{"id":"ahmad-coronation-1293","title":"تاج‌گذاری احمد شاه قاجار و گشایش مجلس سوم","date":{"solarYear":1293,"solarMonth":4,"solarDay":29,"gregorianYear":1914,"gregorianMonth":7,"gregorianDay":21,"circa":true},"tier":"secondary","category":"court","summary":"سلطان احمد شاه قاجار، پسر محمدعلی شاه قاجار، در تیر ۱۲۹۳ خورشیدی (۲۴۷۳ شاهنشاهی) به سن قانونی رسید و در تالار تخت کاخ گلستان تاج بر سر نهاد. او پنج سال پیش از آن، در تیر ۱۲۸۸، پس از کناره‌گیری پدرش، محمدعلی شاه قاجار، به تخت نشسته بود و در این پنج سال دو نایب‌السلطنه، علیرضاخان عضدالملک و ابوالقاسم‌خان ناصرالملک، به جای او فرمان رانده بودند. آیین تاجگذاری سه پاره داشت: گذاشتن تاج در کاخ گلستان، سوگند به قانون اساسی در بهارستان و جشن شبانه در کاخ سلطنت‌آباد. سرلشکر حسن ارفع، که آن روز افسر جوان گارد بود و در تالار تخت پاس می‌داد، گزارشی دست‌اول از هر سه پاره به جا گذاشته است. تاجگذاری پایان دوران نیابت سلطنت بود و ناصرالملک چند هفته پس از آن ایران را ترک کرد. این رویداد تنها چند روز پیش از آغاز جنگ جهانی نخست رخ داد، و جنگ امیدهایی را که مردم به پادشاهی بالغ و مشروطه بسته بودند به زودی بر باد داد.","citations":[{"sourceId":"arfa","locus":"ص ۵۵ تا ۵۸","text":"ارفع، که در تالار تخت پاس می‌داد، آیین گلستان، سوگند بهارستان، جشن سلطنت‌آباد، ترفیع خود، مأموریت لغوشدهٔ پدرش و اعلام بی‌طرفی را روایت می‌کند."},{"sourceId":"mostowfi","locus":"ج ۲، برگ ۴۷۰ و ۴۷۲","text":"مستوفی روز تاجگذاری، جشن‌های دربار، مجلس و سلطنت‌آباد و آغاز جنگ را یاد می‌کند."},{"sourceId":"bahar-ahzab","locus":"ج ۱، برگ ۴۳","text":"بهار تاریخ تاجگذاری، رفتن ناصرالملک و پیوند آن با انتخابات مجلس سوم را می‌آورد."},{"sourceId":"dowlatabadi","locus":"ج ۳، ص ۲۵۶، ۲۶۵ تا ۲۶۹، ۲۷۳ و ۲۸۷","text":"دولت‌آبادی دعوت ناصرالملک از خود، وضع کشور پیش از تاجگذاری، درخواست‌های دولت از روسیه، داوری دربارهٔ ناصرالملک و دولت مستوفی‌الممالک را می‌آورد."},{"sourceId":"hedayat","locus":"برگ ۳۵۹ و ۳۸۵","text":"هدایت جشن تاجگذاری شیراز و نامهٔ مستوفی‌الممالک دربارهٔ عکس تاجگذاری را می‌آورد."},{"sourceId":"qanun-asasi","locus":"متمم، اصل ۳۸ و ۳۹","text":"سن رسیدن به پادشاهی و متن سوگند پادشاه."},{"sourceId":"ghani-reza","locus":"ص ۱۱، ۱۶، ۲۶ و بخش تاجگذاری رضاشاه","text":"غنی کناره‌گیری محمدعلی شاه قاجار، گزینش عضدالملک، داوری دربارهٔ آموزش و منش احمد شاه قاجار و رسم تاجگذاری قاجار را می‌آورد."},{"sourceId":"sykes-history","locus":"ج ۲، ص ۴۳۴ تا ۴۳۵","text":"سایکس بازگشت نایب‌السلطنه برای تاجگذاری و اعلام بی‌طرفی در خطابهٔ تخت را می‌آورد."}],"personIds":["ahmad-person"],"personDeeds":{"ahmad-person":"در ۱۲۹۳ تاج‌گذاری کرد."},"periodId":"collapse-qajar","monarchId":"ahmad-shah","aliases":["تاج‌گذاری احمد شاه قاجار","مجلس سوم"],"context":"نیروهای مشروطه‌خواه در تیر ۱۲۸۸ خورشیدی (۲۴۶۸ شاهنشاهی) تهران را گرفتند و محمدعلی شاه قاجار به سفارت روسیه پناه برد. سیروس غنی، تاریخ‌نگار و نویسندهٔ «ایران و برآمدن رضاشاه»، می‌نویسد که محمدعلی شاه قاجار در ۲۵ تیر ۱۲۸۸ (۱۶ ژوئیهٔ ۱۹۰۹) به سود پسر دوازده‌ساله‌اش، احمد، از پادشاهی کنار رفت. به نوشتهٔ غنی، پادشاه برکنارشده مستمری پذیرفت و زیر نگهبانی سربازان روسی به اودسا رفت. غنی می‌افزاید که بزرگان مشروطه علیرضاخان عضدالملک را، که سالخوردهٔ محترم خاندان قاجار بود، به نیابت سلطنت برگزیدند.