{"id":"army-neutrality-1357","title":"اعلام بی‌طرفی ارتش و فروپاشی دولت","date":{"solarYear":1357,"solarMonth":11,"solarDay":22,"gregorianYear":1979,"gregorianMonth":2,"gregorianDay":11},"tier":"primary","category":"political","summary":"شورای عالی ارتش شاهنشاهی در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ (۱۱ فوریهٔ ۱۹۷۹) «بی‌طرفی» نیروهای مسلح را در کشمکش‌های سیاسی اعلام کرد و یگان‌ها را به سربازخانه‌ها بازگرداند. این تصمیم یک روز پس از شورش گروهی از همافران نیروی هوایی در پایگاهی در شرق تهران و آغاز قیام مسلحانهٔ گروه‌های چریکی و هواداران روح‌الله خمینی گرفته شد. با کنار کشیدن ارتش، دولت شاپور بختیار، آخرین دولتی که محمدرضا شاه پهلوی منصوب کرده بود، پشتوانهٔ خود را از دست داد. تهران در همان روز به دست نیروهای مسلح انقلابی افتاد. محمدرضا شاه پهلوی خبر را در مراکش از رادیو شنید. او بعدها ارتشبد عباس قره‌باغی، رئیس ستاد بزرگ ارتشتاران، را مسئول جلوگیری از اقدام نظامی شمرد. در هفته‌های بعد بسیاری از فرماندهان ارتش و مقام‌های دولت شاهنشاهی بی‌محاکمهٔ عادلانه اعدام شدند.","citations":[{"sourceId":"answer-to-history","locus":"صص. ۱۷۲–۱۷۳، ۱۸۱، ۱۸۴ چاپی","text":"مأموریت هایزر، قره‌باغی، گفتهٔ ربیعی، غارت سربازخانه‌ها، کمیته‌ها."},{"sourceId":"farah-kohan-diyara","locus":"صفحه‌های ۲۶۲–۲۶۳، ۲۷۳–۲۷۴ نسخهٔ الکترونیکی","text":"مأموریت هایزر، گفتهٔ هیگ، اعلام بی‌طرفی، اعدام‌ها."},{"sourceId":"cooper-fall-of-heaven","locus":"صفحه‌های ۴۵۷، ۴۶۲، ۴۶۳–۴۶۵ نسخهٔ الکترونیکی","text":"اندرو اسکات کوپر در این اثر از هشدار قره‌باغی، فرودگاه، شورش همافران، نشست فرماندهان، اعدام‌ها سخن می‌گوید."},{"sourceId":"milani-shah","locus":"صفحهٔ ۲۰ نسخهٔ الکترونیکی","text":"عباس میلانی در این اثر از شنیدن خبر در مراکش؛ اعلام رادیو تهران سخن می‌گوید."},{"sourceId":"fis-oral-history","locus":"مصاحبه‌های امین عالیمرد (بخش ۳، صص. ۲۱–۲۵)، ابوالفتح اردلان (بخش ۲، صص. ۳–۴)، نیره ابتهاج سمیعی (بخش ۱، ص. ۳۱)","text":"نویسنده در این اثر از دفتر نخست‌وزیر، داوری فرماندهان سخن می‌گوید."}],"personIds":[],"personDeeds":{},"periodId":"pahlavi-ii","monarchId":"mohammad-reza-shah","aliases":["بی‌طرفی ارتش"],"context":"محمدرضا شاه پهلوی در کتاب «پاسخ به تاریخ» می‌نویسد که مجلس دولت شاپور بختیار را در ۲۶ دی ۱۳۵۷ (۱۶ ژانویهٔ ۱۹۷۹) با اکثریتی آسوده تأیید کرد. شاهنشاه در همان روز همراه شهبانو فرح پهلوی ایران را ترک کرد. اندرو اسکات کوپر، تاریخ‌نگار، در کتاب «سقوط بهشت» می‌نویسد که ارتشبد عباس قره‌باغی، رئیس ستاد بزرگ ارتشتاران، به شهبانو هشدار داده بود: «اگر اعلیحضرت بروند، ارتش دوام نخواهد آورد.» به نوشتهٔ کوپر، تیمسار عبدالعلی بدره‌ای و تیمسار منوچهر خسروداد نیز از شهبانو خواستند شاهنشاه را قانع کند که به جزیرهٔ کیش برود تا آنان شورش را پایان دهند. کوپر به روایت سرهنگ جهان‌بینی، از محافظان شاهنشاه، می‌نویسد که قره‌باغی در فرودگاه مهرآباد از محمدرضا شاه پهلوی خواست فرمانی برای واگذاری فرماندهی ارتش در غیاب او امضا کند. به گفتهٔ جهان‌بینی، شاهنشاه دو بار پاسخ داد که اگر چیزی باید امضا شود، آن را نزد دولت ببرند.