{"id":"ashub-meydan-tupkhaneh","title":"آشوب میدان توپخانه و محاصرهٔ بهارستان","date":{"solarYear":1286,"solarMonth":9,"solarDay":15,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":12,"gregorianDay":6},"tier":"secondary","category":"political","summary":"دربار با اوباش و قزاق میدان توپخانه را گرفت و بهارستان را محاصره کرد. شعار «دین نبی خواهیم» برخاست. انجمن تبریز شاه را خلع خواند. سوگند ۱۷ ذی‌قعده آمد و شاه به مجلس نرفت.","citations":[{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار نهم؛ تاختن به مجلس","text":"کسروی می‌گوید پس از فرونشستن ترس دربار از گلولهٔ عباس‌آقا، سعدالدوله و امیر بهادر برش دریافتی شاه را دستاویز اوباش کردند. یکشنبه ۲۳ آذر از مسجد سپهسالار به میدان توپخانه رفتند؛ قزاق لیاخوف آنجا ماند. انجمن تبریز شاه را خلع خواند تا سوگند ۱۷ ذی‌قعده نوشته شد."}],"personIds":["mohammad-ali-person","sheikh-fazlollah","tabatabai","behbahani","amir-bahador","saad-al-dowleh"],"personDeeds":{"mohammad-ali-person":"مهلت به نمایندگان؛ سوگندنامه پس از شکست میدان؛ نیامدن به مجلس.","sheikh-fazlollah":"حضور در میدان؛ کسروی سوگند پیشین او را که نرود شکسته می‌داند.","tabatabai":"تلگراف کوتاه به تبریز: مفسدین اقدام به مخالفت.","behbahani":"همراه تلگراف دو سید؛ گله به نجف پس از رسوایی مروی.","amir-bahador":"سواره و کشیک؛ کسروی او را در تصور غلبه بر مجلس می‌نویسد.","saad-al-dowleh":"نیرنگ دربار؛ پس از شکست به سفارت هلند بست."},"periodId":"mashruteh","monarchId":"mohammad-ali-shah","aliases":["آشوب میدان توپخانه","آشوب توپخانه ۱۲۸۶","محاصره بهارستان آذر"],"context":"سه ماه پس از [[e:atabak-killed|کشته شدن اتابک]] ترس دربار فرو نشست. گلولهٔ دیگری نیامد. [[p:saad-al-dowleh|سعدالدوله]] و [[p:amir-bahador|امیر بهادر جنگ]] و شاپشال شاه را به ایستادگی در برابر مجلس دلیر می‌کردند. کمیسیون بهارستان سیصد و هشتاد هزار تومان از دریافتی سالانهٔ دربار کاسته بود؛ محمدعلی‌میرزا آن را به روی خود نیاورده بود و همان پس سوگند خورده بود. اینک همان برش را دستاویز ساختند و به قاطرچی و شتردار و فراش وانمودند که مجلس سالانهٔ ایشان را بریده است. کسروی می‌گوید آن مبلغ از جاهای دیگر کم شده بود و به مواجب این کارکنان ربطی نداشت. تیولداران که از مشروطه رنجیده بودند دشمنی این کارکنان را تیزتر کردند. آذر ۱۲۸۶ میدان توپخانه کانون این نیرنگ شد؛ خودِ [[e:majlis-bombarded|بمباران مجلس]] هنوز نرسیده بود.","whatHappened":[{"title":"۱. دستخط و مهلت یکشنبه","body":"چهارشنبه ۵ آذر شاه نمایندگان را به دربار خواند. حاجی سید نصرالله از جملهٔ آنان بود. دستخطی خواندند که مجلس از مرز قانون‌گزاری گذشته و به قوهٔ مجریه درآمده، و انجمن‌ها مایهٔ آشوب پایتخت‌اند. رویهٔ قانونی سخن را کسروی از سعدالدوله می‌داند. می‌گوید دولت از کار می‌ایستاد و پروای قانون نمی‌کرد، پس این مجلس نخستین ناچار سخت می‌گرفت. با این همه خواست شاه را نیرنگ می‌خواند. سخن با مهلت تمام شد:\n\n«شما هم بروید در این سه چهار روزه مذاکرات لازمه نموده رأی خودتان را تا روز یکشنبه بیایید و اطلاع دهید»\n\nمجلس پاسخ نوشت که پا از مرز بیرون ننهاده؛ دولت باید مرز خود بشناسد؛ انجمن‌ها از روی قانون اساسی آزادند و اگر بی‌قانونی کنند دولت جلو گیرد. دربار نرم و دورو جواب داد.