\n\nمتمم قانون اساسی، که در ۱۲۸۶ خورشیدی (۲۴۶۶ شاهنشاهی) به تصویب رسیده بود، راه این جانشینی را پیشاپیش گشوده بود. اصل سی و هشتم آن در متن نخستین مقرر می‌کرد که ولیعهد تنها پس از رسیدن به هجده‌سالگی شخصاً کار سلطنت را به دست گیرد و پیش از آن نایب‌السلطنه‌ای به جای او کار کند. اصل سی و نهم نیز هر پادشاهی را پیش از تاجگذاری به حضور در مجلس شورای ملی و ادای سوگندی معین ملزم می‌کرد. از این رو، تاجگذاری احمد شاه قاجار تنها آیینی درباری نبود. این آیین نخستین آزمون عملی اصولی بود که قانون اساسی برای انتقال پادشاهی نهاده بود.\n\nعضدالملک در ۱۲۸۹ درگذشت و مجلس دوم ابوالقاسم‌خان ناصرالملک قراگوزلو را، که دانش‌آموختهٔ کالج بالیول و هم‌دورهٔ سر ادوارد گری، وزیر خارجهٔ بریتانیا، بود، به جای او نشاند. شرح این برگزیدن در مدخل «نیابت سلطنت ناصرالملک» آمده است. غنی داوری تندی دربارهٔ این دو نایب‌السلطنه دارد. به نوشتهٔ او، عضدالملک از پادشاه خردسال کناره می‌گرفت و اثری بر او نگذاشت، و ناصرالملک نیز به آموزش او علاقه‌ای نشان نداد. غنی یادآور می‌شود که احمد شاه قاجار بعدها نزد چند آموزگار، از جمله محمدعلی فروغی (ذکاءالملک)، درس خواند، اما به گمان او این آموزش «اثر آشکاری» نداشت.\n\nناصرالملک بیشتر سال‌های نیابت خود را در اروپا گذراند. سر پرسی سایکس، افسر بریتانیایی و نویسندهٔ «تاریخ ایران»، می‌نویسد که نایب‌السلطنه تنها برای سامان دادن به تاجگذاری پادشاه جوان به ایران بازگشت. در همان سال‌ها، اولتیماتوم روسیه در ۱۲۹۰ مجلس دوم را بسته بود و مورگان شوستر، خزانه‌دار آمریکایی، از ایران رفته بود. شرح این رویداد در مدخل «مأموریت شوستر» آمده است. از آن پس، تا تابستان ۱۲۹۳، ایران سه سال بی‌مجلس ماند.\n\nگزارش‌های هم‌روزگار ایران پیش از تاجگذاری را کشوری درمانده توصیف می‌کنند. سایکس هفت سال میان قرارداد ۱۹۰۷ روس و انگلیس و آغاز جنگ جهانی را سال‌های «تیره‌روزی» ایران می‌خواند. به نوشتهٔ او، روسیه همواره بهانه‌ای برای دخالت تازه می‌جست و بریتانیا، که از تعهد تازه پرهیز می‌کرد، ژاندارمری سوئدی را پشتیبانی می‌کرد و می‌کوشید فرمانروایان کاردانی برای جنوب ایران بیابد. سایکس می‌افزاید که در این سال‌ها بزرگان کشور در جامهٔ حاکم، زمین‌دار مالیات‌گریز و «خورندهٔ» مستمری از کشور بهره می‌کشیدند.\n\nمیرزا یحیی دولت‌آبادی، روزنامه‌نگار، آموزگار و از رهبران حزب اعتدالی، در «حیات یحیی» نیروهای کشور را در آستانهٔ تاجگذاری یک‌به‌یک می‌سنجد. به نوشتهٔ او، نیروی دولت از پادشاهی نابالغ سرچشمه می‌گرفت که چهار سال در انتظار تاجگذاری گذرانده بود. دولت‌آبادی نیروی نظامی دولت را «صفر» می‌داند و می‌نویسد که بریگاد قزاق به روسیه و ژاندارمری به بریتانیا تکیه داشت، هرچند ژاندارمری را «به ایرانی بودن نزدیکتر» از قزاق می‌شمارد. او از فرمانروایی کنسول‌های روس و انگلیس بر کار داخلی ایران نیز گلایه می‌کند.\n\nمحمدتقی بهار، شاعر، روزنامه‌نگار و نمایندهٔ مجلس، در «تاریخ مختصر احزاب سیاسی در ایران» مقاله‌ای از همان روزها را بازمی‌گوید که خود در مشهد نوشته بود. بهار در آن مقاله بسته ماندن پیاپی مجلس، پراکندگی آزادی‌خواهان، تبعید مشروطه‌خواهان پرکار، خزانه‌داری ژوزف مرنار بلژیکی، درنگ در برگزاری انتخابات و پشتیبانی روسیه از صمدخان مراغه‌ای در آذربایجان را نشانه‌های آیندهٔ تیرهٔ ایران می‌شمارد. بهار بر این باور بود که پیروزی حزب اعتدالی بر حزب دموکرات گرهی از کار کشور نمی‌گشاید.","whatHappened":[{"title":"آماده‌سازی و دعوت از رجال","body":"ناصرالملک برای برگزاری تاجگذاری به تهران آمد و پیش از آن انتخابات مجلس سوم را اعلام کرد. بهار می‌نویسد که اعلان انتخابات پیش از رفتن ناصرالملک منتشر شده بود و انتخابات پس از رفتن او نیز ادامه یافت. غنی برگزاری انتخابات را در خرداد ۱۲۹۳ (ژوئن ۱۹۱۴) می‌آورد.