\n\nژنرال رابرت هایزر، معاون فرماندهی پیمان آتلانتیک شمالی، در ۱۵ دی ۱۳۵۷ (۵ ژانویهٔ ۱۹۷۹) به تهران رسید. محمدرضا شاه پهلوی در «پاسخ به تاریخ» می‌نویسد که هایزر را پیش‌تر می‌شناخت و همیشه او را یاری‌گر یافته بود. اما این سفر بی‌اعلام او را نگران کرد و فرماندهانش نیز چیزی از آن نمی‌دانستند. به نوشتهٔ شاهنشاه، روزنامهٔ «پراودا» گزارش داد که هایزر برای «برانگیختن کودتا» آمده است. «اینترنشنال هرالد تریبیون» نوشت که او برای «جلوگیری» از کودتا آمده است. محمدرضا شاه پهلوی می‌نویسد که افسرانش با سوگند وفاداری به تاج و قانون اساسی پیوند داشتند و تا قانون اساسی محترم شمرده می‌شد، تزلزلی نشان نمی‌دادند. نتیجه‌گیری او این است که هایزر برای «بی‌اثر کردن» ارتش ایران آمده بود. شهبانو فرح پهلوی در کتاب خاطرات خود، «کهن دیارا»، می‌نویسد که به او خبر رسیده بود مأموریت هایزر «کوشش در اعلام بی‌طرفی ارتش» است. به روایت شهبانو، ژنرال الکساندر هیگ، فرمانده ناتو، سال‌ها بعد به او گفت که در اعتراض به این مأموریت استعفا داده بود، زیرا باور داشت ارتش باید از هرج‌ومرج در ایران جلوگیری کند.\n\nمحمدرضا شاه پهلوی در «پاسخ به تاریخ» می‌نویسد که هایزر توانست قره‌باغی را با خود همراه کند و از او خواست دیداری با مهدی بازرگان ترتیب دهد. به نوشتهٔ شاهنشاه، قره‌باغی پیش از خروج او از کشور این درخواست را به آگاهی‌اش رساند، اما خود او از دنبالهٔ ماجرا آگاهی نیافت.\n\nروح‌الله خمینی در ۱۲ بهمن ۱۳۵۷ (۱ فوریهٔ ۱۹۷۹) به تهران بازگشت. شهبانو فرح پهلوی در «کهن دیارا» می‌نویسد که محمدرضا شاه پهلوی در آن روزها یادآوری می‌کرد که شاپور بختیار همچنان نخست‌وزیر است و ارتش، که شاهنشاه فرماندهی آن را به او سپرده بود، به دولت وفادار مانده است. به نوشتهٔ شهبانو، خمینی بی‌اعتنا به پیشنهاد همکاری بختیار، دولتی به سرپرستی مهدی بازرگان اعلام کرد و از ۱۸ بهمن تظاهرات در پشتیبانی از این دولت آغاز شد. شاپور بختیار برنامهٔ خمینی را «هرج‌ومرج‌طلبانه و قرون‌وسطایی» خواند. شهبانو همچنین می‌نویسد که یکی از افسران همراه، و پیش از آن افسران نیروی هوایی در تهران، پیشنهاد کرده بودند هواپیمای حامل خمینی پیش از رسیدن به تهران نابود شود. از ادامهٔ روایت او برمی‌آید که محمدرضا شاه پهلوی این پیشنهاد را نپذیرفت.","whatHappened":[{"title":"شورش همافران: ۲۱ بهمن","body":"کوپر می‌نویسد که در ۲۱ بهمن ۱۳۵۷ (۱۰ فوریهٔ ۱۹۷۹) گروهی از همافران جوان اسلام‌گرای نیروی هوایی در پایگاه خود در شرق تهران شوریدند و سلاح‌هایشان را به سوی هم‌قطاران و افسران خود گرفتند. به نوشتهٔ کوپر، این شورش نشانهٔ آغاز قیام مسلحانه‌ای بود که سازمان مجاهدین خلق و سازمان