\n\nنشانه‌ها پیاپی آمد. شاه بی‌آگاهی وزیر جنگ عنوان کشیکچی‌باشی به امیر بهادر داد و او هفتصد سواره از آذربایجان طلبید. قزاق و سواره‌ای را که به فرمانفرما برای ساوجبلاغ نوید داده بودند در تهران نگاه داشتند. خلعت برای شیخ محمود ورامینی رفت. کاغذی به خط شاه، به روایت وزیران، پسران سپهدار را در تنکابن به آشوب می‌خواند. ناصرالملک در نشست نهانی گفت در نهان به زیان مجلس می‌کوشند. انجمن‌های تهران خواستند سعدالدوله و امیر بهادر از دربار بیرون شوند. ملک‌المتکلمین و سید جمال هر روز در مدرسهٔ سپهسالار بدگویی می‌کردند. کسروی مجلس را خام می‌داند که تفنگ نخرید، از شهرها یاری نخواست، و شاه را برنداشت."},{"title":"۲. از سپهسالار به میدان توپخانه","body":"شنبه ۲۲ آذر کابینهٔ ناصرالملک کناره گرفت. یکشنبه ۲۳ آذر (۹ ذی‌قعده) اوباش سنگلج به پیشروی مقتدر نظام و چاله‌میدان به سردستگی صنیع حضرت به مسجد سپهسالار ریختند، به در مجلس گلوله و سنگ زدند، و به میدان توپخانه رفتند. آنجا قاطرچی و زنبورکچی و فراش و سرباز فوج امیر بهادر چادر دولتی می‌افراشتند. روضه‌خوانان سید محمد یزدی و سید اکبر شاه به منبر رفتند. شعار از همان روز بر زبان‌ها افتاد:\n\n«ما دین نبی خواهیم، مشروطه نمی خواهیم»\n\nلیاخوف فرماندهٔ بریگاد قزاق آن روز در دربار بود. قزاقان را به بهانهٔ جلوگیری از آشوب در میان توپخانه گذاشتند. امیر بهادر از پیشروی آن روز شاد بود و سعدالدوله راهنمایی می‌کرد.\n\nدر بهارستان سه تفنگ بی‌فشنگ بود. بهبهانی صنیع حضرت را خیرخواه پنداشت؛ دقایقی بعد هجوم به در مجلس رسید. علاءالدوله را شاه به فلک بست و با معین‌الدوله به مازندران فرستاد. ناصرالملک را چوب زد و در اطاق حاجب‌الدوله بازداشت. شش عالم، از جمله امام‌جمعهٔ خویی، راه به شاه نیافتند. شب را نمایندگان در بهارستان ماندند. حبل‌المتین بیست هزار شام و چهار هزار پاسبان می‌نویسد؛ تفنگ‌ها حدود بیست قبضه بود. ماند شبانه را کسروی درست می‌داند. شاه آن شب دستور هجوم نداد.\n\nدوشنبه شاه نوشت انجمن‌ها برچیده شوند و نمایندگان پراکنده گردند. کمیسیون پذیرفت. مردم نپذیرفتند. برخی وکلا می‌گفتند:\n\n«حسب الامر خوبست اطاعت شود تا فتنه و فساد مرتفع گردد»\n\nپاسخ از جلوخان این بود:\n\n«ما نه خود بخانه‌هامان رویم و نه شمارا گزاریم»"},{"title":"۳. ملایان در میدان","body":"اوباش به خانه‌های [[p:sheikh-fazlollah|شیخ فضل‌الله نوری]] و حاجی میرزا ابوطالب زنجانی و سید علی یزدی و ملامحمد آملی ریختند و آنان را به میدان آوردند. بهبهانی شیخ را به مجلس خواند؛ او سوگند خورد که به میدان نرود. اندکی بعد بردندش. نویسندهٔ شیخ به پسر در نجف نوشت مردم او را به دوش کشیدند. کسروی این پرده را برای شیخ باور نمی‌کند و می‌گوید معنی مشروطه روشن شده بود و انبوه ملایان برانداختن آن را می‌خواستند. ابوطالب را بدخواه اما بافهم می‌شمارد که به دلخواه نرفته. در میدان روضه رفت که زنا و دزدی و قتل آمرزیده است اما نزدیک مجلس مرو. جهودان را به زور آوردند تا شعار را بگویند. صور اسرافیل از سردستهٔ ورامین آورد که قالی بهارستان را پالان الاغ کنند. میرزا عنایت زنجانی تکه‌تکه شد. میدان‌بانان می‌گفتند او تیر انداخت؛ آزادیخواهان بی‌گناهش می‌شمردند. سعدالدوله گفته بود دو توپ بر سر بهارستان بفرستند. شاه خرسندی نداد. در این روزها کسروی شاه را دودل می‌بیند و برای برانداختن آشکار دلیری در او نمی‌یابد."