\n\nدولت‌آبادی، که در آن هنگام در سوئیس می‌زیست، می‌نویسد که دوستانش در تهران ناصرالملک را واداشتند تا نامه‌ای بنویسد و او را برای شرکت در جشن تاجگذاری به ایران بخواند. به نوشتهٔ دولت‌آبادی، ناصرالملک نامه را چنان نوشت که روشن باشد این دعوت به خواهش دیگران است، تا اگر کار دولت‌آبادی در ایران سامان نیافت زبان گلایه نداشته باشد. دولت‌آبادی با این همه دعوت را بهانه کرد و به ایران بازگشت. او تنگی معاش در اروپا، بیماری همسرش و نگرانی از سرانجام مأموریتش در کنگرهٔ نژادی را از انگیزه‌های خود برمی‌شمارد.\n\nعبدالله مستوفی، دیوانی وزارت مالیه و نویسندهٔ «شرح زندگانی من»، نیز در شمار دعوت‌شدگان بود. مستوفی می‌نویسد که با آنکه هیچ سمت رسمی نداشت، او را به همهٔ مجلس‌های جشن خواندند.\n\nدولت ایران تاجگذاری را فرصتی برای گشودن گرهی از کار روسیه دانست. دولت‌آبادی می‌نویسد که دولتیان به مناسبت تاجگذاری از دربار روسیه سه درخواست کردند. درخواست نخست برکناری صمدخان مراغه‌ای از حکومت آذربایجان بود. روسیه صمدخان را پس از رویدادهای آذر و دی ۱۲۹۰ (شاهنشاهی ۲۴۷۰) بر تبریز گماشته بود و، به نوشتهٔ دولت‌آبادی، او از هیچ ستمی بر مردم، به‌ویژه مشروطه‌خواهان، دریغ نمی‌کرد. درخواست دوم به مهاجران روس بازمی‌گشت که برخلاف عهدنامهٔ ترکمانچای در خاک ایران ملک می‌خریدند. درخواست سوم دست کشیدن کنسولگری‌های روسیه از دخالت در مالیات زمین‌دارانی بود که در منطقهٔ نفوذ روسیه به حمایت آنان پشت گرم بودند.","quotes":[{"original":"I was on duty in the throne-room and saw the ceremony.","translation":"من در تالار تخت پاس می‌دادم و آیین را به چشم دیدم.","speaker":"حسن ارفع","speakerTitle":"افسر گارد در روز تاجگذاری","work":"زیر فرمان پنج پادشاه","workType":"خاطرات","page":"ص ۵۵","date":"۱۳۴۳ خورشیدی (۱۹۶۴ میلادی، سال نشر)","context":"ارفع پس از برشمردن حاضران آیین، که به گفتهٔ او از صد و بیست تن بیشتر نبودند، جایگاه خود را در تالار تخت روشن می‌کند."},{"original":"The crown was heavy, and when the Olema removed their hands it nearly fell off, the Shah being obliged to seize it and to hold it for a few minutes until protocol allowed him to remove it.","translation":"تاج سنگین بود و چون علما دست از آن برداشتند نزدیک بود بیفتد، و پادشاه ناچار شد آن را بگیرد و چند دقیقه نگاه دارد تا آداب درباری اجازهٔ برداشتنش را داد.","speaker":"حسن ارفع","speakerTitle":"افسر گارد در روز تاجگذاری","work":"زیر فرمان پنج پادشاه","workType":"خاطرات","page":"ص ۵۶","date":"۱۳۴۳ خورشیدی (۱۹۶۴ میلادی، سال نشر)","context":"ارفع لحظهٔ گذاشتن تاج قاجار بر سر احمد شاه قاجار را وصف می‌کند."},{"original":"Seeing the foreign military attaches in their brilliant pre-First World War uniforms talking gaily with each other, no one could have imagined that a few weeks later these same officers clad in khaki, feldgrau or bleu horizon would be at each other's throats.","translation":"کسی که وابستگان نظامی بیگانه را در جامه‌های درخشان پیش از جنگ جهانی نخست می‌دید که شادمانه با یکدیگر گفت‌وگو می‌کنند، نمی‌توانست گمان برد که همین افسران چند هفته بعد در جامهٔ خاکی، خاکستری یا آبی افقی گلوی یکدیگر را خواهند فشرد.","speaker":"حسن ارفع","speakerTitle":"افسر گارد در روز تاجگذاری","work":"زیر فرمان پنج پادشاه","workType":"خاطرات","page":"ص ۵۷","date":"۱۳۴۳ خورشیدی (۱۹۶۴ میلادی، سال نشر)","context":"ارفع جشن شبانهٔ سلطنت‌آباد را وصف می‌کند و آن را با جنگی که چند هفته بعد درگرفت می‌سنجد."