چریک‌های فدایی خلق دو سال برای آن برنامه ریخته بودند. مسلسل‌ها، تفنگ‌ها و مواد منفجره‌ای که در زیرزمین مسجدها انبار شده بود، میان شبه‌نظامیان پخش شد. کوپر می‌افزاید که خیابان‌های تهران به «میدان آتش آزاد» بدل شد و وزارتخانه‌ها، کاخ‌ها و ساختمان رادیو و تلویزیون ملی به‌سرعت تصرف شدند.","quotes":[{"original":"روز ۲۲ بهمن شورای عالی ارتش بی‌طرفی خود را اعلام داشت و آشوب‌طلبان به آسانی توانستند وارد سربازخانه‌ها شده، سلاح‌ها را غارت کنند و سربازانی که در مدت یکسال تحت فشار بسیار قرار گرفته بودند ترک خدمت آغاز کردند.","speaker":"شهبانو فرح پهلوی","speakerTitle":"شهبانوی ایران","work":"کهن دیارا","workType":"خاطرات","page":"ص. ۳۹۵–۳۹۶ چاپی (صفحهٔ ۲۷۴ نسخهٔ الکترونیکی)","date":"۱۳۸۸ خورشیدی","context":"شهبانو روز ۲۲ بهمن و پیامد فوری آن را شرح می‌دهد."},{"original":"Huyser succeeded in winning over my last chief of staff, General Ghara-Baghi, whose later behavior leads me to believe that he was a traitor. ... I do know that Ghara-Baghi used his authority to prevent military action against Khomeini. He alone knows what decisions were made and the price paid.","translation":"هایزر توانست آخرین رئیس ستاد من، ژنرال قره‌باغی، را با خود همراه کند؛ رفتار بعدی او مرا به این باور می‌رساند که خائن بود.... این را می‌دانم که قره‌باغی از اختیار خود برای جلوگیری از اقدام نظامی بر ضد خمینی بهره گرفت. تنها خود او می‌داند چه تصمیم‌هایی گرفته شد و چه بهایی پرداخته شد.","speaker":"محمدرضا شاه پهلوی","speakerTitle":"پادشاه ایران","work":"پاسخ به تاریخ","workType":"خاطرات","page":"ص. ۱۷۲–۱۷۳ چاپی (صفحه‌های ۱۷۶–۱۷۷ نسخهٔ الکترونیکی)","date":"۱۳۵۹ / ۱۹۸۰","context":"محمدرضا شاه پهلوی نقش قره‌باغی را داوری می‌کند."},{"original":"My officers were tied to the Crown and the Constitution by an oath of loyalty. As long as the Constitution was respected, they would not falter. ... It was therefore necessary to neutralize the Iranian army. It was clearly for this reason that General Huyser had come to Teheran.","translation":"افسران من با سوگند وفاداری به تاج و قانون اساسی پیوند داشتند. تا زمانی که قانون اساسی محترم شمرده می‌شد، تزلزلی نشان نمی‌دادند.... بنابراین لازم بود ارتش ایران بی‌اثر شود. روشن است که ژنرال هایزر برای همین به تهران آمده بود.","speaker":"محمدرضا شاه پهلوی","speakerTitle":"پادشاه ایران","work":"پاسخ به تاریخ","workType":"خاطرات","page":"ص. ۱۷۲ چاپی (صفحهٔ ۱۷۶ نسخهٔ الکترونیکی)","date":"۱۳۵۹ / ۱۹۸۰","context":"محمدرضا شاه پهلوی هدف مأموریت هایزر را ارزیابی می‌کند."