازم بود، همچنان سخنرانی‌های آتشین می‌کرد، اما بختیار «رفتاری سنجیده و خوددار» داشت. با این همه، شاهنشاه تصریح می‌کند که انتصاب بختیار را «با اندکی اکراه و زیر فشار خارجی» پذیرفت. شاهنشاه می‌نویسد که هنگام خروج امیدوار بود بختیار کامیاب شود و کشور با وجود ویرانی‌ها برجا بماند.

## شهبانو فرح پهلوی
شهبانو فرح پهلوی در «کهن دیارا» از نگرانی خود در تبعید دربارهٔ کارهای دولت بختیار سخن می‌گوید. به نوشتهٔ او، خبر تظاهراتی بزرگ به سود قانون اساسی در تهران او را «سخت امیدوار» کرد. کوپر می‌نویسد که منتقدان شهبانو را متهم کردند که برای پیشبرد منافع خاندانش بختیار را پیش کشیده است. به نوشتهٔ کوپر، این منتقدان نادیده گرفتند که بختیار با ملکه ثریا خویشاوندی نزدیک‌تری داشت. کوپر می‌افزاید که شهبانو تا نوامبر ۱۹۷۸ هوشنگ نهاوندی را بهترین نامزد نخست‌وزیری می‌دانست.

## امیراصلان افشار
افشار در مصاحبهٔ خود روایت می‌کند که دوازده روز پس از خروج شاهنشاه، بختیار هنوز حتی تلفنی از او احوال نپرسیده بود. به روایت افشار، بختیار گزارش‌دادن به شاهنشاه را وظیفهٔ تیمسار عباس قره‌باغی، رئیس ستاد بزرگ ارتشتاران، می‌دانست. افشار این را نشانهٔ آن می‌شمارد که «اصلاً معلوم نبود که کار چه‌جوری می‌چرخد».

## احمد احرار
احمد احرار، روزنامه‌نگار و سرمقاله‌نویس روزنامهٔ اطلاعات، که در دوران دولت بختیار در تهران بود، در ۱۳۶۲ در گفت‌وگو با برنامهٔ تاریخ شفاهی بنیاد مطالعات ایران داوری دیگری دارد. به روایت احرار، در آن روزها موجی از مذهب‌گرایی روشنفکران و دانشگاهیان را نیز فرا گرفته بود و کمتر کسی جرئت داشت در برابر روحانیان بایستد. به روایت احرار، بختیار در آن هنگامه با جامه و آرایشی آراسته به مصاحبه می‌آمد و به انگلیسی و فرانسه سخن می‌گفت، گویی نخست‌وزیر کشوری اروپایی است، و به نظر او پیوندی با تودهٔ مردم نداشت. احرار آزادی مطبوعات و آزادی سیاسی را دستاورد ویژهٔ بختیار نمی‌داند و یادآوری می‌کند که مطبوعات در دوران شریف‌امامی آزادی یافته بودند و بررسی انحلال ساواک نیز از همان دوران آغاز شده بود و دولت ازهاری لایحهٔ آن را آماده کرد. به روایت احرار، مجلس این لایحه را در دوران بختیار تصویب کرد، اما ساواک در آن هنگام عملاً از هم پاشیده بود. احرار بختیار را با الکساندر کرنسکی در روسیهٔ ۱۹۱۷ می‌سنجد و می‌گوید که هنگام انتصاب بختیار دیگر بسیار دیر شده بود.

## دیپلمات‌های آمریکایی
کوپر می‌نویسد که کارکنان سفارت آمریکا حتی پیش از سوگند بختیار او را پایان‌یافته می‌دانستند. به داوری کوپر، سالیوان با علامت‌هایی که به بازرگان می‌داد، در عمل بی‌طرفی آمریکا را اعلام کرد. کوپر این سیاست را «خودفلج‌کننده» می‌نامد و می‌نویسد که راهبرد سالیوان دشمنان شاهنشاه را دلگرم کرد.

## پیامد
کوپر می‌نویسد که پس از انقلاب، جمهوری اسلامی آدم‌کشانی آموزش‌دیده را برای از میان بردن کسانی فرستاد که توان رهبری مقاومت سازمان‌یافته را داشتند. به نوشتهٔ کوپر، تیمسار اویسی و شاهزاده شهریار، پسر والاحضرت اشرف پهلوی، را در ۱۹۸۰ میلادی در پاریس، در دو حملهٔ جداگانه، به گلوله کشتند. مهاجمانی مسلح نیز به آپارتمان شاپور بختیار در پاریس راه یافتند و او و دستیارش را کشتند. کوپر سال‌های زندگی بختیار را ۱۹۱۴ تا ۱۹۹۱ می‌آورد.

## منابع
- [answer-to-history / صص. ۱۷۰–۱۷۴] محمدرضا شاه پهلوی در این اثر از سنجابی، پیشنهاد مقدم، دیدار نیاوران، اکراه، جورج براون، ۸ دی، ۱۲ دی، هایزر، رأی اعتماد ۲۶ دی، اعلام ونس سخن می‌گوید.
- [cooper-fall-of-heaven / صفحه‌های ۸، ۴۲۹–۴۳۱، ۴۴۸–۴۴۹، ۴۵۵، ۴۶۰، ۴۶۲، ۴۷۰، ۵۲۵ نسخهٔ الکترونیکی] اندرو اسکات کوپر در این اثر از زندگی بختیار، دیدار با شهبانو، پیشنهاد تیمساران، دیدار نیاوران، واکنش جبههٔ ملی و آمریکا، جم، معرفی کابینه، شورای انقلاب، هایزر، فرودگاه، ترور سخن می‌گوید.
- [milani-shah / صفحه‌های ۴۷۶–۴۷۷ نسخهٔ الکترونیکی] عباس میلانی در این اثر از صدیقی، شرط خروج، کارتر و پارسونز سخن می‌گوید.
- [farah-kohan-diyara / صص. ۳۸۲–۳۸۳، ۳۹۵–۳۹۶ چاپی (صفحه‌های ۲۶۱–۲۶۲، ۲۷۳–۲۷۴ نسخهٔ الکترونیکی)] فرح پهلوی در این اثر از اعتصاب‌ها، بیماری ازهاری، تیمساران، دیدار و سنجابی، دولت بازرگان، تظاهرات قانون اساسی سخن می‌گوید.
- [fis-afshar / بخش ۱، صص. ۳۹–۴۰] نویسنده در این اثر از نمایندگان، تلفن‌های قطع‌شده، هلیکوپتر، بی‌خبری از بختیار سخن می‌گوید.
- [fis-alimard / بخش ۳، صص. ۱۸–۲۱] نویسنده در این اثر از بخشنامهٔ مشیری یزدی، استعفا، خواجه‌نوری سخن می‌گوید.
- [fis-ahrar / بخش دوم، ص ۳۲ تا ۳۸] احمد احرار شیوهٔ بختیار، آزادی مطبوعات و لایحهٔ انحلال ساواک را داوری می‌کند.

کسان: —
صفحه: https://mashrooteh.org/ruydad/bakhtiar-government-1357