},{"original":"بیست و هشتم شعبان سال ۱۳۳۲ مطابق روز ولادت سلطان احمد شاه و سال هیجدهم ولادت او و بنابراین روز تاجگذاری رسمی سلطان احمد شاه بود. گذشته از جشن معمولی سلطنت‌آباد در دربار و مجلس شورای ملی هم جشن‌هائی برپا شد.","speaker":"عبدالله مستوفی","speakerTitle":"دیوانی وزارت مالیه و نویسندهٔ «شرح زندگانی من»","work":"شرح زندگانی من، جلد دوم","workType":"خاطرات","page":"ج ۲، برگ ۴۷۰","date":"۳۰ تیر ۱۲۹۳ (۲۴۷۳ شاهنشاهی)","context":"مستوفی، که بی‌سمت رسمی به همهٔ جشن‌ها دعوت شده بود، روز تاجگذاری و جشن‌های آن را یاد می‌کند."},{"original":"در این اوان شاه به حد بلوغ سیاسی رسید و در ۲۷ شعبان ۱۳۳۲ قمری مطابق ۲۰ سرطان تاجگذاری کرد و ناصرالملک سقوط کرد و روز ۱۸ رمضان بدون این‌که نطقی بکند یا شرح کارهای دیرینهٔ خود را بنویسد، مانند کسی که می‌گریزد به فرنگستان گریخت!","speaker":"محمدتقی بهار (ملک‌الشعرا)","speakerTitle":"شاعر، روزنامه‌نگار و نمایندهٔ مجلس","work":"تاریخ مختصر احزاب سیاسی در ایران، جلد اول","workType":"تاریخ‌نگاری","page":"ج ۱، برگ ۴۳","date":"۲۹ تیر و ۱۸ مرداد ۱۲۹۳ (۲۴۷۳ شاهنشاهی)","context":"بهار تاجگذاری را با پایان کار ناصرالملک پیوند می‌دهد و از رفتن نایب‌السلطنه با تندی یاد می‌کند."},{"original":"قوه دولت بعد از خلع محمدعلیشاه این قوه از سلطان احمدشاه نابالغ ناشی بود که مدت چهار سال در انتظار تاج گذاری میگذرانید و اکنون دارد بآرزوی خود میرسد بی آنکه بداند سلطنت چیست و مملکت کدام است.","speaker":"میرزا یحیی دولت‌آبادی","speakerTitle":"روزنامه‌نگار، آموزگار و از رهبران حزب اعتدالی","work":"حیات یحیی، جلد سوم","workType":"خاطرات","page":"ج ۳، ص ۲۶۵","date":"۱۲۹۳ خورشیدی، روزهای پیش از تاجگذاری","context":"دولت‌آبادی نیروهای کشور را در آستانهٔ تاجگذاری می‌سنجد و نیروی دولت را از همه ناتوان‌تر می‌داند."},{"original":"همینکه او با ضدیت مستبدین و تندروان در داخل و اختلاف نظرها در سیاست خارجه توانست مدت چهار سال را بگذراند و تاج سلطنت مشروطه را برسر سلطان احمد شاه قاجار بگذارد قابل تمجید است.","speaker":"میرزا یحیی دولت‌آبادی","speakerTitle":"روزنامه‌نگار، آموزگار و از رهبران حزب اعتدالی","work":"حیات یحیی، جلد سوم","workType":"خاطرات","page":"ج ۳، ص ۲۶۸","date":"۱۲۹۳ خورشیدی","context":"دولت‌آبادی پس از بازگفتن ایرادهای مخالفان ناصرالملک، کارنامهٔ نیابت او را با انصاف می‌سنجد."},{"original":"من خداوند قادر متعال را گواه گرفته بکلام الله مجید و به آنچه نزد خدا محترم است قسم یاد میکنم که تمام هم خود را مصروف حفظ استقلال ایران نموده حدود مملکت و حقوق ملت را محفوظ و محروس بدارم قانون اساسی مشروطیت ایرانرا نگهبان و بر طبق آن و قوانین مقرره سلطنت نمایم.","speaker":"مجلس شورای ملی (متن سوگند پادشاه)","speakerTitle":"قانون‌گذار مشروطه","work":"متمم قانون اساسی، اصل سی و نهم","workType":"سند قانونی","page":"اصل ۳۹","date":"۱۲۸۶ خورشیدی (۲۴۶۶ شاهنشاهی)","context":"این بخشی از سوگندی است که قانون اساسی بر هر پادشاه پیش از تاجگذاری واجب می‌کرد و احمد شاه قاجار آن را در بهارستان خواند."},{"original":"بعدها معلوم شد در جشن تاج گذاری واسموس صحبت سیاسی بمیان آورد و بی نزاکتی کرد و رئیس تلگرافخانه انگلیس نزاکت بخرج داد و بسلامت کیزر جامی نوشید خوشبختانه من سر آن میز نبودم.","speaker":"مهدیقلی‌خان هدایت (مخبرالسلطنه)","speakerTitle":"والی فارس، بعدها رئیس‌الوزرا","work":"خاطرات و خطرات","workType":"خاطرات","page":"برگ ۳۵۹","date":"تیر ۱۲۹۳ خورشیدی","context":"هدایت رنجش کنسول بریتانیا از خود را بازمی‌گوید و ریشهٔ بخشی از آن را در رویداد جشن تاجگذاری شیراز می‌یابد."