},{"original":"The Shah's senior officers held a meeting and debated what to do, but General Gharabaghi vetoed the idea of staging a rebellion when he declared the army's neutrality. Twenty-four hours later, Tehran fell to the revolutionaries.","translation":"افسران ارشد شاه نشستی برگزار کردند و دربارهٔ آنچه باید کرد به بحث پرداختند، اما ژنرال قره‌باغی با اعلام بی‌طرفی ارتش، فکر برخاستن به مقاومت را وتو کرد. بیست‌وچهار ساعت بعد تهران به دست انقلابیان افتاد.","speaker":"اندرو اسکات کوپر","speakerTitle":"تاریخ‌نگار","work":"سقوط بهشت","workType":"پژوهش تاریخی","page":"صفحه‌های ۴۶۳–۴۶۴ نسخهٔ الکترونیکی","date":"۱۳۹۵ / ۲۰۱۶","context":"کوپر روزهای ۲۱ و ۲۲ بهمن را خلاصه می‌کند."},{"original":"All such hope was irrevocably dashed when, on February 11, he heard the media announce that the armed forces—hitherto the most reliable pillar of his power—had declared their neutrality and would be returning to their barracks.","translation":"همهٔ این امید برای همیشه بر باد رفت هنگامی که در ۱۱ فوریه از رسانه‌ها شنید که نیروهای مسلح، که تا آن زمان استوارترین ستون قدرت او بودند، بی‌طرفی خود را اعلام کرده‌اند و به سربازخانه‌ها بازمی‌گردند.","speaker":"عباس میلانی","speakerTitle":"تاریخ‌نگار","work":"شاه: زندگی محمدرضا پهلوی","workType":"زندگی‌نامهٔ محمدرضا شاه پهلوی","page":"صفحهٔ ۲۰ نسخهٔ الکترونیکی","date":"۱۳۹۰ / ۲۰۱۱","context":"میلانی واکنش محمدرضا شاه پهلوی را در مراکش شرح می‌دهد."},{"original":"If His Majesty leaves, the army won't hold out.","translation":"اگر اعلیحضرت بروند، ارتش دوام نخواهد آورد.","speaker":"ارتشبد عباس قره‌باغی","speakerTitle":"رئیس ستاد بزرگ ارتشتاران","work":"سقوط بهشت، اثر اندرو اسکات کوپر","workType":"پژوهش تاریخی (به نقل از شهبانو فرح پهلوی)","page":"صفحهٔ ۴۵۷ نسخهٔ الکترونیکی","date":"دی ۱۳۵۷ / ژانویهٔ ۱۹۷۹","context":"قره‌باغی پیش از خروج محمدرضا شاه پهلوی از شهبانو یاری می‌خواهد."}]},{"title":"نشست فرماندهان و اعلامیهٔ بی‌طرفی: ۲۲ بهمن","body":"به نوشتهٔ کوپر، فرماندهان ارشد ارتش نشستی برگزار کردند و دربارهٔ راه چاره به بحث پرداختند. قره‌باغی با اعلام بی‌طرفی ارتش با فکر واکنش نظامی مخالفت کرد. شهبانو فرح پهلوی در «کهن دیارا» می‌نویسد که «روز ۲۲ بهمن شورای عالی ارتش بی‌طرفی خود را اعلام داشت». به نوشتهٔ او، پس از این اعلام، شورشیان به‌آسانی وارد سربازخانه‌ها شدند و سلاح‌ها را غارت کردند. سربازانی که یک سال زیر فشار سخت بودند، خدمت را رها کردند. محمدرضا شاه پهلوی نیز در «پاسخ به تاریخ» می‌نویسد که در ماه‌های دی و بهمن، شورشیان سربازخانه‌ها و زرادخانه‌ها را غارت کردند و به گمان او هرگز سلاح‌ها را بازنگرداندند."