},{"title":"۴. تبریز و سوگند ۱۷ ذی‌قعده","body":"شاه دستور داد تلگرافخانه‌ها آشوب را به شهرها نرسانند. [[p:tabatabai|طباطبایی]] و بهبهانی تلگراف کوتاه فرستادند:\n\n«مفسدین اقدام بمخالفت، دولت در صدد خلف عهد.»\n\nنمایندگان آذربایجان نوشتند امیر بهادر و سعدالدوله در تصور قتل و غلبه بر مجلس‌اند. به گفتهٔ کسروی این تلگراف‌ها نرسید؛ کارکنان تلگرافخانه پنهانی خبر دادند. انجمن تبریز نقض سوگند را خلع شمرد و به صاحب‌منصبان آذربایجانی در تهران نوشت اگر به مشروطه صدمه برسد خانه و زن و فرزند در میان است. کتاب آبی می‌گوید شاه از اندرون بیرون نیامد و به جان خود می‌ترسید. وزرای مختار روس و انگلیس میانجی ماندن او شدند.\n\nشنبه ۲۹ آذر تقی‌زاده مذاکرهٔ تند را فعلاً لازم ندانست. یکشنبه سوگندنامه‌ها خوانده شد. تاریخ هر دو ۱۷ ذی‌قعده ۱۳۲۵ نوشته شد چون گمان می‌بردند شاه شبانه در مجلس حاضر شود. نیامد.\n\n«چون بواسطه انقلابی که این چند روزه در تهران و سایر ولایات ایران واقع شده برای ملت سوء ظن حاصل شده بود که خدای نخواسته ما در مقام نقض و مخالفت از قانون اساسی هستیم لهذا برای رفع این سوء ظن و اطمینان خاطر عموم ملت باین کلام‌الله مجید قسم یاد می‌کنیم که اساس مشروطیت و قوانین اساسی را کلیتاً در کمال مواظبت حمایت و رعایت کرده و اجرای آنرا بهیچوجه غفلت نکنیم هرکسی برخلاف مشروطیت رفتار کرده مجازات سخت بدهیم و هرگاه نقض عهد و مخالفت از ما بروز کند در نزد صاحب قرآن مجید مطابق عهد و شروط و قسمی که از وکلای ملت گرفته‌ایم مسئول خواهیم بود لیله هفده ذی قعده ۱۳۲۵»\n\nوکلا نیز سوگند خوردند تا شاه حامی قوانین باشد خیانت به اساس سلطنت نکنند. کابینه با ریاست نظام‌السلطنه مافی شناسانده شد. تبریز خرسند نشد و بر خلع ایستاد. سعدالدوله به سفارت هلند بست. مجاهدان قزوین به پیشوایی میرزا حسن رئیس‌المجاهدین رسیدند؛ مجلس آنان را بازگرداند. سوگند بی‌حضور شاه را کسروی سستی مجلس می‌شمارد."}],"aftermath":"چون شاه ناگزیر شد با مجلس آشتی کند، ملایان همکار اوباش را کنار گذاشت. از ارک به مدرسهٔ مروی رفتند و به نام شرع تلگراف زدند؛ از شهرها بیزاری رسید. دو سید به نجف گله کردند. آخوند خراسانی و مازندرانی و نجل میرزا خلیل تصرف نوری را حرام خواندند. ۲۳ دی شاه بار سوم به قرآن سوگند خورد. ظفرالسلطنه صنیع حضرت را با چادر زنانه از خانهٔ پدرزن درآورد؛ ۱۳ بهمن چهار سردسته هر یک دو هزار شلاق خوردند و به کلات رفتند. این آشوب بهارستان را نشکست. راه توپ از دل همان دودلی و دخالت سفیران بعدها در [[e:majlis-bombarded|بمباران مجلس]] باز شد.","chronology":[{"date":{"solarYear":1286,"solarMonth":9,"solarDay":5,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":11,"gregorianDay":27},"title":"دستخط دربار","text":"چهارشنبه ۵ آذر؛ مهلت تا یکشنبه."},{"date":{"solarYear":1286,"solarMonth":9,"solarDay":23,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":12,"gregorianDay":15},"title":"هجوم به سپهسالار و توپخانه","text":"یکشنبه ۲۳ آذر؛ شعار دین نبی؛ قزاق لیاخوف در میدان."},{"date":{"solarYear":1286,"solarMonth":9,"solarDay":29,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":12,"gregorianDay":20},"title":"سوگندنامه‌ها","text":"خواندن یکشنبه؛ تاریخ هر دو ۱۷ ذی‌قعده؛ شاه به مجلس نیامد."}]}