},{"original":"The Regent only returned to Persia to arrange the coronation of the young Shah, which took place in July 1914, and then again left for Europe. The National Assembly was not summoned until after war had broken out, when the Shah, in his speech from the throne, proclaimed the neutrality of Persia.","translation":"نایب‌السلطنه تنها برای سامان دادن به تاجگذاری پادشاه جوان، که در ژوئیهٔ ۱۹۱۴ برگزار شد، به ایران بازگشت و سپس دوباره به اروپا رفت. مجلس ملی تا پس از آغاز جنگ فراخوانده نشد، و آنگاه پادشاه در خطابهٔ تخت بی‌طرفی ایران را اعلام کرد.","speaker":"سر پرسی سایکس","speakerTitle":"افسر بریتانیایی، فرماندهٔ پلیس جنوب و تاریخ‌نگار","work":"تاریخ ایران، جلد دوم","workType":"تاریخ‌نگاری","page":"ج ۲، ص ۴۳۴ تا ۴۳۵","date":"۱۳۰۹ خورشیدی (۱۹۳۰ میلادی، ویراست سوم)","context":"سایکس تاجگذاری را در گزارش کوتاه خود از ایران پیش از جنگ جهانی نخست می‌آورد."}]},{"title":"آیین تالار تخت","body":"آیین تاجگذاری در تالار تخت کاخ گلستان برگزار شد. حسن ارفع، که بعدها سرلشکر و افسر ارتش شد، در «زیر فرمان پنج پادشاه» می‌نویسد که در تالار تخت پاس می‌داد و آیین را به چشم دید. به نوشتهٔ او، حاضران وزیران کابینه، رئیسان هیئت‌های سیاسی بیگانه، چند تن از علما، چند سرتیپ و مستشاران بلندپایهٔ بیگانه بودند و شمارشان از حدود صد و بیست تن بیشتر نمی‌شد. ارفع آیین را «به هیچ روی پرشکوه» نمی‌داند.\n\nارفع روند آیین را با جزئیات بازمی‌گوید. احمد شاه قاجار وارد شد، به درود حاضران پاسخ داد و یکسره به سوی تخت رفت و بر آن نشست. دستهٔ موسیقی نظامی در باغ سرود ملی را نواخت. سپس دو تن از علما، هر یک از سویی، پیش آمدند و یکی از درباریان تاج را بر بالشی مخملین به آنان سپرد. ارفع تاج قاجار را تاجی بلند وصف می‌کند که سراسر از مروارید پوشیده بود و جقه‌ای الماس‌نشان بر سر داشت. احمد شاه قاجار کلاه پوست بره‌اش را، که الماسی درشت بر پیشانی داشت، برداشت و به یکی از درباریان داد. آنگاه دو عالم تاج را با هم بر سر او نهادند.\n\nتاج سنگین بود. ارفع می‌نویسد که چون علما دست از تاج برداشتند تاج نزدیک بود بیفتد و احمد شاه قاجار ناچار شد آن را با دست بگیرد و چند دقیقه نگاه دارد تا آداب درباری اجازهٔ برداشتنش را داد. سپس احمد شاه قاجار تاج را به یکی از درباریان سپرد و کلاه سیاهش را دوباره بر سر گذاشت. پس از آن درباریان خطابه‌ها و شعرهایی خواندند و توپخانه صد و یک تیر شلیک کرد. احمد شاه قاجار پس از پایان آیین از تخت پایین آمد و از دری کوچک بیرون رفت.\n\nشیوهٔ گذاشتن تاج با رسم پیشین قاجار تفاوت داشت. غنی، در بحث از تاجگذاری رضاشاه پهلوی، می‌نویسد که رایج‌ترین رسم دوران قاجار آن بود که سالخورده‌ترین عضو خاندان تاج را بر سر پادشاه تازه بگذارد. غنی می‌افزاید که برای دویست سال پیش از تاجگذاری رضاشاه هیچ سنت روشنی دربارهٔ شیوهٔ تاجگذاری پادشاهان ایران در دست نبود. گزارش ارفع نشان می‌دهد که در تاجگذاری احمد شاه قاجار دو عالم دینی این کار را بر عهده گرفتند."},{"title":"سوگند در بهارستان","body":"پارهٔ دوم آیین در مجلس شورای ملی گذشت. اصل سی و نهم متمم قانون اساسی پادشاه را ملزم می‌کرد که در حضور نمایندگان مجلس و هیئت وزیران به خداوند، به قرآن و به «آنچه نزد خدا محترم است» سوگند یاد کند. در این سوگند، پادشاه تعهد می‌کرد استقلال ایران را پاس دارد، حدود کشور و حقوق ملت را نگاه دارد، نگهبان قانون اساسی باشد و بر پایهٔ آن فرمان براند.