},{"title":"دفتر نخست‌وزیر در آن روز","body":"امین عالیمرد، رئیس پیشین سازمان امور اداری و استخدامی کشور، در مصاحبه با برنامهٔ تاریخ شفاهی بنیاد مطالعات ایران، روز ۲۲ بهمن را در دفتر نخست‌وزیری روایت می‌کند. شاپور بختیار او را برای دیداری در ساعت ده بامداد فراخوانده بود. عالیمرد در میان صدای تیراندازی به نخست‌وزیری رسید و منوچهر آریانا، وزیر کار و امور اجتماعی، را در آنجا یافت. به روایت عالیمرد، هیچ‌یک از حاضران گمان نمی‌کرد آن روز «روز آخر» باشد و او و آریانا برای روزهای بعد قرار دیدار می‌گذاشتند. به روایت عالیمرد، در همان ساعت‌ها تلفنی خبر داد که نمایندگان مجلس استعفای دسته‌جمعی خود را به خمینی تسلیم کرده‌اند. اندکی بعد تلفن دیگری رنگ از رخ رئیس دفتر نخست‌وزیر پراند. عالیمرد گمان می‌برد این تلفن از سوی قره‌باغی و دربارهٔ اعلام بی‌طرفی ارتش بوده است. او می‌گوید که بختیار سپس با نویسندهٔ سخنرانی‌هایش به نوشتن متنی پرداخت. به روایت عالیمرد، اندکی بعد صدای هلی‌کوپتری را شنید که پشت نخست‌وزیری، در محوطهٔ مجلس سنا، نشست و برخاست. او همان عصر از اخبار دریافت که بختیار رفته است. نیره ابتهاج سمیعی، نمایندهٔ مجلس، در همان مجموعه می‌گوید که بنا بر آنچه شنیده بود، نخست‌وزیر در روز اعلام بی‌طرفی ارتش «به‌کلی بی‌خبر» بود."},{"title":"سقوط تهران","body":"به نوشتهٔ کوپر، تهران بیست‌وچهار ساعت پس از آغاز شورش به دست انقلابیان افتاد و آنان پیروزی نهایی خود را اعلام کردند. عباس میلانی، تاریخ‌نگار، در کتاب «شاه» می‌نویسد که رادیو تهران اعلام کرد: «انقلاب پیروز شد، سنگر دیکتاتوری فرو ریخت.»"},{"title":"محمدرضا شاه پهلوی در مراکش","body":"میلانی می‌نویسد که محمدرضا شاه پهلوی در ۲۲ بهمن از رسانه‌ها شنید که نیروهای مسلح، که تا آن زمان استوارترین ستون قدرت او بودند، بی‌طرفی اعلام کرده‌اند و به سربازخانه‌ها بازمی‌گردند. به نوشتهٔ میلانی، با این خبر هرگونه امید به بازگشت «برای همیشه» از میان رفت و حال شاهنشاه به‌شدت تیره شد. شهبانو فرح پهلوی می‌نویسد که شاهنشاه و همهٔ ایرانیان همراه در اقامتگاه مراکش به اخبار رادیو تهران گوش می‌دادند. به نوشتهٔ او، شورشیان «آخرین دولتی را که همسرم منصوب کرده بود» سرنگون کرده بودند. شهبانو همچنین می‌نویسد که محمدرضا شاه پهلوی در پاسخ به پیشنهاد انور سادات برای فرستادن هواپیماهای جنگی ایران به مصر، با صراحت گفته بود: «نیروی هوایی متعلق به کشور ایران است.» به نوشتهٔ شهبانو، شاهنشاه برای به دست آوردن قدرت هیچ اقدامی از راه زور انجام نمی‌داد."},{"title":"دیدگاه محمدرضا شاه پهلوی","body":"محمدرضا شاه پهلوی در «پاسخ به تاریخ» قره‌باغی را مسئول اصلی می‌داند. او می‌نویسد که رفتار بعدی قره‌باغی او را به این باور رسانده که وی «خائن» بوده است. شاهنشاه می‌افزاید که قره‌باغی از اختیار خود برای جلوگیری از اقدام نظامی بر ضد خمینی بهره گرفت و «تنها خود او می‌داند» چه تصمیم‌هایی گرفته شد و چه بهایی پرداخته شد. به نوشتهٔ محمدرضا شاه پهلوی، معنادار است که همهٔ فرماندهان او اعدام شدند و تنها قره‌باغی، به یاری مهدی بازرگان، جان به در برد. او از قول تیمسار امیرحسین ربیعی، فرمانده نیروی هوایی، در دادگاه انقلاب نقل می‌کند که «ژنرال هایزر شاه را مانند موش مرده‌ای از کشور بیرون انداخت»."