\n\nگزارش ارفع از این پاره در ٔ کتاب آسیب دیده است و تنها بخش‌هایی از آن خوانا مانده است. از بخش خوانا برمی‌آید که احمد شاه قاجار با کالسکهٔ رسمی به بهارستان رفت و مردم در میدان بهارستان، روبه‌روی مجلس، گرد آمده بودند. ارفع می‌نویسد که نزدیک به یک‌چهارم نمایندگان برگزیده جامهٔ روحانی بر تن داشتند. به نوشتهٔ او، چون احمد شاه قاجار بر کرسی خطابه رفت همهٔ حاضران برخاستند، و احمد شاه قاجار متن سوگند را خواند و پیمان بست که قانون اساسی را پاس دارد و برای مردم کار کند. ارفع می‌افزاید که پس از آن احمد شاه قاجار بیرون رفت و آیین پایان یافت.\n\nمجلس سوم در آن روز هنوز گشایش نیافته بود، زیرا انتخابات آن ادامه داشت. سایکس می‌نویسد که مجلس تا پس از آغاز جنگ فراخوانده نشد. منابع این مدخل روشن نمی‌کنند که کدام گروه از نمایندگان برگزیده در آیین سوگند حاضر بودند."},{"title":"جشن سلطنت‌آباد","body":"پارهٔ سوم آیین جشنی شبانه در کاخ تابستانی سلطنت‌آباد بود. ارفع این جشن را با ستایش وصف می‌کند. به نوشتهٔ او، کاخ با تالارهای آینه‌کاری، سقف‌های بلند گنبدی، فرش‌های گران‌بهای ایرانی و حوض‌های کاشی آبی با فواره‌هایی که از جوی‌های روان آب می‌گرفتند، و باغی که در مهتاب افسون‌گر بود، پس‌زمینه‌ای شگفت برای جشن فراهم می‌کرد. ارکستر قزاق والس‌های وینی را در کنار آهنگ‌های روسی و کولی می‌نواخت. جشن بر پایهٔ آداب دربارهای اروپایی سامان یافته بود.\n\nارفع می‌نویسد که گرداگرد حوض بزرگ جلوی کاخ را شمع‌هایی در حباب‌های شیشهٔ رنگین فراگرفته بود و نور آنها در آب می‌تابید. کشتی کوچکی نیز با شمع روشن شده بود و جشن با آتش‌بازی به پایان رسید. ارفع وابستگان نظامی بیگانه را در جامه‌های رنگارنگ پیش از جنگ دید که با یکدیگر شادمانه گفت‌وگو می‌کردند. او یادآور می‌شود که همین افسران چند هفته بعد در جنگی بی‌امان روبه‌روی یکدیگر ایستادند.\n\nمستوفی نیز از جشن‌های همان روز یاد می‌کند. به نوشتهٔ او، گذشته از جشن معمول سلطنت‌آباد، در دربار و در مجلس شورای ملی نیز جشن‌هایی برپا شد. مستوفی روز تاجگذاری را روز زادروز احمد شاه قاجار و آغاز هجدهمین سال زندگی او می‌داند."},{"title":"جشن در شهرستان‌ها","body":"دولت‌آبادی می‌نویسد که تشریفات تاجگذاری در سراسر کشور فراهم آمد. مهدیقلی‌خان هدایت (مخبرالسلطنه)، که آن هنگام والی فارس بود، در «خاطرات و خطرات» از جشن تاجگذاری در شیراز یاد می‌کند. هدایت می‌نویسد که در این جشن واسموس، مأمور آلمانی، به گفت‌وگوی سیاسی پرداخت و رئیس تلگرافخانهٔ انگلیس به سلامتی قیصر آلمان جامی نوشید. هدایت از اینکه خود سر آن میز نبود ابراز خشنودی می‌کند. او بعدها رنجش کنسول بریتانیا از خود را تا اندازه‌ای به همین رویداد نسبت داد. این گزارش نشان می‌دهد که رقابت آلمان و بریتانیا، چند روز پیش از آغاز جنگ، به جشن‌های رسمی ایران نیز راه یافته بود."},{"title":"پاداش‌ها و نخستین موهبت","body":"تاجگذاری با ترفیع‌ها و پاداش‌ها همراه شد. ارفع می‌نویسد که به مناسبت تاجگذاری همراه با دیگر افسران گارد ترفیع یافت و با ستارهٔ طلایی دوم بر یقه به درجهٔ ستوان یکمی رسید. به نوشتهٔ او، پس از به دست گرفتن کار سلطنت به دست احمد شاه قاجار کابینه می‌بایست استعفا می‌داد، و پدرش به ریاست هیئتی برگزیده شد که تاجگذاری را به دربارهای اروپا اعلام کند.\n\nهدایت نیز از پاداشی ویژه یاد می‌کند. او متن نامهٔ میرزا حسن‌خان مستوفی‌الممالک، رئیس‌الوزرای وقت، را به تاریخ ۲۰ آبان ۱۲۹۳ (۲۴۷۳ شاهنشاهی) می‌آورد. مستوفی‌الممالک در این نامه از کار هدایت در برقراری امنیت فارس ستایش می‌کند و می‌نویسد که احمد شاه قاجار یک قطعه عکس خود را، که در روز تاجگذاری برداشته شده بود، با دستخط خود به هدایت بخشیده است. به نوشتهٔ مستوفی‌الممالک، این نخستین موهبتی بود که احمد شاه قاجار پس از تاجگذاری به کسی بخشید و تا آن روز هیچ‌یک از رجال آن را نیافته بود. میرزا قاسم‌خان، از بزرگان شیراز، عکس را برای هدایت برد."},{"title":"پاسخ روسیه","body":"درخواست‌های دولت از روسیه نتیجهٔ چندانی نداد. دولت‌آبادی می‌نویسد که روسیه تنها درخواست نخست را، که به گمان او اهمیتی نداشت، پذیرفت و دو درخواست دیگر را رد کرد. به نوشتهٔ دولت‌آبادی، دولت پاسخ ناخوشایند روسیه را در روزهای جشن پنهان نگاه داشت و پس از آن آشکار کرد. رسیدن این پاسخ در افکار عمومی اثر بدی گذاشت و مردم میرزا حسن‌خان وثوق‌الدوله، وزیر خارجهٔ وقت، را، که به داشتن رابطهٔ ویژه با سفارت روسیه متهم بود، مقصر شمردند."},{"title":"رفتن ناصرالملک","body":"نیابت سلطنت با تاجگذاری پایان یافت و ناصرالملک از کار کنار رفت. بهار با لحنی تند می‌نویسد که ناصرالملک در ۱۸ مرداد ۱۲۹۳ (۲۴۷۳ شاهنشاهی)، بی‌آنکه سخنرانی کند یا شرح کارهای خود را بنویسد، «مانند کسی که می‌گریزد» به اروپا رفت. دولت‌آبادی دربارهٔ همین رفتن داوری نرم‌تری دارد. به نوشتهٔ او، شتاب ناصرالملک در برگزاری تاجگذاری تنها برای صلاح کشور نبود و او می‌خواست جان خود را رهایی بخشد و به آسودگی به اروپا برود. با این همه، دولت‌آبادی همین کار ناصرالملک را در داوری تاریخ «قابل تمجید» می‌شمارد.\n\nپس از رفتن ناصرالملک، مستوفی‌الممالک ریاست دولت را بر عهده گرفت. دولت‌آبادی می‌نویسد که سیاست دولت تازه بر بی‌طرفی در جنگ استوار بود."},{"title":"آغاز جنگ","body":"جنگ جهانی نخست چند روز پس از تاجگذاری آغاز شد. ارفع می‌نویسد که در تابستان ۱۲۹۳ خبر کشته شدن فرانتس فردیناند، ولیعهد اتریش، به ایران رسید، اما کمتر کسی پیامدهای آن را دریافت. به نوشتهٔ او، مردم ایران بیشتر نگران دگرگونی‌هایی بودند که از بالغ شدن احمد شاه قاجار و کناره‌گیری ناصرالملک برمی‌خاست. مستوفی آغاز جنگ را ۱۴ مرداد ۱۲۹۳ (۲۴۷۳ شاهنشاهی) می‌آورد و می‌نویسد که روسیه و بریتانیا با آغاز جنگ نگاه خود را به میدان جنگ دوختند و پیشبرد سیاست منطقه‌های نفوذ را موقتاً کنار گذاشتند.\n\nارفع می‌نویسد که اعلام جنگ همهٔ برنامه‌های خانواده‌اش را دگرگون کرد. مأموریت پدرش برای اعلام تاجگذاری به دربارهای اروپا لغو شد. خود ارفع با این همه، در امرداد همان سال، برای آموزش در آموزشگاه سواره‌نظام سومور به فرانسه رفت. ارفع همچنین می‌نویسد که دولت ایران پس از آغاز جنگ در یادداشتی به دولت‌های درگیر بی‌طرفی خود را اعلام کرد و خواستار بیرون رفتن سپاهیان آنان از خاک ایران شد. به نوشتهٔ ارفع، این اعلام بی‌طرفی، با ماندن سپاه روسیه در شمال و آذربایجان، بی‌معنا ماند. شرح این رویداد در مدخل «بی‌طرفی ایران در جنگ جهانی نخست» آمده است."},{"title":"دیدگاه‌ها","body":"سرلشکر حسن ارفع، که از دیدگاه افسری وفادار به تاج و تخت می‌نویسد، تاجگذاری را با همدلی وصف می‌کند. او سادگی آیین تالار تخت را بی‌پرده بازمی‌گوید، اما جشن سلطنت‌آباد را با ستایش وصف می‌کند. ارفع از ماجرای افتادن تاج نیز با لحنی بی‌طرفانه یاد می‌کند و از آن داوری سیاسی بیرون نمی‌کشد. گزارش او ارزشمندترین گزارش دست‌اول از این آیین است.