},{"title":"دیدگاه فرماندهان","body":"دریادار ابوالفتح اردلان، از فرماندهان نیروی دریایی، در مصاحبهٔ تاریخ شفاهی بنیاد مطالعات ایران داوری دیگری دارد. به نظر او، ساختار ارتش چنان بود که فرمانبرداری تنها به شخص شاهنشاه بستگی داشت و فرماندهان زیردست، افسران را از راه شاهنشاه می‌شناختند. به گفتهٔ اردلان، قره‌باغی نیز در آن روزها «گم بود» و اگر فرمانی می‌داد، معلوم نبود کسی از او پیروی کند. اردلان تصریح می‌کند که نمی‌خواهد «گناه» قره‌باغی را بشوید، اما با نبود فرماندهی کل، از فرماندهان چاره‌ای جز این برنمی‌آمد."},{"title":"دیدگاه شهبانو فرح پهلوی","body":"شهبانو فرح پهلوی در «کهن دیارا» از آمادگی برخی افسران، از جمله تیمسار بدره‌ای و تیمسار خسروداد، برای «هرگونه جانفشانی» یاد می‌کند. به نوشتهٔ او، اعلام بی‌طرفی راه را برای غارت سربازخانه‌ها گشود."}],"aftermath":"کوپر می‌نویسد که نام صدها تنی که در هجده ماه نخست جمهوری اسلامی به جوخهٔ اعدام سپرده شدند، به «فهرست نخبگان» ایران شاهنشاهی می‌مانست. به نوشتهٔ او، پشت‌بام مدرسه‌ای که خمینی در آن مستقر بود، به محل اعدام بدل شد. کوپر از جمله این کسان را در شمار اعدام‌شدگان هفته‌های نخست نام می‌برد:\n- تیمسار نعمت‌الله نصیری، رئیس پیشین ساواک.\n- تیمسار منوچهر خسروداد، فرمانده هوانیروز.\n- تیمسار امیر رحیمی، فرماندار نظامی پیشین تهران.\n- تیمسار رضا ناجی، فرماندار نظامی پیشین اصفهان.\n- تیمسار ناصر مقدم، جانشین نصیری در ریاست ساواک.\n- تیمسار حسن پاکروان، رئیس پیشین ساواک.\n- تیمسار امیرحسین ربیعی، فرمانده نیروی هوایی.\n- تیمسار پرویز امینی‌افشار، رئیس رکن دوم (اطلاعات نظامی).\n- تیمسار علی نشاط، فرمانده گارد جاویدان.\n- تیمسار نادر جهانبانی، معاون فرماندهی نیروی هوایی.\n\nشهبانو فرح پهلوی در «کهن دیارا» می‌نویسد که از فردای ۲۲ بهمن نخستین خبرهای کشتار افسران در خیابان‌ها و اعدام نظامیان به دستور روحانیان تندرو رسید. به روایت او، تیمسار جهانبانی پیش از اعدام به پاسداری که به او ناسزا گفته بود سیلی زد.\n\nمحمدرضا شاه پهلوی در «پاسخ به تاریخ» می‌نویسد که گروه‌های مسلح در دی و بهمن با غارت سربازخانه‌ها و زرادخانه‌ها چند برابر شدند. به نوشتهٔ او، شناخته‌شده‌ترین و نیرومندترین این گروه‌ها «کمیته‌های انقلاب» بودند که دست‌کم ده هزار عضو فعال ناشناخته داشتند.\n\nاعلام بی‌طرفی ارتش در عمل به دولت شاهنشاهی پایان داد. محمدرضا شاه پهلوی در «پاسخ به تاریخ» می‌نویسد که در ۱۰ و ۱۱ فروردین ۱۳۵۸ (۳۰ و ۳۱ مارس ۱۹۷۹) «شبه‌همه‌پرسی»ای برای جمهوری اسلامی برگزار شد. او آن را «نمایشی مضحک» می‌خواند که زیر نظارت پاسداران انقلاب انجام گرفت. کوپر می‌نویسد که انقلابیان تا هنگام محاکمهٔ امیرعباس هویدا سلطنت را برچیده و جمهوری اسلامی را برپا کرده بودند. به نوشتهٔ او، هویدا در ۱۸ فروردین ۱۳۵۸ (۷ آوریل ۱۹۷۹) همراه شش افسر نظامی تیرباران شد. مهدی بازرگان و کریم سنجابی به این اعدام اعتراض کرده بودند."}