\n\nمیرزا یحیی دولت‌آبادی با بدبینی به تاجگذاری می‌نگرد. او احمد شاه قاجار را پادشاهی می‌داند که به تخت رسید «بی آنکه بداند سلطنت چیست». دولت‌آبادی شور مردم را «سراب امید» می‌خواند و بر این باور است که با خزانهٔ تهی، دولت ناتوان و دخالت بیگانگان تاجگذاری گرهی از کار کشور نمی‌گشاید. او با این همه گزارش دیدگاه‌های گوناگون مردم را نیز می‌آورد. به نوشتهٔ او، گروهی سود خود را در آن می‌دیدند که احمد شاه قاجار خود کار پادشاهی را به دست گیرد و گروهی دیگر، از سر سودجویی یا میهن‌دوستی، پایان نیابت ناصرالملک را می‌خواستند. این گروه دوم سیاست ناصرالملک را محافظه‌کارانه، ترسان از بیگانگان و پشتیبان مرنار بلژیکی می‌دانستند. دولت‌آبادی داوری دربارهٔ ناصرالملک را با انصاف به پایان می‌برد: به باور او، نایب‌السلطنه با همهٔ کاستی‌ها چهار سال کشور را نگاه داشت و تاج مشروطه را بر سر احمد شاه قاجار نهاد.\n\nمحمدتقی بهار تاجگذاری را در چارچوب کشمکش حزب‌ها می‌سنجد. او بر این باور است که اگر انتخابات مجلس سوم در زمان ناصرالملک پایان می‌یافت شاید اثری از حزب دموکرات در مجلس نمی‌ماند. به نوشتهٔ بهار، جنگ جهانی دموکرات‌ها را نجات داد. بهار از ناصرالملک با تندی یاد می‌کند، اما دربارهٔ خود احمد شاه قاجار در این بخش داوری منفی نمی‌آورد.\n\nعبدالله مستوفی تاجگذاری را رویدادی آرام و شادمانه وصف می‌کند و از جشن‌های همزمان در دربار، مجلس و سلطنت‌آباد یاد می‌کند. توجه او بیشتر به کشمکش با مرنار و خزانه‌داری است و تاجگذاری در گزارش او پس‌زمینهٔ این کشمکش است.\n\nسیروس غنی از احمد شاه قاجار داوری تندی دارد. به نوشتهٔ او، خاطرات تلخ کودکی و برکناری و تبعید پدر، احمد شاه قاجار را مردی بدبین و بی‌علاقه به کشور ساخت و دلمشغولی اصلی او گردآوری ثروت شد. غنی این داوری را بیشتر بر گزارش‌های دیپلمات‌های بریتانیایی بنا می‌کند. او خود یادآور می‌شود که جواد شیخ‌الاسلامی، تاریخ‌نگار، در «سیمای احمدشاه قاجار» بسیاری از نوشته‌های بدگویانه دربارهٔ احمد شاه قاجار را بررسیده و رد کرده است. از این رو، داوری غنی را باید در کنار این پژوهش سنجید.\n\nسر پرسی سایکس تاجگذاری را تنها در یک جمله و در فهرست رویدادهای سال‌های پیش از جنگ می‌آورد. به نوشتهٔ او، احمد شاه قاجار در خطابهٔ گشایش مجلس سوم بی‌طرفی ایران را اعلام کرد. داوری سایکس دیدگاه افسری بریتانیایی است که دوران پیش از جنگ را با تکیه بر کاستی‌های بزرگان ایران و فشار روسیه توصیف می‌کند."}],"aftermath":"تاجگذاری احمد شاه قاجار دوران نیابت سلطنت را به پایان برد و پادشاهی مشروطه را به پادشاهی بالغ سپرد. این نخستین بار بود که پادشاهی ایران پیش از به دست گرفتن کار سلطنت در مجلس به قانون اساسی سوگند می‌خورد. این آیین پیوند پادشاهی و مشروطه را دست‌کم در صورت قانونی استوار کرد.\n\nجنگ جهانی نخست چند روز پس از تاجگذاری آغاز شد و ایران با همهٔ اعلام بی‌طرفی به میدان جنگ روسیه، عثمانی و بریتانیا بدل شد. مجلس سوم در آذر ۱۲۹۳ گشایش یافت، اما یک سال بعد با مهاجرت گروهی از نمایندگان به قم و کرمانشاهان از هم پاشید. شرح این رویداد در مدخل «دولت موقت ملی در کرمانشاهان» آمده است.\n\nپادشاهی احمد شاه قاجار با جنگ، قحطی، دخالت بیگانگان و پیمان ۱۹۱۹ گره خورد. احمد شاه قاجار، به گواهی منابعی که در مدخل «قرارداد ۱۹۱۹ ایران و انگلیس» آمده است، از پشتیبانی آشکار از آن پیمان سر باز زد. سرانجام، پس از کودتای ۱۲۹۹ و برآمدن سردار سپه، پادشاهی قاجار برافتاد. غنی گفت‌وگوهای دیپلمات‌های بریتانیایی را دربارهٔ برکناری خاندان قاجار در آستانهٔ این دگرگونی بازمی‌گوید. تاجگذاری ۱۲۹۳ بدین سان واپسین تاجگذاری خاندان قاجار ماند. غنی می‌نویسد که برگزارکنندگان تاجگذاری رضاشاه پهلوی، به دلیل نبود سنتی روشن، آیین را بر پایهٔ گزارش‌هایی که از هیئت‌های سیاسی بیگانه دربارهٔ تاجگذاری کشورهایشان خواستند و تا جایی که با سنت ایرانی سازگار بود طراحی کردند."}